|
تهران |
بزرگترین شهر و پایتخت کشور ایران با جمعیت ۷،۷۰۵،۰۳۶ نفر و مساحت ۷۳۰ کیلومتر مربع است که به همراه توابع خود (استان تهران)، جمعیتی برابر ۱۳،۲۷۳،۰۰۹ نفر و مساحتی برابر ۱۸،۸۱۴ کیلومتر مربع دارد.[۳][۴]
تهران در قدیم روستایی نسبتا بزرگ بود که بین شهر بزرگ و معروف آن زمان، شهر ری و کوهپایههای البرز قرار داشت. اولین بار نام آن در ذکر زندگینامه ابوعبدالله حافظ تهرانی متولد ۱۹۰ ق. آمده است. این منطقه در زمان سلسله صفوی به علت اینکه بقعه امامزاده سید حمزه جد اعلای صفویه در نزدیکی حرم شاهزاده عبدالعظیم قرار داشت و تهران نیز دارای باغهای خوش آب و هوا بود، مورد توجه قرار گرفت. در سال ۹۶۱ ق. شاه تهماسب نخستین باروی تهران را احداث نمود. کریمخان زند به مدت ۴ سال تهران را مرکز حکومت خود قرار داد و در محوطه ارگ بناهای جدیدی احداث نمود. آغا محمدخان در سال ۱۲۰۰ ق. برابر نوروز ۱۱۶۴ خ. تهران را به پایتختی برگزید و در همین شهر تاجگذاری کرد. با گزینش این شهر به پایتختی روند گسترش کمی و کیفی آن متحول شد و در مدت ۲۲۰ سال جمعیت آن از حدود ۱۵۰۰۰ نفر در سال ۱۱۶۴ خ. به بیش از ۷ میلیون نفر در سال ۱۳۸۴ رسید و وسعتش از حدود ۴٫۴ کیلومتر مربع به بیش از ۷۳۰ کیلومتر مربع افزایش یافت.[۵]
شهر تهران در کوهپایههای جنوبی رشته کوه البرز در حد فاصل طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۲ دقیقه شرقی تا ۵۱ درجه و ۳۶ دقیقه شرقی، به طول تقریبی ۵۰ کیلومتر و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه شمالی تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقه شمالی به عرض تقریبی ۳۰ کیلومتر گسترده شده است. ارتفاع شهر در شمالیترین نقاط به ۱۸۰۰ متر و در جنوبیترین نقاط به ۱۰۵۰ متر از سطح دریا میرسد. تهران از شمال به نواحی کوهستانی و از جنوب به نواحی کویری منتهی شده در نتیجه در جنوب و شمال دارای آب و هوایی متفاوت است. نواحی شمالی از آب و هوای سرد و خشک و نواحی جنوبی از آب و هوای گرم و خشک برخوردارند.[۵]
ساختار اداری ایران در تهران متمرکز شده است. تهران به ۲۲ منطقه و ۱۱۲ ناحیه (شامل ری و تجریش) تقسیم شده است. نماد شهر تهران برج آزادی است. برج میلاد نیز نماد دیگر آن به حساب میآید.[۶]
مجموعه فرهنگی-تاریخی سعدآباد در شمالیترین، مرتفعترین و خوش آب و هواترین محله تهران، در مساحتی حدود ۳۰۰ هکتار واقع شدهاست. این مجموعه دارای حدود ۱۸۰ هکتار جنگل طبیعی، چشمه سارها، باغستانها، گلخانهها و خیابانهای پوشیده از درخت و گل است. رودخانه جعفر آباد از وسط محوطه کاخ میگذرد. در این مجموعه حدود ۱۹ کاخ و موزه با تأسیسات جنبی گوناگون ساخته شده است.
فهرست کاخ-موزه های موجود در مجموعه سعدآباد
توضیح کوچک: سعدآباد که از شمال با کوههای البرز,از مشرق با گلابدره, از مغرب با ولنجک و از جنوب با تجریش همسایگی دارد, در زمان قاجار, محل استقرار و سکونت تابستانی شاهان این سلسله بوده است.پس از کودتای 1299, در وسعتی تازه و الحاق باغ های مختلف, به اقامتگاه تابستانی رضاخان اختصاص یافته,کاخ و کوشک هایی به مناسبت و ضرورت های گوناگون در جایجای این پهنه ی برتافته از درختان کهن و سپیدار و سرو, به فاصله ای از بازمانده بناهای قاجار سر برآورده که طی سالیان به چهارده کاخ کوچک و بزرگ, هرکدام به سبک و شیوه ای در معماری رسیده است. حاج آقا رضا رفیع در خاطرات خود می نویسد:" من سعدآباد را از ابوالفتح سردار اعظم- پسر بانو عظمی خواهر ظلل السلطان به مبلغ چهارصد هزارتومان با مهر حاج آقا نورا… و کلباسی برای رضاخان سردار سپه خریداری کردم. سعدآباد که من آن موقع خریداری کردم به این بزرگی نبود و وسعت آن هشت هزار متر کنار رودخانه با عمارت حالیه ملکه مادر بود. البته بعد از خریداری سعدآباد از سردار اعظم, تپه علی خان والی را از پدر سرتیپ والی به مبلغ هفت هزار تومان خریداری نمودم و این تپه همان تپه ای است که کاخ شهوند را رضا خان بر روی آن بنا کرد و مادر شاهپور عبدالرضا(عصمت دولتشاهی)در آن کاخ می نشست. از باغ هایی که اراضی آنها داخل اراضی سعدآباد شد,باغ آقامحمد جواد گنجه ای است که جزء جعفرآباد بود, از باغ امام جمعه هم مقدار زیادی داخل باغ سعدآباد شد و خانه های جنوبی سعدآباد که مربوط به دوره قاجار بود از نصیرالدوله خریداری گردید و در زمان پهلوی اول به عنوان سربازخانه سعدآباد مورد استفاده قرار می گرفت.سپس باغ های دیگری در اطراف سعدآباد از جمله باغ های سالار جنگ, سپهبد امان ا… میرزا, مستوفی الممالک,شکرا… قوام الدوله, همدم السلطنه خواهر مستوفی و محمود بدر(به فتح باء و کسر دال)خریداری و جزو سعدآباد گردید.رضاشاه درآن زمان در میان درختان چنار سعدآباد چادری می زد و گاهی هم زیر آن پذیرایی می کرد. در زمان پهلوی اول, سراسر باغ سعدآباد از رودخانهء دربند مشروب می شد.رضاشاه آب رودخانهء دربند را خریداری کرد و به آبیاری این باغ اختصاص داد ولی پهلوی دوم دوازده ساعت از آب رودخانه را به رعایا بخشید و چون آب این رودخانه برای آبیاری سعدآباد کافی نبود از دوازده رشته قنات های قدیمی و جدیدالاحداث استفاده گردید. فهرستی از کاخ-موزه های موجود در مجموعه سعدآباد را در زیر مشاهده می کنید. لازم به ذکر است، که مراحل نهایی افتتاح دو موزه با عنوان های موزه یادمان و مجموعه موزه های سیار (قابل حمل) مجموعه سعدآباد، در حال اجرا است. درهای باغ سعدآباد 1- در نظامیه که رضاشاه بیشتر از این در وارد سعدآباد می شد. 2- در زعفرانیه 3- در خیابان دربند که محمدرضا شاه بیشتر از این در وارد کاخ می شد. 4- در میدان دربند 5و6- دو در در جعفرآباد 7- در رودخانه 8- در کاخ سفید قنات ها:
1- هراش آب (به فتح هاء).
2- قنات قوام الدوله.
3- قنات کاخ سنگی
4- قـــــات جعــــفرآبـــاد.
5- قـــنات آب نـما.
6- قنات کاخ سفید.
7 و8-قنات های دفتر مخصوص .9- قنات جوادیه. 10- قنات گلخانه 11 - قنات کاخ شمس. 12- قنات خوابگاه
این کاخ از بناهای دوران پهلوی دوم، از جمله زیباترین ساختمان های مجموعه می باشد، که منزل مسکونی بهمن، پسر غلامرضا پهلوی بوده است. این ساختمان، مجاور موزه مردم شناسی و در کنار درب شمالی دربند قرار دارد. این ساختمان، از سال ۱۳۸۲ به بعد، به دفتر
کاخ احمد شاهی
این کاخ، قدیمی ترین کاخ موجود در مجموعه سعد آباد می باشد، که در اواخر سلطنت احمد شاه قاجار و از سال ۱۲۹۷، ساخت آن آغاز و در هنگام وزارت جنگی رضا شاه ساخت بنای آن به پایان رسید. پس از انقلاب، از این محل به عنوان مرکز بسیج خواهران استان تهران استفاده می شده است که قرار است این محل پس از بازپس گیری از بسیج، بازسازی و آماده بازدید عمومی شود. این کاخ، در حال حاضر غیر قابل بازدید می باشد.
این کاخ، در سمت غرب موزه هنر های زیبا قرار دارد. این کاخ، در سال های اولیه بعد از انقلاب ایران، به عنوان موزه تاریخ طبیعی استفاده می شده است ولی در حال حاضر، در اختیار نهاد ریاست جمهوری ایران می باشد، و غیر قابل بازدید است.
ساختمان جمهور (کاخ ملکه مادر)
این کاخ، در دوران پهلوی، محل آخرین سال های زندگی رضا شاه قبل از تبعید به جزیره موریس، و محل زندگی مادر شاه (تاج الملوک) تا دوران انقلاب اسلامی ایران، بوده است. این کاخ، در حال حاضر، در اختیار نهاد ریاست جمهوری ایران، و مخصوص اقامت مهمانان ویژه دولت ایران می باشد، و به این جهت، به ساختمان جمهور مشهور گردیده است. این کاخ، در حال حاضر غیر قابل
کاخ-موزه سبز (قصر سنگی، کاخ شهوند، کاخ رضا شاه پهلوی)
یکی از زیباترین کاخ های سلطنتی موجود در ایران می باشد که در نقطه ای مرتفع، در شمال غربی مجموعه سعدآباد قرار دارد. این کاخ، در ابتدا به صورت ساختمانی نیمه تمام بود که به شخصی به نام علیخان تعلق داشت و نپه ای که ساختمان روی آن واقع شده بود به همین نام معروف بود. رضا شاه، پس از اینکه ساختمان واقع بر این تپه را از علیخان خریداری کرد، کاخ کنونی را بنا نهاد و کار ساخت و تکمیل آن از زمان وزارت جنگی او تا اوایل سلطنتش ( سالهای ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۷ خورشیدی) به طول انجامید. سرانجام، این کاخ با تلاش هنرمندان و معماران ایرانی، پس از هفت سال کار، در دو طبقه (زیر زمین و همکف) بنا گردید. رضا شاه از طبقه همکف به عنوان محل زندگی و دفتر کار خود، و از زیر زمین به عنوان انباری استفاده می کرد. این کاخ، به دلیل استفاده از سنگ های سبز معدنی کمیاب خمسه زنجان در نمای خارجی آن، به قصر سنگی نیز معروف است. ملات سنگ ها، از جنس سرب است و مانع شکستن آنها در اثر انقباض و انبساط می شود. در اصلی کاخ، از سمت شمال غربی به سمت کوه های مرتفع البرز باز می شود. سر در و ستون های ورودی کاخ، نیز از جنس سنگ مرمر خراسان، و ترکیب و تلفیقی از نقوش و موتیف های هنر ایرانی و اروپایی است. با بازسازی و مرمت کاخ، قصر سنگی به کاخ شهوند معروف گردید و پس از انقلاب ایران، به کاخ سبز تغییر نام داد. گچبری ها و آیینه کاری های ظریف و زیبای درون کاخ، کار دست هنرمندان ایرانی ناشناس است. تذهیب دیوار ها، اثر استاد حسین بهزاد، و خاتم کاری ها، حاصل کار گروهی کارگاه استاد صنیع خاتم است. مساحت زیربنای کاخ، در دو طبقه، ۱۲۰۳ متر مربع می باشد و معمار آن، میرزا جعفر کاشی معروف به معمارباشی بوده است. یکی از زیبا ترین قسمت های این کاخ، تالار آیینه است. روی تمامی آیینه ها با گل هایی از گچ تزئین شده و با قالی مشهد ۷۰ متری زیبایی، که اثر عبدالمحمد عمواغلی است، فرش شده است. در این تالار، یک دست مبل گوبلن کار دست، مربوط به دوره قاجار می باشد. میز وسط تالار، کار کشور فرانسه و متعلق به قرن ۱۸ میلادی است. پرده ای نقره فام به چوب پرده ای منبت کاری شده، پنجره تالار را مزین کرده است. از ویژگی های این تالار، همخوانی نقش وسط فرش، با طرح سقف است. آیینه کاری های سقف با طرح قندیل، کار هنرمندان ایرانی است. از دیگر وسایل با ارزش این کاخ، می توان به مجسمه ها و مبل های دوره لویی شانزدهم، و نیز دو میز کنسول مربوط به دوره ناپلئون اشاره کرد.
کاخ-موزه سفید (کاخ ملت، کاخ شاه پهلوی)
این کاخ، بزرگترین کاخ موجود در مجموعه کاخ سعدآباد است، که به علت رنگ سفید نمای آن، به کاخ سفید شهرت یافته است. این بنا، علاوه بر آنکه اختصاص به امور اداری و تشریفاتی دوران پهلوی دارد، اقامتگاه تابستانی شاه و همسرش فرح، به حساب می آمد. این کاخ، شامل ۵۴ واحد مختلف از جمله ۱۰ تالار تشریفاتی می باشد که وسیع ترین آن، تالار کاخ می باشد که سفره خانه ای به مساحت ۲۲۰ متر مربع دارد. بنای کاخ، به دستور رضا شاه، در سال ۱۳۱۰ خورشیدی آغاز گردید و در سال ۱۳۱۵ خورشیدی به پایان رسید. نقشه کاخ، اثر مشترک مهندس خرسندی و مهندس بوزیس روسی می باشد. گچ بری های زیبا و ظریف درون کاخ، کار استادانی چون غلامرضا پهلوان، عبدالکریم شیخان، حسین کاشی و رضا ملائکه است. سنگ های مرمر سرسراها، از معادن شهرهای یزد و تربت حیدریه تهیه شده و سنگ فرش کف ها، توسط استاد لرزاده انجام شده است. نمای بیرونی کاخ، به سبک ایرانی-رومی است، که چهار ستون اصلی بزرگ در چهارسوی سرسرا و چهار نورگیر، در اطراف سقف مرکزی می باشد. پرده های بزرگ نقاشی رنگ روغن، با موضوع داستان های شاهنامه که در اطراف نورگیر سرسرای طبقه اول است، استاد حسین بهزاد و شاگردانش، در سال ۱۳۲۰ خورشیدی به پایان رساندند. تالار های بزرگ تشریفاتی کاخ، به سبک اشرافی فرانسه تزئین گردیده است. از با ارزش ترین آثار این گنجینه، فرش های نفیسی است که نهایت ذوق و هنر بافندگان هنرمندان ایرانی را نشان می دهد. بزرگترین فرش این کاخ، ۱۴۵ متر مربع و ۱۴۰ رج می باشد که با نقش مایه شمسه و قندیل، زینت بخش سفره خانه است. در سرسرای طبقه همکف، مجموعهای از سفالینههای ایران، از هزاره چهارم پیش از میلاد تا سده هفتم هجری و همچنین کریستالهایی از دوره قاجار نگهداری می شود. پوشش دیوار تالارها، از پارچههای نفیس ابریشم، اطلس و تافته است. لوسترهای ساخت ایتالیا، فرانسه و چک-اسلواکی، روشنایی بخش تالارهای وسیع این کاخ است، که بزرگترین آن، دارای ۱۰۸ شاخه است. سه چلچراغی که تالار سفره خانه طبقه اول را روشن می کند و همچنین میز تحریر موجود در این سفره خانه، متعلق به ماری آنتوانت، ملکه فرانسه است. کاخ سفید، در زمینی به مساحت ۲۱۶۴ متر مربع، در دو طبقه، در زیر بنایی در حدود ۵۰۰۰ متر مربع، ساخته شده است.
موزه آب (دفتر رئیس تشریفات کاخ، دفتر مسئول حفاظت ارتش)
این موزه، در بخش مرکزی مجموعه سعد آباد، قرار دارد. ساختمان موزه، متعلق با دوران قاجاریه و پهلوی دوم، و شامل دو بخش اصلی و فرعی است. بخش فرعی این ساختمان، دفتر مخصوص محمدرضا پهلوی بود، که در زمان پهلوی دوم ساخته شد، که برای پذیرایی از مقامات درباری و مراجعین شاه استفاده می شد، پس از تخلیه، این دو ساختمان به تیمسار کسرایی (مسئول حفاظت ارتش ) واگذار شد. در این موزه، اسناد و مدارک مربوط به آب (مانند دفترچه میراب، وقف نامه ها)، ابزار و ادوات مربوط به آب (مانند فنجان آبی، ساعت آبی، لوازم حفر چاه و قنات) و تندیس های گوناگونی از دانشمندان آب شناس و تندیس میراب نگهداری می شوند.
موزه استاد بهزاد (کاخ کرباس، کاخ ولیعهدی)
موزه مینیاتور اسناد حسین بهزاد، در بخش مرکزی مجموعه سعد آباد قرار دارد. ساختمان این موزه، متعلق به اواخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی است. در دوران پهلوی این موزه، به کاخ کرباس معروف بوده که به عنوان استراحتگاه و محل کار رضا شاه استفاده می شده، و در دوران شاه، به عنوان کاخ ولیعهدی، مورد استفاده شاهزاده رضا پهلوی، در دوران کودکی و نوجوانی او، بوده است. این موزه، پس از بازسازی و مرمت، در سال ۱۳۷۳ خورشیدی، و به مناسبت صدمین سالگرد تولد استاد بهزاد، افتتاح گردید. این موزه، دارای پنج سالن می باشد و از زیر زمین این موزه، به عنوان نمایشگاه و محل آموزش، استفاده می گردد.
موزه برادران امیدوار (کالسکه خانه قجری)
این موزه، در بخش شمال غربی مجموعه سعد آباد، واقع شده و ساختمان آن، متعلق به دوران قاجار است. این موزه، شامل ۴ اتاق با نمای آجری قرمز رنگ و گچ بری های زیبا می باشد، که کالسکه خانه و استراحتگاه سورچی ها بوده است. این ساختمان، در سال ۱۳۸۱ بازسازی و در مهر ماه ۱۳۸۲، در هفته جهانگردی، به نام اولین جهانگردان ایرانی معاصر، افتتاح گردید. برادران امیدوار، پس از سه سال مطالعه، در سال ۱۳۳۳، با مبلغی در حدود ۹۰ دلار، از زادگاه خود، سفرشان را آغاز کردند.
موزه چهره های ماندگار (کاخ ملکه توران امیرسلیمانی، همسر رضا شاه پهلوی)
عمارت چهره های ماندگار، از جمله بناهای دوره قاجاری در مجموعه سعد آباد است، که رضا شاه بعد از استقرار در تپه علیخان و پس از ساختن کاخ سبز، آن را آراسته به مجموعه سلطنتی نمود. این عمارت و ساختمان جنوبی آن که اکنون موزه استاد فرشچیان را در خود جای داده، مجموعه دو عمارت اندرونی و بیرونی یک باغ بوده اند. عمارت بیرونی (موزه استاد فرشچیان) مشتمل بر یک ساختمان ییلاقی است و از سه سو به ایوانهای سر پوشیده منتهی می شود و در قسمت جنوبی قرار دارد، و عمارت اندرونی (موزه چهره های ماندگار) در قسمت شمالی قرار گرفته و از دو سوی شمال و غرب به ایوان های ستون دار منتهی می گردد. از جهت ظرافت های معماری، عمارت بیرونی دارای نفاست بیشتری است و عمارت اندرونی ساده تر به نظر می آید. این دو عمارت پس از تملک توسط رضا شاه، به عنوان کاخ اختصاصی ملکه توران امیرسلیمانی (همسر سوم رضا شاه و مادر غلامرضا پهلوی) اختصاص یافت. عمارت بیرونی، محل سکونت ملکه بوده و در عمارت اندرونی، خدمه ایشان مستقر بودند. سپس، تا قبل از پیروزی انقلاب ایران، کاخ ها به نظامیان نزدیک محمد رضا پهلوی که در سعد آباد ساکن بودند اختصاص یافت. در محوطه این موزه، تصویر و زندگی نامه کوتاهی از چهره های ماندگار ایران در رشته های مختلف، به همراه چند تندیس از دانشمندان ایرانی قرار دارد. این موزه در اکثر روز های سال تعطیل می باشد.
موزه خط و کتابت میرعماد (کاخ فرحناز و علیرضا)
این موزه، در بخش مرکزی مجموعه سعد آباد، قرار دارد. بنای این موزه، به دلیل شباهت به ساختمان های اواخر دوره قاجار و اوایل دوران پهلوی، به معماری دوره انتقال تعلق دارد. ساختمان موزه، دو طبقه دارد، که محل سکونت دو تن از فرزندان شاه (فرحناز و علیرضا) بود. پس از انقلاب ایران، ساختمان مذکور، به نمایش آثار خطی، اختصاص یافت، که سرانجام در سال ۱۳۷۶ خورشیدی، به نام مشهور ترین استاد خوشنویسی قرن ۱۱ هجری قمری، یعنی میرعماد حسنی، تغییر نام یافت.
موزه صنایع دستی (موزه ظروف، موزه الواح تاریخی، کاخ اشرف پهلوی)
این موزه، در شرق مجموعه سعد آباد قرار دارد. این بنا، به مساحت ۲۶۰۰ متر مربع، به دستور رضا شاه، و توسط مهندس فرمانفرمائیان، با زیر بنای ۱۸۰۰ متر مربع طراحی، و در دو طبقه در طی سال های ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۸ خورشیدی، ساخته شد. نمای خارجی ساختمان، از سنگ تیشه ای بوده که در سال ۱۳۵۰ خورشیدی، به دستور اشرف، باز سازی و توسعه داده شد، و پس از آن، نما با سنگ مرمر سفید، پوشیده شد و تا سال ۱۳۵۷ خورشیدی، مورد استفاده اشرف قرار گرفت. این بنا در طی سال های ۱۳۷۲ تا آذر ماه ۱۳۸۵ خورشیدی، به عنوان موزه ظروف، و همچنین موزه الواح تاریخی، فعالیت کرد، و در دی ماه سال ۱۳۸۵ خورشیدی، پس از انتقال اشیا موزه صنایع دستی به این ساختمان، به موزه صنایع دستی، اختصاص یافت.
موزه مردم شناسی (کاخ شمس پهلوی)
این موزه، دربرگیرنده مجموعه کاملی است، از سیر فرهنگ و راه و روش زندگی انسان، و آئینه تمام نمایی است، از تحولات مختلف در تمامی جنبه های زندگی انسان، که در طی ادوار گوناگون حادث گردیده است. ساختمان موزه مردم شناسی، کاخ سابق شمس پهلوی بوده، که در ضلع شمال غربی مجموعه سعد آباد واقع گردیده است. پایه بنا در سال ۱۳۱۴ خورشیدی نهاده شد و ساخت آن تا سال ۱۳۱۸ خورشیدی به طول انجامید. ساختمان با مساحت تقریبی ۲۶۰۰ متر مربع، شامل دو طبقه و یک زیر زمین می باشد. معماری بنا از سبک معماران اروپایی، به ویژه آلمانی، الگو برداری گردیده و از معماری ایرانی در دوره ساسانی، نیز در قسمت های تزئینات فوقانی نمای بیرونی بنا، بهره گرفته است.
موزه مینیاتور استاد آبکار (کاخ لیلا پهلوی)
موزه کلارا آبکار، در بخش مرکزی مجموعه سعد آباد، قرار دارد. این ساختمان، اقامتگاه تابستانی لیلا پهلوی ، کوچکترین دختر محمدرضا پهلوی بود، که جدیدترین ساختمان مجموعه، نیز به حساب می آید. ساختمان مذکور، در سال ۱۳۷۳ خورشیدی، با تلاش سازمان میراث فرهنگی، به مناسبت روز جهانی موزه، به عنوان موزه مینیاتور آبکار، افتتاح گردید. بخشی از موزه، به تابلوهایی از او، که شامل آثار مردم شناسی، زیورآلات و پارچه های ترمه می شود، اختصاص دارد. بخشی دیگر، مربوط به آثار لاکی است، که بیانگر تنوع و علاقه مندی او به رشته های مختلف نگارگری ایرانی است.
موزه مینیاتور استاد فرشچیان (کاخ ملکه عصمت دولتشاهی، همسر رضا شاه پهلوی)
این موزه که در بخش مرکزی مجموعه سعد آباد قرار دارد، متعلق به دوره قاجار است. ساختمان موزه در گذشته محل سکونت رضا شاه و همسر چهارمش ملکه عصمت بوده، که در دوران محمدرضا پهلوی، برادر شاه و سپس سرآشپز مخصوص او، در آنجا سکونت داشتند و بعدها نیز، به انبار تبدیل شد. این بنا، پس از بازسازی و مرمت در تاریخ ۲۶ مهر سال ۱۳۸۰ خورشیدی با عنوان موزه مینیاتور استاد فرشچیان، افتتاح گردید. آثار استاد فرشچیان در بیش از صد ها نمایشگاه فردی و جمعی، در ایران و سایر کشورها، با استقبال بسیار زیادی روبرو شده است. این موزه شامل ۵ سالن، و بیش ۷۰ اثر نفیس از این هنرمند برجسته می باشد.
موزه نظامی (کاخ شهرام)
این موزه، در بخش مرکزی مجموعه سعد آباد قرار دارد. این ساختمان با زیر بنایی حدود سه هزار متر مربع، در دو طبقه و یک زیر زمین، به دستور رضا شاه، در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، برای همسر دومش تاج الملوک ساخته شد. بنای فوق طی سال های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۲ خورشیدی، توسط واحد مهندسی مجموعه سعد آباد، بازسازی و به شهرام، پسر بزرگ اشرف پهلوی اهدا شد، و به کاخ شهرام معروف گشت. پس از پیروزی انقلاب ایران، ساختمان مذکور، به موزه نظامی تبدیل شد. مجموعه فوق در سال ۱۳۰۲ خورشیدی، به موزه دانشکده افسری منتقل شده بود، که پس از انقلاب، بخشی از آن مجموعه، به موزه فعلی انتقال یافت. ساختمان موزه، در سال ۱۳۶۰ خورشیدی، توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران بازسازی و در تاریخ ۳۱ شهریور سال ۱۳۶۲ خورشیدی، با نام موزه نظامی افتتاح گردید.
|
مجموعه آثار تاریخی-نظامی ایران، در محوطه کاخ-موزه نظامی کاخ سعد آباد. |
موزه نگارستان (کاخ فرح دیبا)
این موزه، در شمالی ترین نقطه مجموعه سعد آباد قرار گرفته و دارای معماری منحصر به فرد و زیبایی است. این موزه با هدف برگزاری نمایشگاه های دوره ای مجموعه، در تاریخ ۱۲ اسفند سال ۱۳۸۵ خورشیدی، با (به عنوان) نمایشگاه پوشاک سنتی و طراحی لباس افتتاح گردید، و از آن تاریخ تاکنون، میزبان نمایشگاه های متعددی بوده است. از مهم ترین نمایشگاه های برگزار شده در این موزه، می توان به نمایشگاه نقاشی رنگ روغن روی بوم رضا صمدی، نمایشگاه نقاشی رنگ روغن روی بوم و اکرلیک مینا قویدل و نادر یاسمی (فرزند علی اکبر یاسمی، از شاگردان برجسته کمال الملک)، آثار نگار گری استاد مصطفی بسیمی، آثار نقاشی رنگ روغن روی بوم طاهره چیذری و آثار نقاشی هنرمند معاصر خلیل طوایی حمیدی، اشاره کرد.
موزه هنر های زیبا (کاخ سیاه، دفتر وزیر دربار شاهنشاهی)
یکی از بنا های باشکوه مجموعه سعد آباد، ساختمانی است که از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷، محل استقرار وزارت دربار بوده و از سال ۱۳۶۱ به عنوان موزه هنر های زیبا، مورد بهره برداری قرار گرفته است. این موزه، که هر روزه، نظر بسیاری از هنردوستان را به خود جلب می کند، در جنوبی ترین نقطه مجموعه سعد آباد واقع شده، و دارای سه طبقه با ۳۶۰۰ متر مربع، زیر بناست. ساختمان این عمارت، مربوط به دوران رضا شاه است، و از آنجا که در بنای آن، از سنگ های مرمر سیاه رنگ، استخراج شده از معدن ولی آباد چالوس، به کار رفته است، به کاخ اسود (یا کاخ سیاه) معروف بوده است.
موزه هنر ملل (گلخانه کاخ سفید، موزه هنر اختصاصی فرح دیبا)
قسمت زیر زمین کاخ موزه ملت، که در اصل، بخش گلخانه کاخ بود، بین سال های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۹ خورشیدی، به دستور فرح پهلوی، و با همت مهندسین فرانسوی، به موزه هنر اختصاصی تبدیل شد. این موزه، پس از پیروزی انقلاب ایران، به موزه هنر ملل تغییر نام داد و در سال ۱۳۷۰ افتتاح گردید. مجموعه فوق، شامل آثار ارزشمندی است، که از چهار گوشه جهان، خریداری و یا اهدا شده، آثار تاریخی تمدن های پیش از اسلام و دوره اسلامی، و همچنین هنر آفریقای سیاه، هند، خاور دور، تمدن مایاها و آثار هنری دوران معاصر ایران و جهان را، با طبقه بندی زیر در بر می گیرد: بخش هنر باستانی ایران، تمدن مایاها و اینکاها، هنر آفریقا و هنر معاصر ایران و جهان.
فهرستی از امکانات دیگر مجموعه سعدآباد را در زیر مشاهده می کنید. این مجموعه، علاوه بر امکانات زیر، از چند ساختمان اداری، چند توالت عمومی و یک نمازخانه نیز تشکیل شده است.
این واحد از تاریخ ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۸۰ خورشیدی، فعالیت خود را با هدف اطلاع رسانی هرچه بیشتر به بازدیدکنندگان آغاز نموده و هم اکنون به صورت زنده برنامه های روزانه خود را اجرا می نماید.
مجموعه سعد آباد، شامل سه رستوران و کافی شاپ می باشد :
- رستوران شماره ۱: رستوران سنتی سعدآباد که در قسمت شمالی و در کنار درب شمالی (در بند) واقع شده است. این رستوران در حال حاظر، تعطیل می باشد.
- رستوران شماره ۲: واقع در ضلع شمالی موزه استاد فرشچیان.
- کافی شاپ سبز: واقع در ضلع شمالی کاخ موزه سبز.
مجموعه سعد آباد، از سه مجموعه ورزشی (شامل پارک ورزش، سالن بیلیارد و سالن های تنیس)، تشکیل شده است.
- مجموعه سالن های تنیس : مجموعه سعد آباد، دارای دو زمین تنیس و یک سالن تنیس می باشد. سالن تنیس این مجموعه، در حال حاضر فعال بوده، و با مدیریت آقای طاهری به صورت خصوصی و نیمه خصوصی به علاقه مندان این رشته آموزش می دهد.
واقع در مقابل ورودی زعفرانیه است، و عرضه کننده محصولات فرهنگی، مانند کتاب ها و پوسترهای ایران شناسی، صنایع دستی و ... می باشد.
این مرکز، کار خود را از سال ۱۳۷۳ خورشیدی آغاز نموده و در حال حاضر، انجام مراحل مرمتی و حفاظتی آثار گوناگون مجموعه، بر عهده این واحد می باشد.
کتابخانه (کاخ احمدرضا پهلوی)
مجموعه ای در شمالی ترین قسمت مجموعه سعد آباد و در کنار در مشرف به میدان دربند، ساختمانی است که در سابق، کاخ احمدرضا پهلوی بوده است.این ساختمان، در سال های اولیه پس از انقلاب ایران، در اختیار نهاد ریاست جمهوری بوده اسن، ولی پس از مرمت، این ساختمان در سال ۱۳۸۱، به عنوان کتابخانه افتتاح گردید. این کتابخانه، از حیث منابع و مجموعه های موجود، بسیار غنی بوده و شامل ۱۰۰۰۰ جلد کتاب است که نیمی از این مجموعه، از اداره کل موزه ها آورده شده و نیمی دیگر، متعلق به دوران پهلوی، یا ارسال شده از نقاط دیگر استو عناوین موضوعات موجود، به صورت طبقه بندی شده، شامل ادبیات، تاریخ، جغرافیا، باستانشناسی، هنر، موزه داری، مرمت آثار و بناهای تاریخی و معماری می باشد.
گلخانه های مجموعه سعدآباد، که با مدیریت و سرپرستی کاملا علمی و تخصصی اداره می شوند، مجموعه نادری از انواع گلها را جهت ارائه به مشتریان در اختیار دارند و عبارتند از:
- گلخانه موز: متعلق به مجموعه سعدآباد بوده و با مدیریت و سرپرستی کاملا علمی و تخصصی اداره می شود که ۵ نوع متفاوت درخت موز در آن پرورش داده می شود. این درختها با مدیریت صحیح، هر سال به بار می نشینند، و بازدیدکنندگان، می توانند با مراحل رشد این درختان زیبا آشنا شوند.
- گلخانه استرلتزیا (پرنده بهشتی): متعلق به مجموعه سعدآباد بوده و با مدیریت و سرپرستی کاملا علمی و تخصصی اداره می شود. این گلخانه به پرورش و تولید گل های استرلتزیا می پردازد و مجموعه با ارزشی از این گلها را دارا می باشد.
- گلخانه میخک: با مدیریت آقای مهندس شاد، اداره می شود. در این گلخانه شما، با انواع نشایی و شرایط بذر کاری گلها آشنا می شوید. دراین گلخانه، انواع مختلف ساکولنت ها و گل های آپارتمانی پرورش داده می شوند.
- گلخانه بنفشه آفریقایی: با مدیریت خانم اشرفی، اداره می شود. این گلخانه سالهاست که به پرورش و تکثیر گل های بنفشه آفریقایی می پردازد، و مجموعه با ارزشی از این گلها را دارا می باشد.
- گلخانه گلاله: با مدیریت آقای مهندس ترابزاده، اداره می شود. این گلخانه، مجموعه کاملی از انواع گیاهان آپارتمانی و گیاهان فضای سبز، انواع رزها و گل های فصلی و نشایی را دارا می باشد.
- گلخانه ماهونیا: با مدیریت آقای منوچهر محسنی، اداره می شود. این گلخانه، مجموعه کاملی از انواع گیاهان آپارتمانی و گیاهان فضای سبز و گل های فصلی را در خود جا داده است.
- گلخانه باغ ایرانی: متعلق به مجوعه سعدآباد بوده و با مدیریت و سرپرستی کاملا علمی و تخصصی اداره می شود.این گلخانه به پرورش و تولید انواع پیازهای لاله، نرگس و گیاهان زینتی و آپارتمانی مشغول می باشد.
مرکز موسیقی سعد آباد، درتاریخ ۲۶ آذر سال ۱۳۸۵ خورشیدی، افتتاح شد، و در جهت فعالیت های فرهنگی مجموعه، کلاس های آشنایی با موسیقی و ساز های مختلف، و آموزش سازهای مختلف در کلیه سطوح سنی، را در برنامه کار مرکز قرار داد. در ترم بهار و تابستان، جهت فعالیت های فرهنگی مشترک با یونسکو، در تاریخ ۲۱ تیر سال ۱۳۸۶ خورشیدی، به نام مرکز موسیقی خلاق سعد آباد معرفی گردید و در این جهت، فعالیت های فرهنگی خود را، از جمله آشنایی با موسیقی و سازهای مختلف موسیقی برای کودکان و نوجوانان و جوانان، در دستور کار این مرکز قرار گرفت، و کارهای تبلیغی نیز در این جهت صورت پذیرفت. در ترم بهار و تابستان، کلاس های پیانو، تار و سه تار، دف، گیتار، سلفژ، و نقاشی کودکان دایر بود. این مرکز از حداقل مبلغ شهریه استفاده نموده است.
مرکز هنر های تجسمی
فعالیت مرکز هنرهای تجسمی مجموعه سعد آباد، در دو بخش آموزش و کارگاه های ثابت می باشد. مرکز هنرهای تجسمی مجموعه، در بخش آموزش، در زمینه مجسمه سازی با گل و چوب و سفال روی چرخ، نقش برجسته سفال، طراحی و نقاشی، پتینه و لعاب فعال است. کلاس های آموزشی این مرکز به صورت آزاد می باشد و به طور متوسط در هر ترم، ۹۰ هنرجو در این کارگاه ثبت نام می کنند، و کلیه کلاس ها، طبق برنامه ریزی مشخص برگزار می شود. در بخش کارگاه های ثابت، کلاس ها و فضا ها، با شرایط و مقررات مجموعه، در اختیار هنرمندان قرار داده می شود، تا هنرمندان بتوانند بر اساس فعالیت های مشخص شده در قرارداد های خود و در صورت اعلام همکاری، با مجموعه همکاری نمایند. از جمله فعالیت هایی که توسط هنرمندان این مرکز صورت گرفته است، ساخت سردیس استاد فرشچیان به وسیله شاهرخ دیلقانی و همچنین ساخت تندیس چوبی، توسط هنرمند مجسمه ساز، آقای پاشا مقدم است، که این تندیس ها را به موزه نظامی اهدا نموده است. به طور کلی می توان گفت، هنرمندانی که در این مرکز حضور دارند، در زمینه مجسمه سازی با مواد مختلف، از جمله بتن، فایبر گلاس، سنگ، گچ، فلز و چوب، به صورت حرفه ای و تخصصی فعالیت دارند.
مرکز هنری ایوان عطار با ظرفیت ۹۰۰ نفر و با کلیه تجهیزات صدا، تصویر و نور، آماده ارائه خدمات در زمینه فعالیت های هنری از قبیل سینما، نمایش کنسرت، تئاتر و همایش می باشد.
جمهوری موریس کشوری جزیرهای است در جنوب غربی اقیانوس هند، در حدود ۹۰۰ کیلومتر در شرق ماداگاسکار .
این جمهوری بجز جزیره موریس شامل جزیرههای سنت برندون و رودریگوئس و جزائر آگالگا نیز میشود. موریس بخشی از جزایر ماسکارین بشمار میرود و جزیره فرانسوی رئونیون در ۱۶۰ کیلومتری جنوب غربی آن قرار دارد پایتخت موریس شهر پورت لوئیس است.
|
فهرست مندرجات [نهفتن] |
این جزیره را پرتغالیان در ۱۵۰۵ میلادی کشف کردند و سپس در سال ۱۶۳۸ به مستعمره هلندیان تبدیل شد. هلندیان این مستعمره را به افتخار شاهزاده موریس ناساو، جزیره موریس نامیدند.
در خلال سده هژدهم این جزیره در دست فرانسویان بود که به آن نام «ایل دو فرانس» (جزیره فرانسه) دادند. این جزیره در سال ۱۸۱۰ به دست بریتانیاییها افتاد و آنها نام پیشین آن را برگرداندند. موریس اکنون عضو اتحادیه کشورهای همسود (مشترکالمنافع بریتانیا) است.
در سال ۱۹۴۱ میلادی، رضاشاه پهلوی به درخواست بریتانیا از سمت خود کنارهگیری کرد و توسط نیروهای بریتانیایی از بندرعباس به جزیرهی موریس تبعید شد. سپس وی به شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی منتقل شد و در همانجا چشم از جهان فروبست.
[ویرایش] سیاست
[ویرایش] تقسیمات کشوری
جزیره موریس خود به ۹ بخشداری تقسیم شده است (نام مرکز بخشها در میان دوکمان آمده):
- بلک ریور (تامارین)
- فلاک (سنتر دو فلاک)
- گرند پورت (ماهبورگ)
- موکا (موکا)
- پامپلموس (پامپلموس)
- پلن ویلهم (روزهیل)
- پورت لوئیس (پورت لوئیس)
- ریویر دو رمپار (پودر دو اور)
- ساوان (سوئیاک)
سه جزیره یا جزیرهگروه دیگر که متعلق به موریس هستند عبارتاند از:
انواع موزه ها
موزه ها را به شکلهای گوناگون طبقه بندی کرده اند، موزه های تاریخ و باستان شناسی، موزه های فضای باز، موزه های مردم شناسی، کاخ موزه ها، موزه های علوم و تاریخی طبیعی، موزه های منطقه ای ( محلی )، موزه های سیار ( گردشی ) ، پارک موزه ها، موزه های سلاح ( نظامی )، موزه های اندیشمندان ( خانه هنرمندان )
موزه تاریخی و باستان شناسی: دید تاریخی دارند و بیانگر سلسله و دوره های تاریخی هستند . بیشتر این آثار بر اثر کاوش های باستان شناسی به دست آمده اند و بیانگر فرهنگ و تمدون گذشته و تلفیق کننده علم، هنر و دانش یک ملت یا یک قوم هستند. چنین موزه هایی مادر نیز نامیده می شوند. موزه ملی ایران ( ایران باستان )، موزه ملی ورسای در فرانسه و موزه تاریخ در واشینگتن از این نوع هستند.
موزه فضای باز:با ایجاد این نوع موزه ها می توان به معرفی یافته ها و داده های مهم باستان شناسی کمک بزرگی نمود. زمان یکه یک کاوش علمی باستان شناسی منجر به نتایج مطلوب و کشف آثار ارزشمند غیر منقول می شود و قابل انتقال به موزه ها نیست، با فراهم آوردن شرایط و امکانات لازم، مکان مورد نظر را جهت باز دید عموم مهیا می نمایند. این امر در اصطلاح به موزه فضای باز مشهور است. از جمله این موزه ها می توان به تخت جمشید در شیراز و محوطه تاریخی هگمتانه در همدان اشاره نمود.
این موزه ها در دیگر کشور ها مانند چین، یونان و برخی از کشور های اورپایی نیز معمول است. در استان خراسان محوطه تاریخ " بندیان " در گز که دارای گچ بری های بسیار زیبایی از دوره ساسانیان است و همچنین محوطه تاریخی " شا یاخ " نیشابور می توانند مکان مناسبی برای این امر باشند.
موزه های مردم شناسی: فرهنگ، آداب و رسوم،* اعتقادات، پوشاک و سنن اجتماعی حاکم بر جامعه را نشان می دهند. موزه مردم شناسی تهران و حمام گنجعلی خان کرمان از این نوع هستند.
کاخ موزه ها: بنا یا اثر تاریخی هستند که از گذشتگان به دست ما رسیده و بیانگر و ضعیت و نحوه زندگی صاحبان آن است. ممکن است در این بنا اشیای تاریخی و نیز آثار هنری از جمله نقاشی روی دیوار،*گچ کاری و .... وجود داشته باشد. کاخ موزه ها معمولا" در مراکز حکومتی به وجود می آیند. هدف از تاسیس این موزه ها به نمایش گذاشتن اثر و بنای تاریخی و نیز عبرت آموزی است. مجموعه کاخ های سعد آباد تهران و باغ ملک آباد مشهد از این نوع موزه ها هستند.
موزه های هنری : انواع هنرهای تجسمی و تزیینی که از زیبایی شناسی بالایی برخوردارند، را به نمایش در می آورند و معمولا" بازدید کنندگان زیادی نیز دارند. موزه هنرهای زیبا در تهران و موزه هنرهای تزیینی در اصفهان از این نوع هستند.
موزه علوم و تارخ طبیعی: تجربه های علمی بر اساس شواهد و وسایل کاری و تاریخی طبیعی که در بر گیرنده گونه های مختلف گیاهی به ویژه جانوان است را به نمایش می گذارند. موزه تاریخی طبیعی اصفهان و موزه علوم و تاریخ طبیعی مشهد از این نوع هستند.
موزه های محلی یا منطقه ای: بیانگر و نمودار فرهنگ یک منطقه و یا یک محله خاص هستند و صرفا" آثار و اشیای تاریخی همان منطقه را به نمایش می گذارند. موزه شوش، تخت جمشید و موزه توس در خراسان ازاین نوع هستند.
موزه های سیار : برای پیشبرد سریع اهداف فرهنگی و به دلیل عدم امکانات موجود در مناطق و شهرهای محروم شکل می گیرند. این موزه های فرهنگ های گوناگون را در مکان های مختلف در معرض دید عموم می گذارند. اگر به این نوع موزه ها توجه کافی شود، بسیار تاثیر گذار خواهند بود.
پارک موزه ها : به دلیل داشتن ابغاد گوناگون علمی و فرهنگی و جاذبه های تفریحی و آموزشی و نیز تفریحی از اهمیت زیاد برخورد دارند، چرا که مسایل زیستی و طبیعی را از نزدیک برای مردم به نمایش می گذارند. ویژگی مهم این موزه ها این است که عموم مردم می توانند از دیدن آنها بهرمند شوند. در ایران ایجاد پارک موزه سابقه ندارد ولی در کشورهایی مانند چین و کره شمالی مرسوم است.
مکان های فرهنگی، ملی و تاریخی چون آرامگاه فردوسی در مشهد، آرامگاه عطار و خیام در نیشابور می توانند مکان مناسبی به این منظور باشند.
موزه های نظامی : روند تاریخی انواع سلاح های نظامی و جنگی را در معرض دید همگان قرار می دهند. این نوع اشیا شامل لباس های نظامی رزمی، اسلحه و دیگر وسایل رزمی نیز هستند.
موزه های اندیشمندان ( خانه هنرمندان ) برای ارج نهادن به هنرمندان، نویسندگان، مخترعان و مفاخر جامعه، معمولا" پس از در گذشتشان در خانه شخصیشان پدید می آید و در بر گیرنده وسایل شخصی، وسایل کار و آثار ایشان است. این موزه ها بیشتر د رکشورهای اروپایی مرسوم است.
خانه شکسپیر نویسنده مشهور انگلیسی و ادیسون مخترع برق در امریکا از این نوع است. در ایران هم خانه بزرگ مرد موسیقی " استاد ابوالحسن صبا " تبدیل به موزه شده و در برگیرنده تابلوهای نقاشی، تالیفات و اموال شخصی وی است.
موزه سبز
کاخ شهوند که اکنون کاخ موزه" سبز" نامیده می شود یکی از زیباترین کاخ های موجود در کشور است.این کاخ از سال 1307 محل اقامت رضاخان بود. کاخ موزهء سبز در نقطه ای مرتفع در شمال غربی مجموعه کاخ های سعدآباد قرار دارد.
کاخ شهوند که تکمیل بنای آن از زمان وزرات جنگ رضاخان تا اوایل زمامداریش (1307-1301) به طول انجامید, پیش از آن ساختمانی بود متعلق به شخصی به نام "علیخان". نامبرده از زمینداران سرشناس آن زمان بود, و تپه ای که این کاخ روی آن بنا شده به نام او به "تپه علیخان" معروف است.
رضا خان پس از آنکه ساختمان واقع براین تپه را از " علیخان" خریداری کرد, کاخ کنونی را بنا نهاد.معمار کاخ " میرزا جعفر معمارباشی" بود.
در نمای خارجی این کاخ از سنگهای سبز معدنی کمیاب خمسهء زنجان استفاده شده و وجه تسمیه کاخ نیز به همین سبب است. دیوارهای بیرون کاخ به سنگهای زیبای کنده کاری شده آراسته است.ملات سنگها از سرب است که مانع شکستن آنها در اثر انبساط و انقباض می شود.
در اصلی کاخ از سمت شمال غربی به سوی کوههای مرتفع البرز باز می شود.کاخ بر تپه ای بلند قرار گرفته و چشم انداز آن از سمت جنوب, شهر تهران است. مساحت زیربنای کاخ در دو طبقه 1203 متر مربع است.زیرزمین کاخ در سال 1350 در زمان محمدرضا بازسازی شد.
کاخ موزهء سبز, دارای گچ بریها وآئینه کاری های زیبایی است.تذهیب دیوارها اثر استاد "حسین طاهرزاده بهزاد" و خاتم کاریها, حاصل کار گــروهی کارگاه استاد "صنیع خاتم "است. ساختمان کاخ از دو طبقه تشکیل شده است, طبقهء اول شامل : پلهء ورودی, تالار آیینه , ناهارخوری, اتاق کار, اتاق پذیرایی و اتاق خواب است.
طبقهء دیگر زیرزمین کاخ است و شامل: سالن پذیرایی , دو اتاق خواب با سرویس و سالن ناهارخوری است.
یکی از زیباترین قسمت های این کاخ تالار آیینه است که با قالی هفتاد متری کار"عبدالمحمد عمواوغلی" مشهد مفروش شده و تاریخ بافت آن بـــــه زمان رضاخان می رسد.
دستگیرهء درها از برنز مطلا است.دیوارها و سقف تالار, آیینه کاری است و روی آیینه ها با گلهایی از گچ تزیین شده است.در بالای تالار آیینه یک دست مبل گوبلن قرار دارد که مربوط به دورهء قاجار و از بیوتات سلطنتی است و میز وسط آن متعلق به قرن 18 فرانسه است. پرده ای نقره فام با چوب پردهء منبت کاری شده پنجرهء تالار را پوشانده است .
از دیگر وسایل این کاخ که اغلب از کشورهای اروپایی خریداری شده, می توان به چلچراغها, تابلوهای نقاشی, مجسمه ها, مبلهای دوره لوئی شانزدهم ودو میز کنسول مربوط به دوره ناپلئون, ساعت , شمعدان, گلدانهای برنزی, اشیاء کریستال و پیانو اشاره کرد.
|
موزه ملت |
کاخ سفید بزرگترین کاخ مجموعه 110 هکتاری سعدآباد است که به علت رنگ سفید نمای آن به این نام شهرت یافته بود.این بنا, علاوه برآنکه اختصاص به امور اداری و تشریفاتی داشته اقامتگاه تابستانی شاه و همسرش ,فرح نیز بوده است. بنای کاخ به دستور رضاخان در سال 1310 خورشیدی آغاز گردید و در سال 1315 به پایان رسید,کاخ سفید پس از سه سال که از اتمام آن گذشت ,به تدریج مورد بهره برداری قرار گرفت.در بنای این کاخ هنرمندان و صنعتگران فراوانی مشارکت داشته اند. نقشه کاخ از مهندس خرسندی است و محاسبات فنی آن را لئون طاطاووسیان، پپسیان و بوریس روسی انجام داده اند.
گچ بریهای ظریف و زیبای درون کاخ ,کار دستهای هنرآفرین استادانی چون غلامرضا پهلوان(استاد قزوینی) عبدالکریم شیخان,حسین کاشی و رضا ملائکه است.سنگهای مرمر سرسراها از معادن یزد و تربت حیدریه است که استاد لرزاده آن را اجرا کرده.نمای بیرونی کاخ به سبک معماری کاخ های سلطنتی آلمان و معماری داخلی آن به سبک طرح ایرانی- بیزانس,چهارستونی با نورگیر است.پرده های بزرگ نقاشی رنگ روغن با موضوع و داستانهای شاهنامه فردوسی,اطراف نورگیر سرسرای طبقه اول را استاد حسین طاهرزاده بهزاد و شاگردان وی در سال 1320 خورشیدی به پایان رسانیدند.
در فاصله سال های 49-1345 ساختمان کاخ تعمیر و بازسازی شده و آذین کاران فرانسوی طبق سلیقه فرح,تزئینات داخلی کاخ را تعمیر دادند."گلخانه و زیرزمین به سالن سینما,موزه مجموعه هنری فرح ,انبار ظروف,آبدارخانه و رختشویخانه تبدیل گردید و به دستگاههای حرارتی و خنک کننده و آسانسور مجهز وپنجره های طبقه همکف با شیشه ضد گلوله پوشیده شد".کاخ سفیددر زمینی به مساحت 2164 مترمربع در دو طبقه و زیرزمین با زیربنای حدود 5000 مترمربع بنا شده است.در این طبقات 54 واحد مختلف از جمله 10 تالار بزرگ تشریفاتـــی وجـــود دارد کــه مکان پذیرایی رسمی شاه معدوم و فرح بوده است.وسیع ترین تالار کاخ,سفره خانه ایست که به وسعت 220 مترمربع است.
کاخ سفید دارای بخشهای زیر است:
زیرزمین:موزه مجموعه هنری فرح, سالن سینما,آبدارخانه,انبار ظروف,انبار لباس و رختکن لباسشویی و تاسیسات.
طبقه همکف:سرسرای بزرگ ورودی ,اتاق محافظین,رختکن مراجعه کنندگان,تالار پذیرایی ,تالار غذاخوری کوچک یا تالار جلسات,دفتر کار شاه معدوم,دستشویی خصوصی وی,ورودی سینما و موزه هنری دفتر کار رئیس تشریفات,دفتر کار وزیر دربار,اتاق انتظار,اتاق بیلیارد و آرایشگاه اختصاصی.
طبقه اول: سرسرای بزرگ اصلی,سفره خانه یا تالار غذاخوری تشریفاتی,تالار تشریفات یا پذیرائی رسمی ویژه سفرا,دفتر کار فرح,تالار موسیقی وپذیرایی فرح,اتاق نشیمن خانوادگی,دو آپارتمان جداگانه و اختصاصی شاه و فرح در دو سوی سرسرا شامل خوابگاه,حمام و رختکن.
تالارهای بزرگ تشریفاتی کاخ به شیوه کاخ های اروپا در دو سده گذشته به ویژه سبک اشرافی فرانسه تزئین شده و از این روی بسیاری از آثار با ارزش هنری این کاخ از عتیقه فروشی ها و حراج های هنری فرانسه خریداری شده است.همچنین هدایای مقامات خارجی و ایرانی به دربار پهلوی بخش دیگری از این مجموعه می باشد.
آثاری که در تزئین این کاخ به کار گرفته شده,گنجینه ای گرانبها از میراث هنری ایران و جهان می باشند.از با ارزش ترین آثار این گنجینه,فرش های نفیس و بی نظیری است که نهایت ذوق و هنر بافندگان هنرمند ایرانی را نشان می دهد. این فرش ها به سفارش رضاخان در کارگاه های قالی بافی تبریز,ارجمند کرمان,عمواوغلی مشهد ویژه تالارها بافته شده اند.
بزرگترین فرش این کاخ 145 مترمربع,140رج,بافت کارگاه عمواوغلی مشهد با نقش مایه شمسه و قندیل(طرح شیخ صفی اردبیلی)زینت بخش سفره خانه است.در دو ویترین سرسرای طبقه هم کف مجموعه ای از سفالینه های ایران از هزاره چهارم پیش از میلاد تا سده هفتم هجری.و اشیای نقاشی لاکی روغنی"پاپیه ماشه"شامل قلمدان, قاب آئینه جعبه و نسخه های خطی قرآن مجید,دعای کمیل,شاهنامه و دیوان حافظ مربوط به سده های 12 تا 14 هجری قمری نگهداری می شود که جز مجموعه هنری فرح بوده است.
از دیگر آثار با ارزش این کاخ دو تابلوی سوخت بر روی چرم به سبک مینیاتور مکتب اصفهان دوره صفویه,کارگروهی از هنرمندان اصفهان در کارگاه ذوالفنون اسفرجانی است که به رضاخان هدیه شده بود و بر دیوار اتاق انتظار طبقه هم کف نصب شده است.تابلوهای ارزنده ای اثر هنرمندان ایران و سراسر جهان مانند مارک شاگال,پل گوگن و فرشچیان زینت بخش این کاخ می باشند.قدیمی ترین پرده نقاشی رنگ و روغن این کاخ به نام نبرد لوتزن اثر آنیه لوفالکوته هنرمند سده 17 میلادی ایتالیا در دفتر کار شاه است.
پوشش دیوار تالارها از پارچه های نفیس گل ابریشم و ابریشم و اطلس و تافته بافت فرانسه و انگلستان است. چراغ های آویز"لوسترها"ساخت ایتالیا,فرانسه و چکسلواکی روشنایی بخش تالارهای وسیع این کاخ می باشند.که بزرگترینشان 108 شاخه است سه چهلچراغی که تالار سفره خانه طبقه اول را روشن می کنند از زیباترین لوسترهای ساخت بوهم"چکسلواکی"با آویزهای کریستال رنگارنگ به شکل میوه است. ظروف غذاخوری این کاخ,چینی های ساخت کارخانه رزنتال آلمان(غربی)با نشان سلطنتی و جام های کریستال تراش خورده ساخت کارخانه باکارای فرانسه به سفارش دربار پهلوی است.
از مجموعه های چشمگیر این کاخ چینی های کارخانه سور فرانسه است که محصولات متنوع این کارگاه را با شیوه های گوناگون آن شامل می شود.زیباترین آنها چینی های سفید با تصاویر سبز و طلائی از ناپلئون بناپارت و نزدیکان وی است که نقاشان معروف تصویر کرده اند.این مجموعه در گنجه های تالار تشریفات نگهداری می شود و مانند بیشتر آثار این کاخ از حراج های هنری فرانسه خریداری شده اند.
دو پرده ابریشم و حریر گلدوزی شده با نخ ابریشم,کار دست هنرمندان چین که در تالار نشیمن طبقه اول قرار دارد مجموعه تزئینات داخلی این اتاق را که به شیوه شینوازری-سبک تزئینی تقلید چین می باشد کامل کرده و جلوه بیشتری به آن داده است.میز تحریر متعلق به ماری آنتوانت ملکه معدوم فرانسه در انقلاب کبیر که شخص فرح آن را از عتیقه فروشی های فرانسه خریداری نموده,بیانگر این حقیقت تاریخی است که تصاحب کنندگان,دارندگان اصلی ثروت های دنیا نیستند.کاخ سفید نیز پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران در اختیار مالکان و وارثان اصلی و حقیقی آن-یعنی ملت قرار گرفت.ودر سال 1360 خورشیدی با نام کاخ موزه ملت پیش پای ملت گشوده شد.
|
موزه هنرهای زیبا |
یکی از بناهای باشکوه مجموعه سعد آباد ساختمان موزه هنرهای زیبا است که در جنوبی ترین نقطه سعد آباد واقع شده است .این موزه که هر روزه بسیاری از هنر دوستان را به خود جلب می کند دارای سه طبقه با 3600 متر زیر بنا است .
ساختمان این عمارت مربوط به زمان رضا شاه است که ساخت آن از سال 1319 شروع گردید و با تبعید رضا خان در سال 1320 به صورت نیمه کاره رها شد . از آنجا که در بنای آن سنگهای مرمر سیاه رنگ (از معدن ولی آباد چالوس) به کار برده شده بود به کاخ اسود معروف بوده است از حدود سالهای 1342 تا 1343 تعمیراتی در این بنا انجام گرفت و در سال 1346 رسماً به عنوان وزارت در بار مورد بهره برداری قرار گرفت .
در سال 1357 با به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی طبقه همکف به عنوان اداره کل موزه های کشور مورد استفاده قرار گرفت و از همان زمان طبقه دوم و سوم بنا جهت تبدیل به موزه آماده می گردید ، در سال 1361 با نام موزۀ هنرهای زیبا مورد بهره برداری قرار گرفت و در سال 1364 جهت بازدید عموم رسماً ا فتتاح گردید .این ساختمان دارای دو طبقه و هم کف میباشد که هر طبقه دارای یک سالن و گا لریهای متعدد ا ست و در حال حاضر در هر سه طبقه تابلو های بسیار زیبایی از شیوه ها و مکاتب گوناگون هنری ایران و جهان به نمایش درآمده است .
این تابلو ها بازماندۀ هنر نقاشان ایرانی و خارجی است.
هم اکنون طبقه همکف به 19 اثر از آثار نقاشان معاصر ایرانی که به شیوه ای نو کار کرده اند اختصاص دارد .نقاشانی همچون : سهراب سپهری ،حسین محجوبی، فرامرز پیل آرام ، حسین زنده رودی ،پروانه اعتمادی ، نصرالله ا فجه ای و....
در طبقه اول موزه نقاشی های زیبایی از نقاشان اروپایی در مکاتب و شیوه های گوناگون به نمایش درآمده اند که در فاصله قرن 17 تا 20 میلادی ترسیم شده اند . نقاشی های غربی بر اساس مکاتب ملی مثل مکتب آلمان ،انگلیس، فرانسه، روس،و غیره تقسیم بندی شده اند .
از جمله نقاشان معروف اروپائی که آثاری از آنان در موزۀ هنرهای زیبا به معرض نمایش گذاشته شده میتوان سالوادر دالی ، جان فردرینگ هرینگ ، پیتر گراهام ، ایوانویچ شیشکین ، فرانسوا موزن و ژول برتون را نام برد .
در طبقه دوم موزه آثار نقاشی هنرمندان ایرانی از دوره صفویه تا قاجار به نمایش گذاشته شده است. نقاشی های دوره صفوی که در این موزه ارائه شده غالباً تصاویری است از افراد درباری آن زمان ، کسانی که احتمالاً هنرمندان نقاش را به شوق نقش تصویر خود به صورتگری وامیداشتند ،از این روست که می بینیم نقاشیهای باز مانده از آن ایام غالباً از صورت پادشاهان ، زنان و مردان درباری ، امرا و صاحب منصبان است .
اکثر این تابلو ها فاقد رقم است و فقط یک تابلواز دورۀ صفوی با عنوان مجلس شیرین و فرهاد (رقم محمد زمان ) را بر خود دارد که در مخزن موزه نگهداری میشود .از جمله آثار قابل تأملی که از این دوره در معرض تماشاست پنج تابلوی رنگ و روغن بر روی بوم است که افرادی را با چهره هایی اروپائی د رلباسهای ایرانی به حالت ایستاده نشان میدهد . این آثار متأسفانه فاقد نام راقم خود می باشند .
در میان تابلو های طبقه دوم تابلوی بزرگی به چشم می خورد که نادر شاه را در حال تاج گذاردن بر سر محمد شاه گورکانی (پادشاه هند) نشان می دهد که عنوان آن (تاج بخشی نادر شاه ) و رقم( ابوالحسن ) را بر خود دارد و به تاریخ 1189 ه-ق یعنی سی سال پس از قتل نادر کشیده شده است.
در این طبقه آثاری مربوط به دورۀ زندیه وجود دارد ،از جمله تصویری از حضرت علی و حسنین که ملهم از عقاید مذهبی این دوره و همچنین چهرۀ شاهزادگان زند که کار نقاشان بنامی مانند محمد صادق ، سید میرزا و میرزا بابا که از صورتگران معروف دربار کریم خان بوده و بعد از فوت او به تهران نقل مکان کردند دیده می شود .
بیشترین آثار ارائه شده در طبقه دوم مربوط به دورۀ قاجار می باشد .در میان این تابلو ها به آثاری برمی خوریم که تصویر گرانشان از اعتبار و شهرت بسیار برخوردارند .
از جمله تابلو های نفیس این دوره ، تصویری است تمام قد از فتحعلیشاه قاجار که به گفته رابینسون منتقد هنری ، از با ارزشترین تابلو های رنگ و روغن در میان نقاشیهای ایرانی است .
این تصویر که 125* 246 سانتیمتر است از نقاش هنرمندی است به نام مهر علی که آن را در سال 1228 ه-ق کشیده و بدینگونه امضاء کرده است : ( رقم کمترین غلام ، مهر علی )
دیگر آثار ارائه شده را میتوان به ترتیب از تصاویر رقاصگان و نوازندگان درباری اثر ابوالقاسم و شیرین نگار ، چهره هایی از علما ء و عرفا ، شعرا و فلاسفه ایرانی اثر رجبعلی نقاش دورۀ محمد شاه نام برد .
در این موزه 8 اثر نفیس از نقاش پر آوازه محمد غفاری ملقب به کمال الملک (1319-1222 ه-ش) ارائه شده که در صحت و پختگی رنگ و دقت در ساختمان کم نظیر است .
|
موزه نگارستان |
این عمارت از جمله بناهای مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد به شمار می رود که متعلق به دوران پهلوی دوم است. این ساختمان که در ابتدا جهت سکونت « فاطمه پهلوی » بنا گردید و بعداً به عنوان محل استقرار « فریده دیبا » مادر فرح پهلوی در نظر گرفته شد، در شمالی ترین نقطه سعدآباد و جنوب میدان دربند، با ورودی مجزا از خیابان دربند واقع شده است
ساختمان این کاخ دارای معماری منحصر به فرد و زیبایی است که تلفیقی از معماری سنتی و مدرن می باشد و ورودی اصلی آن رو به شمال دارد. محوطه ورودی از ایوان ستونداری تشکیل شده است که کف آن با سنگ مرمر سفید پوشش یافته و بدنه ورودی به ساختمان تماماً از شیشه می باشد.
سقف ایوان ورودی در هماهنگی چشم نوازی با سایر بخشهای داخلی ساختمان به صورت جناقی قاب بندی شده و با سنگ کاری ملون و زیبایی تزئین شده است. سقف فضای درونی نیز با ترکیبی زیبا و موزون از آجرکاری و قاب های گچبری خاص ایرانی تزئین شده و بر میانه قاب های گچبری سقف، لوسترهای برنزی با آرایه های کریستال آویزان می باشد.
این کاخ موزه با هدف برگزاری نمایشگاههای دوره ای مجموعه، در تاریخ 12 اسفند 1385 با نمایشگاه پوشاک سنتی و طراحی لباس افتتاح گردید و از آن پس تاکنون میزبان نمایشگاههای متعددی بوده است.
در حال حاضر کاخ موزه نگارستان ضمن اینکه میزبان نمایشگاهی از تابلو فرشهای نفیس گنجینه شهابی تبریز با عنوان « گره های ماندگار در نقوش پایدار » می باشد، میزبان اجرای طرحی فرا ملی، با اهدافی صلح طلبانه با عنوان بافت قالیچه صلح و دوستی جهانی بوده، که طی آن شخصیتهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، علمی، سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و همه دوستداران صلح و دوستی از ایران و سراسر جهان برای زدن گره صلح و دوستی در این کاخ موزه حضور می یابند.
گفتنی است قالیچه صلح و دوستی با ابعاد 1.5m*2m شامل بیش از سه میلیون گره می باشد که پس از اتمام به همراه کتابی مشتمل بر اسامی، تصاویر و نظرات افراد زننده گره به سازمان ملل متحد اهدا خواهد گردید. مدت بافت این فرش بیش از یک سال تخمین زده می شود.
از دیگر نمایشگاههایی که از 24 مهرماه 87 در محوطه بیرونی این کاخ موزه به زیبایی در برابر دیدگان شگفت زده بازدیدکنندگان خودنمایی می کند نمایشگاهی از مجسمه های فلزی استاد شهین عتیقه می باشد. وی هنرمندی است که دنیای ضایعات را به راستی تکان داد و روحی لطیف و زیبا به کالبد خشک و سرد آهن و فلزات دمید.
کاخ موزه نگارستان همه روزه از ساعت 9 الی 17 پذیرای حضور علاقمندان به بازدید از کاخ موزه و آثار نمایشگاهی آن می باشد.
ضمناً گزاش مصور نمایشگاههای مذکور، از طریق لینک سایت نمایشگاههای سعدآباد قابل دسترسی است.
|
موزۀ برادران امیدوار |
موزه برادران امیدوار، در بخش شمال غربی مجموعه فرهنگی – تاریخی سعدآباد واقع شده و بنای آن متعلق به دوره قاجار است. این موزه شامل 4 اتاق با نمای آجری قرمز رنگ و گچ بریهای زیبا می باشد، که کالسکه خانه و استراحتگاه سورچی ها بوده است. ساختمان پس از انقلاب اسلامی در سال 1381 شمسی مرمت و بازسازی شد و در پنجم مهر ماه 1382در هفتۀ جهانگردی با تلاش سازمان میراث فرهنگی، به نام اولین جهانگردان ایرانی افتتاح گردید.
برادران امیدوار، به نام های عیسی در سال 1308 و عبدالله در سال 1311 ش در تهران به دنیا آمدند. عیسی امیدوار که به کوهنوری علاقۀ شدیدی داشت، عضو باشگاه نیروراستی شد و طی صعود به قلل مرتفع نقاط مختلف ایران به مشاهده و شناخت ابزارآلات انسانهای غارنشین پرداخت. کوهنوردی و راهپیمایی ها، سرآغاز اندیشۀ سفر و جهانگردی این دو برادر بود. دیدار با " نیوبل " دوچرخه سوار فرانسوی که قصد سفر از پاریس تا سایگون پایتخت ویتنام را داشت، علاقه به جهانگردی آنها را دوچندان ساخت. همچنین شرکت در مسابقات دوچرخه سواری بین شهرها و کشورها، از دیگر سرگرمی دو برادر بود.
برادران امیدوار پس از سه سال مطالعه در سال 1333 ش با شور و عشق فراوان سفر خود را به منظور دیدن نادیده های جهان، از زادگاه خود با مبلغی در حدود 90 دلار آغاز کردند. آنها با برگزاری نمایشگاههایی از دستاوردهای سفر به نقاط مختلف دنیا، نوشتن مقالات برای نشریات معتبر جهان و برگزاری سخنرانی در بزرگترین دانشگاههای دنیا، بقیه هزینه سفرهای خود را تأمین کردند.
عیسی و عبدالله در هفت سال اول سفر خود، چهار قاره را با دو موتورسیکلت یک سیلندر مچلس انگلیس به قدرت cc 500، که پدر برایشان خریداری کرده بود، پیمودند و سه سال آخر را با اتومبیلی که کمپانی سیتروئن فرانسه به آنها اهدا کرده بود، مسافرت کردند. حاصل سفر 10 سالۀ آنها به نود و نه کشور از پنج قارۀ جهان، هزاران عکس، فیلم، صنایع دستی نقاط مختلف جهان و تعداد زیادی مقالات و تحقیقات علمی بود.
اولین فیلم تهیه شده توسط برادران امیدوار، مربوط به ابوریجینی ها – بومیان استرالیا – است که زندگی آنها بدون هیچ تغییری به همان شیوۀ 2500 سال قبل است. این فیلم فاقد صدا، توسط دوربین کوکی رولیکس با سه لنز متفاوت گرفته شد که آن را از سیدنی در استرالیا خریداری کرده بودند.
از دیگر کارهای مهم آنها تهیۀ فیلم شانزده ساعته از سفرشان بود. سرانجام، برادران امیدوار در سال 1343 ش از سفر ده سالۀ خود بازگشتند و مردمی که از طریق مجلات با آنها آشنا شده بودند فیلم فوق را که به مدت 10 روز در سینما به نمایش گذاشته شده بود، دیدند.
این سفرها به منظورتحقیق دربارۀ زندگی انسان هایی که در روزگار امروزی به صورت بدوی و دور از تمدن زندگی می کردند و نیز شناساندن ایران زمین به مردم جهان صورت پذیرفت
|
موزه صنایع دستی |
موزۀ صنایع دستی ، در شرق مجموعۀ فرهنگی – تاریخی سعدآباد قرار دارد. این بنا به مساحت 2600 مترمربع به دستور رضاشاه ، توسط مهندس فرمانفرمائیان ، با زیر بنای 1800 مترمربع طراحی و در دو طبقه بین سالهای 18 – 1315 ساخته شد. نمای خارجی ساختمان از سنگ تیشه ای بوده که در سال 1350 به دستور اشرف پهلوی بازسازی و توسعه یافت و پس از آن نما ، با سنگ مرمرسفید پوشیده شد. این بنا پس از انقلاب اسلامی ، در سال 1372 به عنوان موزۀ ظروف معرفی گردید و در اواخر سال 1374 به نهاد ریاست جمهوری تحویل داده شد. در سال 1384 مجدداً در اختیار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار گرفت . پس از انتقال اشیاء موزۀ صنایع دستی، در 30 دی 1385 به ساختمان فوق ، این محل به موزۀ صنایع دستی اختصاص یافت.
در حال حاضر ، اشیاء نفیس و با ارزش این موزه که هریک نشان از ذوق ، سلیقه و مهارت اساتید نامدار ایرانی است ، در 5 سالن به نمایش گذاشته شده است که شامل موارد زیر می باشد :
منسوجات پارچه ای
سفال و سرامیک
شیشه
گلیم و جاجیم
انواع فرش
فلزات
از جمله برجسته ترین هنرمندانی که آثار نفیس آنها در این موزه به نمایش گذاشته شده است عبارتند از :
صنیع خاتم ، مصورالملک ، طوسی ، ساریخوانی ، طاعت ، اینانلو ، مرحوم دهنوی ، رضا مغرب .
|
موزه خط و کتابت میرعماد |
بیش از هزار سال است که سرانگشتان توانای خوشنویسان ایرانی بر سینه پرنیان، کاغذ و سیمای فیروزه ای کاشی و دل سخت سنگ به نقش آفرینی پرداخته است. حاصل این تلاش پیگیر، امروز زینت بخش موزه ها، گنجینه ها، کتابخانه ها، بناها و مجموعه های خصوصی صاحبان ذوق جهان است.
یکی از این مکان ها موزه خط و کتابت میرعماد است که آثار هنری باارزشی ازهنرمندان شهیر عالم خوشنویسی را به نمایش گذاشته است.
ساختمان موزه میرعماد یکی ازبناهای قدیمی مجموعه فرهنگی –تاریخی سعدآباد است که در گذشته فرحناز وعلیرضا پهلوی از آن استفاده می کردند.
پس از انقلاب با حذف بخش های اضافی ساختمان و تغییراتی که در آن به وجود آمد به فضایی مناسب برای موزه تبدیل شد و سرانجام به نام بزرگترین استاد خوشنویسی قرن 11 ه.ق. میرعمادالحسنی سیفی قزوینی افتتاح شد.
بنای موزه میرعماد ساختمانی دو طبقه است که تلفیقی از معماری سنتی ایران و معماری اروپا و متعلق به اواخر قرن 13 ه.ق. است.
آثار خوشنویسی موزه منحصر به آثار میرعماد نیست بلکه خطوط قبل از اسلام، اسلامی، تفننی و کاربردی قرون 3و4 ه.ق. تاقرن 14 ه.ق. نیز در آن نگهداری می شود.
خطوط قبل از اسلام با کتیبه های میخی عیلامی و پهلوی ساسانی آغاز می شود که نمونه ای از آن مربوط به معبد قدیمی چغازنبیل شوش است.
در طبقه اول ساختمان خطوط اسلامی قرار دارند و شامل خطوط جامعی هستند که به اقلام سته معروف است. اقلام شش گانه ثلث، نسخ، توقیع، رقاع، محقق و ریحان توسط ابن مقله بیضاوی (محمدبن علی فارسی) در قرن 4 هجری از خط کوفی استخراج و جایگزین اقلام قبلی شد.
از قطعات مربوط به سیر خوشنویسی در این قرون خط کوفی ساده بر پوست است که باشیوه ابوالاسود دوئلی (مبدع اعراب گذاری قرآن) نگارش یافته و متعلق به قرن 3و4 ه.ق. است.
از خطوط تزیینی و بنایی این بخش اشیا کاربردی مانندسفالینه و کتیبه معقلی را می توان نام برد. دربخش اسلامی موزه انواع اقلام وخطوط با اشکال مفردات نویسی، مشق خط و قطعه نویسی به نمایش گذاشته شده است. یکی از نمونه های باارزش آن خط ثلث، محقق و ریحان یاقوت مستعصمی مربوط به قرن هفتم هجری است.
خطوط این بخش به رقم استادانی چون: احمد نیریزی، محمدابراهیم قمی و وصال شیرازی است که شامل رقعه هایی ازقرآن مجید، حرز، عقدنامه، فرامین و قطعات خطی می شود.
آثار خطی میرعماد در طبقه دوم موزه قرار دارد و شامل قطعاتی متعلق به سال های 998 تا 1012 ه.ق. است.
خط تعلیق، نستعلیق و شکسته نستعلیق این طبقه به رقم استادانی مانند: میرعلی تبریزی، سلطان علی مشهدی، میرعلی هروی، شاه محمود نیشابوری، ملامحمدحسین تبریزی، استاد میرعماد، میرزا غلامرضا اصفهانی، عمادالکتاب، کلهر، سیدگلستانه و درویش عبدالمجید طالقانی است.
|
موزه آبکار |
|
موزه چهره های ماندگار |
عمارت چهره های ماندگار از جمله بناهای دوره قاجاری در مجموعه سعد آباد است که رضا شاه بعد از استقرار در تپه علیخان و پس از ساختن کاخ سبز آن را منضم به مجموعه سلطنتی نمود. این عمارت و ساختمان جنوبی آن که اکنون موزه فرشچیان را در خود جای داده، مجموعه دو عمارت اندرونی و بیرونی یک باغ بوده اند. عمارت بیرونی مشتمل بر یک ساختمان ییلاقی است و از سه سو به ایوانهای سر پوشیده منتهی می شود و در قسمت جنوبی قرار دارد و عمارت اندرونی ( موزه چهره های ماندگار ) در قسمت شمالی قرار گرفته و از دو سوی شمال و غرب به ایوان های ستون دار منتهی می گردد. از جهت ظرافت های معماری عمارت بیرونی دارای نفاست بیشتری است و عمارت اندرونی ساده تر به نظر می آید.
این دو عمارت پس از تملک توسط رضا شاه به عنوان کاخ اختصاصی ملکه توران ملک شاهی (همسر سوم رضا خان و مادر عبدالرضا پهلوی) اختصاص یافت. عمارت بیرونی محل سکونت ملکه بوده و در عمارت اندرونی خدمه ایشان مستقر بودند. بعدها تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کاخ ها به نظامیان نزدیک محمد رضا پهلوی که در سعد آباد ساکن بودند اختصاص یافت .
معماری هر دو بنا از نوع دوران تجدد است. در این دوران بناهای اعیان و رجال با آرایه های معماری فرنگی تزئین می شدند. هر دو بنا از معماری برون گرا برخوردارند و دید به باغ و محیط اطراف از اصول در نظر گرفته شده برای طراحی این دو ساختمان بوده است . مصالح به کار رفته در بنا ترکیبی از خشت و آجر است و پوشش بام، خرپای شیروانی است که با حلب یا ورق شیروانی عایق شده است. این فرم از پوشش معرف کاملی از بناهای ییلاق اعیان و رجال تهران در شمیران که آب و هوای سردسیر و کوهستانی دارد بوده است.
اینک مرمت و حفاظت هر دو اثر توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با حفظ اصالت بنا و به همان هیأت اولیه به اتمام رسیده و با اختصاص کاربرد فرهنگی در معرض بازدید قرار گرفته است.
|
موزه مردم شناسی |
ساختمان موزه مردم شناسی متعلق به شمس پهلوی بوده است. سبک معماری کاخ تلفیقی ازمعماری اروپایی وایرانی است.
بنای کاخ که به دستور رضاشاه ساخته شده است، ازسال 1314 ه.ش شروع و در سال 1318 ه.ش پایان یافت. شمس پهلوی که از این ساختمان به عنوان کاخ تابستانی استفاده می کرد، درسال 1342 آن رابه محمدرضا پهلوی فروخت.
از سال 1342 تا 1357 از ساختمان کاخ به عنوان مکانی برای نگهداری اشیا و ظروف قیمتی استفاده می شد و سرانجام به موزه اختصاصی خاندان پهلوی تبدیل شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی مکان فوق جهت برپایی موزه پژوهشی مردم شناسی درنظر گرفته شد و در اسفند ماه 1373 موزه افتتاح شد.
مجموعه های ارائه شده در این مجموعه های ثابت و نمایشگاه های موقت هستند که اشیا آن طی سال ها از نقاط مختلف کشورگردآوری شده و نمایانگر بخشی ازآداب، فرهنگ و هنر این مرز وبوم است.
ساختمان موزه از دو طبقه تشکیل شده است. در طبقه اول در بخش ورودی نمونه هایی از اسطرلاب، انواع وسایل مورد استفاده درویش ها زیور آلات، اسناد و مدارک قدیمی به چشم می خورد. در بخش کشاورزی، ابزار کشت، ابزار و وسایل داشت، غرفه برداشت دامداری، غرفه صید و قهوه خانه وجود دارند. در طبقه دوم این موزه پوشاک سنتی مناطق مختلف از دوره قاجار تا کنون به نمایش در آمده است. راهروی طبقه دوم به نمایش انواع ظروف سفالی و مسی اختصاص دارد.
|
موزه نظامی |
بنای این ساختمان متعلق به دوران رضاخان است که درسال 1317 هجری بازیربنایی درحدود3000متر مربع ودردوطبقه ونیم برای تاج الملوک همسردوم رضا شاه ومادر محمدرضا شاه ساخته شد. این کاخ درسالهای 52-1351 توسط واحد مهندسی کاخهای سعدآباد بازسازی شدوسپس به شهرام پسربزرگ اشرف هدیه شد.
بنای موزه نظامی مربوط به دوران رضاخان بوده که توسط شهرام پسر اشرف بازسازی و احیاء گردیده و بنام کاخ شهرام معروف می باشد. که در سال 1360 توسط سازمان عقیدتی ارتش جمهوری اسلامی ایران به منظور انتقال موزه نظامی از دانشکده افسری به این مکان تغییراتی ایجاد گردیده است و در 31 شهریور سال 1362 در آستانه سومین سالگرد هفته دفاع مقدس بدست مقام معظم رهبری در پست ریاست جمهوری گشایش و مورد بهره برداری قرار گرفت.
موزه نظامی از دوران قاجاریه کم کم با جمع آوری ابزار ادوات جنگی ادوار قبل بصورت نمایشگاه جهت بازدید مقامات و سران داخلی و کشورهای خارجی و آشنا کردن نسل جدید با نحوه ساخت و تزئینات ابزار ادوات جنگی یکی دیگر از اهداف حکومت بوده است که این موضوع در زمان حکومت پهلوی با اضافه کردن سلاحها و سایر ادوات اهدائی به پادشاهان قاجار ادامه یافت و در سال 1340 در حکومت محمد رضاشاه بصورت موزه نظامی در دانشکده افسری سابق ، دانشکده افسری امام علی (ع) فعلی برپا گردید و بازدید از این موزه مختص مقامات و سران ارتش ایران و کشورهای خارجی بوده است.
بخشهای مختلف موزه
سالن پوشاک ادوار مختلف ارتش ایران
سالن سلاحهای سرد
سالن مدال و نشانهای ارتش و سلاحهای گرم اهدائی به سران ارتش
سالن سلاحهای سبک و سنگین
سالن سلاحهای خارجی با قدمت طولانی
|
موزه آب |
گنجینه آب موسسه ای است فرهنگی که در جهت جمع آوری ، نگهداشت، نمایش و حفظ و احیای میراث گذشتگان در بخش های مرتبط با آب از جمله استحصال، انتقال ، توزیع و بهره برداری و فنون بکار رفته در آن فعالیت می کند.
گنجینه آب سعدآباد در جنوب شرقی کاخ سبز و در غرب ساختمان تشریفات ریاست جمهوری احداث گشته است. ساختمان دفتر مخصوص محمدرضا پهلوی که در زمان پهلوی دوم ساخته شدکه برای پذیرایی از مقامات درباری و مراجعین شاه استفاده می شد، پس از تخلیه این دو ساختمان به تیمسار کسرایی (مسئول حفاظت ارتش ) واگذارشد. گنجینه آب سعدآباد حدوداً 2670 مترمربع مساحت دارد و از 3 بخش تشکیل شده است:
الف) ساختمان اصلی (200 مترمربع)
ب) ساختمان جنبی (70 مترمربع)
ج) فضای باز (حدود 2400 مترمربع)
عملیات اجرایی بازسازی و مرمت کامل دو ساختمان و محوطه سازی آن پس از تهیه طرحهای اجرایی توسط موسسه گنجینه ملی آب ایران وابسته به وزارت نیرو در سال 1376 آغاز و در تاریخ 4/6/78 با حضور معاون محترم ریاست جمهوری وقت و مدیران ارشد وزارت نیرو و سایر ارگانهای ذیربط افتتاح گردید.
تعداد گالری:
این موزه دارای 4 گالری نمایشگاهی در ساختمان اصلی و یک گالری نمایشی در ساختمان جنبی می باشد. شایان ذکر است که با توجه به محدودیت فضای نمایشگاهی دو ساختمان یادشده ( اصلی و جنبی) سعی شده است حداکثر استفاده از فضای مذکور صورت پذیرد به گونه ای که از فضای موجود در ساختمان کوچکتر که گالری نمایشی در آن وجود دارد جهت نمایش ماکت هایی از سدهای جدید ساخته شده بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به نمایش گذاشته شده است به گونه ای که بازدیدکننده در بدو ورود در ابتدا ماکت های مذکور را بازدید نموده و سپس وارد سالن نمایشی شده و پس از دیدن فیلم های مربوط به موزه از مدل های هیدرولیکی موجود در محوطه بازدید کرده و پس از آن وارد سالن های نمایشگاهی شده و پس از بازدید از اسناد، مدارک و سایر اشیاء موجود در موزه مدار گردشی موزه خاتمه می یابد.
مواردی که در ساختمان اصلی به آن پرداخته شده به شرح ذیل می باشد.
- ماکت هایی از آثار و ابنیه قدیم و شاخص مرتبط با آب مانند سد قوسی کریت طبس و کمایستان خراسان و ...
- نمایش اسناد مربوط به آب از قبیل حقابه ها، دفترهای محاسبات میراب ها ، وقف نامه ها، لوح محاسبه قنات و دیگر دست نوشته های مربوطه.
- نمایش وسایل سنتی آب از قبیل وسایل حفر قنات ، چاه ، گونیای چوبی ، قرقره، کوزه سفالی، مشربه، روغن دان، خمره، زاویه سنج و ...
- وسایل اندازه گیری آب شامل چارچوب رقم، پیمانه های آبی، ساعت آبی و ...
- وسایل شیب سنجی قنات مانند تراز چوبی، تراز شیشه ای و ...
با توجه به اهمیت ابزار مهندسی آب در این بخش در یکی از سالن ها وسایل مهندسی آب به نمایش گذاشته شده همچنین دو سالن یکی به ظروف سفالی و دیگری به ظروف لعابی و فلزی مرتبط با آب اختصاص داده شده است.
در ساختمان جنبی موارد ذیل نمایش داده می شود:
- نمایش ماکت از سدهای ساخته شده و در دست احداث جدید
- تهیه و نمایش حرکات مثبت و سازنده دست اندرکاران صنعت آب
- در نظر گرفتن سالنی جهت نمایش با امکانات اسلاید، ویدئو پروژکشن و امکانات سمعی و بصری.
ویژگی فضای باز گنجینه آب:
استفاده از فضاهای باز در گنجینه آب جهت به نمایش درآوردن مدل های زنده تاسیسات آبی جدید و قدیم چون سدها، کانال های آبرسانی، آب انبارها آسیابها و موارد مشابه دیگر ضمن اینکه باعث ارتباط بیننده با این گونه بناها از نزدیک می شود و آگاهیهای لازم در ارتباط با چگونگی کارکرد آنها به راحتی انتقال می یابد. طبق همین اصل هم مدل های هیدرولیکی پل – بند امیر با مقیاس 25: 1 در سطحی به مساحت 220 مترمربع، سد کارون 3 با مقیاس 100: 1 در سطحی به مساحت 240 مترمربع به همراه کانال های آبی گردش آب در محوطه باز احداث گردید.
همچنین یک نمونه آب انبار با مقیاس 2: 1 و گاوچاه با مقیاس 1:1 در محوطه بین ساختمان اصلی و جنبی گنجینه احداث گردیده است.
موضوعات موردنظر در گنجینه آب سعدآباد:
- نمایش تاریخ آب و آبیاری شامل فرهنگ و مردم شناسی، تکنیک و فن، اهمیت آب و استفاده بهینه از آن در زمینه آب و آبیاری و ...
- معرفی و نمایش دانشمندان قدیمی صنعت آب در گذشته
- معرفی و نمایش تکنیک و فن آبیاری و شبکه های آبیاری، انتقال و توزیع آب و دفع فاضلاب در عصر حاضر.
- معرفی و نمایش نحوه تقسیم آب و سیستم های آب و آبیاری در تهران قدیم و جدید از طریق ساخت ماکت و نمایش گاری آبشاهی و میرابها در گذشته و انتقال و توزیع آب شهری در تهران عصر حاضر.
- نمایش سیر تحول و شکل گیری موزه آب و فعالیتهای مختلف که تاکنون توسط مسئولین آن انجام گرفته است.
هدف از تاسیس موزه آب:
با توجه به نقش موزه به عنوان یک واحد فرهنگی آموزشی، موزه آب در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد تهران تاسیس گردیده است تا بتوان نسبت به معرفی آثار و سوابق ارزشمند تاریخی- فنی مهندسی آب کشور و نیز معرفی پیشرفت های شگرف در شاخه های مختلف مهندسی آب بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و سدهای ساخته شده در این دوران و ایجاد خودباوری در نسل حاضر و آینده قدم های ارزشمندی برداشته شود.
|
موزه هنر ملل |
موزه هنرملل که بخشی ازمجموعه فرهنگی کاخ موزه ملت است، در گذشته موزه هنری فرح پهلوی بوده که مورد استفاده او و اطرافیانش قرار می گرفت0
مجموعه آثار این موزه از سراسر جهان خریداری شده و یا اهدایی است 0
این آثار شامل: تمدن های پیش ازاسلام، دوره اسلامی، هنر آفریقای سیاه، هند، خاوردور، مایاها و آثار هنر معاصر ایران و جهان است.
هنرباستانی:
در بخش هنر باستانی ایران سفالینه های گلی منقوش، از هزاره چهارم تا هزاره اول ق.م. ازاسماعیل آباد قزوین و تپه های دشت مرکزی ایران – که نقوش آنها ملهم ازحیوانات مورد ستایش و جریان آب است – قرار دارد.
تمدن مایاها:
پیش از کشف آمریکا، در سال 1492 میلادی دو کانون هنر و تمدن در آمریکا وجود داشته است، تمدن مایاها و اینکاها.
آثاری از تمدن مایاها در موزه هنرملل وجود دارند که پیدایش آنها به اوایل سده اول پیش ازمیلاد نسبت داده شده است.
هنرآفریقا:
بخش هنر آفریقا که روند هنرهای تمدن های مختلف این قاره را نشان می دهد، هنری است جادویی، سنتی، مذهبی، جمعی و کاربردی که در آن ازچوب، سنگ، عاج، سفال و فلز استفاده شده است.
هنرهای معاصرایران:
در این بخش آثاری از نقاشان صاحب نام معاصر ایران مانند: سهراب سپهری، فرامرز پیلارام، حسین زنده رودی، اردشیر محصص، بهجت صدر، محمداحصایی و پیکره هایی ساخته پرویز تناولی، ژازه طباطبایی، مهری معتمد و اسماعیل توکلی (مش اسماعیل) قراردارند.
هنرهای معاصرجهان:
در این بخش آثار ارزشمندی از هنرمندان قرن بیستـم میلادی مشاهده می شوند. مانند: هربرت بایر,یان سوبیسکی، فرناند لژه، مارک شاگال و مک آووی.
|
موزه مینیاتور آبکار |
ساختمان موزه یکی از ساختمان های مجموعه سعدآباد است که متعلق به لیلا پهلوی بود. این بنا در سال 1373 با اندک تغییراتی به موزه مینیاتور آبکار تبدیل شد.
نقاشی ها و آثار کلارا آبکار در سه تالار موزه به نمایش گذاشته شده است.
تالار شماره یک
در این تالار آخرین آثار استاد ارائه شده است که شامل مینیاتور، تذهیب و نقش گره اند.تابلوهای تک چهره زنان که به شیوه قلم گیری و پرداز خلق شده اند، بخشی از این مجموعه را تشکیل می دهند.در این تابلوها تک چهره های تغزلی زنان غالبا" به رنگ های سفید، سبز، زرد، قهوه ای و ارغوانی بر زمینه سیاه تصویر شده اند. تابلوی تک چهره دختر قالیباف یکی از این آثار است که مجموعه ای از عناصر هنر نقاشی سنتی ایران مانند مینیاتور، تذهیب ، نقش قالی و تشعیر را در بر گرفته است.
در بخش دیگر این تالار مینیاتـــورهـــایــــی قراردارند که با هنر تذهیب تکمیل شده اند.تذهیب این آثار اغلب شرفه دار، دایره ای شکل، با دوایر متعدد و متداخل و بیضی شکل است و زمینه آنها غالبا" به رنگ های لاجوردی و فیروزه ای روشن است.
از قویترین آثار تذهیب آبکار، تابلوی مینیاتور دو صورتی اوست که به شیوه مکتب اصفهان تصویر شده ولی هنرمند مجال آن را نیافت که کارهر دو صورت را به پایان رساند. در نتیجه یک چهره کامل و چهره دیگر نیمه کاره مانده است.هردو چهره از پرداز قوی برخوردارند.
در این تالار بخشی نیز به تابلوهای مینیاتور شیوه قاجار اختصاص دارد.مجلس بزم و مجالس خانوادگی موضوع های اصلی این مجموعه را تشکیل می دهند.
آخرین بخش از آثار تالار شماره یک را آثار نقش گره تشکیل می دهند.
تالار شماره دو
در این تالار مجموعه ای از نقاشی های آبرنگ ،مستندسازی اشیاء موزه مردم شناسی و هنرهای تزئینی به نمایش گذاشته شده اند.
در این مجموعه با استفاده از پارچه های ترمه پشمی آراسته به نقوش بته جقه،محرمات،گل های افشان، هندسی تزئینی و اسلیمی، طیفی از نقوش عمدتا" ایلیاتی به تصویر کشیده شده است.
بخشی دیگر از مجموعه مستندسازی را زیورآلات تشکیل می دهند.نقوش این مجموعه بیشتر اسطوره ای و رمزی هستند.
در ویترین بزرگ این تالار نقاشی های زیرلاکی و روغنی به نمایش گذاشته شده است.اشیاء این ویترین را جلدهای آلبوم،جعبه های چوبی و نقاشی های روی چینی و سرامیک تشکیل می دهند.
هشت جلد آلبوم در این مجموعه موجود است که سطح بیرونی و درونی آنها با نقاشی هایی از لیلی و مجنون،خسرو و شیرین و قصه هایی از ادبیات داستانی ایران تزئین شده است.
از دیگر آثار این مجموعه جعبه های کوچک چوبی منقوش است که به روش زیر لاکی نقاشی شده اند.مینیاتورهای کلارا آبکار نیز در ایـــن تـــالار بـه نمایش در آمده اند.اولین اثر رنگی او در میان این آثار دیده می شود. این اثر به تقلید از کار رضا عباسی تصویر شده است.
تالار شماره سه
این تالار به بهترین نمونه های آثار کلارا آبکار، شامل چند نمونه مینیاتور روی عاج، چند کپی از کار مینیاتوریست های بنام ایران و نمونه ای از تذهیب اختصاص دارد.
مضامین این مینیاتورها از ادبیات غنی ایران مانند لیلی و مجنون،خسرو و شیرین، شیخ صنعان و دختر ترسا و یوسف و زلیخا گرفته شده است.
نمونه های کپی کلارا آبکار از اثار هنرمندان صاحب نام گذشته، مانند : داستان پیرزن و سلطان سنجر،کپی از کار سلطان محمد ،مینیاتور انوشیروان و بزرگمهر، کپی از کار آقامیرک،مینیاتوریست دوره صفوی و شکار بهرام گور،نام کلارا آبکار را در کنار اساتید بزرگ مینیاتور ایران ثبت کرده اند.مینیاتورهای روی عاج را مجالس خسرو و شیرین، یوسف و زلیخا ونیز مجلس سنتی رفتن عروس به خانه داماد تشکیل می دهد.
نمونه هایی از نقوش قالی و مجالس ملهم از ادبیات منظوم این مرز و بوم از دیگر مینیاتورهای موجود در این تالار است.
|
موزه فرشچیان |
موزه ای زیبا و پر رمز و راز، موزه ای پر از رنگ و زندگی که دیدگان هر بیننده ای را نوازش میدهد و چه تواناست خالق این همه نور، این همه زیبایی و این همه زندگی.
اسطوره ای با چهره ای پر از مهربانی که با دستان توانمند خود ایچنین چرخشها و پیچشهای نرم و لطیفی را خلق کرده است.
استاد محمود فرشچیان متولد سال 1308 هجری شمسی در اصفهان دیده به جهان گشود. وی از هفت سالگی نزد استاد حاج میرزا آقا امامی شروع به تعلیم گرفتن نمود و در سال 1324 به هنرستان هنرهای زیبا ی اصفهان رفت و تحت تعلیم استاد عیسی خان بهادری که خود شاگرد کمال الملک بود، قرار گرفت و با رموز رنگها، ابزار نقاشی و زیر رنگ آشنا شد و با قرار دادن موی گربه سفید در انتهای پر کبوتر قلم موهایی ساخت تا به امروز در نقاشی و ظریف کاری از آن استفاده می شود.
اشتیاق به آموختن ایشان را ابتدا به اروپا و سپس به آمریکا کشانید و حفظ هویت ایرانی توانست شیوه کار خود را غنا بخشد. استاد در ابتدا از آبرنگ و گواش و از اوایل دهه پنجاه بیشتر از اکریلیک برای خلق آثارش استفاده کرد. آثاری که با دیدنشان این جمله در ذهن متصور می شود:
"فتبارک الله الاحسن الخالقین"
ساختمان موزه استاد محمود فرشچیان در مجموعه 110 هکتاری سعدآباد، یک بنای قاجاری است، با وسعتی در حدود 600 متر مربع که برای مدتی محل اسکان رضا شاه به همراه همسر چهارمش ملکه عصمت بوده است.
این موزه در حال حاضر بیش از 50 اثر از استاد را در خود جای داده که نوازشگر چشم هر بیننده ایست. این موزه در سال 1380 افتتاح شده است.
|
موزه بهزاد |
ساختمان بهزاد از جمله بناهای متعلق به دوران قاجار است که در زمان پهلوی اول محل سکونت رضا خان بوده و به نام کاخ کرباسی معروف بوده است و در زمان پهلوی دوم نیز محل سکونت رضا پهلوی فرزند پهلوی دوم بوده است. پس از تغییراتی که در فضای داخلی این کاخ به وجود آمد، در سال 1373 به مناسبت صدمین تولد استاد، به نام موزه بهزاد گشایش یافت. آثار نقاشی استاد بهزاد در چهار سالن به نمایش گذاشته شده است.
سالن شماره یک : این سالن به نمایش آثار قدیم استاد اختصاص داردکه درآن نقاشی هایی به سبک مکتب هرات، اصفهان و تبریز قراردارد. معروف ترین آنها چوگان بازی و مناظره شیرین و فرهاد است.
سالن شماره دو: دراین سالن آثار استاد که ملهم از ادبیات فارسی است نگهداری می شود. در این آثار استاد با الهام از یک یا دو بیت شعر از اشعار شاعرانی چون عطار، خیام، حافظ و فردوسی به خلق آثاری زیبا پرداخته است.
سالن شماره سه : به نمایش آثاری از آداب و رسوم مردم اختصاص دارد. مانند: تابلوهای رمال، عقدکنان، سقای شل و ...
سالن شماره چهار : این سالن به نقاشی های استاد از چهره مشاهیر و بزرگان اختصاص دارد. مانند:حافظ، سعدی، خیام، عطار، نورعلیشاه، و زکریای رازی.
نشان ها، دیپلم های افتخار استاد و پوستر های مربوط به شرکت ایشان در نمایشگاه های مختلف جهانی در راهروی ورودی موزه به نمایش گذاشته شده است.
ساختمانی که امروزه در مجموعه سعد آباد با نام موزه بهزاد می شناسیم از بنا های ساخته شده در اواخر قاجار است که در دوره پهلوی اول با نام " کاخ کرباسی" بعنوان دفتر کار و استراحتگاه رضا شاه مورد استفاده وی قرار می گرفت.
در دوره گذشته نیز با نام "کاخ ولیعهدی" مورد استفاده رضا پهلوی از دوره کودکی تا نوجوانی بوده است. لازم به ذکر است که در این دوره تغییراتی در فضای داخلی و دکوراسیون آن ایجاد شد و از چهار اتاق با عناوین کتابخانه، اتاق خواب، اتاق پذیرایی و اتاق آجودان مخصوص، دو سرویس بهداشتی، یک حمام و یک آبدارخانه تشکیل گردید. چند سال قبل از انقلاب با گود برداری زیر ساختمان و تبدیل آن قسمت به اتاق لباس، اتوکش خانه، اتاق رقص، اتاقکی به عنوان تاریکخانه (جهت ظهور فیلم)، یک انباری و سرویس بهداشتی، کمبود فضای لازم برطرف گردید و زیربنای این ساختمان که در ابتدا 275 متر بود با اضافه شدن زیرزمین به 550 متر افزایش یافت .
بعد از انقلاب از این ساختمان بعنوان انبار استفاده می شد تا در سال 1372 وسایل موجود در آن، به مکان دیگری منتقل گردید و با ایجاد تغییراتی در فضای داخلی و آماده سازی آن برای تبدیل به یک موزه تخصصی سرانجام در 28 اردیبهشت 1373 به عنوان صدمین سالگرد تولد استاد حسین بهزاد منیاتور با نام "موزه بهزاد" گشایش و مورد استفاده قرار گرفت.
این ساختمان از شمال با موزه نظامی (کاخ شهرام)، از جنوب با موزه ملت (کاخ سفید)، از جنوب غربی با دو موزه آبکار (کاخ لیلا) و میرعماد (کاخ فرحناز و علیرضا) و از جنوب شرقی با موزه فرشچیان (کاخ اندرونی و محل زندگی همسر چهارم پهلوی اول) همجوار است.
بعد از تغییر کاربری این بنا و تبدیل آن به موزه بهزاد، در طبقه بالا، 4 تالار، یک راهرو (که از آن هم به عنوان محل نمایش آثار استفاده می شد) و یک اتاق به عنوان دفتر موزه در نظر گرفته شد و طبقه پایین هم با داستن 4 اطاق و یک راهرو در ابعاد مختلف به عنوان انبار آثار سه موزه بهزاد ، میرعماد و آبکار مورد استفاده قرار گرفت .
از تابستان سال 1385 پروژه مرمتی _ تاسیساتی ساختمان موزه بهزاد شروع و موزه تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد . یکی از اهداف موزه در چیدمان جدید ، افزایش فضای نمایشگاهی جهت آثار استاد حسین بهزاد است که بدین منظور، انتقال دفتر موزه به کلبه چوبی (بنایی وابسته به کاخ ولیعهدی سابق که در ضلع شرقی این ساختمان قرار دارد) وتبدیل اطاق مذکور در موزه ، به تالار دیگری برای نمایش آثار استاد حسین بهزاد راهی است که با توجه به محدودیت فضا از این طریق می توان ، یک تالار به سالن های نمایش آثار اضافه کرد.
یکی دیگر از تغییراتی که به منظور گسترش عملکرد موزه بعد از افتتاح مجدد آن برنامه ریزی شده ، استفاده و آماده سازی قسمتی از زیرزمین به عنوان محل نمایشگاه و محل کلاسهای آموزشی موزه بهزاد است .
در یک جمع بندی کلی ، بعد از بازگشایی مجدد ، اجزای مختلف موزه بهزاد به شرح ذیل خواهد بود :
طبقه بالا :
از5 تالار نمایش آثار و یک راهرو خروجی تشکیل شده است و چیدمان آثار به صورت موضوعی طراحی شده که از این قرار می باشد :
تالار اول :
در این تالار 10 طراحی قلمگیری شده با مرکب بر روی کاغذ با موضوع" زندگی مردم "به نمایش در آمده است .
تالار دوم :
در این تالار 12 اثر نگارگری در سبکهای هرات ، تبریز و اصفهان مانند تابلوی "چوگان بازی" و" شیرین و فرهاد " و ... به نمایش در آمده است . لازم به ذکر است که این مجموعه از آثار استاد حسین بهزاد که در سبک مکاتب قدیم کار شده و از موزه هنرهای تزیینی سابق به این موزه منتقل گردید .
تالار سوم :
در این تالار 12 اثرنگارگری ملهم از ادبیات فارسی و اشعار شعرا یی چون خیام ، حافظ وسعدی به نمایش در آمده است مانند تابلوی" هان کوزه گرا بپای اگر هوشیاری ... " و" ساقی نامه حافظ " و....
تالار چهارم :
در این تالار 15 اثرنگارگری با موضوع برگرفته شده از زندگی و آداب و رسوم مردم به نمایش گذاشته شده که از آن جمله می توان به تابلوی" عقدکنان " و" سقا " و" وضو " و.... اشاره کرد .
تالار پنجم :
در این تالار15 اثر نگارگری با موضوع چهره بزرگان و مشاهیر ایران همچون" فردوسی "، " ابن سینا " ، " نورعلیشاه " ، " زکریای رازی "، "سعدی " و .... به چشم می خورد .
راهروی خروجی :
در راهرو خروجی تعدادی از دیپلمهای افتخار ، چند پوستراز نمایشگاههای خارج از کشورکه استاد بهزاد در آن شرکت داشته اند ، چند قطعه شعر از شعرای نامی معاصرکه در وصف استاد حسین بهزاد سروده اند و عکس و نقاشی های اهدایی از چهره استاد حسین بهزاد در سنین مختلف ، به نمایش در آمده است .
زیرزمین :
از 4 اطاق و یک راهرو مذکور در زیرزمین ، اولین اطاق و راهرو ورودی به عنوان محل نمایشگاهی موزه و اطاقی دیگر به عنوان کلاسهای آموزشی موزه و اطاقی نیز به اطاق کنترل سیستمهای حفاضتی موزه اختصاص داده خواهد شد .
کودکی و نوجوانی
زنده یاد استاد حسین بهزاد در ماه صفر 1313 هجری قمری مطابق اردیبهشت 1273 هجری شمسی و برابر با 1894 میلادی در محله (روبنده دوزها) نزدیک بازار به دنیا آمد. جدش مرحوم میرزا لطف ا... واعظ و پیشنماز مسجد وکیل شیراز بود. میرزا لطف ا... که در شیراز به علم و تقوا مشهور بود به دعوت مکرر مرحوم آخوند ملاعلی کنی به تهران آمد و ساکن شد. میرزا در سفرهای گاه به گاه خود به شیراز ناگزیر مدتی نیز در شهر اصفهان اقامت می کرد. او در اصفهان همسری اختیار کرد که حاصل این ازدواج میرزا فضل ا... اصفهانی پدر استاد بهزاد بود.
میرزا فضل ا... در اصفهان با هنر نقاشی و قلمدان سازی آشنا و در این فن سرآمد شد. او نیز حسب توصیۀ پدر به تهران آمد و به همین حرفه و به مدد همین هنر روزگار گذراند. میرزا فضل ا... در سن 24 سالگی همسری به نام رقیه اختیار کرد و خداوند سه فرزند به آنها داد. فرزند اول حبیب ا... نام گرفت که در کودکی از دنیا رفت. دوم فاطمه بود و سوم حسین که 23 سال پس از این وصلت به دنیا آمد. حسین در سن 6 سالگی به مدرسه مظفری سپرده شد، اما روح بلند پرواز این طفل نو دبستانی که در خانۀ هنر رشد یافته بود در کارگاه پدر و تصویرهای دلپذیر قلمدانها سیر می کرد و عاقبت هم بدلیل تصویری که از معلم مدرسه کشید به بهانه درس نخواندن از مدرسه بیرونش راندند. استاد در این باره می گوید: " تقریباً شش سالم بود که پدرم مرا به مدرسه شرف مظفر که آن موقع دومین مدرسۀ کشور بود گذاشت. از همان وقت شوق نقاشی مثل چشمه ای در دل من می جوشید و من در دنبال رنگها به دنبال گمشده خود می گشتم که خود هم ماهیتش را نمی شناختم. احساس ناشناخته و گنگی مرا به سوی نقاشی می کشاند و وقتی به پیروی از این احساس مداد یا قلم به دست می گرفتم مثل تشنه ای که به آب زلال و گوارایی رسیده باشد، حس می کردم سیراب شده ام. نقاشی با من بود و من تصاویر و نقشهای بچه گانه ای را که با عشق و علاقه و دیوانه واری رسم می کردم با خود به مدرسه می بردم و در لابلای کتابهای درسی یا میان کلاهم می گذاشتم."
در سال 1281 هجری شمسی وقتی حسین 8 ساله شده بود و پدر بی تابی او را برای نقاشی می دید او را برای فراگیری فنون هنر نقاشی به مجمع الصنایع برد و به دست دوست هنرمندش آقا ملاعلی قلمدان سپرد. مزد حسین خردسال در آن زمان روزانه 4 شاهی بود.
« در کارگاه ملاعلی روزی چهار شاهی مزد می گرفتم، از 4 شاهی یک شاهی را نان می گرفتم و24 ساعت گذران می کردم. سه شاهی دیگر را مداد و کاغذ و رنگ می خریدم .... هر وقت که چند دقیقه دستم خاالی می شد طراحی می کردم. همیشه مداد و کاغذ توی جیبم بود، توی کوچه بازار هر حرکت جالبی از مردم می دیدم بدون خجالت کاغذ و مداد را از جیبم در می آوردم و آن حالت را می کشیدم. »
همان سال وبا در تهران شایع شد و به فاصله چند روز، اول پدر استاد و بعد استادش به بیماری وبا درگذشتند. در فقدان این دو عزیز، حسین ناگزیر برای فرونشاندن عطش هنر و نیز تأمین نان، نزد میرزا حسن پیکرنگار، شاگرد بزرگ و برگزیده آقا ملاعلی قلمدان ساز به کار مشغول شد و مزدش روزی یک قران شد. در همان سالهای نخست پس از مرگ پدر، بر اثر وضع بد اقتصادی و سختی معیشت، مادر حسین به ناچار تن به ازدواج داد. نتیجۀ این پیوند روزگار تلخ و سختی برای حسین پیش آورد و بی مهریهای مادر و ناپدری طاقت این طفل آسیب پذیر را طاق کرد. در خانه ناپدری، به جای نوازش از مادر و ناپدری دشنام می شنید و به جای غذا خون دل می خورد.
«یک زمستان شست پایم که از سوراخ کفشم بیرون می آمد از بس که توی برف و یخ به سنگ و کلوخ خورده بود زخم شده بود و اغلب خون و جراحت از آن می آمد و در سوز سرما طاقتم را طاق می کرد. راه می رفتم، مثل آدمهای شل می لنگیدم، ناله می کردم، تلاش می کردم که صدایم بیرون نیاید، صدای گریه ام را در گلو خفه می کردم. تا اینکه پایم ورم کرد و چند روز نتوانستم سرکار بروم.»
کار نزد میرزا حسن پیکرنگار ده سال ادامه یافت. حسین در این کارگاه کم کم شهرت پیدا کرد و کار میرزا حسن نیز بالا گرفت. در دوازده سالگی همۀ اهل فن او را می شناختند و هر کس که می خواست قلمدانی را به نقش و نگار خوش مزین کند به سراغ حجره میرزا حسن پیکرنگار می رفت و وقتی سفارش لازم را می داد از میرزا که خود استاد و صاحب کارگاه بود می خواست که تنها حسین روی آن قلمدان کار کند.
شروع کار به صورت مستقل
دقت و ظرافت استاد حسین در کارش باعث شده بود که مشتریان پیکرنگار جز قلم حسین کار دیگری را نمی پسندیدند. در این زمان توجه اروپاییان به نقاشی مشرق زمین و نفوذ هنر شرقی در اروپا بالا گرفته بود و نقاشان ایرانی به سبک قدیم روی آورده بودند. دلالان هنر، نقاشیهای مینیاتور معاصر را به بهای اندک می خریدند و به نام مینیاتورهای قدیمی به بهای گزاف به خریداران و مشتریان علاقه مند می فروختند و در این بازار کار بهزاد بیش از همه خریدار داشت. حسین در هیجده سالگی حجره پیکرنگار را ترک کرد و حجره ای مستقل در سرای حاجی رحیم خان در بازار توتون فروشها کنار سبزه میدان تهران اجاره کرد و به طور مستقل به کار مشغول شد. از آنجا که آن زمان خرید مینیاتور به سبک آثار رضا عباسی و کمال الدین بهزاد رونق داشت و مشتریان خارجی و ایرانی را جلب کرده بود حسین به نسخه برداری از آثار این نقاشان بزرگ پرداخت و در این زمینه مهارت و ذوق درخشانی از خود نشان داد. روزانه 18 ساعت کار می کرد و با فروش این سبک از کارهای خود اندکی از تنگدستی رهایی یافت. نخستین مشتری کارگاه مستقل بهزاد، اسکندر گوریانس ارمنی بود که مقداری کتب خطی دولتی به دست آورده بود و سفارش کپیه کردن از تصاویر آن را به بهزاد داد. پس از چندی نصرا... خان پسر حاجی میرزا زکی خان کنسول ایران در پتروگراد قطعه عاجی به او داد که صورتی روی آن بسازد و بهزاد نقش جانانه ای بر آن کشید و مشتری را مسحور این مینیاتور کرد. نصرا... خان بهزاد را بسیار تشویق کرد و او را مرحوم حاجی محتشم السلطنه اسفندیاری تبریزی معرفی کرد.
بهزاد پس از چند سال حجرۀ سرای رحیم خان را ترک کرد و در بالاخانه شمس العماره حجره گرفت. در همین حجره با میرزاده عشقی شاعر میهن دوست ایران آشنا شد.
« یک روز یک جوان خوش قیافه و به اصطلاح امروز شیک پوش که پوتین برقی، شلوار تنگ و سرداری تمیز و کلاه میرزایی ماهوت به سر داشت از پله ها بالا آمد و وارد حجره شد . بعد از سلام و علیک گفت: اسم من میرزادۀ عشقی است، اما عشقی تخلص دارم. خوشم آمد که امروز بیایم با شما ناهار بخورم، اما من مهمان شما نیستم، فقط دلم می خواهد ناهار را با هم بخوریم. بعد از آن روز دوست شده بودیم و اغلب همدیگر را می دیدیم تا این که گرفتاریهای سیاسی و مسافرتهای او پیش آمد و منجر به از بین رفتنش شد...»
استاد بهزاد در سن 22 سالگی، زمانی که هنوز در بالاخانه شمس العماره کار می کرد سخت بیمار شد و یارای انجام سفارشها را نداشت و آنچه را که اندوخته بود، از نقد و جنس ، همه را صرف معالجه کرد و در این راه خواهرش فاطمه از هیچگونه مساعدت و یاری دریغ نورزید، اما بیماری همچنان مزمن تر می شد. حسین سرانجام دست از کار کشید و مأیوس و درمانده به امید رهایی از زندگی تلخ و فلاکتبارش در اتاق کوچک و محقرش در خانه ماند و به انتظار مرگ نشست.
در این اثنا، در اوج فقر و بیماری و تنگدستی و بی مهری، فتوح السلطنه افشار تبریزی که علاقه زیادی به مینیاتور داشت و آثار بهزاد را دیده و پی به نبوغ و استعداد او برده بود به سراغش آمد و او را به خانه خود برد و دکتر مسیحای طبیب را به بالینش آورد. بهزاد پس از یک ماه بهبودی حاصل کرد و از آن بیماری مهلک رهایی یافت.«ً پس از خوب شدنم فتوح السلطنه به من گفت که یک کتاب خمسه نظامی دارد که خطی است ، اما صورتهایش ساخته نشده، آن را به مسابقه گذاشته ام ، هر که بهتر آن را درست کرد، ساختن همه صورتها را می دهم به او. هر هنرمند که امروز در تهران سراغ دارم یک مجلس آن را ساخته ، اما من هنوز هیچکدام را نپسندیده ام ، یکی هم تو بساز. من یک مجلس از نظامی ساختم، آقا بسیار خوشش آمد و قرار گذاشتیم که همه مجلس ها را من بسازم. اما آقا برای این که کار را رسمی کرده باشد گفت باید قرارداد رسمی ببندیم و فرستاد به دست آقا سیداسماعیل عنایت که آن وقت در چهار راه حسن آباد بود یک نوشته از من گرفت. من حدود یک سال مشغول ساختن آن کتاب شدم . »
به موجب این قرارداد یک ساله استاد باید 8 مجلس در یک مجموعه خطی خمسه نظامی را به تصویر می کشید و فتوح السلطنه نیز متعهد شد که مسکن و مخارج زندگی استاد را تأمین کند؛ ماهیانه مبلغ 200 تومان به او بپردازد و در آخر کار پس از فروش مجموعه و کسر مخارج و حقوق ماهیانۀ استاد سود حاصل را بالمناصفۀ تقسیم کنند.
قزاقخانه:تفنگ به جای قلم مو،
قطار فشنگ به جای رنگ، رضا خان میرپنج در جستجوی بهزاد
استاد در سال 1297 تابلوهای خمسه نظامی را به اتمام رساند. در این زمان رضا خان میرپنج فرمانده قشون در «آتریاد» تهران بود و با ابوطالب قاضی عسکر رفت و آمد داشت. او تعدادی از آثار استاد را در خانه ابوطالب دیده و به آنها علاقۀ خاصی پیدا کرده بود. رضا خان بهزاد را با صلاحدید قاضی عسکر و فتوح السلطنه به قزاقخانه وارد کرد.
« میرپنج علاقۀ خاصی به کارهای من پیدا کرد و با صلاحدید قاضی عسکر و فتوح السلطنه قرار شد وارد قزاقخانه شوم ، من هم اطاعت کردم. دو بار مشق نظامی کرده و (استاژ) دادم. در این بین شایع شد که ساعدالدوله یاغی شده و با احسان ا... خان متفق گردیده قصد تصرف تهران را دارند. مرا نیز با جمعی قزاق آتریاد تهران مأمور مقابله با آنها کردند که هرگز فکر این مأموریت را نمی کردم. ابتدا تمارض کردم، قبول نکردند، بهانه آوردم ، سخت گرفتند ، ناچار پنهان شدم. همه جا را گشتند و مرا نیافتند. »
نظم خشک محیط نظامی با روحیه لطیف و حساس هنرمند که به جای کتاب و قلم مو و صفحه کتاب و کاغذ به دستش تفنگ و قطار داده بودند سازگار نبود.
« رنگ و قلم مو و صفحه کتاب کجا، تفنگ و فانوسقه و قطار فشنگ کجا؟ پیالۀ بلور و شراب سرخ و دخترکان شوخ و شنگی که می ساختم کجا، یقلاوی آش ماست سربازخانه و سختگیری های وکیل باشی کجا؟ »
پس از مدتی از رفتن به سربازخانه خودداری کرد و برای رهایی از بند ارتش در گوشه ای مخفی شد.
«یک روز با هشت نفر نظامی ریختند توی حیاط، البته من چون همیشه مواظب بودم به پشت بام فرار کردم. آنها پس از جستجوی منزل رفتند، اما پیش از آن که بروند به مادرم گفتند:« به حسین بگو میرپنج او را می خواهد و گفته است اگر او را به چنگ بیاورم زیر شلاق سه پایه حسابش را می رسم.» بهزاد مدتی در منزل فتوح السلطنه پنهان شد و بعد به خانه برزگری به نام مش قلی که زمستانها از ده به تهران نقل مکان می کرد رفت. حدود دو سه ماه درآن خانه مخفی بود و طی این مدت یک روز شخص رضاخان میر پنج که از محل اختفای بهزاد بو برده بود همراه با چند تن از صاحب منصبان آتریاد با درشکه شخصی به در خانه این برزگر آمد و از بهزاد پرس و جو کرد، اما دختر صاحب خانه هوشیارانه و با رشادت و خونسردی حضور چنین شخصی را در خانه انکار کرد و بهزاد را از چنگ رضاخان نجات داد.»
سکینه (عزیزه خانم)
« من از رشادت این دختر دهاتی و مشاجره اش با رضاخان که اگر به رویش شصت تیر خالی می کردند نمی ترسید ماتم برد ! در بهت و حیرت فرو رفتم که چگونه رضاخان با حرف این دخترک دهاتی که جز رشادت و سادگی چیزی نداشت قانع شده و رفته است. »
هر چند که بهزاد دختری را به نامزدی برگزیده بود، اما به این دختر دل باخت و از او خواستگاری کرد.
« با خود گفتم این دختر زندگی مرا نجات داد و حق حیات به گردن من دارد. او مادری شجاع و علاقمند خواهد شد و درست زنی است که من می خواهم...
... طبع من همیشه زیبایی را در سادگی می جست، بخصوص آن سادگی که با تمنای طبع و شهامت توام باشد و همین سبب شد که با آن دختر ساده و شجاع ازدواج بکنم ... »
روزی که بهزاد می خواست آن خانه را ترک کند آقا سید عنایت را از چهار راه حسن آباد آوردند و او عزیزه خانم را به عقد استاد حسین در آورد. ثمرۀ آن ازدواج ، یگانه فرزند بهزاد به نام پرویز است. پرویز از کودکی به نقاشی علاقه فراوان داشت، ولی پدر که مرارت و ریاضت هنر را در این مرز و بوم چشیده و بی توجهی مردم روزگارش را به این موهبت دیده بود، او را سخت از این کار منع کرد. پرویز بهزاد در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد، در حالی که دور از چشم پدر گهگاه به طراحی و نقاشی نیز می پرداخت. سال 1297 ه. ش ( 1918 م) سال اوج قحطی در ایران بود. در آن زمان مردم حتی در و پنجره های خانه هایشان را برای قرص نان فروخته بودند. استاد می گفت یک تکه نان سنگک معادل بیست نفر آدم ارزش داشت. داستان دهشتناک این قحطی چنان تأثیری بر عواطف و احساسات هنرمند گذاشته بود که استاد همواره از آن یاد می کرد. زیرا با تمام پوست و استخوان جدال مرگ و زندگی را لمس کرده بود و از این که عدۀ زیادی به علت فقدان یک لقمه نان جان می سپردند و عده ای از پول خون آنها به اروپا سفر می کردند و خوش می گذراندند، رنج می برد و می گفت: ای تف بر این زالوهای اجتماعی. »
سفر تفلیس
بهزاد در همان سال(1297 ه.ش) در سن 24 سالگی تصاویر مجلسهای خمسه نظامی را تمام کرد و فتوح السلطنه وعدۀ بردن او را به اروپا داد. هدف فتوح السلطنه این بود که مجلسهای کتاب خمسه را در اورپا بفروشد و در ضمن بهزاد را برای کشیدن تابلوهای دیگر در اروپا به کار گیرد. روز موعود فرا رسید و بهزاد ، اندکی پس از ازدواج با عزیزه خانم همراه با فتوح السلطنه از طریق رشت به باکو و بعد به تفلیس رفتند .اما سه روز بعد، فتوح السلطنه نقشه اش را تغییر داد و از بردن بهزاد به اروپا منصرف شد و او را رها کرد و خود با کتاب خمسه از راه استانبول به پاریس و لندن رفت. در لندن کتاب را به عنوان یک اثر قدیمی و عتیقه به قولی به مبلغ 8000 لیره به موزه بریتانیا فروخت. حتی متخصصین آن موزۀ بزرگ که در تطبیق و شناسایی آثار هنرمندان قدیم مهارت فوق العاده داشتند آن را نسخه اصلی قدیمی قلمداد کردند. بهزاد در باره تنهاییش در تفلیس می گوید:
« صبح روز بعد رفتم به هتل دیدم خبری نیست پرسیدم فتوح السلطنه کجاست؟ گفتند از راه طرابوزان حرکت کردند به استانبول . من مات و متحیر ماندم که در مملکت غربت با جیب خالی چه کنم؟ این چه کاری بود که فتوح السلطنه کرد و چرا پس از آن همه عوالم و محبتها مرا وسط مملکت بیگانه و به امید خدا رها کرد و رفت ، بدون اینکه فکر کند من باید چه کنم؟!»
بهزاد در تفلیس تنها ماند و مدتی را با فقر و تنگدستی گذراند و سرانجام با کمک یک جوان بامیه فروش زنجانی که در تفلیس زندگی می کرد توانست با فروش تعدادی از نقاشیهایش مدتی در آنجا زندگی و خرج سفرش را به ایران تهیه کند. سفر بهزاد به تفلیس و بازگشت او به تهران جمعاً 70 روز طول کشید.
« چشمم که به سواحل سرسبز ایران افتاد و بیرق ایران را دیدم قلبم خواست از جایش کنده شود و چشمانم پر از اشک شده بود و از ذوق وطن گریه می کردم. عجب حکایتی است وطن ، این چه عشقی است که رگ و ریشه ما را به این آب و خاک پیوند داده و دلمان را در قید اسارت خود بسته است؟ »
فتوح السلطنه دو سال بعد از اروپا برگشت و ملکی در رشت خرید. بهزاد برای گرفتن سهمش به رشت رفت ، اما در همان اوقات فتوح السلطنه بر اثر سکته به بستر بیماری افتاد و استاد بهزاد صحبت از مجلسهای خمسه و سهمش را مناسب ندید و به تهران برگشت. چند ماه بعد فتوح السلطنه نیز به تهران آمد و به بهزاد پیام فرستاد که به زودی سهم او را خواهد داد. اما دیری نپایید که بار دیگر سکته کرد و درگذشت و همان طور که استاد انتظار داشت از آن پول چیزی عاید او نشد.
بهزاد پس از مراجعت از تفلیس بار دیگر در بالاخانه شمس العماره بکار مشغول شد. در این زمان از افراد دیگری که پی به نبوغ و استعداد او برده بود و بعد در رشد و شکوفایی او نقش مهمی داشت صدرالممالک ، وزیر دربار و رئیس دیوانخانه احمدشاه بود. صدرالممالک تعدادی از کتابهای خطی قدیمی خود را که جای تصویر داشت در اختیار بهزاد قرار داد تا مجالسی بر آنها بسازد.
بهزاد مدت یک سال در منزل صدرالممالک به ساختن صورت برای آن کتابها و مرقعات پرداخت. مدتی بعد صدرالممالک فوت کرد و ورثه او کتابهایش را همراه با کتابهایی که بهزاد روی آنها کار کرده بود به حراج گذاشتند. سپس حدود سال 1308 پرنس ارفع الدوله ، پدر سرلشگر ارفع که در فرنگ می زیست و موزۀ کوچکی در موناکو داشت به ایران آمد و از بهزاد خواست که برای او صورتهای ایرانی بسازد. بهزاد یک سال نیز برای پرنس ارفع الدوله صورت کشید. در این ضمن شخصی به نام عبدا... خان رحیم زاده که در میسیون امریکایی کار می کرد به مدت شش ماه نزد استاد به تعلیم نقاشی پرداخت. بعد به استاد بهزاد سفارش کار داد و قرار شد بهزاد هر روز یک مینیاتور به مبلغ سه تومان برای او بسازد. رحیم زاده در خیابان استخر خانه ای اجاره کرد و نمایشگاهی از آثار عتیقه و نیز آثار بهزاد به نام عتیقه فروشی و نمایشگاه نقاشی افتتاح و برای فروش این آثار آگهی منتشر کرد. بهزاد حدود 7 سال آثارش را به رحیم زاده می فروخت. رحیم زاده دو بار آثار بهزاد را به امریکا برد و بار دوم پس از برگزاری نمایشگاهی از این آثار، آنها را به یک خانم علاقه مند امریکایی فروخت. این خانم نیز با آثار بهزاد یک موزۀ شخصی ایجاد کرد.
عزیمت به پاریس
بهزاد در سال 1310 در تهران با یک هنرشناس، عتیقه شناس و کلکسیونر ایرانی به نام ایوب رب نوع آشنا شد. چهار سال بعد در 1314 رب نوع به جهت بهره برداری از هنر بهزاد قول داد که او را به اروپا ببرد. هدف بهزاد نیز از رفتن به فرانسه آشنایی با هنر پیشرفته آن روز اروپا در عهد هنرهای کلاسیک بود. استاد هزینه سفرش را خود به عهده گرفت و از این بابت مبلغ دویست تومان و یک قالیچه به رب نوع داد. دو هفته بعد یک روز چهارشنبه در ماه خرداد 1314 با اتفاق رب نوع با اتوبوس مسافربری آنتوریست رهسپار اروپا شد.
پس از ورود به پاریس سه روز در منزل رب نوع در محله آنگن مهمان بود ، بعد در نزدیکی راه آهن پاریس اتاقی در یک پانسیون اجاره کرد. استاد دو روز برای رب نوع کار کرد. رب نوع از چیره دستی استاد در نقاشی به خوبی آگاه بود و هیچ میل نداشت کسی از حضور بهزاد در پاریس آگاه شود. هر گاه بهزاد در این شهر به گردش می رفت همراه او بود. استاد برای امرار معاش بدون اطلاع رب نوع برای چند عتیقه فروش کلیمی کار کرد و در این میان با یک تاجر ایرانی به نام ناصری و شریکش عزیز عذرا آشنا شد و مدتی با قرار ماهی هشت هزار فرانک به اضافه خرج مسکن و غذایش برای او کار کرد. این شخص یکی از آثار بهزاد را به عنوان یک اثر قدیمی به مبلغی گزاف به موزه سوئیس فروخت. ناصری پس از مدتی بهزاد را به موزه لوور معرفی کرد و استاد از آن پس هفته ای دو روز بعد از ظهر در این موزه به کار و مطالعه آثار استادان بزرگ پرداخت.
استاد بهزاد 13 ماه در پاریس ماند و ضمن مطالعه در اصول نقاشی کلاسیک اروپا مدتها وقت خود را در موزه های لوور ، گیمه و ورسای گذراند و شیوۀ اساتید این فن را فرا گرفت. کسب تجارب تازه موجب شد که
استاد سبک تازه ای در نقاشی ابداع کند و شیوۀ اصلی به وجود آورد که نه تقلید از کار پیشینیان در سیصد سال پیش باشد و نه از اصول مسلم و چارچوب قواعد اساسی مینیاتور خارج. استاد پس از سفر به پاریس گفت:
« مطالعه من در سبکهای مختلف نقاشی ایرانی و خارجی بدین منظور بود که سبکی به وجود بیاورم که ایرانی باشد و ضمناً با هنر امروز تطبیق کند. شیوۀ نقاشی مینیاتور که به صورت تقلید غلط و ناپسندی درآمده بود رفته رفته از بین می رفت، من کوشش داشتم سبکی به وجود بیاورم که تا این هنر ملی فراموش نشود. »
حاصل این سفر پربار و کوششی که استاد بهزاد در زمینه آشنایی با سبک نقاشی اروپا به کار گرفت دستمایه ای شد برای تحولی که او در سبک نقاشی ایرانی( مینیاتور) به وجود آورد. زمینه ساز این تحول انقلاب درونی شگفت انگیزی بود که پیشترها ذهنیت و تفکر استاد را زیر و رو کرده بود.
« این سفر سرآغاز طلوع من بود. من در این مسافرت شکفته شدم و خود را شناختم و پنجه های من از این پس شور و احساس نوظهور تازه ای یافت... »
« نتیجه رفتن و اقامت من در پاریس ترقیات امروز من است و در این کار من آقای ایوب رب نوع و همفکری او موثر بوده است. »
بازگشت به وطن
بهزاد پس از 13 ماه اقامت در پاریس به ایران بازگشت و به مدت نه سال کارهای متفرقه ساخت. دو سال پس از بازگشت ، به پیشنهاد دکتر حسینعلی خان اسفندیاری فرزند حاجی محتشم السلطنه سرپرست محصلین ایرانی در امریکا که با بهزاد سابقه دوستی داشت رباعیات خیام را به تصویر کشید. بهزاد مدتها روی این تصاویر کار کرد و چهل مجلس آن را ساخت. استاد در این باره می گوید:
« دکتر اسفندیاری یکپارچه آتش بود. اگر دست او بود، خواب و خوراک را کنار می گذاشت. هر رباعی را بارها می خواندیم. او با ریتمهای عجیب تکرار می کرد و باز همه رباعی را می خواند. من اندک اندک رباعی را در خودم می یافتم و جائی می رسید که با مداد طرح می انداختم. حال برافروخته ای پیدا می کردم. حتماً تب می کردم... تب می کردم آقا ... هشت سالی روی تابلوهای خیام کار می کردم. لطفی گلها را طرح می انداخت و یوسفی هم در کار تذهیب کمک می کرد. در بعضی مینیاتورهای اشعار خیام روی قطعات طلا که آن را به پایه ای به ابعاد 9x6 اینچ سوار می کرد با آب رنگ و رنگ روغن و پاره ای وقتها با هر دو کار می کردم قلم مویی که برای کار ساخته بودم فقط از پنج تار موی زیر گلوی گربه ام تشکیل شده بود.... » «رنگهائی که زمینه تابلوها را ساخته از شنجرف طلا، لاجورد و سیاه و... دنیای آبی که در آن همه چیز آبی است. دنیای سبز و سرخ ، دنیای قهوه ای و سیاه این کهکشان رنگی که اگر در نظاره اش نظری عاشقانه داشته باشی تو را به ملکوت هنر شرقی خواهد کشاند. بدانجا که رنجهای این جهان را می توان با دیدن این همه زیبائی فراموش کرد.»ً اسفندیاری بعدها در سال 1336 نمایشگاهی در نیویورک و واشنگتن بر پا کرد و این تابلوها را به نمایش گذاشت که مورد استقبال فراوان قرار گرفت و تحسین همگان را برانگیخت.
طلوع آثار درخشان بهزاد
در سال 1325 استاد بهزاد به همت ملک الشعراء بهار با حقوق ماهی سیصد تومان به استخدام موزه ایران باستان درآمد و در آنجا با شخصی به نام علی جلالی آشنا شد که نقش مهمی در خلاقیتهای هنرمند و خلق آثار بزرگ و برجسته و یادگارهای مهم او ایفا کرد. آشنایی با جلالی طلیعه جدیدی در زندگی هنری استاد بود بهزاد در این باره می گوید:
« ...( جلالی) به من گفت : شما دارای ذوق سرشار هستید ، بیائید از این پس کارهای بزرگ و برجسته بسازید و یادگارهای مهم هنری از خود باقی بگذارید که با کارهای دیگران تفاوت داشته باشد» من اشکالات مادی زندگانی خودم را به او گفتم و تذکر دادم که این کار طالب ندارد و ممکن است ساختن یک تابلو چندین ماه طول بکشد و وقت و عمر بسیار صرف آن گردد. جلالی گفت:« من مشتری آن نوع کارها هستم که تو جستجو می کنی ، مال و زندگی مرا از خودت بدان ، من هم قول می دهم امور زندگانی تو را آنطور که دلخواه تو است روبراه کنم و هر چه بخواهی از تو دریغ ندارم. »
پس از آن بهزاد به تشویق و دلگرمی جلالی تابلوهای فردوسی ، ایوان مدائن ، شب قدر ، حافظ و تابلو نفت را به تصویر کشید که جزو بهترین آثار او به شمار می روند. بهزاد در بارۀ جلالی می گوید:
« کسی که برای من بزرگترین دوست بوده و من برایش کار می کردم علی جلالی است که سالها برایش کار کردم و او مجموعه ای از کارهای مرا دارد و نمی فروشد. »
استاد پس از چندی از موزۀ ایران باستان به هنرهای زیبای کشور رفت و در آن جا به کار خود ادامه داد.
نمایشگاه به مناسبت هزارۀ ابن سینا
در اردیبهشت ماه 1333 مصادف با 1954 میلادی جشن هزارۀ ابن سینا در تهران برگزار شد و عدۀ زیادی از هنرمندان، هنر شناسان و خاورشناسان معروف از 64 کشور جهان برای شرکت در این جشن در تهران گرد آمدند. به همت آقای علی جلالی ، دوست بهزاد ، نمایشگاهی از آثار استاد در تالار سخنرانی موزۀ ایران باستان با عنوان غرفۀ بهزاد ترتیب یافت و میهمانان خارجی از آن دیدن کردند. در این نمایشگاه مجموعۀ تابلوهائی که استاد طی مدت ده سال ساخته بود وشاهکارهای بی نظیر او مانند تابلو فردوسی و ایوان مدائن به معرض نمایش گذاشته شد و تحسین عمیق دانشمندان و خاورشناسان را برانگیخت . هنگام این بازدید پروفسور، دکتر سهیل انور استاد تاریخ طب دانشگاه استانبول که خود مینیاتوریست معروفی بود خطاب به استاد گفت : « سبحان من تحیر فی صنیعه العقول» آفرین بر کسی که صاحبان اندیشه ، از هنرش در شگفتی فرو می روند .
و پس از چندی طی مقاله ای در بارۀ استاد بهزاد در روزنامه وطن چاپ استانبول نوشت.« بهزاد این هنرمند بزرگ اینک فقط متعلق به ایران نیست بلکه به همۀ جهان تعلق دارد.»
نمایش آثار بهزاد در پاریس
بازدید شخصیتهای علمی و هنری جهان از آثار بهزاد طلیعه جهانی شدن استاد بهزاد بود و در پی آن به دعوت دولت فرانسه و با کمک انجمن فرهنگی ایران و فرانسه در 18 مه 1955 نمایشگاهی از آثار بهزاد در
موزۀ هنر مدرن (Art modern) پاریس برگزار شد و هنگام گشایش آن وزیر فرهنگ فرانسه و بسیاری از شخصیتها و خاورشناسان معروف فرانسه مانند پروفسور هانری ماسه حضور داشتند. خبرنگار روزنامۀ هنر ی
آرت فرانسه پس از بازدید از این نمایشگاه نوشت:« تابلوهای مینیاتور جدید بهزاد با مهارت و دقت و در کمال زیبایی طرح شده و از آداب و سنن ملی ایرانی الهام گرفته و فوق العاده دیدنی است. رنگ آمیزی در آثار بهزاد اعجاب انگیز است ، مخصوصاً اختلاط اکلیل طلائی و آبی سیر در آن به صورت بی سابقه ای به کار رفته و کاملاً برای ما تازگی دارد. »
استاد از این نمایشگاه و استقبال پرشور فرانسویان خاطرات فراموش نشدنی به یاد داشت می گفت:
«در موزۀ هنرهای مدرن انبوه جمعیت لحظه ای از اطرافم پراکنده نمی شد. چنان شده بود که هر روز ازدحام غریبی به پا می شد استادان دانشکده های هنرهای تزئینی و نقاشی و منتقدان روزنامه ها برای گفتگو از یکدیگر سبقت می گرفتن. معرکه ای بود آقا !» ژان داویدویل رئیس بخش هنر اسلامی موزه لوور پاریس نیز در باره بهزاد چنین اظهار کرد:« نام بهزاد لطف سحر آمیز مینیاتور ایران را در ذهن ما برمی انگیزد. هماهنگی بی مانند و پرقدرت طرحها و رنگهای آثار بهزاد ما را از عصر اتم به زمان گذشته باز می گرداند. این استاد سنتهای عهد مغول و صفویه را با مظاهر تمدن عصر حاضر وفق می دهد و پیشرفتهای فنی و هنری امروز را با مینیاتور عهد تیموری همگام می سازد. »
نمایش آثار بهزاد در کتابخانه کنگره امریکا در واشنگتن
از نهم تا بیست و چهارم دسامبر 1956 ، 50 تابلو مینیاتور از استاد بهزاد که برای رباعیات خیام ساخته شده بود در موزه ملی واشنگتن به نمایش گذاشته شد. دکتر ریچارد اتینگ هاوزن Ethinghausen مستشرق معروف پس از بازدید از این نمایشگاه طی مقاله ای نوشت:« تصاویری که آقای حسین بهزاد برای رباعیات خیام کشیده اند به کلی از ابتذال و اغراق به دور است و من آنها را آثاری اصیل و دقیق می شناسم...
... نقاش برای ساختن این مینیاتورها هشت سال وقت صرف کرده است. در این تصاویر مشخصات کلاسیک مینیاتور ایرانی به خوبی احساس می شود. با این حال نقاش ابتکارهائی نیز به این ویژگیها افزوده است. مجسم ساختن احساسات و حالات روحی و رعایت قواعد علمی پرسکتیو از این قبیل است. تصاویر حسین بهزاد دنیای واقع و دنیای خیال را پا به پای هم به ما معرفی می کند. همه اینها با ظرافت خیره کننده و رنگ آمیزی خاصی که از نقاشی غربی متمایز است به ما عرضه می شود. جرئیات به دقت نمو دارند، از لحاظ وقت ایثار شده است ، طلائی را که نقاش برای رنگ آمیزی آسمان درخشان به کار برده است دو ماه وقت صرف صیقل دادن آنها نموده و مدتها آن را در برابر آفتاب نهاده تا جلا و درخشش مورد نظر را بیابد. این خصوصیات باعث شده است که این پنجاه تصویر تصاویری صرفاً ایرانی به نظر بیایند و کاملاً از نقاشی غربی متفاوت باشند. بطور خلاصه می توانم بگویم که این نقشها رباعیات خیام را رنگین تر ، عمیق تر و دلرباتر در نظر ما جلوه می دهند. »
استاد طی مصاحبه ای در بارۀ این نمایشگاه گفت:
« امریکائیها با مینیاتورهای من برخورد عجیبی داشتند. نمایشگاه دو بار تمدید شد و من مدام در میان گروهی از اساتید برجسته و منتقدان محصور بودم. بسیاری از لحظات پیش می آمد که از هیجان و شادمانی اشک در چشمانم جمع می شد، اما در همان احوال وقتی به خاطر می آوردم که در وطنم ایران یک کارمند ساده اداره باستان شناسی هستم و ماهانه چهار صد تومان حقوق و مزایا دریافت می دارم انگار ظرف آب سردی روی سرم می ریختند. »
بهزاد در سال 1958 در مسابقه ای که انجمن ادبیات مسیحی شهر میناپولیس امریکا برای طرح کارت تبریک کریسمس ترتیب داده بود شرکت کرد و از میان نقاشان 60 کشور شرکت کننده مقام اول را کسب
کرد و مدال دریافت داشت. استاد بهزاد طی عمر پربارش چند هزار مینیاتور کشید، اما تا پایان عمر از جنگ مشکلات مالی نیافت و همواره از آن رنج برد. می گفت:
« هیهات ، هیهات ! هر وقت به آن تابلو هائی که برای امرار معاش فروختم ، فکر می کنم آتش می گیرم. باور کن پاره های وجودم را تکه تکه می فروختم تا زندگی روزانه ام را بچرخانم تا خانواده ام سرپناه داشته باشند. این غم مرا می کشد که از آن همه تابلو چند تایی برای خودم نمانده است.»ً استاد بهزاد پس از مکاتبات بسیار خود و تلاشهای دوستان تنها چند ماه پیش از مرگش از طرف شورای استادان هنرکده هنرهای تزئینی در دهم اردیبهشت ماه 1347 ه . ش طی مراسمی عنوان استاد افتخاری را دریافت کرد. در این باره می گفت:« اگر به من درجه استادی بدهند حقوقم بیشتر می شود و آن وقت راحت تر از عهده مخارج بیمارستان و دوا و درمان بر می آیم. »
در جای دیگر گفته بود:
« نه خیال کنید مشتاق القاب هستم. خدا را گواه می گیرم نه ، درجه استادی چیزی به من اضافه نمی کند؟ در این سن و سال نباید احتیاج به این و آن داشته باشم. تابلوهای مرا عتیقه فروشها و دلالان چون تکه پاره های جانم از من کندند و حالا که من زمین گیر شده ام؛ راه چاره ای جز آنکه به حقوق استادی دل ببندم نمانده است. »
درگذشت استاد بهزاد
استاد بهزاد در اواخر عمر بیمار و بستری شد و دوبار از طرف وزارت فرهنگ و هنر برای معالجه به اروپا فرستاده شد، اما سرانجام در ساعت هشت و چهل دقیقه بعد از ظهر یکشنبه 21 مهرماه 1347 شمسی ( 3 اکتبر 1968) در سن 74 سالگی چشم از جهان فرو بست و در گورستان ابن بابویه شهر ری به خاک سپرده شد.
عزیزه خانم نیز که مدت 49 سال با استاد بهزاد زندگی کرده بود، چند هفته از خوردن غذا امتناع کرد و سرانجام 25 روز پس از درگذشت محبوبش به او پیوست.
بهزاد از دیدگاه برخی هنرمندان و هنرشناسان عصر خود
بهزاد با بسیاری از شعراء ، نویسندگان ، موسیقی دانان و شرق شناسان و شخصیتهای هنری ایران و جهان آشنایی و مراوده داشت از جمله: میرزاده عشقی( شاعر میهن دوست ایران)، ابوالحسن صبا ( موسیقیدان) ، ملک الشعرای بهار (شاعر) ، محمد حسین شهریار( شاعر)، جلال الدین همایی ( شاعر و نویسنده)، علی دشتی( نویسنده)، استاد پورداوود( محقق، نویسنده و ایران شناس)، سعید نفیسی( نویسنده)، سید تقی مصطفوی ( رئیس اداره باستانشناسی)، رابیندرانات تاگور ( شاعر بزرگ هند)، دکتر ریچارد اتینگ هاوزن ( شرق شناس)، پروفسور اسمیس رئیس دانشگاه کلمبیا( امریکا)، پروفسور ریپکا ( شرق شناس)، ژان کوکتو ( هنرمند، نقاش ، شاعر و موسیقیدان بزرگ فرانسه)، پروفسور آرتور پوپ( شرق شناس).
استاد جلال الدین همایی، 26 دیماه 1336
|
آفریــن بــر قلمـــت ای بهـــزاد هست در کلک تو آبی ز حیـــات انــدر اقلیـــم هنــر آرایــــــی چونکه سر لوحۀ اهـــل هنـــری مینیاتور سازی و نقش و تذهیـب خوی آزادگیست زینت و زیـــن با هنر خلق خوشت آیین اسـت گرچه بسیار بود اهــــل هنـــر آب و رنگ تو به رنگ دگـر است کار تو در خور صد تحسین است که خدای قلم و لـــوح و صــور خالق لوح و قلم در تقــدیــــر مظهر اسم مصـــور بــاشـــی در فن خویشتن استــادی تو |
که به تصویـــــر جمـــادی جــان داد که دهد جــان به جمادی و نبــــــات زیبــــــــدت داعیـــه یکتـــایــــی بر سر لوح هنــــــر جلـــوه گـــــری دارد امروز به تـــــو رونـــــق و زیـب هست خلق تو حسن نام حسین معنی نور علـــی نور ایـــــن اســــت هســـت در کـــار تـــو آثــــــار دگر در ترازوی تو سنــــگ دگــر اســـــت بنده را در تو عقیــــدت ایــــن اسـت آفریــده اســــــت تــــرا صورتگــــر کرده نقش تو بــه خـــوبــــی تصـویر آیت حــــــق بمظاهــــر بــاشـــــی تالی مانــــــــی و بهــــــزادی تــــــو |
استاد ملک الشعرای بهار
|
خداونــد هنـــر استـــــاد بهـــــزاد حسین رادکـش بهـزاد نامسـت اگر بود او نخست ایـن هست اول به رنگ آمیزی ازخورشید پیش اسـت بصورت شادی و غم می نمـایـد به سحرانگیزی کلــک گهـــرخیــــز خداوند نگارین خامه مانی اســــــت منو هر پیش این استــــاد بــــاری زرشگ کلک موئیــــن سیـــه روش ز صنع خامه چینــــــی نمــــودش رفائیل ار بعصرش زنـــــده گــــردد من ارچه در سخن هستـم مسلم بهار اندر سخن گـــر داد دادســـت دور تکوین به تو چــــون باز رسید چون زنی خامه تصویر بــــه نقش نقش آنگونه ز تو گیــــرد رنـــگ چون تب شعر کشیــدی لب و ناف نقش را طرح نوانداختـــه یــــی قلمت شیوه ایــرانـــی داشـــت باز شد از دل ایـــرانـــــی کـار طالب اهل هنـــر بنــــده(سنا) از خدا می طلبــــم ای استــاد در تن اهل صفا جــــان باشــی شاد زی شکر همی آر به جــای عمر جاوید که هر جا سمر است دولت اهل هنر پاینده اســــت |
که نقش از خــامـــه بهــــزاد بــــه زاد کمال اـدیـن بهـزادش غلامـــت وگر بود او کمال این هسـت اکمل به معنی آفتاب عصر خـویش است غم و شادی مجسم می نمـایـد به نقش جــان دهــــد رنـــــــگ دلاویز ولیکــــن بنده بهــــزاد مانیســـــت خجــــل گـــردد بــــــه طرح ریزه کاری رضای اصفهانی شد سیــــه پــــــوش فرستــــــد فــــرخ چینــــــــی درودش بر آن کلک قــــــادر بنــــــده گــــــردد بـــوصفش عاجزم والله اعلـــم کلامــش از دل بهـزاد زادســــت در تو حق روح رفائیـــــــــل دمیــــــــد سرخ و زرد و سیه و سبـز و بنفــــــش که برد آب فســـون و نیــــــــرنـــــــگ کلک موئین توشــد مــــــوی شکــــاف مکتب تازه ز خود ســـــاختــــه یـــــی رسم عهد مغولـی را بــــــرداشـــــــت گره ترکـــــی عهــــــــد تـــــــاتــــــار گویـــــدت از دل و جـــــــان مـــدح و ثنا که ترا عــــــزت و توفیـــــــق دهــــــاد جاودان خرم و خنـدان بــــاشی که ترا عمر ابـــــــــد داده خــــــــــدای رمزی از مردم صاحــب هنـــر اســـــت هنری مرد همیشــه زنـده اسـت |
ع . دشتستانی
آنچه من در بارۀ کار آقای بهزاد می نویسم صرفاً بیان انفعالات روحی و منعکس کردن نقش پذیری ذوق شخصی است ورنه بحث در بارۀ آثار هنرمندان مستلزم آشنائی به رموز فن و به تعبیر دیگر اطلاع بر تکنیک است که طبعاً چنین ادعائی در من نیست.
من از کارهای استاد حسین بهزاد نخست رنگ آمیزی او را می پسندم که هیچگونه زنندگی، ناجوری و اغراقی در ترکیب رنگهای وی بچشم نمیخورد. کار نقاش بازی با رنگهاست ولی در کارهای بهزاد این بازی به شکل دیگری مشاهده می شود ، از شدت و ضعف یک رنگ بیشتر استفاده شده و با مهارت و سادگی کم نظیری این شیوه را بکار برده و به کار خود عمق و پهناوری مطلوب را بخشیده است. بدون تردید نخستین اثر کارهای او در روح بیننده هماهنگی ، موزونی و حالت آرامش و انبساط است.
پس از آن هنر آقای بهزاد در منحنی های ظریف و ممتدی است که بیننده خیال می کند با یک قلم و با یک حرکت دست صورت گرفته و هنرمند در ابداع تصویر به خویشتن زیاد زحمت نداده است. این خطوط منحنی که از خصایص مینیاتور ایران است به کارهای بهزاد عمق و معنائی می دهد از قبیل همان تخیلاتی که از موسیقی یا فکر در ابعاد لایتناهی به شخص دست می دهد.
مزیت سوم کار این استاد در رهایی از سیماهای مغولی است. مینیاتور، زاده تصویرهای چینی است و از همین روی خطوط سیمای نژاد زرد، لباس و سلاح مغولی و حتی آداب آنها در این مینیاتورها محسوس است. مثل اینکه استادان گذشته نمی توانستند خود را از قید و تقلید رها سازند یا قوه ابتکار به درجه ای ضعیف بوده است که انحراف از سنت صورتگران چینی را فرق مبادی اولیه صورتگری پنداشته اند و عجیب این است که این پیروی کورکورانه حتی تا زمان ما نیز دنبال شده است.
بهزاد این سنت را یکسره دور انداخته و در مینیاتورهای او همه جا قیافه آریائی دیده می شود ولی نه قیافه متحدالشکل و قالبی که در نقاشیهای دورۀ قاجاریه دیده می شود.
در خانه پرده ای کار یکی از استادان صد سال قبل موجود است که مجلس زلیخا و زنان مصر را مطابق روایت قرآن و ادبیات ایران پرداخته است که حضرت یوسف (ع) وارد مجلس می شود و زنان مصر بجای ترنج و سیب دست خود را می برند. تمام این زنان حتی یوسف از حیث چشم و ابرو و بینی و لب و دهان مانند همند.
در کارهای استاد بهزاد این قیافه های قالبی دیده نمی شود. خصوصیت چهارم بهزاد قوه تخیل اوست و این قدرت و درستی تصور او را در صورتهای خیالی و فرضی که از بزرگان کشیده است بخوبی می توان استنباط کرد. برای توضیح این نکته باید بخاطر بیاوریم که مثلاً از فردوسی تصویری یا حتی توصیفی از اندام و سیما و سر و وضع در دست نیست تا بتوانند از مراجعه به آنها کما بیش تصویری فراهم سازند، پس ناچار اگر بخواهند از این گوینده بزرگ صورتی خیالی بکشند باید حتماً تحت تاثیر گفته های وی قرار گیرند، به روح و فکر و اخلاق او آشنا باشند و نقاشی که میخواهد فردوسی را مصور سازد از سروده های فردوسی، اندیشه و جهش روحی وی اشباع شده باشد تا چیزی که می آفریند مفسر صورت ذهنی وی بوده و تعبیری درست از شخصیت معنوی آن سراینده بزرگ باشد.
غیر از مجسمه فردوسی کمال الملک که تاثر و انفعال وی را از موسای میکلانژ نشان میدهد تا کنون تصویری یا پیکره ای از فردوسی ندیده ایم که حماسه های ملی شاهنامه یا صحنه های پهلوانی ایران قدیم، یا معانی بلند مردانگی و آزادگی دلیران ایران زمین را در ذهن انسان مصور سازد. بلکه بر عکس گاهی تصویری از فردوسی دیده می شود که نامه نویسان در مسجد شاه تهران را بخاطر می آورد.
چند سال قبل در میان آثار استاد بهزاد به سیاه قلمی برخورد کردم که فردوسی را با خطوط سفید روی زمینه سیاه رسم کرده که شکوه بارگاه کیخسرو، گفتگوی رستم و اسفندیار ، رادی و مردانگی دلیران ایران از آن ساطع بود.
تصویری که بمناسبت هفتدمین سال وفات جلال الدین محمد مولوی از شمس الدین تبریزی کشیده است عارف خاموشی را نشان میدهد که با نگاه گویای خود هفت قرن پیش به « روح مولوی چنگ زد و چون ارغنون به خروشش آورد». همچنین به مناسبت « قلمرو سعدی» صورتی از نویسندۀ گلستان و سراینده بوستان ، کهنه رندی که غزل، چون آب زلال از خامه اش جاری می شود و وارستگی را بجائی رسانده است که به امرای خودسر حکیمانه پند می دهد، فراهم ساخته است که سایر تصویرهائی که تا کنون از شیخ اجل کشیده اند در مقام مقایسه با آن بی روح و بی تعبیر و خاموش می شوند.
راز توفیق بهزاد در این زمینه حساسیت شدید اوست در مقابل خوبی و زیبائی مانند یک شاعر حس می کند و متاثر می شود و صورتهایی که رسم می کند انعکاس هیجان روحی اوست. چند سال قبل در میان کارهای او تصویری از حافظ دیدم که هنوز شبحی از آن در ذهنم باقی است؛ زیرا از مشاهدۀ آن مردی که به « حاصل کار گه کون و مکان» با نظر شک و ملال نگریسته و از راز این « طاق بلند ساده بسیار نقش» سر در نیاورده است در برابر دیدگان شخص ظاهر می شود و گوئی استاد « خواب آلوده» به در میکده حافظ رفته و با رویاهای او خوی گرفته است.
این قسمت از کارهای استاد که جنبه آفرینش دارد به او تشخیص و امتیازی می دهد. چه، اصول فنی هر یک از هنرهای زیبا و باصطلاح فرنگیان تکنیک کار معین و آموختنی است و از این رو پیروی از آن امکان پذیر، ولی آنچه بیش از هر امری شخصی و ذاتی و تماس انفکاک ناپذیری با هنرمند دارد زاویه دید او و مشاعر فطری و ناآگاه اوست و این معنی وجه امتیاز شاعران، معماران ، پیکرتراشان و نوازندگان است از یکدیگر.
سید محمدعلی جمال زاده، ژنو، شهریور 1344
چند سال پیش در مغازه ای واقع در خیابان استانبول برای اولین بار چشمم به یک مینیاتور بی رنگ کوچکی افتاد که خیلی پسندیدم. سیاه قلم است و چهار نفر زن را نشان میدهد که بر اسب سوارند یکی سنتور، یکی تار و سومی دایره می نوازد. چهارمی گویا زنگ می زند و از جلو کوهی می گذرند که در قلۀ آن یک رأس بز کوهی و یک رأس آهو به تماشای آن زنان مشغولند. در نهایت زیبایی و هنرمندی تصویر شده است و خطوط بقدری نازک و استوار است که انسان فوراً می فهمد که کار استاد است. البته امضا نداشت. وقتی از صاحب مغازه پرسیدم کار کیست گفت کار حسین بهزاد است. اسم این استاد را شنیده بودم و تابلوی مینیاتور بزرگی هم به قلم او در منزل یکی از دوستان( آقای عیسی صدیق) دیده بودم. بالاخره اینکه آن مینیاتور کوچک را که قیمتش مناسب نبود بهر ترتیبی بود خریدم و به ژنو آوردم و تا به حال نیز به صدها نفر نشان داده ام و صدها بار از تماشای آن لذت برده ام و به هنرمندی استادی که آن را کشیده است آفرین خوانده ام. چند سال پیش اتفاقاً استاد را که برای معالجه به ژنو آمده بود زیارت کردم. قیافه ای داشت دوست داشتنی ، پیر بود ولی مردانه بود، در چشمانش فروغ تابناک پاکی و راستی و مهرپروری می درخشید. فی المجلس سر سپردم و دوستش داشتم. بعدها نیز با هم رفیق شدیم و رفاقت رنگ دوستی گرفت. در همان جا برایم دو سیاه قلم کشیده است که قاب کرده ام و آنها را هم زینت منزل ساخته ام. افسوس که حالش خوب و کیفش کوک نبود. زود از ژنو به تهران برگشت. هر کجا هست خدایا به سلامت دارش.
این مرد در فن خود استاد است. وقتی من نقاشیهای استادان فرنگ را به او نشان می دادم لذت می برد و به تمجید از آنها سخن می گفت.
مینیاتوری که من از استاد گرامی دارم از چند سانتیمتر در چند سانتیمتر تجاوز نمی کند و رنگ هم ندارد ولی این مینیاتور را به تابلوی دوستم هزار بار ترجیح می دهم. چون مال من صد در صد ایرانی و کار و الهام خود استاد است و دومی از تلفیقات غلط فرنگی مآبهای خودمانی ملهم است و ارزش هنری چندانی ( به عقیده قاصر من) هیچ ندارد.
امروز دیگر نمی دانم دوست سالخورده عزیز و دوست داشتنی من حسین بهزاد در چه حال است. امید دارم سردماغ باشد و شوق کار داشته باشد و تمام حرفهایی را که اشخاص بی هنر و هنر نفهم در بارۀ هنر به او می زده اند و می زنند از خود بیرون بریزد و تا باز عمری باقی است امیدوارم دراز باشد . به همان سبک و طرز و شیوۀ قدیمی خود که صد در صد ایرانی است و شکوفۀ شاداب ذوق باطنی و اصیل خود اوست کار بکند وبرای دوستداران و آفرین خوانان صمیمی خود باز یادگارهای گرانبها باقی بگذارد که جاودان بماند و جاودانی مظهر هنرمند اصیل ایرانی باشد و باب رنگ ( به خصوص آمریکا) نباشد.
استاد سعید نفیسی
تقریباً در تمام اسناد ایرانی که نامی از مانی پیامبر معروف در 1750 سال پیش آمده وی که ارژنگ یا ارتنگ نام داشته مصور بوده و خود تصاویری برای آن ساخته بوده است.
در زمانهای اخیر آثاری از دین مانی در نواحی مختلف آسیای شرقی و آسیای مرکزی یافته اند و از آن جمله برخی اوراق از کتاب های مذهبی این فرقه است که مینیاتورهای جالب دارد و این عقیده باستانی به این وسیله ثابت شد.
از 1750 سال پیش تا زمان استاد حسین بهزاد ایرانیان بدین گونه دلداده نقاشی بوده اند و نقاشی خوب را معجره و کرامت دانسته اند و به همین جهت شگفت نیست اگر دوستداران هنر، استاد بهزاد را تا به این پایه گرامی می شمارند که وی را یکی از غنایم روزگار می دانند و من از دیرباز با این گروه همداستان بوده ام و عقیده دارم که هر چه ایرانیان در گرامی داشت این استاد هنرمند بزرگ ایران امروز بکنند باز کم خواهد بود.
ژان کوکتو، نقاش ، نمایشنامه نویس ، نویسنده، شاعر و موسیقیدان نابغه فرانسه ،پاریس 1955
« بهزاد پیام آور افسونگری است از مشرق زمین داستان سرا، اگر همیشه مشرق زمین با قصه های شیرین هزار و یک شب و کاخهای کهن افسانه ای و کنیزکان سیاه چشم ماهرویش برای ما داستان می گفت ، این بار مردی با موهای سپید و چشمان نافذ و اندامی تکیده ، به یاری خطها و رنگهای سحرآمیز، نقشهای افسون کننده ای در مقابل دیدگان ما گشوده است . بدون شک در عرصه هنر مینیاتور قرن ما از جهت قدرت طرح و رنگ آمیزی تنها یک استاد وجود دارد و او « حسین بهزاد» هنرمند ایرانی است. »
آندره مالرو ،نویسنده و هنرشناس فرانسوی ، پاریس 1955
« آثار بهزاد حیثیتی تازه به مینیاتور ایرانی داد »
استاد حسین بهزاد ، هنر مینیاتور را از قید و بند سالیان دراز رهایی بخشید و طرح و تفکری نو در این هنر بنا نهاد چرا که معتقد بود هنر باید با زمان خود پیش رود و از آنجا که هنر مینیاتور در آن دوران گرفتار ورطه تکرار و تقلید شده بود ، می بایست با ایجاد طرحی نو جان تازه ای به این هنر داده می شد .
استاد می گفت :" منیاتور شعر نقاشی است و وظیفه منیاتوریست ترسیم شیرین کاری های زندگی است . نقاش طبیعت و اشکال را با مایه های گوناگون می نماید ، اما منیاتوریست زیباییها را کشف می کند و با زیبا ترین شکل به نمایش می گذارد ، یعنی زیبایی را تا حد کمال اوج می دهد و در این اوج زیبایی از آن پیکره می سازد . " و بدین سان است که این شاعر طرحها و رنگها برای اوج گیری مجدد این هنرملی رو به زوال ، تصمیم به ایجاد تغییرات و ابداعاتی در این هنر می گیرد که ازاین قرار می باشد :
1- طرد چهره های مغولی و تبدیل آن به چهره های ایرانی- آریایی
2- رعایت اصول آناتومی (تناسبات اندامی) به حدی که به شکل منیاتوری کار لطمه نزند
3- رعایت قوانین مناظر و مرایا ( پرسپکتیو ) به صورت بصری
4- خارج نمودن اندازه اثر از حد کتاب و مطرح نمودن آن به صورت تابلویی مستقل
5- حذف ریزه کاریهای اضافه و پرهیز از شلوغی تصویر
6- قدرت بخشیدن به خط به صورت نازک و کلفت و نشان دادن حالات روحی و درونی چهره ها به صورت واضح و مشخص
7- پرهیز از استفاده رنگهای مختلف و به کاری گیری یک ، دو یا چند رنگ با درجه بندی های مختلف و ایجاد یک هماهنگی و هارمونی زیبا در رنگها
8- به کار گیری سوژه های جدید مانند به تصویر کشیدن چهره بزرگان علم و ادب و هنرایران و همچنین ترسیم آداب و رسوم زندگی مردم عادی در سطحی گسترده
9- قلمگیری تصاویر با رنگ سفید بر زمینه تیره و ساختن تابلویی زیبا که رنگ ، نقشی در ایجاد جذابیت در آن ایفا نمی کند و فقط قدرت طراحی است که می تواند توجه بیننده را به اثر جلب کند .
|
موزه سیار |
موزه های سیار همچنان که از نامشان نیز پیداست به موزه هایی اطلاق می شود که حالت ثابت نداشته و حرکت از خصوصیات بارز آن می باشد. موزه های سیار برنامه های فرهنگی را برای معرفی و بهتر شناساندن موزه های ثابت بر عهده می گیرند و می توانند میلیونها شهروند را تحت پوشش خود قرار دهند .به واسطه این موزه ها فرهنگ و تمدن عمیق و نهفته هر کشور به مردم معرفی می گردد .سفر لز خصوصیات بارز این موزه ها می باشد .بنابر این موزه های سیار به اندیشه و تفکر انسانها سفر می کنند و می توانند با جاذبه های خود به عمیق ترین لایه اندیشه انسانی نفوذ نمایند .با مطالعات کارشناسی دقیقی که بر مبنای پژوهش های میدانی صورت گرفته است پیش بینی می شود که شعاع عملکرد موزه های سیار و نتایج حاصل از آنها چندین برابر موزه های ثابت باشد.
طرح راه اندازی موزه های سیار از قرن نوزدهم به شکل جدی در کشورهای پیشرفته مطرح گردید این موزه ها در جهت غیر مرکزی ساختن موزه های سنتی واقع در مراکز شهری به سود حومه ها و مناطق پیرامون شهرها که از حیث فرهنگی در مضیقه هستند احداث شده است.
اولین موزه سیار توسط بنیاد اسمیت سونیان (Smith sonian)در حومه واشنگتن دی سی آغاز به کار کرد و در ادامه در سال 1965.م.موزه سیار ریکسو تستلینکار راه اندازی شد و این حرکت در کشورهای فرانسه و سوئد نیز پیگیری و استقبال شد و در ادامه اولین موزه موزه قطار با برنامه های پیش بینی شده در آمریکا راه اندازی می شود و مابین سالهای 1971 تا 1975 بیش از 191000 نفر بازدید کننده داشته است .پس از آن در سالهای 1999 اولین موزه سیار اتوبوس در شهر نیویورک شروع به کار مینماید که به طور اختصاصی مدارس سطح شهر را پوشش می دهد که با علاقه فراوان دانش آموزان مواجه می شود.
در همین راستا مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد در مردادماه 1385 ه.ش.اقدام به برپایی موزه سیار به منظور معرفی قابلیتهای این مجموعه فرهنگی و تاریخی نمود.که در حال حاضر این موزه کار خود را با برپایی نمایشگاه در سطح شهر تهران و شهرستانها آغاز نموده و با هدف تشکیل موزه در اتوبوس به کار خود ادامه می دهد.
خدماتی که موزه های سیار و از جمله موزه سیار سعدآباد ارائه میکند به شرح ذیل می باشد:
1- ارائه اشیاء موزه ای (به صورت مولاژ)
2- ارائه اطلاعات مربوط به هر یک از اشیاء به نمایش گذاشته شده در موزه های ثابت به صورت تصویر و طرح های تشریحی و اسلاید
3- توضیحات و اطلاعاتی که راهنمای موزه در اختیار بازدیدکنندگان می گذارد .
4- بروشورهایی که در اختیار بازدیدکننده قرار می گیرد.
5- نمونه ساخته شده (مولاژ)از اشیاء موزه ای در مقیاسهای گوناگون برای فروش یا اهدا
6- ارائه اطلاعات مربوط به جاذبه های گردشگری با استفاده از بروشور ،پوستر،کارت پستال و... به نظر می رسد با راه اندازی موزه سیار سعدآباد که برای اولین بار در ایران حرکت خواهد کرد.
مسیرهای جدیدی برای معرفی و حفظ ظرفیت ها و سرمایه های این مجموعه به مردم ایجاد می گردد .اجرای چنین موزه هایی در راستای معرفی فرهنگ و تمدن ایرانی و توجه به منابع طبیعی و جاذبه های گردشگری می تواند قدمهای موثری در جهانی کردن مجموعه های پربار ایرانی بردارد
نگاهی گذرا به تاریخچه موزه و موزه داری در ایران و جهان
نقش حیاتی موزه ها در جوامع بشری نقشی بدیع، ماندگار و مروج ناب ترین پدیده های فرهنگی است. موزه ها از معدود مراکز حفظ یادگاران نسل گذشته و در حقیقت فرزندان هنر و تاریخ هستند. هر یک از این اشیا در عین بی زبانی به هزار زبان سخن می گویند؛ زیرا اسناد معتبری از هنر، فرهنگ و تاریخ را ارایه می دهند.
موزه کلمه ای یونانی است که از «موزیون» به معنای مجلس فرشتگان بر گرفته شده است. به طور کلی موزه به مجموعه ای از آثار و اشیایی اطلاق می شود که در محل یا عمارتی نگه داری و به معرض نمایش گذاشته شوند .
" موزه به اصطلاح اهالی فرنگ عبارت است از مکان یا محلی که مخزن آثار قدیمه و اشیای بدیعه و نفایس و مستظرفات دنیاست و از هر تحفه و یادگاری که در آن مخزون و محفوظ است اهل علم و اطلاع، کسب فایدتی و کشف سری می نمایند و از احوال و اوضاع هر زمان، صنایع و حِرَف آن و رسوم آداب معموله ی حروف و عواطف آن ایام و عواطف انام با خبر می گردد. "
می توان گفت که موزه مقیاس شعور و میزان عقول و درجه افهام، اصناف وآیینه ادراک گذشتگان است. مشکلات لاینحل در اینجا حل می شود وشاهدی برای معلومات تاریخی شهود ارائه می گردد.
در یونان قدیم موزه به محلی گفته می شد که در آنجا به مطالعه صنایع و علوم می پرداختند. "ایکوم" شورای جهانی موزه ها، موزه را مؤسسه ای دایمی دانسته که اهداف مادی ندارد و در آن به روی همگان گشوده است و برای خدمت به جامعه و پیشرفت آن فعالیت می کند. هدف موزه ها، گرد آوری و نگه داری، تحقیق، انتقال و نمایش شواهد بر جای مانده از انسان و محیط زیست او به منظور بررسی، آموزش و بهره برداری معنوی است.
تعریف دیگر ، موزه را بنیادی دانسته که سه وظیفه اصلی جمع آوری، نگه داشتن و نمایش اشیاء را بر عهده دارد. این اشیاء ممکن است نمونه هایی از طبیعت و مربوط به زمین شناسی و ستاره شناسی یا زیست شناسی باشد. یا آن که آفرینش های هنری و علمی انسان را در طول تاریخ به نمایش بگذارد.اولین موزه هایی که در دنیا شکل گرفتند، هدف خاصی نداشتند و فقط اماکن و پرستشگاه های مقدس چون کلیساهای کاتولیک، معابد یونانی و پرستشگاه های بودایی در ژاپن را شامل می شدند.
اولین مجموعه شخصی دنیا در سال 1683 میلادی در آکسفورد انگلستان با نام موزه "آشمولین" به صورت عمومی در آمد.
در دوره رنسانس که تحول عظیم فرهنگی هنری در اروپا (قرن پانزدهم به بعد) پدید آمد، موزه ها نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفتند و ارزش راستین خود را باز یافتند.
اوج هنری در موزه داری جهان را می توان در"موزه لوور پاریس" دید. این موزه که هم اکنون به صورت یک مرکز بزرگ پژوهشی در آمده است، بزرگترین موزه دنیا محسوب می شود.
ساختمان این موزه قبل از انقلاب کبیر فرانسه، یکی از کاخ های سلطنتی فرانسه بود که در آن آثار با ارزش هنری نگه داری می شد. پس از انقلاب کبیر فرانسه در سال( 1789 م ) این کاخ با آثارش به مردم فرانسه اهدا شد و در سال ( 1793 م ) تبدیل به موزه ملی فرانسه گردید.
بخش عظیمی از آثار این موزه به دایره"هنر اسلامی" اختصاص دارد که این اشیا را وزارت آموزش و هنرهای ظریفه ی دولت فرانسه برای غنی کردن موزه از کشورهای مشرق زمین گردآوری کرده است . هیأت های مختلف فرانسوی حدود صد سال در ایران به کاوش های باستان شناسی پرداخته اند. که از جمله آنان می توان به "آندره گدار"،" ژاک دمورگان" و" مارسل دیولافوا" اشاره نمود. در سال 1889 م دمورگان به ایران آمد و به حفاری پرداخت. سپس در سال 1895 م امتیاز حفاری در ایران را از ناصرالدین شاه گرفت و بعد از آن در زمان مظفرالدین شاه آن را تمدید کرد که به موجب آن امتیاز انحصار حفاری باستان شناسی در تمام ایران به دولت فرانسه واگذار شد. در این مدت، بیشتر اشیای تاریخی و منحصر به فرد چونلوح قانون حمورابی و ....زینت بخش موزه لوور پاریس شد.
تاریخ تشکیل اولین موزه در ایران را باید در گنجینه های گرانبهایی که باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو کرد. ایرانیان برای رهایی از آسیب بیگانگان گاهی گنجینه های گرانبهایی مانند کلوزر، کلماکره و مجموعه سفال آبگینه گرگان را درون چاه ها و حفره هایی پنهان می کردند.
اولین بار به دستور ناصرالدین شاه قاجار در داخلکاخ سلطنتی گلستان، تالاری به موزه اختصاص یافت. که سپس همین مکان با ملحقاتی غنی تر شد و به نام موزه "همایونی" گشایش یافت. روزنامه شرف در توصیف این موزه می نویسد: « طول "موزه همایونی" چهل و سه زرع و عرضاً هیجده زرع مشتمل بر بیست اتاق است. این موزه خزینه ای است مشحون به ظواهر و جواهر گرانبها و ظرایف و نفایس اشیاء آثار جلیله علمیه و مهمان حریبه قدیمه، آلات، ادوات متنوعه و مصنوعات ازمنه سابقه و نتایج خیالات حکمای بزرگوار و تماثیل و تصاویر نگارنده های بی مثل و مانند روزگار و پرده های نقاشی کار نقاش های مشهور و حاصل صناعی کارخانه های معروف و ظروف چینی بسیار و ممتاز کار چین و روسیه و انگلیس و بلور آلات، کارخانه های ساکس و نیز کارخانه های معتبر»
این موزه پس از مدتی از بین رفت. جواهرات آن به خزانه بانک ملی انتقال یافت و بعدا به موزه مجهزی تبدیل شد و سلاح های آن به موزه دانشکده افسری سپرده شد . در دوره ی مشروطه به دستور وزیر معارف صنیع الدوله دایره ای به نام اداره عتیقات بین سال های ( 1295- 1297 م) به وجود آمد که کارش سر و سامان دادن به وضع خراب حفاری های غیر مجاز بود. در همین زمان بود که موزه" ایران معارف" تأسیس شد.
این موزه در برگیرنده اشیای عتیقه، کاشی، سفال، سکه و سلاح بود که به عنوان اولین گام موثر در تاریخ موزه داری ایران به شمار می رود.
بیشترین جلوه تاریخ موزه داری ایران را در ایجادموزه ایران باستان باید جستجو کرد. این موزه با 2744 متر زیر بنا به دلیل قدمت اشیا، در زمره یکی از موزه های مادر دنیا محسوب می شود که به سال 1316 خورشیدی افتتاح گردید.
طراحی ساختمان این موزه به عهده ی "آندره گدار" فرانسوی بود و شکل ظاهری ساختمان الهام گرفته از طاق کسرای انوشیروان ساسانی است.
این موزه در برگیرنده آثار مختلفی از هزاره ششم پیش از میلاد تا دوران مختلف اسلامی است که در دو طبقه به نمایش در آمده است. آثار و اشیاء به نمایش در آمده در موزه ی آیینه، تمام نمایی از فرهنگ، هنر، آداب و رسوم، باورها و اعتقادات گذشتگان و نیاکان ماست که آن رامی توان تنها پل ارتباطی بین گذشته، حال و آینده به شمار آورد.
موزه را نبایستی مکانی دانست که در آنجا صرفا آثار تاریخی و باستانی به نمایش در می آید، بلکه تمامی نمایشگاه های هنری، علمی ، جانوری، پزشکی ، نگارخانه ها، کتابخانه ها و آرشیوها و بیشتر بناهای تاریخی به نوعی موزه هستند. هر شیء و اثر به نمایش گذاشته شده در موزه یا نمایشگاه، زبان حالی دارد و با بیننده اش ارتباط برقرار می کند به طوری که با تعمق و تفکر می توان زبان حال این آثار را دریافت و از دیدگاه های مختلف، آن را بررسی نمود.
یکی از مهمترین وظایف یک موزه برقرار کردن ارتباط فرهنگی بازدید کننده با شیء به نمایش در آمده است. در حقیقت باید کوشید تا همان ارتباط و حسی را که بین خالق یک اثر و خود اثروجود داشته به نوعی دیگر به بازدیدکنندگان منتقل نموده که البته این امری دور از دسترس نیست.
آمار نشان می دهد که در قرن نوزدهم فقط عده خاصی از موزه ها بازدید کرده اند. کنفرانس عمومی یونسکو در نهمین جلسه خود در دهلی (1956 م) تأکید نموده است که بازدید از موزه ها به ویژه برای طبقه کارگران آسان تر شود و به راه هایی که به منظور پربار شدن و غنی شدن موزه ها پیشنهاد می شود، توجه گردد.
آمار دیگر نشان داده است که کشورهایی که دارای موزه های متنوع هستند و بازدیدشان رایگان است کمتر بازدیدکننده دارند به طوری که از هر دویست نفر که به سینما می روند تنها یک نفر از موزه ها بازدیدمی کند. درانگلستان رسم بر این است که اگر مدرسه و یا هر مرکز آموزشی دیگر، زمانی را به تدریس هنر اختصاص ندهد، موزه ها این کمبود را جبران می کنند. عده ای از کارشناسان، تاسیس موزه های ویژه کودکان را که از جذابیت بیشتری برخوردار است، توصیه می کنند. در اینجا شایسته است که برای روشن دلان هم فکری شود.
موزه ها روزانه بازدید کنندگان زیادی در سنین مختلف و با فرهنگ های گوناگون دارند. اگر با موزه آرایی سنجیده و راهنمایی مناسب ارزش تاریخی و هنری هر شیء بر بیننده مشخص شود، یک شیء سفالی ساده مربوط به هزاره اول پیش از میلاد همانند یک تابلوی نقاشی معاصر، جذاب و پربیننده خواهد شد.
باید وابستگی و دلدادگی فرهنگی بین اشیا و بازدید کنندگان به وجود آورد و موزه را مانند یک مجتمع آموزشی و پژوهشی مورد استفاده همگان قرار داد به فاصله آموزش از طریق اشیا تنها بیننده را به سوی خود جذب نمی کند. بلکه هدفی بالاتر دارد و آن بالاتر بردن سطح آگاهی و دانش بازدیدگنندگان است . در سایه همین آگاهی است که غارتگران اموال فرهنگی کمتر موفق خواهند شد آثار ما را به یغما ببرند.
باید فرهنگ آموزش موزه ها را گسترش داد و پهنه ی گسترده ای را برای این کار در نظر گرفت، رسانه های گروهی و وسایل ارتباط جمعی را تشویق به معرفی ارزش تاریخی این آثار کرد و با پخش برنامه های مختلف آموزشی بر آگاهی مردم افزود وحتی با ایجاد امکانات رفاهی و تفریحی در کنار موزه ها از جمله تالار سخنرانی، سینما، تئاتر ، بوستان، شهربازی و ... مردم را به سمت موزه ها کشاند.
ارتباط فرهنگی میان موزه ها یکی از مهمترین راه هایی است که به بررسی شناخت فرهنگ ها می پردازد و موزه ها را از سکون و رکود بیرون آورده و پر بار می کند. چه خوب است هر از گاهی آثار موزه های مختلف کشور نزد یکدیگر به امانت گذارده شود و این کار آنقدر ادامه یابد که به صورت چرخه تبادلات فرهنگی موزه در آید. برای نیل به دیگر اهداف موزه ها می توان کلاس های آموزشی مرتبط و در خور نوع موزه ها برگزار نمود؛ مثلا در کنار موزه های هنرهای تزئینی کلاس های تذهیب، تشعیر و کتابت، برای موزه های تاریخ و باستان شناسی کلاس های سفال گری و موزه فرش، کلاس قالی بافی و ... دایر نمود.
انواع موزه ها
موزه ها را به شکلهای گوناگون طبقه بندی کرده اند:
موزه های اندیشمندان (خانه هنرمندان)
موزه تاریخ و باستان شناسی:دید تاریخی دارند و بیانگر سلسله ها و دوره های تاریخی هستند. بیشتر این آثار بر اثر کاوش های باستان شناسی به دست آمده اند و بیانگر فرهنگ و تمدن گذشته و تلفیق کننده علم، هنر و دانش یک ملت یا یک قوم هستند. چنین موزه هایی مادر نیز نامیده می شوند.موزه ملی ایران (ایران باستان) موزه ملی" ورسای" در فرانسه و موزه تاریخ در واشنگتن از این نوع هستند.
موزه فضای باز: با ایجاد این نوع موزه ها می توان به معرفی یافته ها و داده های مهم باستان شناسی کمک بزرگی نمود. زمانی که کاوش علمی باستان شناسی منجر به نتایج مطلوب و کشف آثار ارزشمند غیر منقول می شود و قابل انتقال به موزه ها نیست، با فراهم آوردن شرایط و امکانات لازم، مکان مورد نظر را جهت بازدید عموم مهیا می نمایند. این امر در اصطلاح به موزه فضای باز مشهور است. از جمله این موزه ها می توان به تخت جمشید در شیراز و محوطه تاریخی هگمتانه در همدان اشاره نمود.
این موزه ها در دیگر کشورها مانند چین، یونان و برخی از کشورهای اروپایی نیز معمول است. در استان خراسان محوطه تاریخی " بندیان" در گز که دارای گچ بری های بسیار زیبایی از دوره ساسانیان است و همچنین محوطه تاریخی " شادیاخ" نیشابور می توانند مکان مناسبی برای این امر باشند.
موزه های مردم شناسی:فرهنگ، آداب و رسوم، اعتقادات، پوشاک و سنن اجتماعی حاکم بر جامعه را نشان می دهند. موزه مردم شناسی تهران و حمام گنجعلی خان کرمان از این نوع هستند.
کاخ موزه ها: بنا یا اثر تاریخی هستند که از گذشتگان به دست ما رسیده و بیانگر وضعیت و نحوه زندگی صاحبان آن است . ممکن است در این بنا اشیای تاریخی و نیز آثار هنری از جمله نقاشی روی دیوار، کچ کاری و ... وجود داشته باشد. کاخ موزه ها معمولاً در مراکز حکومتی به وجود می آیند. هدف از تأسیس این موزه ها به نمایش گذاشتن اثر و بنای تاریخی و نیز عبرت آموزی است. مجموعه کاخ های سعدآبادتهران و باغ ملک آباد مشهد از این نوع موزه ها هستند.
موزه های هنری: انواع هنرهای تجسمی وتزیینی که از زیبایی شناسی بالایی بر خوردارند را به نمایش درمی آوردند و معمولأ بازدید کنندگان زیادی نیز دارند. موزه هنرهای زیبا در تهران و موزه هنرهای تزیینی در اصفهان از این نوع هستند.
: تجربه های علمی بر اساس شواهد و وسایل تاریخی- طبیعی را که در بر گیرنده گونه های مختلف گیاهی به ویژه جانوان است را به نمایش می گذارند. موزه تاریخ طبیعی اصفهان و موزه علوم و تاریخ طبیعی مشهد از این نوع هستند.
موزه های محلی یا منطقه ای :بیانگر و نمودار فرهنگ یک منطقه و یا یک محله ی خاص هستند و صرفأ آثار و اشیای تاریخی همان منطقه را به نمایش می گذارند.موزه شوش، تخت جمشید و موزه توس در خراسان از این نوع هستند.
موزه های سیار
:برای پیشبرد سریع اهداف فرهنگی و به دلیل عدم امکانات موجود در مناطق و شهرهای محروم شکل می گیرند. این موزه ها فرهنگ های گوناگون را در مکان های مختلف در معرض دید عموم می گذارند. اگر به این نوع موزه ها توجه کافی شود، بسیار تأثیر گذار خواهند بود.
: به دلیل داشتن ابعاد گوناگون علمی و فرهنگی و جاذبه های تفریحی و آموزشی از اهمیت زیاد برخوردارند، چرا که مسایل زیستی و طبیعی را از نزدیک برای مردم به نمایش می گذارند.ویژگی مهم این موزه ها این است که عموم مردم می توانند از دیدن آنها بهره مند شوند. در ایران ایجاد پارک موزه سابقه ندارد ولی در کشورهایی مانند چین و کره شمالی مرسوم است .
مکان های فرهنگی، ملی و تاریخی چون آرامگاه فردوسی در مشهد، آرامگاه عطار و خیام در نیشابور می توانند مکان مناسبی برای این منظور باشند.
:روند تاریخی انواع سلاح های نظامی و جنگی را در معرض دید همگان قرار می دهند. این نوع اشیا شامل لباس های نظامی رزمی، اسلحه و دیگر وسایل رزمی هستند.
موزه های اندیشمندان (خانه هنرمندان)
: برای ارج نهادن به هنرمندان، نویسندگان، مخترعان و مفاخر جامعه، معمولأ پس از درگذشتشان در خانه شخصیشان پدید می آید و در بر گیرنده ی وسایل شخصی، وسایل کار و آثار ایشان است . این موزه ها بیشتر در کشورهای اروپایی مرسوم است.خانه شکسپیر نویسنده مشهور انگلیسی و ادیسون مخترع برق در آمریکا از این نوع است. در ایران هم خانه بزرگ مرد موسیقی "استاد ابوالحسن صبا" تبدیل به موزه شده و در برگیرنده تابلوهای نقاشی، تألیفات و اموال شخصی وی است.
