طنز ،اشپزی،روانشناسی،اطلاعات عمومی

دوست عزیز اگر دنبال مطالبی در مورد کامپیوترمیگردید به وبلاگ دانش اینترنت به ادرس http://daneshinternet.persianblog.ir

عید نوروز چگونه شکل گرفت

 

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب می کند یادآور می شود که : «آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

 

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیم نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می کنند و همان روزی است که قائم بر دجال پیروز می شود و او را در کنار کوفه بر دار می کشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

 

جشن نوروز

 

جشن نوروز دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یک ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم کهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.

 

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای کهن ایران هر یک از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار می شد.

 

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حکومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر وخیابان می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

نوروز

نوروز، جشن ایرانیان از روزگاران کهن پر شکوه ترین جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است که روایت های تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردین یا  « فرودگان »  است که یاد آور  اجداد و نیاکان ما بود و چنان می پنداشتند که در پنج شب  ، ارواح پاک مردگان ، برای دیدار وضع  زندگی و  احوال  بازماندگان  به  زمین فرود  می آیند و در خانه و آشیانه خویش  سرگرم تماشا وسرکشی  می شوند . اگرخانه روشن و پاکیزه و  ساکنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمی گردند. اما درغیر اینصورت ، آنان غمگین وناراحت به منزلگاه خویش باز می گردند وتا سال آینده به انتظار می نشینند  

 

 

 

 

 

درباره  پیدایش  نوروز در روایتی دیگر  چنین آمده است که نیشکر را جمشید در این روز یافت و مردم از کشف خاصیت  آن متحیر شدند  . پس  جمشید  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شکر ساختند و به مردم هدیه دادند . از این رو ، آن را نوروز نامیدند  

 

 همچنین روایت شده که اهریمن ، بلای خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید . اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و عاقبت او را شکست داد . آنگاه خشکسالی،  قحطی ونکبت را بر روی زمین از ریشه بخشکانید و به زمین بازگشت با بازگشت ویدرختان و هر نهال و چوب خشکی سبز شدند . پس مرد م این روز را « نوروز » خواندند و هر کس به یمن و مبارکی در تشتی جو کاشت و این رسم سبزه  نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان به امروز باقی مانده است . در خیام نامه آمده است  

 

چون از امیری جمشید 421 سال گذشت ، جهان  از او یکسره  راست  همی آمد .ایران و ایرانیان هم مطیع و مرید او شدند تا بفرمود گرمابه های بسیار ساختند و سیم  و زر  از معادن بر آوردند  و دیبای  ابریشمی  بافتند که آن  روز ،  روز  اول « حمل » بود . پس جشنی  بر پا ساخته و  نوروزش  نام  نهاد   تا  هر  سال  چو فروردین  آید ، آن روز را جشن گیرند . در میان اقوام آریایی که وارد ایران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شکل زیر بوده است  

 

 آریاییها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه می شد .  ولی پس از مدتی ،  تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد . در هر یک از این دو فصل جشنی برگزار می کردند که هر دو این جشنها را آغاز سال نو تلقی می کردند . در جشن  اول که به هنگام  آغاز فصل گرما  یعنی به هنگامی که گله ها را  از آغل به چمنهای سبز و خرم می کشانیدند و از دیدن چهره گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد . در این ایام گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می کردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می شده و شاید به نحوی که اکنون بر ما معلوم نیست آن را در برج مزبور ثابت نگاه می داشتند

عید نوروز شش روز متوالی دوام  داشت و در این روزها ،  سلاطین بار عام می دادند و نجبای  بزرگ و  اعضای خاندان  خود را به  ترتیب  می پذیرفتند و به حاضران  عیدی می دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمی خواستند ،  به کنار نهرها و قناتها و خود را می شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند . صبح قبل از آنکه کلامی  گویند ، شکر یا عسل می خورند و برای حفظ بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند

 

اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشید  نیز به حیات خود  ادامه  داد .  در معنا  ، نوروز ، از   هجمه ها و حمله های یونانیان ، اعراب ، ترکها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت کرد که مهم ترین  جشن  فرهنگی  میلیون ها  ایرانی است که در درون ایران  زندگی می کنند

 

 

 

هفت سین

 

هفت سین ، هفت واژه که با حروف  « سین » شروع می شوند نیز از سنت های جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سین مشخصاً معانی استعاره ای خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه های گندم که طی مراسم خاصی پخته می شود . سیب ، سنجد ، سیر . زرتشتیان ،  اوستا  ، کتاب  مقدس  آسمانی  خود را در رأس  سفره  هفت سین  قرار  می دهند . تخم مرغ های رنگین ، گلاب ، سکه ، طلا ، ماهی قرمز در آب ، آینه ، شمع و هر یک از این موارد سمبل و نماد تولد دیگر باره بهاران است . در اساطیر  ایرانی در ارتباط با نوروز ،  جوانه ی گندم  و عناب ،  نشانه و سمبل   زایش دیگر باره بهاران است و سبزی ، سکه ، و سرکه سمبل و نماد افکار نیک ، کردار نیک ، خدا پرستی ، نیک بختی ، جاودانگی و داد و دهش است که به باور زرتشتیان ، زرتشت پیامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آیا شیرینی پزی در قدیم هنر بود؟

امروزه انواع مختلف شیرینی ها در دسترس ما قرار دارد، و هر یک از ما نوعی از آن ها را بیـشتر دوست می داریم. چه بسا که هنگام خوردن شیرینی دلخواه خود این تصور به ذهنمان آید که شیرینی یکی از چیزهای لذت بخشی است که در عصر خود ما پدید آمده؟
ولی حقیقت این طور نیست، چه شیرینی پزی یکی از کهن ترین کشف های بشر بوده است. بیشتر مردم در قدیم چیزهایی داشتند که به عنوان شیرینی مصرفشان می کردند. حتی مصریان تصاویر و نبشته هایی درباره شیرینی و شیرینی پزی از روزگار باستان به یادگار نهاده اند.
در اروپا تا پیش از قرن 17 شیرینی پزی به صورت یک هنر مستقل نبود. ولی از آن تاریخ به بعد، با وارد کردن مقدار بسیاری شکر از مستعمرات، شیرینی پزی به عنوان یک هنر مسـتقل مورد توجـه قرار گرفت. اکنون بیش از 2000 نوع شیرینی در جهان یافت می شود که یکی از متداول ترین آن ها در آمریکا شیرینی موسوم به مارشمالو می باشد.
« مارشمالو » از به هم آمیختن این مواد تهیه می شود: شکر، نوعی گلوکز، سفیده ی تخم مرغ و کمی چاشنی ژلاتین، که این ها را خوب درهم می آمیزند و یک شیرینی پف کرده و سبک از آن به دست می آورند.
نوع سفید رنگ « مارشمالو » از همه بیشتر مرغوب است که لایه ای از شکر نیز روی آن را فرا گرفته است.
شیرینی های رایج دیگر در آمریکا عبارتند از: شیرینی بادام زمینی، مارشمالوی موزی و مارشمالوی تخم مرغی که در عید پاک فراوان یافت می شود. برخی از مارشمالوها را با رویه ای از شکلات و نارگیل برشته عرضه می کنند.
همان گونه که دیدید تمام این شیرینی ها را « مارشمالو » نام گذاری کرده اند. آیا می خواهید بدانید که این نام عجیب از کجا پیدا شده است؟
مالو درگیاه شناسی یعنی تیره پنیرکان که بیش از نُه هزار گیاه را شامل می شود: از درختان بزرگ گرفته تا بوته های کوچک و حتی از باب مثال پنبه نیز گیاهی از خانواده « پنیرکان » است.
مارشمالو یعنی « خطمی » که این گیاه نیز از تیره ی پنیرکان به شمار می رود. چون در قدیم از این گیاه، شیرینی تهیه می کردند امروزه نیز همین نام را به تعدادی از شیرینی های رایج در آمریکا داده اند.
تیره پنیـرکان گیاهان بسیار جالبی را شامل می شود. چه به راه های مختلفی می توان از آن ها استفاده کرد. از برخی از آنها الیاف و از برخی دیگر چسب تهیه می کنند. البته بعضی هایشان هم خوراکی هستند.
نوعی از پنیرکان دانه های بسیار خوشبویی دارند که از آن ها عطر می گیرند. برگ های یک نوع چینی آن ها به درد تهیه واکس سیاه برای کفش، می خورند.
بسـیاری از پنـیرکان گل های سفید، صورتی، زرد و قرمز رنگ دارند. برخی از این گل ها آن قدر درشتند که قطرشان به 25 سانتی متر می رسد.
خطمی فرنگی و گل شارون نیز به تیره پنیرکان تعلق دارند.
در جزایر هاوایی انواع بسیار جالبی از این گیاهان یافت می شود، نوعی از آن ها همان است که در ساختن گردنبند گل معروف به لیس مورد استفاده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه هواپیما پرواز می کند؟

پیش از آن که راز این نکته را دریابیم که هواپیما چگونه به هوا بلند می شود؛ لازم است که نخست چیزهایی درباره ی خود هوا مطالعه کنیم.
هوا مانند یک دریا آب است. شما اگر به این راز پی برده باشید که چگونه گاهی آب برخی از اجسام را بر سطح خود نگاه می دارد، در آن صورت به راز پرواز هواپیما هم پی برده اید.
آیا هیچ گاه یک اسکی باز را روی آب دیده اید؟ آیا توجه کرده اید مادام که قایق به سرعت او را به دنبال خود می کشد، او هم بر سطح آب می ماند. اما همین که قایق از حرکت می ایستد، اسکی باز هم در آب فرو می رود.
علت این پدیده آن است که جریان سریع آب نیرویی در زیر پاهای اسکی باز ایجاد می کند که با همین فشار او را بر سطح آب نگاه می دارد. از این رو، همین که جریان آب متوقف شود آن نیرو هم قطع شده، در نتیجه اسکی باز در آب فرو می رود.
درباره ی پرواز هواپیما نیز می توان عیناً همین مطلب را گفت. یعنی اگر می بینیم هواپیما در هوا بلند می شود این بر اثر فشـار هوایی است که از زیر بال هایش می گذرد و در نتیجه آن را به آسـمان بلند می کند.
اکنون که تا اندازه ای با نقش « هوا » یا «آب» در بالا نگاه داشتن اجسام آشنا شدید، بیاییم و درباره ی هواپیما توضیح بیشتری بشنویم:
نخست، باید بدانیم که هر یک از بال های هواپیما دو سطح دارد. یکی سطح زیرین و دیگری سـطح بالایی.
سطح زیرین بال تقریباً مسطح است، ولی سطح بالایی آن در جهت عرض کمی خمیده می باشد. از این رو، هوایی که هنگام حرکت هواپیما از روی آن می گذرد اندکی قوس وار است و همین نوعی خلأ را بر فراز بال ها ایجاد می کند.
از سوی دیگر، چون زیر بال ها مسطح است خلأیی ایجاد نمی شود و درنتیجه هوایی که از زیر بال ها عبور می کند فشار بیشتری در آن جا وارد می آورد. آن گاه بر اثر همین فشار هوا است که هواپیما از زمین به هوا برمی خیزد. ولی یادتان باشد که تا هواپیما به پیش حرکت نکند، چنین فشاری در زیر بال هایش تولید نمی شود و در نتیجه هرگز نیروی برآور پیدا نمی کند تا به آسمان بلند شود.

چگونه هواپیما وقتی که در آسمان است به پیش رانده می شود؟ به وسیله ی ملخ. پس فایده ملخ، پیش راندن هواپیما در هوا است. ملخ هواپیما درست مانند پیچی است که در چوب فرو می کنیم. هر بار که پیچ را یک دور می چرخانیم، می بینیم که خود به خود مقداری در چوب فرو می رود. ملخ نیز همین گونه می چرخد، در شکم هوا فرو می رود و راه خود را به جلو بازمی کند. به همین دلیل است که انگلیسی ها به ملخ هواپیما « پیچ هوا » می گویند.
ملخ چگونه در هوا نقش پیچ را بازی می کند؟

وقتی که هوا به سرعت جریان یابد یا چیزی در میان آن سریع حرکت کند، مانند یک جسم جامد می شود. آیا تا کنون توجه کرده اید که چون باد تنـدی می وزد آن را مانند یک جسم جامد بر گونه ها و اندام خود حس می کنید؟ در آغاز کار که خلبان، هواپیما را تازه روشن کرده گردش ملـخ ها آنقدر سریع نیست که بتواند مانند پیچ در هوا فرو روند. ولی همین که بر سرعت خود بیفزایند دارای چنین خاصیتی می شوند و هواپیما را به پیش می رانند. این حرکت را پیشرانه می گویند.
نیروی پیشرانه بر اصطکاکی که به هنگام حرکت، بر سطح صاف ایجاد شده، غلبه می کند.
نیروی برآور نیـز بر روی نیـروی جاذبه ی زمین غلـبه می کند. در نتیـجه،« پیشرانه» و « برآور » هر دو سبب می شوند که هواپیما در آسمان راه برود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

گاز برای اولین بار چه موقع مورد استفاده قرار گرفت؟

بشر می تواند گاز را از یک جاهائی که طبیعت ذخیره کرده است به دست بیاورد و یا خود، آن را تولید کند. حالا در اینجا چگونگی تولید یا ساختن گاز را توسط بشر برایتان توسط شرح می دهیم. اگر یک چپق گچی را با گرد زغال سنگ پر کنیم و سر آن را هم با گچ بپوشانیم، بعد آن را در یک گرمای خیلی زیاد حرارت بدهیم، می بینیم که از سوراخ ساقه چپق، دودی شروع به خارج شدن می کند و خروج این دود به زودی متوقف می شود. حالا اگر یک اشعه را زیر این چپق نگاهداریم، گازی که از خارج می شود، به صورت یک شعله کمرنگ و دائمی شعله ور می گردد. بنابراین، همین آزمایش کوچک مراحل و طرز تشکیل گاز زغال سنگ را نشان می دهد.
در سال 1792 یک مهندس اسکاتلندی که «ویلیام مورداک» نام داشت، برای اولین بار از گاز مصنوعی، استفاده کرد. او گاز تولید شده از زغال سنگ مشتعل را تصفیه کرده و با استفاده از لوله ای از این گاز برای روشنایی خانه مسکونی خود استفاده کرد. چند سال بعد هم از همین روش برای روشنایی کارخانه ای در بیرمنگام استفاده نمود.
در ایالت متحده امریکا. گاز مصنوعی قبل از گاز طبیعی، برای ایجاد روشنائی به کار می رفت. در1812، «دیوید ملویل»، از گاز زغال سنگ در بالتیمور مری لند خیابان های شهر را با استفاده از گاز مصنوعی روشن کردد. گاز طبیعی برای اولین بار در «فردونیا» نیویورک، در 1821 به کار رفت.
امروزه، از گاز طبیعی بیشتر از گاز مصنوعی، استفاده به عمل می آید. واضح است که این، به علت کشف منابع تازه گاز می باشد. توسعه استعمال مختلف گاز در زندگی روزمره و کارخانه ها و غیره و پیشرفت و ساخت انواع جدید لوله کشی ها این امکان را فراهم کرده که بتوانند این منابع گاز را به شهرهای بزرگ متصل کنند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چه مدتی است که بشر تختخواب می سازد؟

هیچکس به درستی نمی داند که اولین تختخواب دنیا را چه کسی ساخته است؟
ولی چیزی که می دانیم این است که ایرانیان، آسوری های قدیم، مادها و دارای تختخواب هایی بوده اند که کاملاً استادانه ساخته شده است. این تختخواب ها که معمولاً از سنگ و چوب یا فلز ساخته می شدند، دارای نقش و نگارها و تزئینات بسیار زیبا و جالبی بوده اند.
مصری های قدیم تختخواب های چوب به کار می برده اند و چهارچوب چوبی به کار می برده اند که در قسمت بالای سر آن یک تخته یکپارچه ای نصب می شده است. و رویه ی تخت را از بندهای چرمی صلیب وار می پوشاندند و روی این بندهای چرمی پوست انداخته می شده است.
چهارچوب این تخت ها، از چوب های گرانقیمت یا عاج یک پارچه تهیه می شده و پایه های تخت هم تماماً یا از نقره بوده یا از برنز.
رومی ها دارای تختخواب های بلندی بوده اند که با چند پله به زمین متصل می شده و احتمالاً هم آنها بودند که برای اولین بار تختخواب دو نفره را متداول کردند. این تختخواب پرده های گرانقیمت داشته و استادانه تزئین می شده اند. معروفست که یکی از امپراطوری های رومی تختخوابی از نقره خالص داشته است!
در قرون وسطی بسیاری از مردم در روی تختخواب هائی می خوابیده اند که به صورت یک فرش بوده که روی کف اتاق پهن می کرده اند و یا فرشی که روی نیمکت می انداخته اند.
تشک هائی که از پر یا پشم یا مو بوده اند، روی این فرشها می انداخته و احتمالاً از یک تکه پوست هم به عنوان لحاف استفاده می کردند.
بعداً در قرن سیزدهم تختخواب جنبه زییاتر و اشرافی تری پیدا کرد. در این دوره چهارچوب تخت ها از چوب بود که با نقاشی و کنده کاری و سایر تزئینات جالب، آن را زینت کرده اند.
بعد، یک نوع تختخواب پدید آمد که از سقف آویزان شده و یا به دیوار بسته می شد. به زودی تمام انواع تختخواب های بزرگ و اصیل مخصوص استفاده ثروتمندان، یکی پس از دیگری طرحریزی شدند و بدین ترتیب تختخواب به صورت یکی از اجزاء اصلی اثاثیه خانه درآمد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

گرد نان پزی چیست؟

آیا می دانیـد وقتی که مادربزرگ کیک خانگی می پزد، نقش کوچکی از یک شیمیدان را بازی می کند؟
این مادر بزرگ حتماً گرد نان پزی را به کیک خود زده تا خوب پف کند. این کار خود انجـام نوعی عمل شیمیایی است.
اکنون مدت 60 سال است که گرد نان پزی در آشپزخانه ها مصرف می شود. کدبانوهایی که با اصول جدید آشپزی آشنا هستند با این گرد انواع شیرینی ها، کیک ها، بیسکویت و بسیاری چیزهای دیگر می پزند. فایده این گرد آن است که شیرینی ها بهتر ور می آیند و خوشمزه می شوند.
اما نانوایی های بزرگ که روزانه باید صدها قرص نان تحویل مشتریان خود بدهند به جای « گـرد نان پزی » از خمیر مایه استفاده می کنند. البته خمیرمایه نسبت به گرد نان پزی مدت طولانی تری لازم دارد تا اثر خود را ببخشد. اما گرد نان پزی به سرعت عمل می کند.
گرد نان پزی آمیزه ای از این دو گرد است :
1 - جوش شیرین ( یا بیکربنات سدیم )
2 - یکی از اسیدها
این دو گرد را به هم می آمیزند و با نشاسته نیز مخلوط می کنند تا قبل از مصرف همچنان خشک باقی بمانند.
همین که « گرد نان پزی » را به خمیر شـیرینی یا کیک بزنند خود به صورت مایع در می آید و سپس عمل شیمیایی خود را آغاز می کند. عکس العمل اسید با سود قلیایی این است که صـدها حباب بسیار ریز مانند گاز آب سودا، پدید می آورد. این حباب ها همان گاز کربنیک است.
حباب ها در همه جای شیرینی پخـش و بر اثر حرارت منبسط می شوند. در حالی که شیرینی دارد بر سر آتش می پزد، این حباب ها سوراخ های ریزی در اندرون آن ایجاد می کنند و بر اثر همین ها است که شیرینی پف کرده، اسفنج مانند از طبخ بیرون می آید. خوردن چنین شیرینی بسیار لذت بخـش خواهد بود.
هم اکنون برایتان گفتیم که گرد نان پزی از جوش شـیرین و نوعی اسید تهیه می شود.
اکنون در توضیح این مطلب باید بگوییم که گرد نان پزی بر سه گونه است:
1 - گرد نان پزی فسفاتی که اسید فسفات دارد.
2 - گرد نان پزی تارتراتی که بیتارترات پتاسیم دارد.
3 - گرد نان پزی مرکب که از دو اسید مختلف، یکی فسفات و دیگری سولفات، تهیه شده است.
تمام انواع گرد نان پزی مفید و خوبند و اختلاف میانشان فقط بر سر سرعت یا کنـدی تأثیرشان می باشد. برخی زود عمل می کنند و برخی دیگر، اندکی دیرتر اثر خود را می بخشند. مثلاً گـرد نان پزی تارتراتی درخمیر سرد بسیار سریع عمل می کند. ولی گرد نان پزی فسفاتی، آهسته تر تأثیر خود را می بخشد.
اما گرد نان پزی مرکب دارای دو نوع اثر است، زیرا که از ترکیب دو نوع اسید مختـلف تهـیه شـده است. بنابراین، وقتی که خمیر در تنور حرارت می بیند، گرد نان پزی را به مقدار اندک به آرد می افزایند و معمولاً آن را همراه با آرد، الک می کنند تا به طور یکنواخت در همه جا مخلوط شود. در ضمن، باید مقدار لازم را دقیقاً دانست تا مبادا کم و زیاد شود.
معمولاً برای یک فنجان آرد، یک تا یک و یک چهارم قاشق چای خوری گرد نان پزی کافی است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

لاک صـدفی چیست؟

در هندوستان و تایلند حشره ای است به نام حشره لاک که از اندامش شیره ای می تراود.
از این شیره « لاک صدفی » یا « شلاک » را تهیه می کنند. نوزاد این حشره، خود را به نهال برخـی درختان می آویزد. پوزه ی خود را درون پوست درخت کرده غذای خود را بدین گونه به دست می آورد. آن گاه ماده چسبناکی از بدنش تراوش می کند که سر تا سر اندامش را خیس می نماید.
حشره لاک آن قدر فراوان یافت می شود که شاخه های درختان را از شیره بدن خود خیس خیس می کنند. برای جمع آوری شیره ها، در ماه اول و آخر تابستان، این شاخه ها را در حالی که حشره های لاک همچنان بر آن ها چسبیده اند، از تنه‌ درخت می برند. سپس آن ها را تکه تکه کرده با آب گرم طوری می شـویند که هر گونه مواد رنگی از آن ها فرو بریزند. بعد هم از پارچه های صـافی عبورشان می دهند و آن چه به دست می آید در جایی می گسترند تا به صورت ورقه های نازکی، خشک شود.
دراین هنگام دیگر لاک صدفی آماده شده؛ منتهی هنوز به رنگ نارنجی می باشد. سپس با افزودن ماده‌ سفید کننده می توان از آن لاک سفیدی به دست آورد.
پیـش از مصرف، لاک صدفی را در الکل حل می کنند. چون آن را بر روی چیزی می مالند پس از اندک زمانی الکل پریده، لاک باقی می ماند و جلا و درخششی به آن می دهد.
لاک صدفی را بر کف اتاق و بر روی مبل و صندلی هم می مالند. خشک شدن لاک بر اثر تبخیر آن است و این کار بسیار سریع انجام می گیرد. خشک شدن سریع لاک، یکی از امتیازها و دلیل مرغـوبیت آن است و به همین جهت مصرف بسیاری پیدا کرده است.
لاک صدفی نسبت به سایر لاک ها به راحتی سنباده می خورد و شفاف می گردد. منظور ما از دیگر لاک ها « روغن جلا » می باشد.
روغن جلا نوعی رنگ معمولی است ولی هیچ گونه رنگیزه ای، نه سفید و نه دیگر، در بر ندارد. این را از حرارت دادن مخلوط رزین های سخت، همراه با یکی از روغن های خشک شونده، به دست می آورند.
آب، الکل، صابون و سایر مواد پاک کننده بر روی لاک صـدفی لکه می اندازند. زیرا که این نوع لاک هرگز مانند روغن جلا مقاوم و آسیب ناپذیر نمی باشد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

ماشین رختشویی از چه تاریخی اختراع شد؟

همه با ماشین رخت شویی آشنا هستند، اما این ماشین هنوز در بسیاری از خانه ها جزو اثاثیه تجملی به شمار می رود. پیش از اختراع رختشوهای مکانیکی معمولاً لباس ها را در طشت های مسی یا لعابی می شستند. رخت ها را روی ورقه ای از آهن موجدار می انداختند و آب زیادی روی آن می ریختند و چنگ می زدند تا چرک و کثافات از آنها خارج شده با آب شسته شود. سپس لباس های شسته را فشار می دادند و آب اضافی آن را می گرفتند و برای خشک شدن روی طناب پهن می کردند. اولین ماشین رختشویی در سال 1858 در شهر پیتسبورگ آمریکا ساخته شد. اصول این ماشین چنین بود که پره های عدیده ای در داخل آن کار می گذاشتند و بعد با یک دسته که به پهلوی آن وصل بود پره ها را به حرکت در می اوردند و به وسیله آن لباس ها را با چرخاندن می شستند. ماشین های دیگری هم به تقلید و بر اساس همین ماشین بعداً ساخته شد.
اما همه این ماشین ها آن طوری که باید، کارآمد و موفق نبودند. لباس غالباً به پره های آن گیر می کرد و پاره می شد. فقط در سال 1907 بود که ماشین رختشویی نسبتاً کاملی اختراع گردید که با موتور کار می کرد و کارکرد آن رضایت بخش بود. در سال 1912 سازندگان انواع ماشین رختشویی ماشین های خود را مجهز به نیروی برق کردند.
بدنه ماشین های رختشویی اولیه از چوب ساخته می شد، ولی به تدریج سازندگان به فلزهای مختلف از قبیل مس و فولاد آبدیده و آلومینیوم و روی توجه نمودند. در سال 1961 تقریبً بدنه همه ماشین های رختشویی با فلز لعابدار ساخته می شد، زیرا این گونه ماشین ها در مقابل گرد رختشویی و هر مقدار حررات آب مقاومت بیشتری داشتند.
دستگاه «اتکا دهنده» در این ماشین ها به سال 1932 تعبیه شد. این دستگاه (تکان دهنده) دارای سر مخروطی شکلی است که چند پره در انتهای آن قرار دارد.
این دستگاه لباس را به بالا و پایین و به اطراف حرکت می دهد تا آلودگی های آنها پاک شود. ماشین رختشویی کاملاً خودکار در سال 1937 به بازار آمد.
غالب ماشین های رختشویی ظرفیت چهار یا پنج کیلو رخت را دارند و در هر دفعه آنها میان 35 تا 45 گالن آب به مصرف می رسانند. درجه حررات آنها نیز معمولاً بین 135 تا 165 درجه فارنهایت است.
نخستین ماشین خشک کننده برای مصارف خانه در سال 1930 ساخته شده و نخستین ماشینی که ترکیبی از شوینده و خشک کننده بود، به سال 1935 به بازار آمد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

ریون چیست؟

هزاران سال می گذشت و بشـر همچنان پارچه های خود را از الیاف طبیعی، می بافت، یعنی از پنبه، پشم، ابریشم و کتان.
این ها را الیاف طبیعی می نامند زیرا به همان صورتی که هست از گیاهان، یا از بدن حیوانات و یا از کرم ابریشم در اختیار ما قرار گرفته، مصرف می شوند.
سپس در پرتو ی دانش انسان توانست که خود نیز الیافی بسازد. یعنی الیاف مصنوعی که اصلاً شباهتی با نخ طبیعی ندارند.
الیاف مصـنوعی را از مغز چوب، پـنبه، شیر، زغال سنگ، آب، هوا و مواد بسیاری دیگر تهیه می کنند. برخی از الیاف مصـنوعی به قدری عالی ساخته می شوند که به ظاهر هیچ فرقی با الیاف طبیعی ندارند. در میان این ها از همه معروف تر گویا ریـّون است که از پنبه یا مغز چوب به دست می آید. البته از مغز چوب، کاغذ هم می سازند، و از پنبه نیز مواد منفجره تهیه می کنند.
درتمام گیاهان یک ماده شیمیایی وجود دارد به نام سلولز. آیا می دانید که پنبه هم سلولز است. سلولز از نظر شیمیایی به شکل مایع غلیظی است که اگر آن را به شیوه‌ خاصی به عمل آورند، نخ و برخی از فرآورده های دیگر از آن به دست می آید.
ریون را به اشکالی گوناگون می توان ساخت. یعنی می توان آن را مانند ابریشم، پشم و یا کتان به عمل آورد.
چون ریون ساخته دست بشر است آن را به هر گونه ای که بخواهد در می آورد، مثلاً کوتاه و پرزدار یا بلند و کشیده مانند رشته ابریشم. از به هم تابیـدن ریون های کوتاه و پرزدار، نخـی شبیه الیاف پشم و کتان، به دست می آید و پارچه هایی که از آن بافته می شوند شکل پارچه های پشمی یا نخی هستند.
ولی برای جامه های کشباف و جوراب از « نخ ریون » استفاده می کنند.
نوعی نخ مخصوص و ضـخیم ریون در تهیه‌ ی طناب لاسـتیک اتومبیل و همراه کائوچوی مصنوعی به کار می رود. به هنگام تابیدن یا به عمل آوردن ریون، گاهی الیاف بلند پاره می شوند و یا در هم گیر می کنند.
در گذشته، این ها را مواد بی مصرف پنداشته همه را دور می ریختند، ولی بعـداً دریافتند که می توان همین الیاف پاره و به هم گره خورده را با ماشین های پشم ریسی شانه کرد و آن ها را به صورت نخ، ریسـید. این کشف زمینه ای جدید در صنایع ریون گشود. زیرا نخ هایی که بدین گونه به دست می آیند نرم و پرزدار بوده حالت پارچه های پشمی و یا پشمی بسیار ظریف ( فلانل ) را پیدا می کنند. از آن پس دیگر چنین مواد را که قبلاً بی مصرف می پنداشتند، عمداً به وجود می آورند تا با ریسیدن آن ها بتوانند نخ برای تهیه‌ پارچه های بسیار مرغوبی فراهم بیاورند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه آدامس به وجود آمد؟

« آدامس » از نوعی صمغ، شکر، گلوکز و چاشنی تهیه می شود. ساعت ها آدامس در دهان ماست که آن را پیوسته می جویم بی آن که تمام بشود. آدامس این خاصیت را از صمغی که در تهـیه ی آن به کار رفته، گرفته است.
برای تهیه‌ ی آدامس بادکنکی از نوعی صمغ کشدار استفاده می کنند. از این رو می بینیم که کش می آید و پاره نمی شود.
امروزه در سراسر جهان، کارخانه های بسیاری مشغول تهیه آدامس هستند، و هرکدام به شیوه ی خاص خود موادی را با هم ترکیب می کنند و آدامس هایی رنگارنگ و مختلف به بازار می فرستند. با این وصف، همه بیش و کم، از یک شیوه مشترک پیروی می کنند و آن این است:
نخست یک ماده ی صمغی را خوب به عمل می آورند. پس از گداختن صمغ و نابود ساختن میکروب هایش در دیگ بخار، آن را به درون « ماشین خرده آشغال جداساز» می فرستند.
این ماشین با نیروی « مرکز گریز » به سرعت می چرخد و کثافت ها و خرده آشغال ها را از درون صمغ کاملاً جدا می سازد.
پس از آن که صمغ تمیز و گداخته شد مقداری شکر، گلوکز و مواد طعم بخش بر آن می افزایند.
معمولاً این مواد را به نسبت های زیر با هم مخلوط می کنند:
صمغ 20 درصد
شکر 63 درصد
گلوکز 16 درصد
چاشنی 1 درصد
چاشنی یا مواد طعم بخشی که در آدامس به کار می روند عبارتند از: نعناع، میخک و دارچین.
سپس در حالی که مخلوط آدامس هنوز گرم است؛ آن را از میان چندین غلتک عبور می دهند و آن را به صورت نوار بسیار نازک و درازی در می آورند. ضمناً برای آن که به جایی نچسبد، گرد شـکر بر آن می پاشند.
وقتی که نوار آدامس به آخرین غلتک می رسد از زیر تیغه هایی می گذرد که آن را به اندازه های کوچک و قابل مصرف، قطعه قطعه می کنند.
آن گاه نوبت بسته بندی می رسد. برای پیچیدن و بسته بندی آدامس ها نیز ماشین دیگری آماده‌ کار است.
این بود شیوه عمومی تهیه آدامس که همه‌ کارخانه های جهان تقریباً از آن پیـروی می کنند.
بیشتر صمغ هایی که اکنون در آدامس سازی به کار می روند، مصنوعی و ساختگی می باشند. البته برخی هم مانند سقز آمریکایی چیکل صمغی طبیعی بوده و آن را از شیره ی درخت گرفته اند.
سقز آمریکایی را از نوعی درخت همیشه سبز وحشی به نام سپوتی در مکزیک و گواتمالا به دست می آورند.
شیره سفید رنگ این درخت را در سطل هایی ریخته، آن را می جوشانند و در قطـعه های 12 کیلویی قالب زده، روانه ی کارخانه های آدامس سازی می کنند.
مردم آمریکای مرکزی چیکل خام را که تازه از درخت گرفته شده، همین جوری می جَوَند. کسانی که تازه قدم به سرزمین انگلستان جدید نهاده بودند صمغ صنوبر را به تقلید از سرخ پوستان آن جا می جویدند و این نخستین آدامسی بود که در اوایل قرن 18 در آمریکا به بازار عرضه گردید.
آمریکاییان برای نخستین بار در 1860 چیکل را از آمریکای مرکزی خریدند و می خواستند آن را جایگزین کائوچو نمایند. ولی سپس در حدود 1890 بود که چیکل در صنعت آدامس سازی نیز به کارشان آمد.
و این آغاز صنعت آدامس سازی مدرن در جهان به شمار رفت.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آموزش خود هیپنوتیزم ساده ( Relaxation )

 

مقدمه:

تعلق و وابستگی به جسمانیت وعادت کردن به آن ، دلیل بسیاری از مشکلات روحی یا حتی از دست دادن لذتهای بی نهایتی است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولین مرحله و گام در رسیدن به عالم آرامش و در واقع رسیدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زیر آموزش ساده ترین نوع خود هیپنوتیزم به عنوان
Relaxation ، مقدمه ای برای کنترل ذهن ، راز اصلی تمرکز قوا و حذف تنشهای غیر ضروری و زیانبار بدن است .

مراحل یازده گانه:


1- ( شروع خواب مصنوعی )
مکانی ساکت و دنج پیدا کنید ، آرام روی صندلی ای راحت بنشینید و یا در جایی نرم دراز بکشید (گذاشتن موسیقی ای آرام یا صدای طبیعت می تواند کیفیت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشمارید به طوریکه شماره ها یک در میان با دم و بازدم تنظیم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسی عمیق بکشید و 15 ثانیه نگهدارید سپس با شماره 9 بیرون دهید و همینطور الی آخر. . . در ضمن تصور کنید لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگینتر می شود.

2- ( رها سازی پاها )
ابتدا پای راست خود را از انگشتانش تا کمر(یا تا زانو)در ذهن مجسم کنید . آن را احساس کنید و در ذهن خود تصور کنید که تمام اجزای آن مثل خمیر شل ، گرم و سنگین شود ؛ سنگین سنگین ،این کلمه را 5 بار تکرار کنید ؛ وارد جزئیات شوید و سعی کنید به ترتیب عمل کنید یعنی به خود القا کنید که پای راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگین و گرم شده اند بعد همینطور پای چپ(برای اینکار می توانید در ذهن خود 5 بار به پاهایتان دستور بدهید که آرام سنگین و گرم شو و بگویید لحظه به لحظه پاهایم گرمتر و سنگینتر و شل تر می شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگین و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنید .)


3- ( رها سازی تنه )
یک نفس نیمه عمیق و آرام بکشید و همه بدنتان را رها کنید.حالا عضلات شکم ، سینه ، سرسینه ها و پهلوها را رها کنید ؛ تصور کنید تمام قسمتهای بدنتان شل شده اند لذا این قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگین و گرم شده باور کنید ، می توانید 5 بار ذهنی بگویید از کمر تا کتفم شل و سنگین شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر می شود .(به تصویر کشیدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده ای مثل خمیر یا هر ماده ای که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسیار کمکتان می کند)

4- ( رها سازی دستها )
منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان می باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنید ،دقیقا مانند مراحل قبل ؛یعنی تصورکنید تمام اجزای دست مورد نظر شل و سنگین شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنید و 5 بار به خود بگویید دست چپم شل و سنگین شده است ،آرام و رها .


5- ( رها سازی کتفها و بازوها )
کتفها و بازوهایتان را شل ، سنگین و بدون هیچ انقباضی قرار دهید (همانطور که با اعضای قبلی رفتار کردید) ، می توانید تصور کنید همینطور که بازوهای شما سنگین، شل و گرم می شوند به تدریج مثل خمیری نرم ، روان به سوی پاهایتان در جریان است
.

6- ( رها سازی سر )

حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پیشانی ، گوشها ، ماهیچه های زیر چشم و موها رسیده است .تصور کنید اختیار این قسمتها دست شما نیست و همه شان شل ، گرم ، سنگین و مایع شده اند ؛ رهایشان کنید و در ذهن ببینید صورتتان آرام و آسوده شل شده است .

7- ( چسباندن پلکها )
اکنون تصور کنید پلکهایتان شدیداً به هم چسبیده اند ، یعنی تصور کنید آنها را با قویترین چسب دنیا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنید که نمی توانید چشمهایتانرا باز کنید آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهایشان کنید .

8- ( پاکسازی آلودگیها )
در این مرحله در ذهن و خیال خود تصور کنید هوایی زلال و شفاف (ترجیحا قابل رویت) به درون ریه هایتان می فرستید به طوریکه این هوا علاوه بر ریه ها ، به تمام سلولها و اتمهای اجزای دیگربدن نیز وارد شده و همه عضلات داخلی و ماهیچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف می کند و به همین دلیل هوای وارد شده سیاه رنگ می شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سیاه که در واقع بیماریها ، نقطه ضعفها ، ناراحتی ها و مشکلاتتان است بیرون می رود . این تنفس شامل دم پاک و بازدم سیاه رنگ را مرتب تکرار کنید و تصور کنید که با بیرون رفتن تنشها و بیماریها به صورت دود سیاه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر می شوید و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نیز کمتر می شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک می شوند و در واقع تمام سلولهای بدنتان را پاک و تمیز و جوانتر شده می بینید .

9- ( افزایش کیفیت آرامش )
تصور کنید کنار دریا در ساحلی بسیار زیبا یا کنار رودخانه ای جنگلی یا در باغی سرسبز و آرام یا روی تشکی نرم و لطیف یا قایقی راحت در وسط اقیانوسی آرام زیر گرمای مطلوب خورشید ونسیم خنک پرطراوتی(و خلاصه هر مکان و فضای آرامشبخشی که بودن در آنجا را دوست دارید )دراز کشیده اید ؛ احساس کنید که نسیم دریا یا صدای آب شما را آرام و آرامتر می کند ، خورشید به صورت حرارتی مطبوع بر شما می تابد و بدنتان را نوازش و گرم می کند . حالا در ذهن بگویید لحظه به لحظه آرامتر می شوم ، دستهایم ، پاهایم ،کمرم ،سینه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگین و سنگین تر می شوند .دست چپم ، سنگین شده سنگین سنگین ، دست راستم شل و آرام شده سنگین سنگین ، گرم گرم ؛ هر نفسی که می کشم مشکلات ، تنشها ،بیماریها و انقباضها از بدنم حذف میشود و من آرام و راحتم ، پاهایم ، سینه ام و سرم سنگین و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و امیدوار .(دقت کنید که تکرار این کلمات و تصور کردن دوباره اجزای بدن به صورتی آرام در افزایش کیفت آرامش شما بسیار مهم است).

10- ( تلقین خواسته ها)
این مرحله ، مرحله تلقین دقیقتر آمال است ؛ هر چه می خواهید و هر آرزوئی که دارید به صورت جمله ای کوتاه در ذهن خود بیان کنید مثلا بگوئید من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر می شوم یا من در درسها یا کارم موفق هستم ،یا من ثروتمندم ،یا من سالمم . حتما این جملات را به زبان حال (نه اینکه از این به بعد می خواهم باشم)و با ساختاری مثبت بیان کنید (ا زکلمات منفی و کلمه نه خودداری کنید) . جملات را چندین بار تکرار کنید و تصور کنید که به هدف خود رسیده اید .دوستان را ببینید که برایتان شادمانی می کنند ، صداها را بشنوید که به شما تبریک می گویند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده می بوسند و موفقیتتان را تبریک میگویند ، احساس بسیار بسیار خوبی دارید .خوش به حالتان.

11- ( بیدار شدن از خواب مصنوعی )
آرام آرام از 1 تا 10 بشمارید ، با هر شماره تنفس را تندتر کنید کوتاه و سریع ، و به خود بگویید وقتی به 10 رسیدم چشمهایم را باز می کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژی . انگشتان پای راست را تکان بدهید ، آنگاه انگشتان پای چپ ،ساق پای راست و ساق پای چپ ؛رانها را به حرکت درآورید ؛ پاها را بالا بیاورید ؛ دستهایتان را تکان دهید ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنید ، تکان بخورید ، شاد و سر حال چشمها را باز کنید و بعد از 30 ثانیه بنشینید با این عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال می کنید .( تذکر مهم اینکه در مرحله 11 حتما با تلقین معکوس ، حالت سنگینی و کرختی بدنتان را حذف کنید مثلا بگویید پای چپم سبک شده ، دمایش عالیست و راحتم ، همچنین حتما تلقین کنید من بعد از بیداری شاد و سرحال و پر انرژی می شوم ، تمام اعضای بدنم در حالت عادی راحتتر و پر انرژی اند.)

نکاتی بیشتر:

  • تقسیم کردن بدن به اجزای بیشتربدین منظور است که عمل تن آرامی به آسانی امکانپذیر شود .زیرا مغز فرمانهای جزئی را سریعتر از فرمانهای کلی به اجرا می گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنید تا به مرحله مفید و موثر تن آرامی برسید.
  • مثالها ، ترتیب و جملاتی که در این مراحل آورده شده بود بی شک ثابت نیستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که می توانید قوه تخیلتان را به کار بگیرد .طبیعتا پس از انجام یکی دو بار می توانید متناسب سیستم روحی ، جسمی و نیازهای خود آنها را تغییر دهید و سعی کنید تمام مراحل را برای خود سفارشی(Customize)کنید .
  • با توجه به تکنیکهای NAC (علم تداعی عصبی شرطی ) در ابتدای مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادی می کنید در ذهن خود تصور کنید مثلا دست چپتان را مشت کرده اید . بعدها در مواقع ضروری ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشین و محیطی شلوغ یا پرتنش که شما این کار یعنی مشت کردن دست چپتان را انجام دهید و چشمهایتان را ببندید ، بلافاصله احساس آرامش می کنید و امواج آلفا ، مغز شما را شاد می کنند.
  • در ضمن ذکر این نکته نیز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نیست که آنها را به زبان بیاورید بلکه باید طوری بیان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فریاد کند.
  • می توانید جملات مورد نظر را با تنظیم زمانبندی مناسب ،همراه موسیقی ای ملایم بر روی یک نوار کاست ذخیره کرده و از آن در حین انجام دادن مراحل استفاده کنید .
  • مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه برای عوض کردن اجتماع یا آدمهای اطرافتان نیست بلکه روشی است تا شما را با روحتان آشتی دهد و قدرتهای نامتناهی ای که خداوند متعال در اختیارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسیله آنها بتوانید در برابر محیط ، موقعیتها ، فرصتها و افراد پیرامونتان بهترین تصمیم و عکس العمل را به کار بندید ...

 

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه موتور جت کار می کند؟

گرچه موتورهای جت به تازگی در اختیار بشر قرار گرفته و نیرومندترین هواپیمـاها با آن حرکت و پرواز می کنند، ولی قاعده فنی آن در 2000 سال پیش کشف گردیده بود.
واژه ی جت یعنی « جهش ناگهانی مایع یا گاز از یک دهانه ی تنگ. »
قاعده ی پیش راندن با جت مبنای ساخت موتورهای جت است. این قاعده به وسیله ی یک ریاضی دان یونانی به نام هرون اسکندرانی در 120 سال پیش از میلاد مسیح کشف گردید.
این ریاضی دان یک گوی فلزی برداشت و برایش چند منفذ گذاشت. وی چنین گویی را به وسیله‌ جهـش بخار که از منفذهای تنگـش خارج می شد، به حرکت در می آورد. برای آن که بیشتر به کار« پیشرانی با جت » آشنا شوید؛ توجه شما را به یک بادکنک معمولی جلب می کنیم. در صورتی که دهانه‌ ی بادکنک بسته باشد، هوای درون آن بر تمام سطح داخلیش به طور یکسان فشار وارد می آورد. اما همین که دهانه اش را باز کنیم فشار از همه جا کاسته شده، بر دهانه‌ ی تنگ بادکنک هجوم می آورد. حالا بادکنک را در هوا رها کنید، خواهید دید که با فشار همان هوایی که از دهانه اش بیرون می آید، به پیش رانده می شود.
پس حالا خوب متوجه شدید که چرا و چگونه هوایی که با فشار از دهانه‌ ی تنگی خارج می شـود، جسمی را به سمت جلو می راند. اکنون اگر بخواهیم این مطلب را در قالب قانون فیزیکی حرکت بیان کنیم، می گوییم:
برای هر عملی یک عکس العملی وجود دارد.
اکنون برای تان این قانون را توضیح می دهیم:
در یک موتور جت، عمل عبارت است از: « تخلیه ی هوا که به سمت عقب فشار می آورد » (حرکت وارنه ). عکس العمل آن هم عبارت است از: « هل دادن جسم به سمت جلو » (حرکت پیشرانه یا بر آور.)
موتورهای جت اساساً به دو گونه ساخته می شوند:
1 – رامجت
2 - توربوجت
رامـجت به نوعی موتور جت می گویند که شبیه به یک لوله ی بخاری پرنده است و هیچ قسمتی از آن متحرک نیست. فقط هوا از دهانه‌ ی جلویش ( یعنی هواکش ) وارد می شود.
سپس با بنزین مخلوط شده، می سوزد و بدین وسیله حدود 5 برابر، برحجم گاز می افزاید و با فشار قوی از دم هواپیما خارج می گردد.
آتشی که در رامجت است به هنگام توقف هواپیما هرگز فشـاری تولید نمی کند. ولی به هنـگام حرکت، هر چه سریع تر پرواز کند، نیرو و فشار بیشتری پدید می آورد.
اما توربوجت موتوری است که به توربین مجهز گردیده و دارای یک « کمپرسر » است که هوا را به وسیله آن مکیده با فشار وارد « اتاق احتراق » می کند.
در این جا هوا با بنزین آمیخته شده، می سوزد. بر اثر این عمل گازهای داغ و حجم افزوده ای پدید می آیند که پس از عبـور از یک توربیـن، از سوراخ عقب هواپیما خارج می شـوند. بدین وسـیله آن ها « فشار جت » تولید می کنند. در این صورت دیگر روشن است که هواپیما به پیش رانده می شود.
ضمناً این را نیز بدانید که نوعی هواپیما داریم که ملخش به وسیله توربین جت به گردش درمی آید موتور این گونه هواپیماها را توربپراپ می نامند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

کوتاه کردن موی مردان را چه کسی ابداع کرد؟

سابقه آرایش و اصلاح موی، شاید به اندازه همان تاریخ تمدن بشر قدمت داشته باشد. اهمیت روش آرایش مو، نزد زنان و مردان، طی قرن ها بسیار موضوع جالبی است. قبایل وحشی در تمام نقاط دنیا، خصوصاً از بدعت گذران سبک های مختلف و عجیب آرایش مو هستند، که این موضوع برای خودشان اهمیت زیادی دارد.
چینی ها، ابتدا، موهایشان را در بالای سرشان به صورت گروه قلمبه ای در می آوردند ولی بعداً که کشورشان به دست «منچو» فتح شد، مجبور شدند سبک گیس بافته پشت سر را به کار ببرند که نشانه بردگی به شمار می رفت. ولی عاقبت همین سبک، بین چینی ها متداول شده و آن را حفظ کردند.
همانطور که تمدن بشر به جلو می رفت، سبک های آرایش مو، مختلف تر و متنوع تر می شد، به طوری که در آن زمان، حتی دو ملت نبودند که مردم آن موهایشان را به یک سبک واحد آرایش کنند. در بعضی کشورها مردم موهایشان را به حالت آزاد پایین می ریختند و برعکس در جاهای دیگر، رسم بود که موهایشان را در بالای سر جمع کنند.
تا این که بالاخره در همین سالها نسبتاً اخیر بود که رسم داشتن موهای بلند برای زنها و موهای کوتاه برای مردان متداول شد. تا قرون وسطی، رسم بود که مردان موهای سر خود را بلند کرده و به همان دقتی که بانوان آرایش می کردند، آن را آرایش دهند. در این دوره مردان موهای خود را پیچیده و حتی نوار هم به آن می زدند. در دوره رنساس، مردها موهای خود را سفید کرده و برای این که آن را بلندتر جلوه دهند، حتی از کلاه گیس هم استفاده می کردند.
هنری هشتم، سرانجام تصمیم گرفت این سبک افراطی آرایش موی سر و صورت مردان را خاتمه بدهد. بنابراین دستور داد که مردان باید موی کوتاه داشته باشند. اما در عوض اجازه داد که می توانند ریش بلند گذاشته و موی سبیلشان را تاب بدهند. گرچه موقعی که «جیمز اول» به تخت نشست، مردان دوباره به رسم موی بلند، روی آوردند.
در فرانسه، از زمان حکومت لوئی چهاردهم، تمام نُجَبای فرانسه برای داشتن موهای بلندتر و مجعد با همدیگر رقابت می کردند.
سبک آرایش مو، باز هم تغییراتی کرده تا این که سرانجام با فرا رسیدن قرن نوزدهم، رسم موی کوتاه برای مردان به صورت مدی پا بر جا در آمد.
ولی هنوز امروزه، در دادگاهها، قضات و وکلای دعاوی را می بینید که از کلاه گیس استفاده می کنند، این یادگاری است از روزگاری که موی بلند برای مردها، مد روز بود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

رسم «دست دادن» از کجا سرچشمه گرفته است؟

امروزه، این موضوع به نظر کاملاً عادی و طبیعی می آید که اگر می خواهیم با دوستی یا آشنایی، سلام و احوال پرسی یا ابراز محبت کنیم، با او دست داده یا برایش دست تکان می دهیم. اما مثل خیلی از کارهای دیگر که خود به خود و غیر ارادی انجام می دهیم، این حرکت نیز احتمالاً نشانه چیز خاصی است.
مثلاً در دوران اولیه، اصولاً دست، نشانه قدرت و نیرومندی بوده و برای جنگیدن با دشمنان یا کشتن حیوانات و یا ساختن نیزه و ابزار و آلات به کار می رفته است، بنابراین وقتی، دست، به طرف کسی دراز می شده است، این حالت نشانگر حسن نیت و دوستی بوده است، چون نشان می داد که شخصی که دستش را دراز کرده، مسلح نبوده و یا خیال جنگیدن ندارد.
می دانیم که دست به عنوان یک نشانه مهم در مذاهب ابتدائی هم به شمار می رفته، یعنی احتمالاض دست علامت بوده است. یونانی ها در موقع دعا کردن به درگاه خدا، دست های خود را بلند می کردند، یا این که زمانی جلو بردن دست ها در حالی که هر دو کف دست به هم چسبیده باشند، نشانه احترام گزاردن یک فرد پست تر به یک فرد مهم تر و مافوق بود.
در میان عرب ها زمانی رسم بود که دست شخص مهم و عالی مرتبه را ببوسند. بعداً عرب های به اصطلاح مؤدب تر و متواضع تر شروع کردند به این که نگذارند مثلاً اشخاص پست تر دست آنها را ببوسند و بعضی اوقات هم با دست دادن با طرف، جریان را خاتمه می دادند تا او احساس حقارت و پستی نکند.
یونانی های نخستین، وقتی می خواستند دوستی و حسن نیت خود را به غریبه ای نشان دهند، دست راست خود را بالا می بردند. بدین ترتیب می بینید که خود دست و تمام حرکت هائی که با آن انجام می شده، طی تمام قرون، همگی حاوی معنای خاصی بوده اند.
بنابرین وقتی ما بدون فکر و اندیشه و به راحتی دست می دهیم، در حقیقت سنتی را اجرا می کنیم که از دوره های نخستین و باستانی به ارث به ما رسیده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه آتش بازی بر پا می شود؟

آتش بازی سابقه ای بسیار طولانی دارد. ولی کسی نمی داند که نخستین بار به وسیله ی چه کسی و در چه هنگامی پدید آمد. معمولاً تیر تخشایی (یعنی هنر آتش بازی ) را اختراع چینی ها می دانند.
زیرا صدها سال پیش از اروپاییان، مردم چین وسایل آتش بازی را در اختیار خود داشتند. آیا می دانید مردم یونان و رم نیز در قدیم نوعی آتش بازی بر پا می کردند؟
با این همه آتش بازیی که ما هم اکنون می شناسیم به شیوه ای تهیه می شود که پس از پیدایش باروت و تکامل علم شیمی رایج گردیده است.
مواد اصلی برای تهیه تیر تخش ها عبارتند از: شوره،گوگرد و زغال.
این مواد را با هم می سایند و به صورت گرد نرمی در می آورند. سپس آن را با مواد دیگری مخلوط می کنند، مانند: « باریوم »، « آلومینیوم » و « نیترات های سرب ». با افزودن این مواد، منظره بسیار جالب و خیره کننده تری برای تماشاچیان پدید می آوردند. رنگ آمیزی متنوعی که در آتش بازی مشاهده می کنید بر اثر نمک های مختلف این فلزات است:
باریوم برای رنگ سبز، سدیم برای رنگ زرد، مس برای رنگ آبی و سترنسیوم برای رنگ قرمز. اما برای نمایش ریزش جرقه ها، براده آهن را به کار می برند.
برای تهیه یک آتش بازی ساده به شیوه رومی از وسایل زیر استفاده می کنند:
1 - ته یک استوانه مقوایی را گچ یا گِل اندود می کنند.
2 - بر فراز آن گل یا گچ، مقداری باروت می ریزند.
3 - بر فراز این باروت گویچه سفتی از باروت می نهند که فقط روشن می شود ولی دیگر انفجاری بر پا نمی کند.
4 - گرداگرد این گویچه، لایه ای از مواد « آتش زا » قرار می دهند، یعنی موادی که شعله ور می شوند.
5 - آنگاه برفراز آن لایه ضخیمی از گرد کندسوز، به نام فتیله و بعد هم لایه ای از باروت نهاده، دوباره گویچه دیگری همراه با مواد آتش زا بر روی آن قرار می دهند.
خلاصه، استوانه مقوایی را با تعدادی از این گویچه ها، فتیله ها و لایه های باروت پر می کنند و سر فتیله را هم اندکی از دهانه استوانه بیرون می آورند.
در عین حال دیگر وسایل آتش بازی در اختیار ما قرار گرفته است. برای بر افروختن آن، نخست « فتیله » را آتش می زنیم. بر اثر آتش گرفتن فتیله یکی از گویچه های باروتی نیز آتش می گیرد.
همین که آتش به لایه باروت می رسد انفجار رخ داده، گویچه ی مشتعل و نور افشان را هم به هوا پرتاب می کند. آتش همچنان به لایه های زیرین استوانه سرایت می کند و به ترتیب فتیله های بعدی، گویچه ها و باروت ها را، یکی پس از دیگری، بر افروخته آن گاه تماشاچیان می بینند که گویچه ها به طرز خیره کننده ای یکی پس از دیگری پرتاب می شوند و در هوا نورافشانی می کنند.
بدین گونه ما شاهد یکی از جالب ترین صحنه ها خواهیم بود، صحنه ای که هنر آتش بازی برایمان فراهم آورده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه وانیل به دست آمد؟

آیا از طعم و مزه « وانیل » خوشتان می آید؟
وانیل نه فقط در شکلات، بستنی، شیرینی و خوراکی های دیگر مصرف می شود، بلکه آن را در تهیه عطر و صابون نیز به کار می برند. در گذشته، یکی از مصرف های وانیل در داروسازی بود. « جوهر وانیل » را از دانه های دراز شکل وانیل می گیرند، و این دانه ها خود بر پیچکی متعلق به تیره ی ثعلبیان می رویند.
گل وانیل بوقی شکل و به رنگ زرد مایل به سبز است. دانه های وانیل نیامی باریک و زرد رنگ و مغزی سیاه و چرب و پر از ذرات سیاه بسیار ریز دارند.
واژه « وانیل » در زبان اسپانیولی به معنای « نیام کوچک » است.
پیچک وانیل در زمین های پست، هوای گرم و مرطوب و در خاکی نرم و شل می روید. وانیل درخت بومی مکـزیک است، ولی امروزه، در ماداگاسکار، جزایر هند باختری ( در آمریکای جنوبی ) جاوه و دیگر مناطق گرمسیر نیز کشت می شود.
پیچک وانیل، نخست به صورت قلمه کشت شده، بعد به تدریج رشد کرده بر تنه درخت یا میله ای پیچیده و بالا می رود. این گیاه ممکن است 50 سال عمر کند.
« جوهر وانیل » را به چه شیوه ای تهیه می کنند؟
دانه های وانـیل را پیش از رسیدن کامل می چینند. آن ها را در اتاق های تنور مانندی به عمل می آورند. سپس در معرض هوا و نور آفتاب قرارشان می دهند، و سرانجام آن ها را در مکان کاملاً بسته ای انباشته، آن قدر صبر می کنند تا عرقشان در آید.
بر اثر این کارها رنگ دانه های وانیل که قبلاً زرد بود، قهوه ای می گردد و در ضمن چروک هم بر می دارند. سپس این دانه ها را به لحاظ اندازه، سالم بودن و کم و زیادی عطرشان، درجه بنـدی می کنند و پس از بسته بندی در قوطی یا جعبه، تحویل بنگاه های حمل و نقل می دهند.
در مرحله ی بعد، دانه های وانیل را ساییده با الکل در هم می آمیزند و بدین گونه سرانجام جوهر وانیل به دست می آید. الکل به این دلیل به کارمان می آید که این ماده، عطر را به خود جذب می کند.
وانیل طبیعی و واقعی بسیار گران است. زیرا معمولاً در میان صد تا گل وانیل فقط یک گل به رشد کامل می رسد و می تواند دانه های وانیل را در نیامش در بر گیرد. پس برای جبران این کمبود، شیمی دانان برای وانیل طبیعی جانشینی پیدا کردند و نامش را وانیلین نهادند.
« وانیلین » را از روغن میخک، خمیر چوب، ویاازقطران زغال سنگ می گیرند.
آیا می دانید که در قـدیم « آزتک ها » در مکزیک به شکلات های خود وانیل می زدند؟ و این، سال ها پیش از آن بود که مردم اسپانیا قدم به این کشور بگذارند؟
از آن پس بود که این تازه واردان، وانیل را با خود به اروپا به ارمغان بردند. در اروپا وانیل با استقبال زیادی رو به رو شد و مردم بسیاری از مشتریان دایمی اسپانیایی ها گردیدند.
آن گاه وانیل منبع چنان درآمدی برای آنها شد که اهمیتش از طلا و نقره کمتر نبود.
آخر مردم اسپانیا طلا و نقره های فراوانی نیز از دنیای جدید ( یعنی امریکا ) به خزانه های خود سرازیر کرده بودند!

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آلیـاژ چیست؟

همیشه نمی توان اشیا را همان گونه به حالت طبیعی خود، مورد استفاده قرار داد. بلکه گاهی مجبوریم آن ها را به گونه ای تغییر دهیم تا برای مان قابل استفاده گردیده، یا بهتر و بیشتر به کارمان آیند. این مطلب به ویژه درباره فلزات بسیار مورد، پیدا می کند. چه بسا که مجبوریم دو یا چند فلز را با هم ترکیب کنیم تا فلز دیگری که بیشتر قابل استفاده مان باشد، در اختیارمان قرار گیرد.
آلیاژ یعنی فلزی که از ترکیب دو یا چند فلز پدید آمده است. برای مثال، برنج، آلیاژ و فلزی است که از ترکیب « مس » و « روی » به دست آمده است. این دو فلز را گداختـه و چنان به هم آمیخته اند که فلز دیگری به نام برنج به دست آمده است.
گاهی آلیاژ از ترکیب فلزی با یک غیر فلز به دست می آید. مانند فولاد که ترکیبی از « آهن » و « کربن » است. اگر معنای لغوی واژه ی « آلیاژ » را بخواهید، باید برایتان بگویم که این لغت از یک واژه ی فرانسوی گرفته شده و معنایش ترکیب کردن است.
همیشه به هنگام تهیه ی یک آلیاژ، اتم های مختلفی به هم می پیوندند. گاهی این پیوند و ترکیب به طور کامل صورت می گیرد، مانند آلیاژ برنج؛ و گاهی به طور قسمتی مانند آلیاژ فولاد. گاهی برای ترکیب دو فلز، نیازی به گداختن آن ها نیست و فقط حرارت کافی است تا عناصرشان به هم بپیـوندند. تهیه‌ ی آلیاژ را بدین شیوه، فلز گری گَردی می نامند. زیرا فلزها به صورت گرد در هم آمیخته شده، پیش از حرارت دادن خوب آن ها را در هم می فشرند.
غالباً به جای استفاده از فلزهای خالص، آلیاژها را برای مصرف های ویژه بر می گزینند. معمولاً برای گداختن آلیاژها به حرارت کمتری نیاز داریم تا گداختن فلزهای خالص.
لحیم، آلیاژی است که از ترکیب « قلع » و « سرب » و یا از ترکیب «قلع»، «مس» و « روی » به دست آمده است و خیلی سریع و آسان ذوب می شود.
آلیاژها معمولاً سختی و استقامت بیشتری دارند تا فلزهایی که آن ها را پدید آورده اند. مثلاً وقتی که « آهن » را با « کربن » ترکیب کنیم، فولاد به دست می آید و این فولاد به مراتب سخت تر و محکم تر از آهن می باشد. سپس با افزودن فلز دیگری به نام « کُرُم »، فولادمان یک فلز زنگ نزن می گردد.
اکنون برخی از آلیاژهای معروف را برایتان بر می شمریم:
سکه های طلا و سکه های زینتی، آلیاژ طلا و مس هستند. زیرا طلای خالص به حدی نرم است که خیلی قابل استفاده نمی تواند باشد.
سکه نقره ای انگلیسی از 5/92 درصد نقره و 5/7 درصد مس درست شده است.
نقره ای که برای پر کردن دندان به کار می رود از ترکیب جیوه، کادمیوم و مس است. خلاصه آن که، با ترکیب هر نوع فلزی با یک یا چند فلز دیگر می توان نوعی آلیاژ تهیه کرد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چشـم برقی چیست؟

آیا تاکنون دیده اید که بعضی از درهای ورودی، به چشم برقی مجهز گشته اند تا به مجرد عبور از آن، به خودی خود باز شوند؟
باز آیا می دانید که شیوه ای که در ساختن این چشـم به کار رفتـه است همان است که بشـر در ساختن تلویزیون، فیلم های ناطق و حتی زنگ های دزدگیر به کار برده است؟
چشم برقی همان دستگاه نورابرق است که عامه مردم نام چشم الکتریکی به آن داده اند.
دستگاه نورابرق این معنا را می رساند که الکترون ها به وسیله نور رها می شوند.
دانشمندان پس از آزمایش های بسیاری سر انجام دریافته اند که اگر نور بر پاره ای از فلزها بتابد، الکترون هایی از آن رها می گردند. البته نحوه ی رها شدن الکتـرون ها بستگی به طول موج همان نور، دارد.
مثلاً نور قرمز نمی تواند به سرعت نور آبی، سبب رها شدن الکترون ها گردد. نور فوق بنفش که نوری غیر قابل رؤیت است، از نورهای مرئی نیرومندتر می باشد.
از مجموع این اطلاعات و آزمایش ها آمدند، و دستگاه نورابرق را اختراع کردند.
اکنون بیایید و با ساخت چشم برقی آشنا شوید:
نخـست لوله ای را بر می دارند و سطح داخلیش را با فلز حساسی آستر می کنند. درون این لوله باید خلأ و یا مقدار ناچیزی گاز باشد. ضمناً فلزی را که برای آسـتر انتـخاب می کنند در برابر نور حساسیت داشته باشد. برای این منظور پتاسیوم را به کار می برند.
هنگامی که نور به درون لوله می تابد از پتاسیوم یا هر فلز حساس دیگری که در آن نهفته است، الکترون هایی رها می گردند. سپس نحوه ی سیم پیچی باید طوری باشد که الکترون ها بتوانـند جریانی در مدار برق ایجاد کنند. هنگامی که نور به طور کامل قطع شود، جریان برق هم قطع می گردد.
پس با تقویت چنین جریان برقی می توان بسیاری از کارها را انجام داد. یعنی می توان دستگاه های بسیاری را به گونه ای تنظیم کرد که با جریان برق شروع به انجام کارهایی بکنند. چشم برقی نیز با استفاده از همین سیستم ساخته شده است. پس چشم برقی نیز کار خود را با تابش نور انجام می دهد . اکنون فرض کنیم نوری که دائماً بر یک دستگاه نورابرق می تابد، کار مخصوصی انجام می دهد. مثلاً دری را بسته نگاه می دارد، یا میله‌ ی گردانی را در مدخل ایستگاه راه آهن قفل می کند و مسافران نمی توانند همین طوری از آن بگذرند. سپس با آمدن شخصی جلوی آن در بسته و یا نهادن بلیط مسافر در شکاف مخصوص، جـریان برق قطع می گردد در نتیجه، قفل در و میله باز می شود و انسان به راحتی از آن ها عبور می کند.
پس می بینید که چگونه دستگاه نورابرق در ورودی ساختمانی را باز و بسته می کند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٧/٥   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آهن ربا چیست؟

آهن ربا را به عربی، مغناطیس و به انگلیسی مگنت می گویند. اکنون ببینیم چرا این واژه ها را برای آهن ربا برگزیده اند. شاید دلیلش این بوده که می گویند در روزگار قدیم چوپانی می زیست به نام مگنس که او گوسفندهای خود را در کوه« ایدا» به چرا می برد. روزی، ناگهان متوجه شد که عصای آهنین و میخ های کفشش به سنگ بزرگ و سیاهی چسبیده است.
بله، کشف سنگ هایی که آهن را به خود جذب می کردند، سرآغاز کشف آهن ربا یا مغناطیس بود. این گونه سنگ های اسرارآمیز در نزدیکی محلی به نام مگنزیا در آسیای صغیر نیز یافت می شدند. به هر حال شاید به این دلایل بود که نام آهن ربا را مگنت یا مغناطیس نهادند.
همچنان که زمان به پیش می رفت بشر چیزهای بیشتری درباره ی آهن ربا کشف نمود. از باب مثال، او دید که چون قطعه آهنی را به «سنگ های آهن ربایی» می مالند، آن آهن نیز خاصیت آهن ربایی پیدا می کند. همچنین بشر هزاران سال پیش دریافت که آهن ربای آویزان و معلق در هوا، خود به خود تقریباً رو به سمت شمال می ایستد. اختراع قطب نما از همین جا به وقوع پیوست. آن گاه سنگ های آهنربایی را به نام سنگ راهنما خواندند، چه آدم های سرگردان به کمک این سنگ ها راهنمایی می شدند.
در زمان ملکه « الیزابت » دانشمندان به نکته دیگری پی بردند. آنان دریافتند که آهن ربا دارای دو قطب است:
قطب شمال (
N
)
قطب جنوب (
S )
وقتی که سر دو آهن ربا را نزدیک هم آوردیم به گونه ای که هر دو قطب شمال یا قطب جنوب باشند، آهن ربا ها همدیگر را دفع می کنند. ولی اگر یکی قطب شمال و دیگری قطب جنوب باشد، آن دو همدیگر را جذب می کنند.
پس از این آزمایش دانشمندان چنین نتیجه گرفتند که:
1 – دو قطب همنام همدیگر را می رانند.
2 – دو قطب غیر همنام همدیگر را می ربایند.
از آن پس مطالعات درباره‌ ی آهن ربا دیگر پیشرفت چندانی نکرد. این بود تا اوایل قرن 19 که یک دانشمند دانمارکی به نام ارستد در 1820 کشف تازه ای نمود.
ارستد کشف خود را بدین گونه عرضه داشت که گفت: سیم حامل برق، باعث ایجاد یک حوزه مغناطیسی می شود.
نتیجه‌ ی این کشف آن بود که دانشمندان فهمـیدند، اگر دور یک میله نرم آهنی، مقداری سیم بپیچانیم _سیم هایی که البته به پیل متصلند_ آن میله خاصیت آهن ربایی پیدا می کند.
بدین ترتیـب برقاطیس برای نخستین بار در جهـان پدید آمد. این پدیده ی جدید آهن ربای برقی را به ارمغان آورد، که البته از هر نوع آهن ربایی که تا آن زمان شناختـه شده بود، قوی تر بود.
در پرتو کشف «برقاطیس» بسیاری از دستگاه های مهم و مفیدی که اکنون در اختیار داریم، ساخته شدند. آهن ربای برقی نه تنها برداشتن بارهای سنگین را میسر نموده، بلکه در هر دستگاهی که دارای یک مدار برقی است؛ نقش بازی می کند. مانند: زنگ برقی، دینامو، موتورها 000
هر چند که از قدیم می گفتند نیروی یک آهن ربا فقط تا مسافت معینی کارگر است، ولی این مایکل فاراده بود که برای نخستین بار، «حوزه های نیرو» و « خطوط نیرو » را تشریح کرد. از آن پس چیزهای بسیاری مانند تلفن، رادیو و غیره اختراع شدند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٧/٥   |    نظرات []   |    لینک ثابت

صلیب سرخ چگونه به وجود آمد؟

در یکی از روزهای گرم ماه ژوئن سال 1859، در نزدیکی محل وقوع جنگ «سولفرینو» هزاران هزار، کشته و زخمی در این طرف و آن طرف میدان جنگ افتاده بودند. چند تن جراح تند و تند دست به کار نجات مجروحین بودند، ولی متاسفانه آنقدر تعداد زخمی ها زیاد بود که بسیاری از آنها قبل از این که کسی بدادشان برسد، یکی بعد از دیگری جان می سپردند. در این حین، یک سوئیسی جوان به نام «هنری دنانت» که از محل این جنگ خونین سفر می کرد، از دیدن این منظره خونین و صدای آه و ناله مجروحین، به شدت متأثر گردیده و بی درنگ دست به کار کمک شد. ولی تعداد زخمی ها زیادتر از آن بود که هنری دنانت واقعاً کاری از دستش ساخته باشد. بنابراین در این موقع، این مسافر جوان فکری به خاطرش رسیده و شروع کرد به جمع کردن عددهایی از زنان داوطلب از دهکده ای که در آن نزدیکی قرار داشت.
این گروه از زنان و دختران خیرخواه، با راهنمائی«هنری دنانت» فورا دست به کار شده و به پرستاری از مجروحین پرداختند.
بعد از آن، هنری دنانت خلاصه هایی از مشاهدات خود را از وضع رقت انگیز مجروحین جنگی به صورت گزارشی نوشته و در آن شرح داد که شاهد چه وضع و مناظر دلخراشی بوده است. به عقیده او، اگر یک سازمان به وجود می آید که بدون توجه و فرق گذاشتن بین ملیت هر کس، داوطلبانه به نجات مجروحین هر جنگی می شتافت، مسلماً در این قبیل وقایع، تعداد تلفات به حداقل می رسید.
بدین ترتیب بود که به خاطر سپاسگزاری از توجه و همنوع پرستی «هنری دنانت» معاهده «صلیب سرخ» مورد قبول چهارده کشور شرکت کننده و در کنفرانس بین المللی که در ژنو به سال 1864 بر پا گردید.
و مجدداً در سال 1906 تجدید نظر و اصلاح شد. وظیفه مهم سازمان «صلیب سرخ»، کمک به مجروحین جنگ، صرف نظر از ملیت و نژاد آنها بود. پرچم سوئیس هم با تغییراتی، یعنی پس و پیش کردن رنگ هایش، به عنوان ارم صلیب سرخ در نظر گرفته شد.
اکنون تحت این پرچم، ملت های بسیاری قلباً در کمک به همنوع در مواقع اضطراری یا جنگ متحد شده اند. به این جهت در هر جنگی، این پرچم رحمت چه از طرف دوست یا دشمن، مورد احترام می باشد.
بنیان جامعه صلیب سرخ انگلیس، در سال 1870 نهاده شد و در سال 1908 تشکیل گردید. با وجود این که مثل ارتش انگلیس، سرویس پزشکی مخصوص به خود را دارد ولی، کمک های سازمان صلیب سرخ، در زمان جنگ، به انگلستان بسیار شایان توجه بوده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

مذاهب چگونه پدید آمدند؟

امروزه مذاهب اصلی در دنیا عبارتند از هندو، بودائی، پیروان کنفوسیوس، تائوئیست ها، شینتوها، زردتشی ها، یهودی ها و مسیحی ها و مسلمان ها.
مذهب هندو در هندوستان، حدود 3000 سال قبل، به وجود آمد.
بنیانگذاران این دین به «برهما» یعنی اولین و بزرگترین خدایشان معتقد بودند و می گفتند «برهما» آنها را آفریده و ضمناً دارای چندین خدای دیگر نیز بودند.
بودا که یک معلم بزرگ مذهبی بود، در حدود 3000 سال پیش می زیسته است. در مذهب او هیچکس نباید به خدا یا خدایانی معتقد باشد، بلکه طبق فلسفه بودا، هر کس باید نفس خود را پاک و منزه نگاه دارد تا از امراض شیطان و سایر رنج ها در امان باشد. دین بودا دارای فرقه ها و اشکال مختلفی است.
بعد می رسیم به «کنفوسیونیسم» که بر مبنای تعلیمات کنفوسیوس پایه گذاری شده است. کنفوسیوس فیلسوفی بوده که در شانزده قرن قبل از میلاد می زیسته است و فلسفه او به طور کلی بر طرز سلوک و رفتار مردم با یک دیگر استوار بوده است. یعنی طبق فلسفه او باید به مردم با یک دیگر مهربان و خوب باشند.
«تائوئیسم» از یک کتاب کوچک به نام «تائوته کینگ» بیرون آمده است که به ویله لو – تسه در شانزده قرن قبل از میلاد نوشته شده است.
او در این کتاب، پیروان خود را به جستجو و دنبال کردن راه طبیعی زندگی دعوت می کند.
شینتو، که مذهب ابتدائی ژاپنی ها بوده است، بعدها توسط معلمین و مدعیان بسیاری که اکثر چینی بودند، اصلاح و تعدیل گردیده است. مذهب زرتشتی، از تعلیمات زرتشت، ناشی شده است که یک پیامبر ایرانی بوده است. زرتشت احتمالاً در هفت قرن قبل از میلاد، به دنیا آمده است. این مذهب، «اهورامزدا» را به عنوان خدای یگانه بزرگ معرفی می کند. مذهب اسلام، بر پایه تعلیمات حضرت محمد (ص)، بنا شده است که یک پیامبر عرب بوده و در قرن ششم بعد از میلاد، می زیسته است.
مذهب یهود، از قدیمی ترین مذاهب قائل به توحید است. که از فلسطین، که اولین خانه یهودی ها بوده است ریشه گرفته و بعد به وسیله یهودی ها به هر جا که سفر کردند راه یافته است.
بالاخره دین مسیح بر پایه «عیسی مسیح » (ع) پایه گذاری شده که بین هشت تا چهار سال قبل از میلاد، در فلسطین به دنیا آمده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

نایلون چیست؟

نخستین الیافی که ساخته‌ دست بشر بود، همین نایلون بود. خبر پیدایش آن درجهان به سال 1938 پخش گردیده بود.
نایلون را در جریان یک رشته آزمایش ها، به طور ناگهانی به دست آوردند. به گفته‌ دیگر، دانشمندان در جستجوی این راز بودند که چرا و چگونه برخی ازمولکول ها به هم پیوند می خورند و مولکول های درشتی، مانند مولکول های کائوچو و پنبه، را به وجود می آورند.
برای کشف این راز آزمایش هایی انجام گرفت و روزی ضمن یکی از این آزمایش ها ناگهان ماده ای تهیه شد که مانند شکلات،کش می آمد. وقتی که آن را سرد کردند دیدند که باز بیشتر و بهـتر کش می آید.
بر اثر این کشـف، شیمی دانان به این فکر افتادند که آیا می توان از همین ماده نوظهور، الیاف پوشـاکی تهیه کرد. با داشتن چنین هدفی، کاوش های خود را دنبال کردند و پس از هشت سال کار پی گیر، توانستند الیاف جدیدی به نام نایلون به جهان عرضه کنند.
نایلون از چهار عنصر معروف به دست می آید:
1 - کربن
2 - ئیدروژن
3 - نیتروژن
4 - اکسیژن
البته تمام این عناصر در طبیعت یافت می شوند. کربن را از زغال سنگ، نیتروژن و اکسیژن را از هوا، و ئیدروژن را هم از آب می گیرند.
امروزه برای تولید نایلون عناصر فوق را از گاز طبیعی، نفت خام، چوب ذرت و پوسته جو تهیه می کنند.
برای پدید آوردن نایلون، اساس کار این است که دو مولکول مختلف را به هم قلاب می کنند تا از آن مولکول درشتی حاصل شود. از قلاب شدن این دو مولکول ماده ای به نام نمک نایلون به دست می آید. نمک نایلون را در دیگ های بخار بسیار قوی حرارت می دهند. مولکول ها بر اثر پیوستن به هم، زنجیره ای را پدید می آورند که « بسپار » خوانده می شود. آن گاه چون « بسپار » را حرارت می دهند، به صورت مایع غلیظی در می آید. سپس این مایع را از صفحه مشبکی که سوراخ های فراوان و بسیار ریزی دارد، عبور می دهند.
مایع غلیظ از این سوراخ ها به صورت الیاف خارج و پس از سرد شدن، سرد می گردد. با تابیدن چند رشته از آن ها یک نخ نایلون پدید می آید.
پس از تمام این مراحل، نخ نایلون را آن قدر می کِشند تا طولش به سه یا چهار برابر طولی که هم اکنون دارد، برسد. بدین گونه نخ محکم و کش داری به نام نایلون فراهم می شود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

نخستین کانال (ترعه) را چه کسی ساخت؟

چینی ها در اوایل قرن پنجم قبل از میلاد، کار ساختمان «ترعه بزرگ چین» را که بین «هنگچو» و «پکن» قرار داشت، شروع کردند که جمعاً 1000 میل طول داشت و گفته شده است که قدیمی ترین ترعه دنیا بوده است. قسمت اساسی ساختمان این ترعه در قرن سیزدهم بعد از میلاد، ساخته شد.
در حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح هم، مصری ها کانالی ساختند که رود نیل را به دریای سرخ متصل می کردند. بدین ترتیب راه آبی کانال سوئز را که امروزه می شناسیم پیش بینی کردند.
بعداً «بخت النصر» کانال یا آب راه سلطنتی بابل را ساخت که رودخانه دجله و فرات را به همدیگر وصل می کرد.
رومی ها هم کانال های بسیاری را در سراسر امپراطوری خود، ساختند شارلمانی امپراطور فرانسه هم حدود قرن هشتم، شروع به ساختن یک رشته کانال کرد که رود راین و مس و دانوب را به یکدیگر متصل می ساخت. در سال های بعد، پیشرفت وسیعی در زمینه کانال سازی در ایتالیا، فرانسه، بلژیک و خلاصه جاهای دیگر اروپا به چشم می خورد.
در نیمه دوم قرن هیجدم، فعالیت چشمگیری در زمینه کانال سازی در بریتانیا به چشم می خورد که خصوصاً برای حمل زغال و سایر کالاهای دیگر بود. این فعالیت تا ظهور راه آهن در سال 1820، با حرارت ادامه داشت. «منچستر شیپ کانال»، مثال خوبی است برای این که بفهمیم چگونه راه های آبی برای اتصال شهرهای داخلی به سواحل ساخته شدند. بین سال های 1830- 1759 مجموعاً حدود 4790 میل کانال در انگلستان حفر گردید. اشخاص بسیاری در این راه سرمایه گذاری کرده و بسیاری از کمپانی های کانال سازی، سود سهام قابل توجهی به سهامداران خود پرداختند.
در ابتدا، قایق های توی کانال، به وسیله مردان در طول کانال کشیده می شد، ولی بعداً این قایق ها را به اسب یا قاطر می بستند که این حیوانات در طول کانال رفته و قایق را با خود می کشیدند.
امروزه، قایق یا به وسیله قدرت خود حرکت می کند یا وسیله اسب کشیده می شود.
تا زمانی که دریچه کانال اختراع شود، ساختن کانال فقط در سرزمین های مسطح امکان پذیر بود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

نفت چگونه به وجود آمد؟

نام دیگر نفت، کلمه پترولیوم یا نفت خام است که همین کلمه سر رشته ای در مورد چگونگی تشکیل این ماده، یعنی نفت به دست ما می دهد.
این کلمه یعنی پترولیوم، معنی «سنگ نفت» را می دهد. دانشمندان عقیده دارند که نفت از گیاهان و حیواناتی به وجود آمده که در زمان های قدیم در دریاهای گرم که قسمت بیشتر کره زمین را فراگرفته بود، می زیسته اند.
همانطور که به مرور، این گیاهان و حیوانات می مرده اند، در کف این دریاها روی هم انباشته شده و بعد هم میلیون ها تن ماسه و لجن روی آنها را می پوشانده است. خود این ماسه و لجن ها هم به علت این که تحت فشار قرار می گرفته اند. به صورت صخره هائی در می آمده اند.
گیاهان و حیوانات زیر این سنگ ها، کم کم مبدل به مایع سیاهرنگی شده و چون راه خروجی نمی یافتند، در خلل و فرج این سنگ ها و صخره ها حبس می شدند. بعداً وقتی که قسمت هائی از قشر و پوسته زمین به طرف بالا حرکت کرده یعنی ناحیه کف دریاهای قدیم، تبدیل به خشکی های کره زمین شده و وقتی مقداری از آن مایعات سیاهرنگ یعنی نفت، به طور طبیعی به سطح زمین تراوش کرده، در این موقع بوده که توجه بشر به این مایع جلب شده است.
نفت خام، هزاران سال است که توسط بشر استفاده می شود. مصری ها و چینی های قدیم، به عنوان دارو از این مایع استفاده می کرده اند، در هندوستان هم خیلی قبل از تاریخ مسیحی نفت را می سوزانده اند.
ولی تا اواسط قرن نوزدهم تنها راه به دست آوردن نفت عبارت از جمع آوری تراوش های طبیعی این مایع به سطح زمین بوده است. بعضی اوقات هم نفت را از سطح آبها یا سنگ های رسی جمع می کردند.
نفت خام، به همان صورت که از چاه استخراج می شود. موارد استفاده خیلی کمی دارد. بنابراین باید حتماً ان را تصفیه کنند. چون عمل تقطیر مواد مختلفی را که به طور طبیعی در نفت خام وجود دارند از یک دیگر جدا می کند.
یعنی با تقطیر می توان بنزین، نفت سفید، روغن های نرم کننده، نفت سیاه یا نفت سوختنی و قیر به دست آورد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

عسل کی برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت؟

عسل یکی از شگفت انگیزترین تولیدات صنعت است. عسل از زمانه خیلی خیلی قدیم هم استفاده می شده است، برای این که تنها راه به دست آوردن شکر بوده است. از عسل، به عنوان دارو هم استفاده می شده است. یا این که برای درست کردن آشامیدنی مخصوصی که نوشابه انگبین نام داشته به کار می رفته است و یا با شراب و یا سایر مشروبات الکلی مخلوط می شده است.
در مصر، عسل حتی برای مومیائی کردن نیز مورد استفاده داشته است و یا در هند قدیم برای نگاهداری میوه ها و یا پختن نان شیرینی های مختلف و سایر غذاها به کار می رفته است. حتی در انجیل و قرآن و بعضی از یادداشت های به جا مانده یونان باستان هم از عسل نام برده شده است. بنابراین تاریخچه مصرف عسل به زمانه خیلی قدیم در تاریخ می رسد.
امروز هم، از عسل، صدها استفاده مختلف می شود، مثلاً به عنوان یک چاشنی شیرین برای پختن بعضی غذاها، میوه ها و شیرینی استفاده می شود. در درست کردن بستنی نیز به کار می رود. مورد استعمال دیگر آن در طب می باشد. و برای تغذیه کودکان نیز تجویز می شود. حتی ورزشکاران برای به دست آوردن نیروی بیشتر عسل می خورند. از اینها گذشته عسل دارای خاصیت ضد عفونی بوده و برای شفا دادن جراحات و زخم ها به کار می رود. بالاخره عسل در چیزهای مختلفی مثل لوسیون دست، سیگار، ضد یخ و حتی ساختن توپ گلف نیز به کار می رود!

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آناناس اسم خود را از کجا گرفته است؟

وقتی شما به آناناس نگاه می کنید، حتماً فکر می کنید که دارید به یک میوه می نگرید. ولی در حقیقت آناناس میوه نبوده و بلکه گروهی از میوه های کوچک به هم چسبیده است، که هر کدام شبیه به یک سیب کوچک هستند. تخمدان مرکزی، ساقه ای است که هر یک از این میوه های کوچک روی آن به وجود می آید. ولی چون خود میوه آناناس شبیه میوه کاج است. بنابراین اسم آن را «پاین اپل» گذاشته اند.
اسپانیائی ها که از کاشفان اولیه قاره آمریکا بودند، وقتی به آمریکای جنوبی رسیدند، پی به وجود این میوه خوشمزه برده و در بازگشت آن را به عنوان ارمغان به اروپا آوردند و سال های سال بعد از آن اروپائیان خوش خوراک ثروتمند این میوه درشت و خوشمزه را در گلخانه های خصوصی خود پرورش می دادند. بنابراین این میوه یک چیز کاملاً تجملی بود. همانطور که صنعت حمل و نقل توسعه می یافت. امکان این فراهم می شد که آناناس در مناطق گرمسیری به عمل آمده و با کشتی به بازارهای شمالی حمل شود.
بنابراین امروزه غالباً آناناس دیگر به صورت سابق در گلخانه پرورش داده نمی شود و این نوع آن فراوان نیست.
امروزه مزارع وسیع آناناس در بسیاری از جاهای دنیا به وجود آمده است، مثل «هند غربی» فلوریدا، آفریقای شمالی، هاوائی و استرالیا.
گیاه آناناس تا سه فوت رشد می کند و در هر موقع از سال میوه می دهد. بعد از این که این گیاه رسیده باشد. جوانه های تازه ای برای محصول بعدی در روی آن ظاهر می شوند. یک درخت آناناس ممکن است سالیان زیادی زندگی کرده، میوه بدهد.
برگ های آناناس، حاوی یک نوع الیاف است که در پارچه سازی به کار می رود.
برای به عمل آوردن گیاه آناناس، به ندرت از تخم آن استفاده می شود، بلکه معمولاً ازدیاد این گیاه بیشتر با قلمه زدن به عمل می آید. در ضمن باید این گیاه در زمین کاملاً زهکشی شده، کاشته شود. زمین های شن با چند اینچ عمق و برای این منظور مناسب تر است. بعضی اوقات هم پرچین های بلندی در اطراف این گیاه درست می کنند تا آن را از سرمای احتمالی و یا گرمای خیلی زیاد حفظ می کند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٤   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه زغال را تهیه می کنند؟

از سوختن اندام گیاه یا حیوان، زغال به دست می آید. زغال ماده ای اسفنج مانند و سیاه است و تقریباً می توان آن را کربن خالص دانست.
علتِ آن که از داغ کردن یا سوزاندن چوب یا استخوان حیوان، زغال پدید می آید؛ این است که آن ها بر اثر حرارت، آب و گازهای نهفته در خود را از دست می دهند، و فقط جسم جامدی از خود بر جای می نهند.
برای تهیه زغال چوب دو راه وجود دارد:
1 - مقداری چوب و هیزم را روی هم انباشته، در هوای آزاد آتش می زنند. این شیوه قرن هاست که در جنگل های شمال اروپا از آن پیروی می شود. ولی اشکالش این است که گازهای متصـاعد از چوب در هوا پراکنده می شود و به هدر می رود.
2 - چوب ها را جمع آوری کرده با نقاله هایی به کوره های مخصوصی می برند. همین که آتش بر افروخته شد، دریچه تنور را می بندد و آن گاه چوب ها در فضایی بسته، به تدریج مبدل به زغال می شوند.
برای استفاده از گازهای متصاعد نیز جایی آماده کرده اند که از راه منفذی که به کوره متصل است، به آن جا رهسپار می گردند. در آن جا این گازها به صورت مواد مفیدی مانند الکل، چوب، اسید استیک و استون در می آیند.
در گذشته از زغال چوب، باروت می ساختند. زیرا حرارت را بسیار ضعیف هدایت می کند و نوعی عایق به شمار می رود.
یکی از جدیدترین موارد استعمال زغال همان است که در جریان جنگ جهانی اول کشف گردید. دانشمندان دریافتند که اگر زغال را در معرض حرارت شدید قرار بدهند، حالتی پیدا می کند که نیروی جذب گازش، افزون می گردد. زغالی که بدین گونه به عمل می آمد به درد ساختن ماسک ضد گاز می خورد.
امروزه ما چنین زغالی را زغال زنده می نامیم. اکنون طرز تهیه زغال زنده به گونه دیگری صورت می گیرد. این که می آیند و بخار بسیار گرمی را از میان زغال عبور می دهند تا بدین وسیله سوراخ های اسفنجی آن بیشتر شود.
آنگاه اگر گازهای سمی از میان چنین زغالی بگذرند، به وسیله عمل جذب سطحی از بین می روند. به گفته دیگر، مولکول های گازهای سمی بر سطح زغال زنده، می نشیند.
یکی از خواص بسیار مهم «زغال زنده» آن است که گازهای سمی را به مقدار فراوان جذب می کند، ولی اکسیژن هوا را به مقدار اندک. از این رو، کسی که ماسک ضد گاز به صورت زده به راحتی اکسیژن را تنفس می کند ولی در ضمن از شر گازهای سمی نیز آسوده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چرا شیر را پاستوریزه می کنند؟

شیر از نظر غذایی اهمیت فراوان دارد. از این رو، باید آن را تمیز و دور از میکروب ها نگاه بداریم.
پاستوریزه کردن یکی از راه های سالم نگاهداشتن شیر است. اکنون ببینیم شیری که در پستان گاو است باید چه مراحلی را بپیماید تا به آشپزخانه شما برسد.
نخست، صاحب گاو باید گاو خود را هر از چندی برای معاینه نزد دامپزشک ببرد تا خوب از سلامت گاو خویش مطمئن گردد. و همچنین باید برای دوشیدن آن، اشخاص سالم و تندرستی را به کار گیرد.
آن گاه سطل، ظرف و دستگاه هایی که برای شیردوشی به کار می برند همه باید تمیز و بهداشتی باشند.
با رعایت این همه نکات بهداشتی شیر را از پستان گاو می دوشند و سپس آن را به اتاق مخصوصی می برند تا در آن جا وزن کنند، از صـافی عبور دهند و حرارتش را طوری کاهش دهند که برای حمل مناسب باشد.
بیشتر گاوداران شیر را در ظرف های 45 لیتری حمل می کنند. البته برای جلوگیری از زنگ زدگی باید درون این ظرف ها را قلـع انـدود کرده باشند. اگر قرار است که شیر را به شهر ببرند از مخزن های بسیار بزرگ فلزی استفاده می کنند، مخزن های عایق داری که مانند یک فلاسک بزرگ نمی گذارند حرارت شیر بیش از یکی دو درجه تغییر کند، اگر چه مدت حمل طولانی باشد.
وقتی که شیر به کارخانه می رسد آن را در مخزن های بزرگ تری می ریزند. در این حال درجه حـرارت، طعم و بوی آن را آزمایش می کنند. آزمایش های دیگری نیز انجام می شود تا خوب از وضع بهداشتی و سالم بودن آن اطمینان پیدا کنند.
در این مرحله، تازه هنگام پاستوریزه کردن شیر فرا می رسد. یعنی آن که باید آن را تا درجه معینی حرارت دهند تا تمام باکتری های زیان آورش نابود شوند.
این شیوه، را دانشمند مشهور فرانسوی لوئی پاستور به ما آموخته و به همین دلیل است که نامش را پاستوریزه کردن نهاده اند.
به دو شیوه می توان شیر را پاستوریزه کرد:
1 - پاستوریزه کردن دراز مدت که باید شیر را حداقل به مدت 30 دقیقه، 7/61 درجه حرارت بدهند.
2 - پاستوریزه کردن کوتاه مدت که آن را حداقل به مدت 15 ثانیه، 71 درجه حرارت می دهند.
در هر دو شیوه، پس از پایان مدت گرم کردن شیر، آن را به سرعت سرد می کنند. ضمناً باید بسیار دقت شود تا شیر درست همان گونه که شایسته نوشیدن انسان است تمیز و بهداشتی تهیه شود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

اصل و منشأ خربزه از کجا است؟

تقریباً بیشتر مردم به این میوه و انوع آن علاقه دارند. حالا یا طالبی باشد یا خربزه یا هندوانه. یک چنین میوه ای که امروزه این قدر محبوبیت دارد، حالا تعجب آور است که بگوئیم تاریخچه آن به هزاران هزار سال پیش باز می گردد. خربزه در حقیقت یک میوه بومی آسیاییی است ( میوه بومی میوه ای است که احتیاج به کشت ندارد و خود به خود در زمین می روید.)
بنابراین احتمالاً این میوه در چند هزار سال پیش از آسیا به ممالک دیگر دنیا برده شده است. رومی های قدیم، و احتمالاً یونانی ها همان اندازه که ما حالا به این میوه علاقه داریم، آن را دوست داشته اند. اولین کشوری که در قرون اخیر اقدام به کشت خربزه کرده، کشور فرانسه در حدود 300 سال پیش بود.
تمام انواع خربزه به خانواده کدو قلیانی تعلق دارند. که البته خیار و کدو تنبل هم از این خانواده می باشند.
خربزه یک گیاه بالا رونده است که در خاک های گرم و غنی و حاصلخیز خوب رشد می کند. در آب و هوای خنک تر، خربزه را در گلخانه یا روی تخته های پهن پرورش می دهند.
در حقیقت خانواده خربزه، در اصل شامل دو نوع بود. طالبی که در آسیای جنوبی می روئید و هندوانه که در قاره گرمسیری آفریقا به عمل می آمد. اما با گذشت قرنها، زراعت این میوه در تمام نقاط دنیا پراکنده و انواع مختلفی از آن پرورش داده شد.
مسکملون ( یا طالبی) اسم خود را از
musk
که به معنی مشک است، به خاطر بوی ضعیف مشک مانندی که دارد، گرفته است. همانطور که می دانید به طالبی گرمک یا کانتالوپ نیز گفته می شود. کازابا که یک نوع خربزه بزرگ است، پوستی صاف و مایل به زرد دارد. این نوع خربزه، دیرتر می رسد و بهتر و بیشتر از سایر انواع خربزه می ماند.
خربزه، دارای پوست ناصافی بوده و گوشت آن سبز روشن است. هندوانه بزرگتر و آب دار تر از خربزه است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

 

درختـی که رازهای گذشته را در خود دارد

اکثریت وسیعی از افرادی که مبتلا به عارضه «طنین صدا» در گوش هستند در طول تلاشهای خود برای رهایی یافتن از این عارضه ی ممتد با درخت پر سیاوش مویی یا همان Ginkgi biloba برخورد داشته اند. بعضی از این افراد به استفاده از آن ادامه می دهند، بعضی با تأمل و درنگ در مورد مصرف آن تصمیم می گیرندو بعضی از ترشحات برگهای خشک آن سود می برند. این درخت از کهن ترین گونه های باقی مانده در روی زمین است که قدمت آن به حدود 200 میلیون سال پیش در عصر دایناسورها باز می گردد. زمانی بر این باور بودند که درخت پرسیاوش مویی دارای قدرتهای جادویی است و امروزه این مطلب پذیرفته شده است که جینکو دارای نقش و اثر دارویی بر حقی است. ترشحات جینکو که به صورت قرص، مایع یا تزریق درون رگی تهیه می شوند به دلایل بسیاری برای نارسایی مغزی مصرف می شوند. مکانیسم عمل آن به این صورت است که با افزایش دادن جریان خون به سمت مغز و توسعه و بهبود ارسال پیامهای عصبی موجب کاهش نارسایی مغز می شود. همچنین این محصول یک تنظیف کننده ی بدون رادیکال آزاد است. نارسایی مغزی –که هنوز کارهای بیشتری برای درک ماهیت آن در حال انجام است- می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در مهارتها و قابلیتهای معمولی فردی، کاهش انرژی و توانایی فیزیکی، افسردگی، پرخاشگری، سرگیجه، سردرد و صدای زنگ در گوش شود. با آن که بعضی از افراد مبتلا به طنین صدا در گوش به مفید بودن جینکو ایمان دارند افراد دیگری اعتقاد دارند که جینکو رویهمرفته در این مورد بی اثر است.
یکی از جنبه های قابل درخواست جینکو –همان طور که قبلاً اشاره شد برای درمان طنین صدا در گوش است. مسئله ی مهم در مورد این درمان آن است که از درمانهای تقریباً ارزان به شمار می رود و دارای عوارض جانبی بسیار جزئی و ناچیزی است.
یکی از دلایلی که استفاده از جینکو توسط بسیاری از بیماران کنار گذاشته شد آن بود که این گیاه در مورد آنها باعث بهبود صدای گوش نشد و علاوه بر آن در حدود یک چهارم افراد اپیستاکسی (خونریزش بینی) ایجاد شد.
در مورد مکانیسم این عمل باید گفت مهمترین اجزای جینکو شامل فلاونوئیدها و ترپنوئیدها می شوند. جینکولید
B ،ترپنوئیدی که تا کنون وجود آن در هیچ گونه ی دیگری گزارش نشده است، در شرایط آزمایشگاهی از عمل عاملهای فعال کننده ی پلاکتهای خونی جلوگیری می کند. این عامل ها برای شروع تجمع یافتن پلاکتهای خونی ضروری هستند و این مرحله در حقیقت مرحله ی آغازین انعقاد خون است. پس بنابراین ممکن است جینکو بتواند در شرایط طبیعی بر روند لخته شدن خون تأثیر منفی بگذارد. و این می تواند دلیلی باشد برای ان که چرا روز به روز بر تعداد خونریزش بینی در میان افرادی که از جینکو استفاده می کنند افزوده می شود. پس این سؤال ایجاد می شود که اگر جینکو واقعاً باعث خونریزش بینی می شودپس در داخل بدن چه تأثیراتی می تواند داشته باشد؟
در ژوئن 1996 نشریه ی عصب شناسی گزارشی را در مورد خانمی منتشر کرد که به مدت دو سال روزانه 120 میلی گرم جینکو مصرف کرده بود و تومورهای لخته خونی روی دو طرف سر بر روی پوشش مغز او به وجود آمده بودند که به بافت مغز فشار وارد می کرد. این بیمار هیچ سابقه ای در زخم های سر نداشت و تنها داروهایی که غیر از جینکو مصرف کرده بود استامینوفن و نیز ارگوتامین/ کافئین در یک دوره ی کوتاه بود و به خصوص این فرد هیچ داروی ضد لخته شدن خون مصرف نکرده بود. و نیز هیچ گونه آسپرین یا داروهای بدون استروئید یا ضد اشتعال توسط وی مصرف نشده بود.
خونریزی او در مدت زمان طولانی ادامه یافت ولی با قطع مصرف جینکو پایان گرفت. البته این بیمار مجبور به یک عمل جراحی اورژانسی برای برداشتند لخته های خون ایجاد شده در کاسه ی سر خود گردید ولی خوشبختانه عمل او کاملاً موفقیت آمیز بود.
معمولاً یک گزارش مجزا مانند این علاقه انسان را به مقدار کمی تحریک می کند. هرچند که چنین گزارشهایی می توانند به چند دلیل پر مزاحمت باشند:
1- بیشتر افراد وقتی توسط پزشک خود برای فهرست کردن داروهای مصرفی اخیر خود درخواست می شوند، جینکو را جزو این فهرست قرار نمی دهند.
2- بیشتر پزشکان علاقه ای به دیدن عناصری از قبیل جینکو در فهرست دارویی اخیر فرد ندارند و نیز به تأثیرات آن اهمیت نداده و مهم نمی شمارند.
3- بیشتر پزشکان تأثیرات ضد انعقادی جینکو را به حساب نمی آورند.
این سه عامل می توانند بالقوه در گزارشهایی که از سوی بیماران می رسد همکاری داشته و مؤثر باشند.
در واقع 9 ماه پس از گزارشی که در مورد بیمار مبتلا به لخته های خون در مغز داده شد، یک مورد از هیفمای خود بخودی نادر که خونریزی در حفره ی جلویی چشم بود در مردی که برای مدت طولانی از جینکو استفاده کرده بود گزارش داده شد. بنابراین یک فرد محتاط در مورد مصرف جینکو باید تجربیات دیگران و تأثیر آن را در نظر داشته باشد. به هر حال به نظر منطقی است که بدترین حالت ممکنه ناشی از مصرف جینکو را در نظر داشته باشیم و به خاطر بیاوریم در کنار تأثیر مثبت جینکو در ساکت کردن صدای زنگ گوش، عوارض جانبی آن در جلوگیری از انعقاد خون قابل تأمل است. در واقع مصرف جینکو می تواند زمینه را برای انواع خونریزی (نه فقط خونریزش بینی) فراهم سازد. خوشبختانه یک تست مناسب برای سنجش مدت زمان انعقاد پلاکتهای خونی در شرایط آزمایشگاهی وجود دارد. به طور مثال اگر از تراکم پلاکتهای خونی توسط عاملی ممانعت به عمل آمده باشد مدت زمان انعقاد خون افزایش می یابد. مدت زمان انعقاد خون همچنین می تواند توسط یک فن شناس برآورد شود به این طریق که شی نوک تیزی به سمت ساعد پرتاب می شود که یک شکاف بسیار سطحی (با عمق یک میلی متر) در پوست ایجاد می کند و خون را با فشار 40 میلیمتر جیوه بیرون می راند که از این طریق نیز می توان زمان لخته شدن خون را برآورد کرد.
با وجود تمام این مسائل یک توافق جمعی وجود دارد که اگر جینکو در طول مدت سه ماه برای درمان عارضه ای مؤثر نباشد پس از این مدت دیگر تأثیری نخواهد داشت و مصرف آن باید قطع گردد. و اگر تأثیر مساعد جینکو فرد را وادار کرد که برای مدت بیش از سه ماه از آن استفاده کند باید برای پیشگیری از عوارض آن، هر شش ماه یکبار آزمون سنجش مدت زمان انعقاد خون بدهد. و اگر این مدت زمان طی آزمایشهای متوالی افزایش یافته بود باید با مشورت پزشک تصمیمی گرفته شود مبنی بر این که مصرف جینکو ادادمه یابد یا خیر.
همچنین اگر لخته های خون، خونریزش بینی، اثار کبودشدگی و علائمی از این قبیل در هنگام آغاز مصرف جینکو مشاهده شد باید در مورد ادامه مصرف آن با پزشک مشورت گردد. این مطلب در مورد فردی که از یک داروی ضد انعقاد خون استفاده می کند و نیاز به شروع مصرف جینکو نیز دارد صادق است.
در هر صورت جینکو یک داروی مؤثر جهت برطرف ساختن صدای زنگ در گوش است و تحقیق در مورد آن همچنان ادامه دارد.

نام قدیمی جینکو بیلوبا (
Ginkgo biloba)، Salisburia adiantifolia بوده است و نیز دارای نامهای رایج درخت پر سیاوش مویی و درخت چهل تاج می باشد و همچنین نامهای چینی زیادی برای آن وجود دارد. در ژاپن نیز به ان Icho و به میوه ی آن Ginnan می گویند. این درخت وقتی که جوان است دارای شکل هرمی باشاخه های بلند قائم و قلمی است و هنگامی که مسنتر شد تاج آن پراکنده و نامنظم می شود. این درخت می تواند تا 35 متر طول و 10 متر قطر ساقه داشته باشد.
این درخت برگ ریز است و برگهای آن بر روی شاخه های بلند پراکنده هستند در حالی که در رأس شاخه های کوتاه ترکام یافته اند. شاخه های کوتاه این درخت نمود بسیار جالبی از گیاه جینکو هستند که هر ساله تاجی از برگهای جدید درست می کنندو همچنین تولید میکروسپورانژیوم و تخمک توسط این شاخ های کوتاه صورت می گیرد.
شاخه های کوتاه پس از چند سال که زمان ان در واریته های مختلف فرق می کند بلند شده و تولید برگهای پراکنده و غیر مجتمع می نمایند. شاخه های بلند معمولاً یک شاخه ی کوتاه انتهایی برای چند سال بعد ایجاد می نمایند. این قابلیت تولید شاخه های کوتاه می تواند دلیل آن باشد که چرا مدت زمان رشد درخت در مقایسه با سایر نهاندانگان طولانی است. و همچنین می تواند روشن سازد که چگونه درخت می تواند از این قابلیت خوب برای بقا برخوردار باشد.
برگهای جینکو دارای دمبرگ بلند بوده و در شکل و اندازه های متنوع هستند. در کل برگهای جینکو دارای دو لوب، فاقد رگبرگ میانی و به طور غیر عادی کنگره دار هستند. رگبرگها مکرراً منشعب می شوند و بعضی از آنها در هم ادغام می گردند. (
Anastomose). این گیاه دوپایه بوده و اسپورانژیومهای آن روی شاخه های کوتاه تشکیل می شوند. میکرواسپورانژیومها با آرایش نگینی یا تسمه ای به تعداد 3 تا 6 عدد بر روی شاخه قرار گرفته اند و هر یک مانند یک محور نوسانی پرچمهای زیادی را که نزدیک به هم مرتب شده اند، در بر می گیرند. پرچم در حقیقت یک برآمدگی با پایه کوتاه با 2 تا 4 کیسه گرده استکه به صورت طولی شکاف می خورند.
مگاسپورانژیومها معمولاً به تعداد 1تا 3 عدد به صورت افراشته بر روی شاخه قرار می گیرند و هر یک شامل یک شاخه بلند هستند کخ یک تخمک را در هر سمت خود نگه می دارد (بعضی اوقات سه تخمک در هر سمت قرار دارد).
تخمک بدون پایه و صاف بوده و در پایه دارای یقه می باشد و برهنه است. میوه ی جینکو شفت مانند با گوشت نارنجی است که یک درون بر چوبی را می پوشاند.
جنین معمولاً 2 تا 3 لپه است. میوه های جینکو در پاییز در هنگام افتادن مقادیر زیادی بوتیریک اسید تولید می کنند که سبب ایجاد بوی نامطبوع و زننده ای می شود.
الویس و هنری چند واریته از جینکو را در نشریه خود بر شمرده اند که عبارت است از:
Variegata (لکه لکه)، آونگی، برگ بزرگ دندانه دندانه، برگ سه لوبی و درخت تاج نوک تیز جینکو که البته هیچ یک از این واریته های در ژاپن وجود ندارد هرچند که دو نمونه از واریته آونگی در باغ گیاهشناسی دولتی نیوزیلند نگه داری می شود. همچنین واریته ای با برگهای زرد کوچک، واریته ای با برگهای معمولی و واریته ای بینابین این دو حالت وجود دارد و واریته ی برگ معمولی جینکو رایج ترین نوع جینکو در مناطق مختلف جهان است. همچنین واریته ای از جینکو وجود دارد که میوه های بسیار کوچکی تولید می کند. یک پدیده ی جالب دیگر در میان واریته های جینکو که می تواند خود به عنوان یک واریته در نظر گرفته شود، هاتسوکی (Hatsuki) یا همان نوعی از جینکو است که بر روی برگهای خود تولید میوه می کند. این واریته بیش از 100 سال است که در فرهنگ ژاپن شناخته شده است. این واریته ی جینکو بسیار کمیاب است و فقط دو درخت از آن در ایباراکی وجود دارد که هر دو به عنوان گنجهای ملی تحت حفاظت قرار دارند. این درختان میوه و برگ را به طور طبیعی تولید می کنند و فقط بعضی از برگها میوه بر روی خود تولید می کنند. هیچ صفت اشکاری در این واریته جینکو وجود ندارد که بتوان به کمک آن جنسیت گیاه را تشخیص داد. مگر تولید اسپورانژیومها در بهار و از آن جا که این درخت به طور کلی هر 50 سال یک بار گل می دهد باید زمان نسبتاً طولانی به انتظار نشست!! البته این مطلب در مورد واریته های دیگر جینکو نیز صادق است.
ولی از طریق مقایسه مورفولوژیکی کروموزمومها می توان پی به جنسیت گیاه برد زیرا جنس ماده جینکو فاقد یک قطعه ی ماهواره ای ک.چک بر روی یکی از کروموزمهای خود می باشد. باید گفت که تعیین جنسیت این درختان بیشتر در کشورهایی غیر از چین و ژاپن مهم است زیرا به دلیل بوی نامطبوع میوه های رسیده ی آن در پاییز بیشتر کاشتن پایه های نر آن ترجیح داده می شوند. با این حال به نظر می رسد مردم ژاپن به این بو زیاد اهمیت نمی دهند زیرا بسیاری از مردم دانه های آن را برای مصارف غذایی جمع می کنند.
گفته می شود که پایه های نر جینکو افراشته تر از پایه های ماده و هرمی هستند و پایه های ماده فشرده با شاخه های افتاده و آونگی هستند ولی حالت برعکس این صفات نیز مشاهده شده است که استفاده از این صفت را برای تشخیص جنسیت جینکو نامطمئن می سازد. به هر حال بهتر است جنسیت جینکو را از روی دانه های یآ نوعی آنتی بادی تعیین کنیم.
Chi-Chi یا نوک غده ای بیشتر در درختان مسن ایجاد می شود . به طور مثال یک پایه نر جینکو در باغ کیو در حال تولید چنین ساختاری است و حدود 200 سال عمر دارد. ولی این غده های بر روی درختان ماده در سنین پایین تری در حدود 56 سال ایجاد می شوند. این غده های به صورت منفرد یا خوشه ای تولید می شوندو در صورت رسیدن به زمین می توانند ایجاد ریشه نمایند.

 
پراکنش و خاستگاه
خاستگاه راسته جینکوآلس متعلق به دوره پرمین (200 تا 225 میلیون سال پیش) می باشد. به نظر می رسد که تکامل این گیاه در دوره ژوراسیک (100 میلیون سال پیش) به اوج خود رسیده باشد و فرم برگهای جینکو از آن زمان تغییر نکرده است. جینکو پراکندگی بسیار وسیعی در سطح کره ی زیمن داشته است و فسیل آن تقریباً در هر مکانی از جمله استرالیا و نیوزیلند یافت می شود. شایان ذکر است که فسیل گونه ی دیگری به نام
Baiera برگهایی بسیار شبیه به برگهای جوان جینکو و برگهایی که از پایه درخت تولید می شوند دارد. از این سابقه مشخص می شود که چرا جینکو با نام «فسیل زنده» نامیده می شود. (این اصطلاح برای اولین بار توسط داروین در مورد گونه هایی به کار برده شد که تمامی خویشاوندان آنها منقرض شده و تنها خود گونه بقا یافته بود). تکامل این درخت در حدود 125 میلیون سال پیش هنگامی که هنوز دایناسورها بر روی زمین پرسه می زدند پایان یافت و از آن زمان بدون تغییر باقی مانده است.
جینکو بیلوبا در حقیقت یک عضو تنهای زنده از نژاد مقتدر گیاهان شاخه ی خود است و بنابراین پیوست با ارزش و دقیقی میان حال و گذشته ی دور زمین محسوب می شود.
امروزه درخت جینکو به طور طبیعی در مناطق کوهستانی دور در چین شرقی می روید با این حال به طور مصنوعی در مناطق وسیعی از جهان از جمله چین، کره و ژاپن کاشته می شود. قدیمیترین نمونه های جینکو در باغهای کهن معابد، قصرها و پرستشگاه های ژاپن وحود داردو چند درخت مشهور جینکو نیز در این مکانها قرار دارد. به طور مثال درختی که در معبد هاچیمن در کاماکورا در جنوب توکیو قرار دارد به این دلیل مشهور است که یک فرد قاتل قبل از اثبات آن که قتل توسط او انجام شده در سال 1290 در پشت آن درخت پنهان شده بود! این درخت هنوز هم در معبد وجود دارد و هر ساله دانه های زیادی تولید می کند. همچنین تعداد زیادی از پایه های گیاه جینکو در پارکها و میدانهای ژاپن کاشته می شود. همچنین میدانهایی در تسکوبا از جینکو وجود داردکه گفته می شود تا 100 سال قدمت دارند. چرا درخت جینکو در ژاپن اینقدر محبوبیت دارد؟ برای این مطلب دلایل چندی وجود دارد از جمله این که برگهای جینکو در پاییز به زرد طلایی (مانند پاهای مرغابی طلایی) تبدیل می شوند. که این عبارت یکی از نامهایی است که مردم چین به برگهای جینکو داده اند. همچنین درخت جینکو در ژاپن سمبل طول عمر زیاد است و ممکن است به همین دلیل باشد که در پرستشگاه ها محبوبیت دارد. دانه های جینکو خوشمزه هستندو معمولاً همراه با نوعی خوراک فرنی تخم مرغ به نام «چاوان موشی» مصرف می شوند. جینکو همچنین به دلیل مقاومت در برابر آلودگی هوا در شهرهای آلوده بسیرا مناسب است و نیز در برابر حملات قارچی و حشره ای و آفات مقاوم است.

 چرا جینکو را مطالعه می کنیم؟

هنگامی که جینکو برای اولین بار به تاکسونومیستهای اروپایی شناسانده شد به عنوان یکی از اعضای خانواده مخروطیان مورد توجه قرار گرفت و در تاکزاسه طبقه بندی شد. با این حال در 1895 گیاه شناسی به نام هیراس در دانشگاه توکیو نتیجه تحقیق خود را مبنی بر این که تخمکهای جینکو با اسپرمهای متحرک که توسط لوله هایی شبیه لوله های گرده نهاندانگان انتقال می یابند، تلقیح می شوند. این خصوصیت جینکو را اساساً از سایر مخروطیان و گیاهان گلدار که هسته نر غیر متحرک دارند متمایز می سازد.
اسپرمهای متحرک تنها در گیاهان ابتدایی، سرخس ها و سیکادها مشاهده شده است. این کشف در واقع طبیعت منحصر به فرد جینکو را آشکار می سازد. بنابراین جینکو تنها گونه ی زنده در راسته است.
در حقیقت باید جزئیات بیشتری از ساختار اسپرم های متحرک جینکو و تفاوتهای آنها با سایر اسپرمهای متحرک آشکار شود ولی این مطالعه قدری مشکل است زیرا زمان آشکار شدن اسپرمها در یک دوره ی 14 روزه 2 ساعت در هر روز است که مطالعه دقیق در مورد آن را مشکل می سازد.
 چرخه تولید مثلی:
وقایعی که نهایتاً منجر به تولید دانه های رسیده جینکو می شود حدود 14 ماه طول می کشد. تشکیل گرده، بلوغ گامتوفیت ماده و نر و لقاح در طول یک فصل (از آپریل تا سپتامبر درکره شمالی) انجام می شود ولی تشکیل جنین تا بهار سال بعد تکمیل نمی گردد. درختان تنها هر 50 سال یک بار گل تولید می کنند به همین دلیل است که یکی دیگر از نامهای محلی درخت جینکو در زبان چینی «کانگ سان شو» است که به معنی «درخت نوه و پدر بزرگ» می باشد. زیرا وقتی فردی جینکو را می کارد فقط نوه های او می توانند از دیدن گل و میوه های آن لذت ببرند.
 
رشد شناسی اولیه گامتوفیت نر

میکرواستروبیلها که در بهار به وجود آمده اند در تابستان رشد یافته و در پاییز به بالاترین حد رشد خود می رسند. در طول زمستان آنها در حالت میکروسپوروسیت باقی مانده و تقسیم میوز و تولید میکروسپورانژیوم انجام می گیرد. مشاهده شده است که پایه های نر معمولاً توده های نگینی یا تسمه ای بر روی خود حمل می کنند که احتمالاً برای مقاومت در مقابل گرمای تابستان است.
 
رشد گامتوفیت نر
رشد گامتوفیت نر در جینکو بسیار شبیه به این چرخه در سیکادهاست غیر از آن که در مورد جینکو به جای یک سلول پروتالی دو سلول مشاهده می شود. با این حال اولین سلول پروتالی بسیار تحلیل رفته و در نهایت در زمان تشکیل اسپرماتوزوئید از بین می رود. بعد از تقسیم میوز و تشکیل تتراد، دانه ی گرده حاوی یک سلول منفرد آندوسپرمال می شود که با تقسیم خود یک سلول پروتالی اولیه را به وجود می آورد و یک دو جنسی ابتدایی را تشکیل می دهد. این سلول بزرگتر از تقسیم خود دومین سلول پروتالی و یک آنتریدی ابتدایی را تشکیل می دهد و این آنتریدی از تقسیم خود سلول زایشی و سلول لوله گرده را تولید می کند. در این مرحله گرده ها آزاد می شوند. دانه های گرده جینکو توسط باد پراکنده می شوند و درون یک قطره موسیلاژی که از میکروپیل های تخمک ترشح می شوند قرار گرفته وارد آن می شوند. سپس قطره موسیلاژی بازجذب یا تبخیر می شود تا دانه گرده بتواند وارد اتاق دانه گرده شود یعنی جایی که لوله گرده مکنده تشکیل شده و آخرین مراحل تکامل گامتوفیت نر شکل می گیرد.

 تشکیل و توسعه گامتوفیت ماده
در زمان تشکیل دانه گرده تخمک جوان شامل فقط یک میکروسپورانژیوم طویل شده است که توسط پوششی که تقریباً در رأس خود دارای میکروپیل است، احاطه می شود. تقسیم میوز و تشکیل مگاسپورانژیوم تقریباً همزمان با تشکیل دانه گرده صورت می گیرد. تولید گامتوفیت ماده حدوداً از اواخر مارس تا ابتدای آگوست طول می کشد. تشکیل تخمک در جینکو با تقسیمهای آزاد هسته ای شبیه سیکادها و کاجها صورت می گیرد. بعد از این مرحله که طی آن هشت هزار هسته آزاد تولید می شوند یک مرحله سلولی اتفاق می افتد که در طول آن تمامی پوششهای تخمدان و آرکگنها تولید می شوند. معمولاً 2 تا3 آرکگن تولید می شوند و پس از تولید آرکگن یک ستون ویژه از بافت گامتوفیت آنها بالا می رود. سپس در اواخر آگوست بافت هسته و مناطق نزدیک غشای مگاسپور تخریب شده و یک اتاق آرکگن تولید می شود.
 
لقاح
در طول تابستان دانه های گرده تندش یافته و انتهای مکنده لوله گرده به دیواره اتاق گرده متصل می شود و از آنجا چند شاخه شده و چندین انشعاب شبه ریزوییدی را به درون سلولهای هسته می فرستند. انتهای پروتالی لوله گرده طویل شده و به طور آزاد به اتاق آرکگن آویخته می شود. سلول زایشی تقسیم شده و باعث بالارفتن سلول نازا و سلول اسپرماتوژنوس می شود. لقاح جینکو در توکیو در اواخر آگوست تا اوایل سپتامبر در طول یک دوره 10 تا 14 روزه انجام می گیرد.
هسته سلول اسپرماتوژنوس بدون تشکیل یک دیواره ی حایل شکل می گیرد (اسپرمها فاقد دیواره هستند) و باعث تولیأ دو اسپرم می گردد. این اسپرمها نیز به سرعت تاژه های فنری خود را تشکیل می دهند. اسپرماتوزویید بالغ شبیه اسپرم سیکاد ولی کوچکتر است و فقط 5/2 دور پیچیده است که این حالت در سیکادها 5 تا 6 دور است. فلاژلومهای متعدد (10 تا 12 هزار در سیکاد و غیر قابل شمارش در جینکو) در طول فنر متصل شده اند. لوله گرده باز شده و اسپرمها ازاد می شوند یعنی از شکاف جانبی به بیرون می خزند و وارد مایع اتاق آرکگن می شوند که آن هم در این مرحله ایجاد می شود. همان طور که می داین اسپرمهای جینکو قدرت شنا در مسافتهای طولانی مانند سرخسها را ندارند. این اسپرمها بسیار انعطاف پذیرند و هنگامی که وارد گردن آرکگن می شونددر حالت بسیار کشیده قرار دارند.
در این مورد اختلاف نظر وجود دارد که آیا اسپرماتید به طور کامل وارد گردن آرکگن می شود یا فلاژلومها بیرون باقی می مانند. هسته اسپرماتوزویید جدا شده و با هسته تخم تماس یافته و یک تخم دیپلوئید را به وجود می آورد. پیشنهاد شده است که لقاح جینکو می تواند بر روی زمین یا روی درخت انجام گیرد. در درختان جینکو که در تسکوبا قرار دارند لقاح بر روی درخت انجام می گیرد اما میوه بلافاصله پس از این دوره بر روی زمین می افتد و تشکیل جنین احتمالاً بر روی زمین انجام می شود. که این موضوع البته از منطقه ای به منطقه ی دیگر و نیز در شرایط آب و هوایی مختلف فرق می کند. از آنجایی که جدا کردن میوه از درخت خللی در لقاح ایجاد نمی کند نتیجه می گیریم که لقاح بر روی زمین هم می تواند انجام بگیرد.

 نمایی نزدیکتر از سلولهای اسپرم
در طول جولای سلولهای زایشی ورم کرده و برای تولید سلولهای اسپرماتوژن و سلولهای نازا تقسیم می شوند. در این مرحله سلول دوم پروتالی سریعاً بزرگ شده و توسط سلولهای نازا احاطه می شود. در این مرحله یک بلفاروپلاست بعد از هسته شکل می گیرد و سپس تقسیم شده و یکی از بلفاروپلاستهای دختری به قطب مخالف هسته حرکت می کند. در این هنگام همچنین یک محتوای سلولی غیر عادی دیگر نیز رشد می یابد که شامل یک جفت گلوبول اسمیوفیلیک فرضی می باشد که به صورت مجزا بعد از هسته ایجاد می شود. به نظر می رسد که این گلوبولها به عنوان انتقال دهنده های کروماتین در رأس اسپرم قبل از لقاح ایجاد نمی شوند (
Lee.1955). هنگامی که این رویدادها اتفاق می افتند هسته طویل شده و هسته های مجزایی از آن ایجاد می شوند.
یک مسئله دیگر که هنوز چیزی در مورد آن شناخته نشده است، ساختارهای رشته ای- دانه ای(
microgranular) است که در انتهای پروتالی هسته رشد می یابند. این ساختار دانه ای- رشته ای مانند سلول تقسیم می شود به نحوی که هر اسپرم قسمتی از آن را دارا می باشد. بعضی از محققین تشابه هایی را توسط میکروسکوپ نوری بین هسته و جسم دانه ای رشته ای پیدا کرده اند. نکته جالب توجه در مورد تقسیم جینکو آن است که که پلاستیدها در هنگام تقسیم شدن هم فعال هستند و این نشان می دهد که در جینکو وراثت مادری اتفاق نمی افتد.
بعد از تقسیم در طول آمیزش بلفاروپلاستها با دوکهای قطبی، بلفاروپلاستها شکسته می شوند تا بتوانند پیوندهای فلاژلومی فنری را تشکیل دهند. گرچه نحوه تشکیل فنرها هنوز تحت بررسی است اما ساختارهای چند لایه به سرعت پس از شکسته شدن بلفاروپلاست ایجاد می گردند. پیوند فنری بر پایه یک ساختار چند لایه قرار گرفته است. در مورد این ساختار اطلاعات زیادی دردسترس نیست. اما از لحاظ فیلوژنی بسیار مهم می باشند زیرا حداقل در جلبکهای سبز حضور یا غیاب آنها عدم تقارن انواع کلامیدوموناس را که در آنها غایب است نشان می دهد و در انواع بدون تقارن پیشرفته تر حاضر می باشد.

 
نتیجه گیری...
از آلبرت سواد (1938) که در مورد تاریخچه ی فسیلی جینکو در پیشرفتهای علمی نوشت این طور نقل می شود که: «برای قرن ها بود که جینکو در تصور مشرقی مورد توجه بود؛ درختی با برگهایی شبیه پاهای مرغابی طلایی، شی مورد تقدیس و پرستش و یک افسانه که در مورد آن معتقد به داشتن قدرتهای معجزه اسا بودند. ما نیز بر خلاف دورنمای غربی خود، با این عقیده در مورد این درخت مقدس اعلام اتفاق می کنیم زیرا داستانهای مربوط به آن بر روی شنهای تاریخ نقش بسته است و در واقع این درخت پر سیاوش با روح های تاریخی پیوند یافته است. ما این درخت را به عنوان سمبل ثبات و عدم تغییر و میراثی از گذشته ای بسیار دورتر از قدرت درک بشـر می پذیریـم، درختـی که رازهای گذشته ی ناشمردنی را در خود دارد».



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چه موقع ساختن خانه متداول شد؟

لغت «خانه» به معنی جائی برای سکونت است. در ابتدا که بشر هم، مانند مخلوقات دیگر شروع به جستجوی یک جای سر پوشیده و امن برای زندگی خود کرد، اسم این جای سر پوشیده را «خانه» گذاشت. بعداً بشر شروع به توسعه محل سکونت خود از جهات مختلف کرد.
معلوم نیست که چه نوع خانه ای اول پدید آمده، اما دو نوع از ابتدائی ترین انواع خانه عبارت بوده از مسکن بالای درخت و منزل توی غار.
در جاهای گرمسیری برای بشر، آسان بود که در بالای درخت زندگی کند و مدل این نوع خانه هم با این شکل بود که با خم کردن و گره زدن شاخه ها ابتدا یک چیز شبیه یک داربست چوبی می ساخت. بعد روی این داربست را با شاخ و برگ درختان و علف و این جور چیزها می پوشاند.
بشر اولیه، با زندگی در این نوع خانه، از مزاحمت سیل و باران و آفتاب و یا حیوانات وحشی که قادر به بالا رفتن از درخت نبودند تا حدی در امان بود.
اما در آب و هوای سرد، این نوع خانه یعنی خانه بالای درخت، مناسب نبود. بنابراین در این نقاط، بشر از غارها برای سکونت خود استفاده می کرد که معمولاً هم همیشه آتش جلوی در ورودی غار بر می افروخت. بشر غارنشین، اولین درس ساختن دیوار سنگی را موقعی فرا گرفت که از گذشتن چند سنگ جدای روی هم یک در برای ورود به غار ساخت.
قدم بعدی، عبارت از درست کردن غار بود. بدین معنی که با کندن حفره ای در دل یک تپه یا کوه یک غار کوچک ایجاد می کرد. تکامل بعدی پیدا کردن یک حفره طبیعی در زمین بود که آن را وسعت داده و سپس یک ساختمان سنگی در اطراف این حفره می ساخت.
در نقاط مختلف دنیا، خانه هائی که ساخته شد، طبیعی است که مناسب با نوع آب و هوا و فعالیت مردم آن منطقه بود. در اروپا، اولین خانه چهار گوشه (به جای مسکن مدور) با چهار بیر چوبی که در چهار زاویه قرار داشت، ساخته شد. از شاخه ها یا نهال های جوان که به هم می پیچیدند، برای قرار دادن بین این تیرهای چوبی استفاده می کردند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

در جست وجوى هوش برتر / پروژه ستى (ستاره شناسی)

 

در سال ۱۹۶۱ ستاره شناس فرانک درک معادله اى را ارائه کرد که جست وجو براى یافتن موجودات فرازمینى را در مسیرى علمى قرار داد و پروژه مدرن سنتى را بنا نهاد. امروز اعداد و ارقام این معادله چگونه به نظر مى رسند؟

جست وجو براى یافتن حیات فرازمینى به موضوعى جذاب در ستاره شناسى و زیست شناسى تبدیل شده است اما کمتر کسى به یاد دارد که چگونه این موضوع در حدود چهل سال قبل ارائه شد.در سپتامبر
۱۹۵۹
دو فیزیکدان به نام هاى فیلیپ موریسون و جوزف کوکونى مقاله ویژه اى را در هفته نامه انگلیسى نیچر به چاپ رسانیدند تحت عنوانى تحریک کننده به این مضمون «تحقیقات جهت ارتباطات بین ستاره اى».کوکونى و موریسون ادعا کردند که رادیوتلسکوپ ها به اندازه کافى حساس شده اند که موارد ارسالى از تمدن هایى در اطراف ستارگان دوردست را دریافت کنند.

آنان اشاره کردند که این گونه پیام ها به احتمال زیاد باید در طول موجى معادل
۲۱
سانتى متر ارسال شوند. این همان طول موج ویژه اى است که از هیدروژن خنثى (معمول ترین ذره موجود در عالم) ساطع مى گردد.موجودات فرازمینى احتمالاً این طول موج را به عنوان یک مشخصه منطقى در طیف رادیویى قلمداد مى کنند، در جایى که محققانى مانند ما علاقه مند به بررسى آن هستند.

هفت ماه بعد یعنى در آوریل
۱۹۶۰ رادیو اخترشناسى به نام فرانک درک براى اولین بار تحقیقى دقیق را براى ردیابى سینگال هاى هوشمند از اقصى نقاط کیهان انجام داد.وى از یک آنتن با بشقابى به قطر ۲۵ متر که در رصدخانه ملى رادیو اخترشناسى واقع در گرین بنک (ویرجینیاى غربى) قرار داشت استفاده کرد و به دو ستاره نزدیک که به خورشید شباهت داشتند گوش فرا داد و یا به عبارتى به استراق سمع رادیویى پرداخت.دو ستاره مذکور عبارت بودند از تاوقیطس (اول النعامات) و دیگرى ستاره اپسیلون از صورت فلکى نهر (لازم به ذکر است که منظور از اپسیلون پنجمین ستاره از هر صورت فلکى از لحاظ قدر است) پروژه وى به نام ازما، پروژه اى کم ارزش، ساده و ناموفق بود.


به دنبال تجربه ازما، درک نشستى را با حضور جمعى از دانشمندان ترتیب داد تا درباره چشم انداز و البته موانع و مشکلات پیش روى جست وجو براى هوش فرازمینى بحث و تبادل نظر شود.

در نوامبر سال
۱۹۶۱ ، ۱۰ کارشناس فنى مسائل رادیویى، ستاره شناس و زیست شناس به مدت ۲ روز در گرین بنک گردهم آمدند.کارل ساگان جوان نیز به همراه ملوین کالوین (شیمى دان دانشگاه برکلى) در آنجا حضور داشت، کسى که در طول زمان برگزارى نشست خبرى دریافت کرد مبنى بر اینکه برنده جایزه نوبل شیمى شده است.همه چیز براى برگزارى نشست فراهم شده بود که درک با فرمول مشهور خود از راه رسید. این فرمول عبارت بود از:

L*fc*fi*f1*ne*fp*N= R



امروزه این رتبه از حروف و نشانه ها را مى توان بر روى پیراهن ها، سپر اتومبیل ها و بسیارى جاهاى دیگر یافت کرد.این معادله بیان کننده عدد (N) است که برابر است با تعداد «تمدن هاى قابل رویت» که در کهکشان راه شیرى واقع است.R عبارت است نرخ سالیانه تولد ستارگان در راه شیرى.fp کسرى از این ستارگان است که داراى سیاره هستند. ne متوسط تعداد سیارات «زمین گونه» است (سیاراتى که به طرز قانع کننده و مستدلى براى زندگى مناسب اند) که در منظومه هایى از سنخ منظومه شمسى قرار دارند.f1 کسرى از این سیارات است که فى الواقع حیات بر روى آن ها شکل مى گیرد.fi کسرى از سیارات است که علاوه بر اینکه محل زندگى هستند تکامل زیستى موجب ایجاد گونه اى هوشمند از حیات مى گردد.fc کسرى از گونه هاى هوشمند مذکور است که قابلیت ارتباط رادیویى بین ستاره اى را داشته باشد.و L برابر است با عمر متوسط تمدن هاى قابل ارتباط. معادله درک به همان میزانى که ساده است جذاب نیز است.

معادله مذکور با طبقه بندى یک مجهول بزرگ و تبدیل آن به دسته اى از پرسش هاى کوچک تر و بیش از پیش قابل تحلیل، تحقیق در زمینه موجودات فرازمینى را هرچه بیشتر محتمل و در ضمن واقع بینانه مى کند.
معادله درک پروژه ستى را به یک تلاش ملموس تبدیل کرد و به این پرسش که آیا در نقطه اى دیگر از جهان هستى حیات وجود دارد یا خیر مبنایى عملى بخشید.
ستاره شناسان و زیست شناسان هر دو به یک میزان از زمان ارائه فرمول درصدد حل آن برآمده اند.


در نگاه اول استنتاج یک مقدار تخمینى مناسب براى معادله نسبتاً ساده به نظر مى رسد ولى در واقع محاسبه تعداد هوش هاى فرازمینى که برقرارى ارتباط با آنان ممکن باشد به سادگى میسر نیست.در سال هاى اخیر برخى از این متغیرها وضعیت مشخصى پیدا کرده اند اما اغلب آنها بسیار ناشناخته باقى مانده اند. سرعت شکل گیرى و یا به عبارت دیگر نرخ تولد ستارگان در کهکشان ما تقریباً برابر است با یک ستاره در سال و نتیجتاً
۱= Rخواهد بود.

مولفه بعدى (
fp) احتمالاً باید از اولین مورد کوچک تر باشد به این دلیل که همه ستارگان همراه خود سیاره ندارند.از سوى دیگر هنگامى که یک ستاره داراى سیستم سیاره اى باشد به احتمال حداقل ۲ یا ۳ سیاره و قمر از این سیستم به طور بالقوه شرایط اینکه سرچشمه حیات باشند را دارا هستند. با این اوصاف احتمالاً مقادیر fp و nc خیلى از یک کوچکتر نیستند.


گروهى که به یافتن حیات در نقاط دیگر کیهان خوش بین هستند مى گویند حیات هرکجا که بتواند تشکیل مى شود یعنى (۱=f1) و اینکه سیر تکوین داروینى سرانجام متوجه تکامل هوش خواهد شد و این یعنى (۱=fi) و همچنین اینکه هیچ تمدن هوشمندى براى مدت طولانى بقاى خود را حفظ نخواهد کرد مگر اینکه الکتریسیته را کشف کند و احساس کنجکاوى جهت برقرارى ارتباط را درک کند (۱=fc ). در چنین حالتى که البته بسیار خوشبینانه است معادله درک تبدیل به حالت ساده اى مى شود که عبارت است از ۱=N که در آن L طول عمر متوسط یک جامعه هوشمند است برحسب سال.
حال اگر
L ما عددى معادل ده هزار باشد آنگاه ما، ده هزار تمدن همانند تمدن خودمان در کهکشانمان خواهیم داشت یا به عبارتى یک تمدن در کنار هر بیست میلیون ستاره.اگر این مجموعه به شکلى تصادفى در کهکشان راه شیرى پخش شده باشند احتمالاً نزدیک ترین آنها به ما در حدود هزار سال نورى از ما فاصله خواهد داشت.در این وضعیت زمان لازم براى یک ارتباط دوسویه معادل بخش عظیمى از تاریخ ثبت شده بشر است اما یک ارسال یک سویه احتمالاً مسموع خواهد بود.

به هرحال حدود
۴۰ سال از پروژه ستى با شکست مواجه شده و نتیجه اى را در پى نداشته است در حالى که از اوایل دهه ۱۹۶۰ تاکنون گستره فعالیت رادیوتلسکوپ ها، تکنیک هاى دریافت اطلاعات و همچنین قابلیت هاى محاسباتى به میزان چشمگیرى پیشرفت کرده است.به طور قطع Parameter Space سیگنال هاى رادیویى محتمل (اعم از فرکانس ها، مکان هاى واقع در آسمان، قدرت سیگنال ها و مواردى از این دست) بسیار بسیار وسیع تر از آن چیزى است که تاکنون مورد جست وجو و بررسى قرار گرفته است.

اما حداقل این است که اکنون ما دریافتیم که کهکشان ما حاوى فرستنده هاى قوى فرازمینى نیست که به طور متمادى و در ضمن آن طور که مدنظر ماست علایم را به ما ارسال کند. در سال
۱۹۶۱ هیچ کس قادر به بیان این مطلب نبود. آیا ما مقادیر برخى از پارامترهاى معادله درک را زیاد برآورده کرده و دست بالا گرفته ایم؟
آیا طول عمر تمدن هاى پیشرفته خیلى کوتاه است؟ و یا اینکه ستاره شناسان یک نکته مهم و عمیق را از قلم انداخته اند؟
اکنون با تحلیل جداگانه هریک از اجزاى معادله به بررسى مجدد این رابطه مى پردازیم.
R عبارت است از تعداد ستارگانى که هر ساله در کهکشان ما تشکیل مى شوند (که فى الواقع در حدود یک است). در این مورد دانشمندان اخترفیزیک تقریباً اتفاق نظر دارند. (البته این بدان معنا نیست که دقیقاً در هر سال یک ستاره در راه شیرى متولد مى شود بلکه دامنه تغییرات آن بین ۳/۰ و ۳ است.) اما مطلب اینجاست که اطمینان ستاره شناسان و زیست شناسان در رابطه با عوامل بعدى این معادله بسیار کمتر است.


• چند سیاره وجود دارد؟ (Fp)

fp متغیر دوم است که عبارت است از کسرى از ستارگان که داراى سیستم هاى سیاره اى هستند.
اکتشافات اخیر در رابطه با ستارگان جوانى که با صفحات پیش سیاره اى احاطه شده اند و در ضمن کشف سیارات حقیقى در حال گردش در اطراف ستارگانى که شبیه به خورشید هستند شک محققان را درباره اینکه آیا وجود سیارات امرى معمول است یا نه به یقین بدل کرده است.این _ به اصطلاح _ صفحات پیش سیاره اى به وسیله رصدهاى گسترده در محدوده اشعه مادون قرمز کشف شده اند و در عکس هایى که توسط تلکسوپ هابل از سحابى جبار گرفته شده به طور مستقیم دیده شده اند. این سحابى منطقه اى حاصلخیز جهت تشکیل ستارگان است. این قبیل رصدها القاکننده این نظر هستند که حداقل نیمى از تمامى ستارگانى که تازه متولد مى شوند با سیاراتى همراه هستند.اگر چه هیچ کس اطمینان ندارد که این صفحات (پیش سیاره اى) چقدر پابرجا خواهند بود.

رصدهاى اخیر که در محدوده امواج زیر میلیمترى انجام شده، صفحات رقیق گازى بیشترى را در اطراف تعدادى از ستارگان پیرتر نشان داده است که از جمله این ستارگان مى توان به اولین هدف فرانک درک که همان ستاره اپسیلون از صورت فلکى نهر است اشاره کرد.بسیارى از این صفحات شکل حلقوى دارند. طبق ایده برخى از نظریه پردازان حفره میان این صفحات تنها مى تواند حاصل سیاراتى باشد که با گاز و غبار همراهند و در بخش داخلى صفحه قرار دارند.
در عرصه کشف سیارات حقیقى پرکارترین و پرمحصول ترین گروه از میان شکارچیان سیارات گروهى هستند عبارت از
Michel Mayor و Dider Queloz در اروپا و Raui Butier geoffrey Marcy .R در کالیفرنیا.این گروه در بررسى ۲۰۰ ستاره که دوتایى نبوده و به خورشید شباهت داشتند موفق به یافتن قریب به ۱۰ سیستم سیاره اى شده اند.

از این نتایج چنین برمى آید که حدود
۵ درصد ستارگان با سیاراتى همراه هستند و در نتیجه مقدار متغیر برابر با ۰۵/۰ خواهد بود.در هر حال مطلبى که در اینجا وجود دارد این است که تکنیک هاى تحقیقاتى کنونى تنها نسبت به سیارات پرجرم و آنهایى که در مدارهاى نزدیک به ستاره خود گردش مى کنند حساس هستند. در حال حاضر موقعیتى مشابه منظومه شمسى قابل آشکارسازى نیست. به احتمال زیاد نسبت حقیقى ستارگانى که دوتایى نیستند، مانند خورشید هستند و توسط سیارات همراهى مى شوند بسیار بیش از ۵/۰ درصد است. این نسبت مى تواند ۵۰ و یا حتى ۱۰۰ درصد باشد.حال باید منتظر بمانیم و ببینیم که این رصدهاى جدید چه مسائلى را درباره مولفه fp
به ما ارائه مى کند؟
اگرچه ما هنوز مقدار نهایى مولفه فوق را در دست نداریم اما براى ما روشن است که نقش بسیار مهمى را در معادله درک بازى مى کند و تنها یک بخش ناچیز از این عرصه نیست.


• (ne) چه تعدادى از سیارات مناسب هستند

هنگامى که به سراغ متغیر سوم این معادله مى رویم اخبار دلسردکننده اى به دست مى رسد، این متغیر چیزى نیست مگر ne.
این عامل از معادله بیانگر تعداد متوسط سیارات موجود در منظومه هاى دیگر است که جهت آغاز حیات از محیط مناسبى برخوردار هستند.(حرف
e در اینجا مخفف «زمین سان» است یعنى سیارات مثل زمین).درک در کتابى تحت عنوان «آیا کسى آنجا هست؟» که در سال ۱۹۹۲ به چاپ رسید خاطرنشان مى سازد که شرکت کنندگان در گردهمایى گربن بنک مقدار مولفه ne را بین ۱ و ۵ ارزیابى کرده بودند.به دیگر کلام هر سیستم سیاره اى مى بایست حداقل شامل یک سیاره مانند زمین باشد (منظور محلى است که وجود آب مایع در آن امکان پذیر باشد) و این رقم مى تواند به آسانى به ۳ و یا ۵ هم برسد.
این دیدگاه خوشبینانه برپایه این تصور استوار است که منظومه شمسى ما در تعداد، اندازه و توزیع سیارات یک شاخص به شمار مى رود.

امروزه مریخ و همین طور اروپا که یکى از اقمار مشترى است جزء محل هایى است که براى یافتن اشکال اولیه حیات مورد بررسى قرار مى گیرند و فى الواقع با این وضعیت
۳ زمین احتمالى براى فرمول درک در منظومه ما پدید مى آید.به هر حال سیارات فراخورشیدى که در سال هاى اخیر کشف شده اند نکته اى را به ما انسان ها آموخته اند (به این ترتیب که) منظومه شمسى ما با مجموعه اى از عوالم و اقمار که در وضعیتى پایدار و در عین حال زیبا و با مداراتى که تقریباً به دایره نزدیک است، قرار دارد شاید انتظار بیش از آن چیزى است که در قانون طبیعت وجود دارد.


fi چه تعداد از سیارات سرچشمه حیات هستند؟

امروزه در محافل علمى در رابطه با مقدار متغیر fi نظرات مثبت بیشترى وجود دارد همان متغیرى که بیانگر کسرى از سیارات است که قابل سکونت باشد و حیات در آن شکل بگیرد.توده هاى مولکولى پیکره حیات (اعم از مجموعه هاى بنیادى هیدروکربنى و حتى اسیدهاى آمینه) در سرتاسر عالم به وفور یافت مى شوند. موارد فوق الذکر در شهاب سنگ ها، دنباله دارها و گاز و غبارهاى بین ستاره اى کشف شده اند.
با وجود اینکه هیدروکربن ها و اسیدهاى آمینه ارگان هاى زنده نیستند لکن شکى وجود ندارد که تحولات ماقبل حیات بسیارى در محبس تاریک کهکشان و در میان ستارگان در حال انجام است.

مهمترین بخش این روند، یافته هاى شگفت انگیزى است که (به زبان زمین شناسى) چنین بیان مى شود: میکروارگانیسم ها تنها لحظاتى پس از آخرین برخورد مخرب (در روند شکل گیرى زمین) بر روى این سیاره نمایان شده اند.احتمالاً (البته در صورت حصول شرایط صحیح) پیدایش حیات روندى بالنسبه سهل الوصول دارد که به راحتى اتفاق مى افتد، اگر این روند مسیرى نامعمول و دشوار بود نمى شد انتظار داشت که در اولین فرصت پیش آمده بر روى زمین انجام پذیرد بلکه باید در مقاطع بعدى تاریخ سیاره پدیدار مى شد.

امروزه زیست شناسان در این باره به بحث مى پردازند که آیا حیات بر روى زمین چند بار و به صورت جداگانه پدید آمده یا نه.دلایل فراوانى وجود دارد که نشان مى دهد تمام موجودات زنده اى که امروزه بر پهنه کره زمین یافت مى شوند منشاء واحدى دارند ولى (با این وجود) رشته هاى دیگرى از حیات نیز ممکن است در طول تاریخ ظهور کرده و از میان رفته باشد.


• هوش fi

با پایان بخش مربوط به تعداد سیارات زمین مانند ما تنها با ۳ مجهول دیگر مواجه هستیم. (اولاً) احتمال تکامل منتج به هوش چقدر است؟ (پاسخ به این سئوال مقدار مولفه fi را براى ما مشخص مى کند)
(ثانیاً) ما تا چه حد اطمینان داریم که موجودات فرازمینى قادر مایل به انتشار امواج رادیویى هستند (پاسخ این سئوال ما را به سوى تعیین مقدار
fc رهنمون مى سازد).و آخرین مورد اینکه طول عمر متوسط تمدن هایى که امکان و توان برقرارى تماس رادیویى را داشته باشند چقدر است؟
(
L)
این عوامل زیست شناختى و جامعه شناختى (مطروحه) در معادله درک بحث ها و تردیدهاى علمى بیشترى را در مقایسه با عناصر بیان شده در عرصه اخترشناسى پدید آورده است. با توجه به نظرات بسیارى از دانشمندانى که در زمینه حیات فعالیت دارند بسیار ساده لوحانه است که بینگاریم سیر تکامل در یک سیاره دیگر لزوماً باید به هوش (آن گونه که مدنظر ماست) منتج گردد.دیرین شناسى به نام استفن جى گلد (دانشگاه هاروارد) در پرفروش ترین کتاب خود به نام «جهان شگفت انگیز» چنین ادعا مى کند که: «احتمالاً ما وجود خود را مدیون اقبال خوش هستیم، بشر صرفاً به حرکت محدود نیست بلکه یک جوهر است.»
مسیر تکامل، یک فرآیند غیرقابل پیش بینى، آشفته و عارى از نظم است.

گلد بارها و بارها به این مطلب اشاره مى کند که اگر ما قادر بودیم که نوار سیر تکامل بر روى سیاره زمین را به عقب بازگردانده و دوباره آن را آغاز کنیم، غیرممکن بود که انسان دوباره بر روى صحنه زمین خودنمایى کند.
دیگران این گونه پاسخ مى دهند که البته، آنچه که ما در جست وجوى آن هستیم نوع بشر نیست. هیچ کس در پى آن نیست که انسانى را در میان ستارگان بیابد (موجودات کوچک سبز رنگ یا چیزى شبیه به آن).
بلکه موضوع این است که آیا اصولاً هیچ گونه ارگانیسمى وجود دارد که قابلیت استفاده از ابزار، پیشبرد یک جامعه پیشرفته و پیچیده و همچنین ذخیره و پردازش اطلاعات به طریقى که منتهى به کشف اصول و مبانى الکتریسیته شود را از خود بروز دهد؟از دیدگاه افراد خوش بین در این مورد تفاوت تنها در درجه است و نه در نوع، به این دلیل که مراحل متفاوت هوش در انواع گسترده جانوران به طور مستقل تکامل پیدا کرده است.اما گلد اشاره مى کند که هیچ الگوى کلى و یا هر گونه گرایش ترجیهى در مسیر تکامل وجود ندارد. این برداشت که افزایش تنوع زیستى ضرورتاً همراه است با افزایش توان فکرى کاملاً غلط است. اگر برخى از حیوانات که به تازگى تکامل یافته اند، بزرگ تر و باهوش تر از گذشتگان خود هستند تنها مى تواند محصول یک اتفاق باشد.
پیشرفت بشر هم در زمینه هاى مختلف مى تواند به همین شکل صورت گرفته باشد.

از دیدگاه برخى از زیست شناسان و حامیان طرح سنتى عبارت «بقاى انسب» بیانگر این واقعیت است که هوش بیشتر ضرورتاً شانس ادامه حیات و همچنین تکثیر از طریق انتخاب طبیعى را بیشتر مى کند.

اما زیست شناس مشهورى به نام ارنست مایر (دانشگاه هاروارد) معتقد است که بسیارى از ستاره شناسان و فیزیکدانان بیش از حد در رابطه با حتمى بودن هوش خوش بین اند.
وى در شماره هاى ماه مه سال
۱۹۹۶ در مجله پلنترى ریپورت چنین مى نویسد: فیزیکدانان هنوز بیش از زیست شناسان تمایل دارند که نظریات جبرگرایانه را سرلوحه کار خود قرار دهند. فیزیکدان ها به این نظر گرایش دارند که هر کجا که حیات پدیدار شود هوش نیز در زمانى مقتضى پدید خواهد آمد اما در سوى دیگر زیست شناسان شالوده تفکرات خود را در این رابطه بر پایه نظریاتى بنا نهاده اند که احتمال چنین تحول و تکاملى را رد کرده و منتفى مى داند.

جاى بسى شگفتى است که هر دو گروه موافق و مخالف ادعاى خود را بر پایه یک مشاهده مشابه بنا کرده اند و آن، عبارت زیر است.
«تکنولوژى و تمدن بر روى سیاره ما پس از چهار میلیارد سال پدید آمده است»

طرف بدبین این مجادله از جمله مایر (البته این طور به نظر مى رسد که آنها بیشتر راضى خواهند بود اگر به جاى بدبین آن را رئالیست خطاب کنیم) در مورد مطلب فوق از جمله مذکور به عنوان مدرکى استفاده مى کنند که حامى نظریه عدم احتمال پدیدار شدن هوش به عنوان حاصل یک سیر تکاملى است. اما براى گروه مقابل (یعنى سوى خوش بین این بحث) این امر موجب تقویت اعتقادشان مبنى بر وجود تمدن هاى دیگر مى گردد.
گروهى که بر یافتن تمدن هاى فرازمینى نظر مثبت دارند بر این مطلب اشاره مى کنند که زمین پیش از آنکه توسط خورشیدى که (به دلیل نزدیک شدن به زمان مرگ) در حال گسترش است پخته شود بیش از یک میلیارد سال را در صلح و صفا سپرى خواهد کرد.
این زمان بیش از دو برابر مقدار زمانى است که از هنگام خزیدن نخستین موجودات ساده از دریا به سوى خشکى مى گذرد.

بر طبق نظرات طرف خوش بین این جدل اگر پدیدار گشتن هوش، دشوار (کمیاب) و نامعمول بود آنگاه احتمالاً با توجه به زمانى که در دست داشته آنقدر زود نمایان نمى شد. با توجه به اینکه ما هنوز در ابتداى این مسیر قرار داریم مى توان انتظار داشت که چند نوع حیات دیگر در خلال این دوره بر پهنه زمین خودنمایى کند.
این مورد بازتاب نکته اى است که از پدیدار شدن زودهنگام میکروارگانیسم ها بر روى زمین به دست مى آید. گروه بدبین در مورد این مطلب این گونه پاسخ مى دهند که «ما نمى دانیم که زمین تا کى اینچنین رئوف و مهربان باقى مى ماند (آب و هواى به ظاهر باثباتى که هم اکنون وجود دارد ممکن است حاصل مجموعه اى از اقبال هاى نیک بوده باشد). پس در واقع این امر محتمل مى نمود که ما با بازه زمانى موجود در زمان هاى دیرترى پدیدار مى شدیم.

برخلاف باور عمومى این واقعیت که وضعیت کنونى ما و همین طور نمایان شدن هوش تنها یک بار واقع شده یا نه هیچ کمکى به ما، در حل این مسئله نمى کند و ما را در راه رسیدن به این نکته که آیا مورد فوق امرى معمول است یا نه یارى نمى رساند. به عنوان یک دلیل ساده ما مى توانیم به خودمان به عنوان یک نمونه اشاره کنیم! حتى اگر حیات هوشمند آنقدر نامانوس و بعید باشد به طورى که تنها یک بار و در گوشه دور افتاده اى از عالم هستى واقع شده باشد، به طور قطع ما خود را آنجا خواهیم یافت چون ما خود همان مورد هستیم.

نکته شگفت انگیز آن است که هر دو سوى جبهه این نبرد بر سر اصل (به اصطلاح) کوپرنیکى توافق دارند، همان اصلى که مدعى است «نوع بشر هیچ نقطه اى در فضا یا زمان را به عنوان نقطه ارجح برنمى گزیند.»
شکاکان از جمله مایر در مورد این مطلب بیان مى دارند که اعتقاد بر این مورد که هوش از نوع بشرگونه آن بار ها در عالم پدید آمده عقیده اى به شدت انسان محور است. افرادى که (از جمله درک) به تعدد محل هاى تشکیل حیات هوشمند معتقدند مایل نیستند که تنهایى ما را (در عالم) بپذیرند زیرا پذیرفتن این مطلب ما را در مسیرى کاملاً غیر از مسیر کوپرنیک قرار مى دهند.



بنا بر شواهد و قرائن مقدار متغیر
fi بحث برانگیز ترین عامل در معادله درک است. برخى از دانشمندان معتقدند که مقدار این عامل تقریباً نزدیک به صفر است و دیگران بر این امر توافق دارند که این مقدار عددى است نزدیک به ۱.
این طور به نظر مى رسد که در این مورد مقدارى میانى وجود ندارد. این سئوال که هوش اجتناب ناپذیر و قطعى است سئوالى است که بیش از هر موضوع دیگر بحث درباره پروژه ستى را به تضاد کشانده است.

حتى اگر هوش نتیجه اى محتمل براى سیر تکامل باشد باز هم مقدار
fi به احتمال زیاد، خیلى کمتر از یک است، همانطور که نگرش اخیر درباره ثبات منظومه شمسى و وضعیت آب و هوایى سیاره اى گواهى است بر همین مطلب. در میان موارد دیگر، شبیه سازى هاى کامپیوتر ى که توسط فردر اسیو و اریک فورد در موسسه تکنولوژى ماساچوست انجام شده است نشان مى دهد سیاراتى که مانند زمین هستند نمى توانند در مقابل کشش دوجانبه اى که توسط دو یا چند سیاره غول پیکر پرجرم، مانند مشترى بر آنان اعمال مى شود تاب بیاورند.

سیاراتى از این دست یا به خارج از سیستم پرتاب مى شوند و یا به سمت ستاره مرکزى متمایل مى شوند.
در وضعیت معکوس، سیستم هاى بدون سیاره هاى غول پیکر هم براى سیاره هایى که قابل سکونت باشند مناسب نیستند. شبیه سازى کامپیوترى توسط جورج وتریل در موسسه کارنگى واقع در واشینگتن بیانگر این مطلب است که سیاره مشترى به عنوان یک جاروبرقى گرانشى در منظومه شمسى عمل مى کند و به میزانى در حد کفایت تعداد ستارگان دنباله دارى را که مدار زمین را قطع مى کنند تقلیل مى بخشد.


وتریل مى گوید: بدون وجود سیاره مشترى در منظومه شمسى برخورد هاى کنونى دنباله دار ها با زمین هزار برابر بیشتر مى شد و برخورد هاى فاجعه بارى که اکنون ۶۵ میلیون سال از واپسین آن مى گذرد هر صد هزار سال یک بار اتفاق مى افتد. این مسئله به طور قطع موجب توقف هرگونه روند تکاملى مى شد، از اشکال ساده حیات گرفته تا مراتب بالاتر هوش.همچنین مطالعات پویا و مستمر توسط فیلیپ روبوتل و در پاریس نشان داده است که سیارات سنگى زمین شکل تغییر و تحول هاى بدون نظمى را در انحرافات مدارى خود نشان مى دهند، که همین مطلب مى تواند منجر به تغییرات شدید آب و هوایى شود.

خوشبختانه گرایش زمین در مورد این بى نظمى ها توسط برهمکنش کشندى ماه مهار مى گردد. بدون وجود یک قمر بالنسبه بزرگ، احتمالاً زمین دگرگونى هایى را در انحرافات مدارى خود همانطور که در مریخ اتفاق مى افتد تجربه مى کرد. احتمالاً به میزانى معادل
۲۰ تا ۶۰
درجه سانتى گراد.

این واقعه موجب تغییرات بسیار شدید در وضعیت فصل ها مى شود. با این تفاسیر هر کسى مى تواند حدس بزند که این مسائل چقدر بر سیر تکامل حیات و همین طور، احتمال پدیدار شدن هوش تاثیر مى گذارد. زیست شناسان بر این باورند که دیگرگونى ها و فشار ها سبب پدید آمدن انواعى از موجودات شده که قابلیت سازگارى با محیط را دارند.
پاول اف هافمن (دانشگاه هاروارد) و سه تن از هم درسان او این تئورى را پیشنهاد کرده اند که مجموعه اى از اعصار یخى عالمگیر در حدود
۵۵۰ تا ۷۶۰
میلیون سال قبل که تمامى سطوح اقیانوس ها را حتى در استوا منجمد کرد فاجعه اى بود که حاصل انفجار پرکامبرین بود (لازم به ذکر است) که در همان حول و حوش زمانى حیات شکل گرفت.

نتایج انهدام هاى عظیم و مصیبت بار بر روى زمین (در آن دوران) با شکل گیرى تعداد زیادى موجود تازه در دوران زمین شناسى بعدى جبران شد.
گاهى اوقات از پدیدار شدن ما به عنوان یک موجود زنده در دورانى غیرعادى از اعصار یخى به عنوان یک مثال محتمل در رابطه با تکامل تحت فشار یاد مى شود.
اما فجایع سیاره اى که بیش از حد زیاد و یا غیرمعمول باشند همه چیز را نابود خواهند کرد و یا اینکه حیات را در سطوح پایین آن متوقف خواهند کرد.
در هر حال این طور به نظر مى آید که حضور ما بر روى این سیاره و در این زمان محصول تصادف و اتفاق بوده (اتفاقاتى نجومى) که در سال
۱۹۶۱
متصور نبود.

آیا موجودات فرازمینى اقدام به انتشار امواج مى کنند؟ (
fC
) فرض را بر این مى گیریم که تعداد هوش هاى فرازمینى کم، اما موجود باشد، آیا ما مى توانستیم که از آنها انتظار برقرارى ارتباط رادیویى داشته باشیم؟
چه کسرى از این تمدن ها قادر و مایل به انتشار امواج به طریقى هستند که براى ما قابل آشکارسازى باشد؟

به دیگر کلام، مقدار fC چقدر است؟

حامیان پروژه ستى بر این باورند که مقدار مولفه fC زیاد است و اینگونه بیان مى دارند که «بالاخره زمانى فرا مى رسد که هر تمدن داراى فناورى، کشف مى کند که رادیو کارآمدترین مسیر جهت برقرارى ارتباط در فواصل نجومى است و بدون شک درصدد بهره گیرى از آن برخواهد آمد.» آیا ممکن است در این مورد تفکرى ساده لوحانه از انسان محورى وجود داشته باشد؟

آیا این امر منطقى به نظر مى رسد که ما متوقع باشیم که حیات بر روى سیاره اى که دیگر با میکروارگانیسم هاى تک سلولى آغاز مى شود منتج به تشکیل موجوداتى بشود که رادیوتلسکوپ بسازند؟
شاید ما تنوع حقیقى در تکامل زیستى و همین طور آن بخش از علوم و فناورى را که براى بشر ناشناخته باقى مانده است نپذیرفته ایم.
شاید رادیو در مقایسه با آنچه که ما باید در آینده کشف کنیم به طرز ناامیدکننده اى ابتدایى باشد.


طول عمر (L)
پس از آنکه ما موفق به تعیین مقدار مولفه هاى fi و fC نشدیم به سراغ آخرین عامل در معادله درک مى رویم: (L) طول عمر متوسط تمدن هایى که قابلیت برقرارى ارتباط را دارند در اینجا هم موافقان و مخالفان نظرات بسیار متفاوتى دارند.گروه خوش بین بر این باورند که جامعه هوشمند اگر جاودان نباشد حداقل مى تواند براى ده ها میلیون سال پابرجا بماند. این نظر به طور قطع تنگنا هاى موجود در اوایل معادله درک را تا حدى قابل عبورتر مى سازد.گروه مخالف ابراز مى دارد که انسان تنها چند دهه پیش رادیو را اختراع کرد در حالى که انسان در زما ن هاى بسیارى به دلیل جنگ و همین طور افزایش آلاینده ها خود را در معرض نابودى قرار داده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چرا سنگ گور به کار می رود؟

هزاران هزار سال پیش، بشر اولیه از یک سنگ بزرگ برای علامت گذاشتن روی قبر مردگان خود استفاده می کردند. یعنی این سنتی است که بشر اولیه پایه گذار آن بوده است. حالا اگر کمی در رفتار و اعمال بشر اولیه دقت کرده و اندکی به طرز فکر او آشنا باشیم، ظاهراً دلیل این کار او عبارت از جلوگیری از برخاستن ارواح شیطانی بوده است که می گفتند بعد از مرگ به جسم مرده حلول می کند.
استفاده از سنگ قبر به این علت هم بوده که مردم را از جاهایی که ارواح شیطانی رفت و آمد داشته اند، برحذر کنند. البته با گذشت قرنها معنی و منظور از سنگ قبر دستخوش تغییراتی شد. در یونان رسم بوده که سنگ قبرهایشان را با تراش و حکاکی زینت می داده اند. عبرها روی قبرهایشان ستونهای سنگی قرار می داده اند. مصری ها، برای نشان گذاری قبورشان روی آنها، مقبره های بزرگ یا اهرام بزرگی می ساخته اند.
موقعی که مسیحیت پدید آمد، این کار یعنی علامت گذاشتن روی قبر مردگان سنتی متداول شد. در دین مسیح، برای علامت گذاشتن روی قبور، یک علامت صلیب و حلقه به کار می رفت، که حلقه نزد بشر اولیه نشانه آفتاب بوده است. ولی بعداً این علامت یعنی علامت روی قبر، به یک صلیب تنها مبدل شده که هنوز هم به کار می رود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه با فشار سنج هوا را پیش بینی می کنند؟

بارومتر یعنی دستگاهی برای سنجش فشار هوا. این دستگاه برای اندازه گیری فشار جَو به کار می رود. اکنون ببینیم اصلاً، هوا تحت تأثیر چه عواملی واقع می شود.
ریشه تمام تغییرات در وضع هوا جریان هوای سرد و گرم است. این گونه جریان ها در میزان فشار جَو یا هوا تأثیر می گذارد.
بنابر این، اگر بتوانیم فشار هوا را اندازه گیری کنیم به جریان های هوای سرد و گرم نیز پی خواهیم برد و آن گاه در نتیجه، می توانیم وضعیت هوا را نیز پیش بینی کنیم.
با کدام دستگاه می توان فشار هوا را اندازه گرفت؟ با یک بارومتر جیوه ای. پس بارومتر یعنی دستگاه سنجش فشار هوا. نحوه ی کار با بارومتر به گونه ای است که در تصویر ملاحظه می کنید. در داخل یک ظرف مقداری جیوه ریخته و یک لوله‌ خلأ دار هم واژگونه بر روی آن قرار داده اند.
وقتی که هوا بر سطح جیوه فشار می آورد، جیوه در آن، بالا می رود و آن قدر بالا می رود تا وزن ستون جیوه با فشار هوا برابر شود. آن گاه می بینیم که جیوه در برابر یکی از اعدادی که بر بدنه‌ ی لوله چاپ شده، توقف می کند. با خواندن این عدد به میزان فشار هوا پی می بریم.
در شرایط عادی و در سطح دریا، جیوه در لوله‌ خلأ دار تا 75 سانتی متر بالا می رود.
اکنون فرض کنیم که فشار هوا کم شود، در این صورت جیوه اندکی پایین می آید. در ضمن، این تغییر به ما فهماند که باد و طوفانی دارد پیوسته به منطقه ی ما نزدیک می شود. زیرا همیشه باد به سوی مناطق کم فشار روی می آورد. اما بر عکس، هر گاه ستون جیوه در لوله، بالا برود نشان خوبی وضع هواست. در سـطح دریا فشار هوا به گونه ای است که جیوه حداقل و حداکثر بین 5/67 تا 5/77 سانتی متر بالا و پایین می شود.
پس تا این جا با « بارومتر جیوه ای » آشنا شدید. اکنون بارومتر خشک را برایتان تعریف می کنیم.
بارومتر خشک را آنه روئید می گویند. این واژه از زبان لاتینی گرفته شده و به معنای « غیر مایع » است. پس این نوع بارومتر با جیوه کار نمی کند.
طرز ساختن بارومتر خشک این گونه است :
نخست، فضای درون جعبه ای را از هوا خالی می کنند تا مانند لوله خلأ دار در «بارومتر جیوه ای»، قابل استفاده باشد. سپس هر گونه تغییری در فشار هوا بر بدنه‌ ی این جعبه تأثیر می گذارد. یعنی اگر فشار هوا زیاد بشود، بدنه ی جعبه تو می رود و در این هنگام فنری که در داخل آن نهاده شده و به عقربه ای متـصل است، به کار می افتد. این عقربه بر روی یک صفحه ی درجه بندی شده می گردد و درجه ی فشار هوا را به ما نشان می دهد.
بارومتر خشک به دقت بارومتر جیوه ای کار نمی کند. در ضمن جالب است این را هم بدانید که جیوه در میان مایعات از همه سنگین تر است. برای مثال اگر بخواهیم به جای جیوه، آب در لوله‌ بارومتر بریزیم، باید لوله اش به طول 9 متر باشد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه پیـل تولید برق می کند؟

برای تولید برق دو راه وجود دارد:
1 - به وسیله ی دستگاه هایی که دینامو خوانده می شوند.
2 - به وسیله پیل
پیل کارش آن است که «انرژی شیمیایی» را تبدیل به « انرژی الکتریکی » می کند. لابد می دانید که در درون هر پیلی مقداری مواد شیمیایی نهـفته است. پیل بخشـی از این انرژی شیمیایی را به حرارت تبدیل می کند و بخشی دیگرش را به یک جریان الکتریکی.
پیل بر دو نوع است:
1 - پیل ابتدایی مانند پیل خشـک معمولی چراغ قوه. این گونه پیل ها پس از مصرف دیگر به درد نمی خورند و اگر بخواهیم آن ها را پر و مجدداً قابل استفاده کنیم باید مواد شیمیایی تازه ای به درونشان بریزیم.
2 - پیل ثانوی که پس از مصرف، فقط با فرستادن یک جریان الکتریکی به درون آن، پر می شود و دیگر نیازی نیست که مواد شیمیایی اش را مانند پیل ابتدایی، تعویض کنیم.
پیل های آکومولاتور که برای روشن کردن اتومبیل مورد استفاده است نوعی از پیل های ثانوی به شمار می رود. باتری از دو یا چند پیل ابتدایی یا ثانوی درست می شود.
هرچند که معمولاً به هر پیلی، باتری می گویند ولی این اصطلاح صحیح نمی باشد.
برای ساختن پیل ابتدایی مواد شیـمیایی مختلفی به کار می برند. ولی اساس کار، در همه یکسان است. به گفته ی دیگر در تمام پیل های ابتدایی حتماً چند الکترود و یک الکترولیت وجود دارد.
« الکترودها » را به نام عناصر پیل می خوانند و از دو فلز مختلف، یا از یک نوع فلز و زغال ساخته می شوند.
اما « الکترولیت » مایع است.
فلزی که در ساخت الکترودها به کار می رود نامش را کاتود نهاده اند و معمولاً روی برای این منظور انتخاب می شود. عنصر دیگر پیل آنود خوانده می شود که معمولاً زغال است.
کاتود به تدریج در الکترولیت حل می شود و این عمل، الکترون هایی را رها می سازد.
حال اگر راهی یا مداری برای عبور این الکتـرون ها باز باشد، یک جریان الکتریکی را پدید می آورند. برای این منـظور شما می توانید عناصر پیل را به یک هادی برق متصل کنید تا جریان برق از آن بگذرد. با انجام تمام این کارها شما برق در اختیار خواهید داشت.
انباره باتری یا ( آکومولاتور ) کارش واقعاً آن نیست که برق را در جایی ذخیره و انبار کند. بلکه آن هم مانند پیل های دیگر نیروی برق خود را از تغییرات شیمیایی به دست می آورد. برخی از این پیل ها را با صفحه های سربی و برخی دیگر را با صفحه های پروکسید سرب درست می کنند.
این نوع صفـحه ها همه در محلول « اسید سولفوریک » فرو آغشته اند که به تدریج به « سولفات سرب » تبدیل می شوند. بر اثر این عمل شیمیایی است که در یک انباره باتری، جریان الکتـریکی پدید می آید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

جارو را چه کسی اختراع کرد؟

جاور و ماهوت پاک کن، چیزی شبیه به هم هستند. البته با این تفاوت که جارو فقط برای تمیز کردن به کار می رود ولی انواع ماهوت پاک کن، ضمن انجام کارهای دیگری این کار را هم انجام می دهند. ماهوت پاک کن هزاران سال قبل از جارو اختراع شده است.
بشر غارنشین، از نوعی جارو که از بستن یک دسته موی حیوانات به انتهای یک چوب، ساخته می شده، استفاده می کرده است. جاروی آشپزخانه یا جاروی دسته بلند در اصل، عبارت از یک دسته ترکه یا حصیر یا لیف بوده که به یک دسته بلند بسته می شده است و امروزه در بیشتر قسمت های اروپا می بینید که کف خیابان ها و یا خانه ها به این شکل جاروها، جارو می شوند.
آن جاروی آشپزخانه که امروزه می شناسیم، از ساقه های ذرت ساخته می شود، و این نوع جارو یک اختراع آمریکائی است. افسانه ای درباره تاریخچه اختراع این جارو وجود دارد که البته معلوم نیست حقیقت داشته باشد یا نه. طبق این افسانه، دوستی از هند یک نوع ماهوت پاک کن لباس که در این کشور به کار می رفت، برای «بنجامین فرانکلین» فرستاد. این ماهوت پاک کن خیلی شبیه به یک جاروی گردگیری بوده است.
اتفاقاً هنوز دانه تخم به ساقه های این ماهوت پاک کن چسبیده بود و بنجامین فرانکلین آنها را کاشته و این تخم ها سبز شدند، بدین ترتیب بالاخره در عرض چند سال، چوب این نوع جارو در آمریکا هم زراعت شده و پرورش یافت. یک روز یک پیرمرد مجرد اهل «هیدلی» ماساچوست، یک نمونه جدید جارو درست کرد. بدین ترتیب که دوازده تا از ساقه های چوب جارو را بریده بعد آنها را به هم بست و با این جاروی جدید، خانه اش را جارو کرد.
در حقیقت، او کم کم شروع به ساختن جاروهای ذرت کرده و آنها را به همسایه ها می فروخت، وقتی در سال 1843 در گذشت، صنعت جاروسازی یکی از صنایع مهم شده بود و هزاران جریب از شهر «هیدلی» به کشت جارو اختصاص یافته بود! امروزه، بسیاری از کارهای جارو سازی با دست انجام می گیرد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چتر چه موقعی اختراع شد؟

این موضوع به نظر ما خیلی طبیعی است که هر موقع باران بیاید، برای این که خیس نشویم، از چتر استفاه می کنیم. ولی در حقیقت، این وسیله یعنی چتر در اصل برای مصون ماندن از باران اختراع نشده بلکه اولین بار به عنوان یک سایبان در مقابل آفتاب به کار رفته است.
کسی نمی داند که چتر را چه کسی اختراع کرد، اما چیزی که می دانیم این است که چتر از قدیم الایام به کار می رفته است. احتمالاً اولین کسانی که چتر را به کار بردند چینی ها در قرن یازدهم، قبل از میلاد بوده اند.
می دانیم که چتر در مصر قدیم و بابل هم به عنوان سایبان به کار رفته است. اما موضوع جالب در مورد چتر این است که زمانی استفاده از چتر به عنوان نشانه و شعار قدرت و افتخار بوده است. مثلاً در خاور دور، در عهد باستان، استفاده از چتر فقط خاص درباریان و یا رجال و اعیان و اشراف بوده است.
در اروپا، یونانی ها هم اولین بار چتر را به عنوان سایبان به کار برده و استفاده از آن در یونان باستان هم متداول گردید. اما عقیده بر این است که اولین اروپائیانی که بار اول از چتر برای باران استفاده کردند رومی های قدیم بودند.
در قرون وسطی، استفاده از چتر عملاً متداول نشد ولی بعداً دوباره در اواخر قرن شانزدهم در ایتالیا مرسوم گردید و باز هم به عنوان نشانه و شعار قدرت و جلال به کار رفت. در سال 1680، چتر در فرانسه هم مرسوم شده و بعد هم این رسم به انگلستان راه یافت.
در قرن هیجدهم، استفاده از چتر برای باران، تقریباً در بیشتر اروپا متداول شد. شکل چتر، از بدو به کار بردن آن تا کنون چندان تغییر نکرده و فقط خیلی سبکتر شده است. البته این تغییر هم به علت این بوده است که از قرن بیستم ساختن چترهای زنانه هم با رنگ های الوان متداول و مرسوم گردید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

مروارید پرورده چیست؟

حدود چهار صد هزار سال پیش، روزی یک ماهی گیر چینی به فکر افتاد که شکم خود را با صدف ماهی سیر کند.
وی برای خوردن گوشت صدف ماهی شروع به شکستن چند صدف کرد و گویا در همین جریان بود که نخستین بار، بشر به مروارید دست یافت.
مروارید چیست و چگونه به وجود می آید؟ مروارید ازهمان ماده ای درست می شود که صدف ماهی برای ساختن پوشش درونی غلاف صدف، از اندام خود بیرون می تراود.
زیرا می دانیم که اندام صدف ماهی بسیار ظریف و آسیب پذیر است. از این رو، از اندام خود ماده ای مترشح می سازد تا پوششی در زیر غلاف صدف تشکیل داده، اندام نرم خود را با آن محافظت کند.
حالا اگر یک جسم تحریک کننده بیگانه ای مانند ذره ماسه ای به اندرون غلاف صدف راه بیابد، بی درنگ صـدف ماهی از همان ماده برون می تـراود و جسم بیگانه را لابلای چند دیواره‌ نازک، زندانی می کند. شن، ماسه و یا هر جسم بیگانه دیگری که این گونه محاصره گشته اند، بعداً « مروارید» می شوند.
اگر تمام این کارها به طور طبیعی انجام گیرد، ما « مروارید طبیعی » خواهیـم داشت. ولی اکنون بشـر آموخته که چگونه خود نیز می تواند صدف ماهی را به ساختن مروارید وادار سازد.
وی با دست خود، ذره ماسـه ای را در میان « غلاف صدف » و اندام نرم صدف ماهی قرار می دهد. آنگاه پس از گذشتن دو یا سه ساال آنها به مروارید تبدیل می شوند. با شکستن صـدف، مرواریـدی را که بدین گونه، خود کشت کرده ایم به دست می آوریم و آن را مروارید پرورده یا مروارید پرورش یافته می خوانیم.
این گونه مرواریدها بر خلاف مـروارید طبیعی معمولاً شکل کاملی نمی یابند. ولی ژاپنی ها به رمز کامل ساختن این ها نیز پی برده اند.
اگر در گذشـته دانـه شن یا ماسه را بین غلاف و صدف ماهی جای می دادند، اکنون ژاپنی ها این ها را درست در لای اندام خود صدف ماهی می گنجانند. البته این کار، نیاز به یک عمل جراحی بسیار دقیق دارد تا با وارد کردن جسم بیگانه، صدف ماهی جان خود را از دست ندهد.
غواصان مروارید در حالی که برهنه اند و گیره ای بر بینی دارند با طنابی به طول 25 متر به زیر آب فرو می روند. ماندنشان زیر آب هر بار حدود یک دقیقه طول می کشد و تا می توانند در ظرف های شناور خود صدف جمع آوری می کنند.
در برخی از نقاط جهان غواصـان مـدرن ترین وسایل را به کار می برند، به طوری که می توانند ساعت ها در زیر آب باقی بمانند.
می گویند، بزرگ ترن مرواریدی که تا کنون به دست آمده به درازای 5 و پیرامون 10 سانتی متر بوده است.
چون مروارید طبیعی بسیار گرانبهاست؛ بیشتر مردم مرواریدهای مصنوعی می خرند. در فرانسه، مـرواریدهای مصـنوعی بسـیار زیبایی می سازند. بدین گونه که دانه های بلورین تو خالی را برداشته درون آن ها را با ماده ای رنگ می کنند که از فلس شفاف و درخشنده ی بعضی از ماهی ها ساخته شده است.
سپس این گوی ها را با مـوم مخصوصی پر می کنند که از آن دانه های مروارید مصـنوعی به طرز جالب و دل پسندی به دست می آید. این مروارید ها به حدی زیبا و با مهـارت ساخته می شـود که گاهی تشخیص آن از مروارید اصل بسیار دشوار می نماید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه مرکّب و جوهرهای رنگی می سازند؟

در حدود چهار هزار سال پیش نوعی مرکب سیاه و با دوام در چین و مصر تهیه می شد.
بدین گونه که دوده چراغ یا زغال چوب را با نوعی چسب یا صمغ، می آمیختند. آن گاه موقع مصرف، کمی آب نیز به آن می افزودند . امروزه ، مرکب های چین و هندوستان را باز هم بر همین اساس می سازند. این نوع مرکب ها برای رسم یا نوشتن چیزهایی که می خواهند ثابت بماند، مورد استفاده قرار می گیرند.
علاوه بر این، صدها رقم جوهر برای مصرف های گوناگون عرضه گردیده است. با آن که هر کارخانه ای فرمول مخصوص به خود دارد، ولی بیشتر آن ها یک شیوه مشترک در تولید مرکب یا جوهر دارند. یعنی آن که برخی اسیدها، نوعی نمک و آب را برای تهیه بیشتر جوهرها به کار می برند. گاهی به مرکب، رنگ آبی روشنی می افزایند تا وقتی که نوشته تازه است، آبی رنگ می نماید، ولی پس از خشک شدن سیاه می شود.
طرز تهیه جوهرهای رنگی این است که رنگ را با آب، به نسبت یک بر صد، به هم می آمیزند. یعنی یک صدم مقدار آب، رنگ بدان می افزایند و جوهر را به رنگ های مختلفی که می خواهند، در می آورند. جوهری که بدین گونه تهیه می شود سال ها رنگ خود را حفظ می کند مگر آن که نوشته در برابر نور زیاد یا رطوبت قرار گیرد که در این صورت رنگ خود را می بازد.
مایع درون خودکار، مرکب یا جوهر معمولی نیست. بلکه مایعی است که اولاً آب در بر ندارد، و ثانیاً در مقایسه با جوهر، مواد رنگی بیشتری داشته طوری آن را به عمل می آورند که مانند یک شیـره غلیظ بر نوک خودکار جریان می یابد. این مایع حدود 25 درصد رنگ در بر دارد.
مرکـب چاپ نیز با مرکب ها و جوهرهای معمولی فرق دارد. آن را از مواد رنـگی آمیـخته به روغن جلا تهیه می کنند. بدین گونه که مواد رنگی را بسیار نرم ساییده خوب در هم می آمیزند. سپس « روغن جلا » هم بر آن می افزایند تا در ماشین چاپ، مواد رنگی بتواند بر صفحه کاغذ جاری بشـود و به طور ثابت روی آن باقی بماند.
در گذشته، مواد رنگی لازم در جوهر سازی را از مواد معدنی می گرفتند. ولی اکنون بیشتر آن ها را خودمان با استفاده از مواد شیمیایی می سازیم.
البته مواد شیمیایی نه فقط ارزان تر تمام می شوند، بلکه با دوام تر بوده، رنگی درخشنده تر از مواد رنگی قدیمی دارند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه آینه درست می کنند؟

هزاران سال بود که بشر از فلزهای براق مانند برنج، برنز، نقره یا طلا همچون آینه استفاده می کرد.
اما در حدود سال 1300 میلادی آینه‌ ی شیـشه ای به دست یک صنـعت گر ونیزی اختراع گردید. وی جیوه و قلع را بر پشت شیشه ای مالید و بدین گونه یک آینه جدید به مردم عرضه نمود.
آن گاه طولی نکشید که این آینه جایگزین آینه های فلزی که تا آن زمان رایج بود، گردید. البته آینه های شیشه ای در ابتدا نواقص بسیاری داشتند. بعد در سال 1691 صنعت گران فرانسه به طـرز تهیه‌ شیشه به صورت ورق یا لوح، پی بردند و این شیشه ها با داشتن وزن و درخشندگی مناسب تری، از دیگر شیشه های متداول در آن زمان بهتر بودند.
گام مهم بعدی در صنعت آینه سازی آن بود که به جای محلول جیوه و قلع بر پشت شیشه، لایه ای از نقره می مالیدند. نقره بدان جهت بهتر از جیوه است که اولاً کارگران را از دود خطرناک جیـوه رهایی می دهد و ثانیاً نقره نور را بهتر از جیوه منعکس می نماید.
امروزه از شیشه های مسطح و لوحی شکل، به کلفتی 5 میلی متر، بهترین آینه ها را به شیوه ی زیر می سازند:
نخست شیشه را در ابعادی که دوست دارند با الماس می بُرند. سپس با ماشین های مخصوصی لبه آن ها را با ماسه و آب پرداخت می کنند. سپس پشت هر یک از این شیشه ها را نیز با « ماسه سنگ نرم » و « پرداخت گر نمدی » خوب صیقل می دهند.
پس از آن که شیشه ها بدین گونه آماده شدند کاملاً تمیزشان می کنند. سپس برای آب نقره دادن، همه را روی یک میز گرم و آستردار می خوابانند.
در این حال، محلول آمونیاک، اسید تارتریک و نیترات نقره را بر روی آن ها می ریزند. بر اثر حرارت میز، این محلول فوراً به شیشه ها می چسبد. آن گاه برای آن که نقره از چیزی آسیب نبیند روی آن را با اندکی لاک صدفی و نوعی رنگ، که فاقد مواد روغنی و اسیدی است، می پوشانند.
آینه در موارد بسیاری به کار می آید و فقط مصرفش منحصر به این نیست که کسی چهره‌ ی خود را در آن ببیند، مثلاً آینه های کوچک اتومبیل برای ایجاد امنیت بیشتر در رانندگی می باشند. دندانپزشکان آینه های کوچک دسته بلند را ابزار کار و معالجه خود قرار داده اند. در پریسکوپ های زیردریایی، نیز آینه از اجزای بسیار ضروری دیدبانی به شمار می رود.
آینه در تلسـکوپ ها، چـراغ قوه ها، نورافکن ها، چراغ های جلوی اتومبیل، فانوس های دریایی نقش مهمی بازی می کند. در بیشتر این چیزها آینه های مقعر ( یا کاو ) نصـب گردیده اند تا نور را بهتر متمرکز ساخته به اطراف پخش کنند. ضمناً این را نیز بدانید که این گونه آینه ها را از فلزهای بسیار شفاف و براق می سازند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

جوراب را چه کسی اختراع کرد؟

«جوراب» در اصل چیزی بوده که از چرم های درست کرده و برای محافظت پاها به کار می برده اند. اما حتی فکر محافظت از پاها به این طریق، عملاً تا آغاز تاریخ مسیحی ایجاد نشده بود.
به زودی مردمآ تمایل بیشتری برای پوشیدن جوراب های زیباتر و ظریف تر پیدا کرده و خواستار این نوع جوراب ها شدند. بنابراین جوراب های کارخانه ای به بازار آمد که جنس آنها از پارچه و یا ابریشم یا حتی مخمل بود. غالب این جوراب ها قلابدوزی های طلائی داشته و در میان زیباپوشان، خیلی طرفدار داشت.
اولین جوارب های کشباف پشمی. حدود سال 1565 در لندن عرضه گردید. اما ملکه الیزابت، وقتی هدیه ای که عبارت از یک جفت جوراب ابریشمی بود، دریافت کرد، به قدری از این نوع جوراب خوشش آمد که بعد از آن دیگر همیشه جوراب های ابریشمی می پوشید. البته این نوع جوراب های نفیس در ایتالیا ساخته می شدند و فقط ثروتمندان می توانستند از عهده خرید آنها برآیند.
این جوراب های ابریشمی، تا قرن بیستم هم پوشش خیلی ظریف وزیبا و گران قیمتی بودند. ولی از آغاز این قرن، قیمت آنها ارزان تر شد به طوری که در دسترس طبقات متوسط هم قرار گرفت.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

اولین سوزن را چه کسی ساخت؟

سوزن معمولاً عبارت است از یک ابزار خیلی نازک و ظریف که یک سرش خیلی تیز و سر دیگر آن کمی پهن تر است که سوراخ یا چشمی هم دارد که نخ را از آن عبور بدهند.
تاریخچه ساخت این وسیله آن قدر به زمانهای ابتدائی تاریخ می رسد که دقیقاً و به درستی نمی توان معلوم داشت که این وسیله چه موقع اختراع شده است. می دانید که ابتدائی ترین سوزن ها از جنس استخوان یا عاج یا چوب یا برنز و خار ساخته می شده اند. بعضی از این سوزن ها شکل یک درفش یعنی وسیله سوراخ کن را داشته و چیزی بوده شبیه آنچه کفاش ها به کار می بردند. پس این نوع سوزن، سوراخی به آن معنی نداشته و فقط از آن برای سوراخ کردن چیزهای مختلف استفاده می کردند.
سوزن هائی که از جنس استخوان ماهی یا پرندگان بوده، در آثار و بقایای عهد حجر یافته شده است.
مدت هزاران سال سوزن های استخوانی سوراخدار به وسیله اقوام متمدن به کار رفته است. حتی سوزن های سنگی هم در حفاری های آثار باستانی مصر به دست آمده است. ساخت سوزن های برنزی یا آهنی به رومی ها نسبت داده شده است. از خرابه های پمپی سوزن هائی به دست آمده که ساخت خیلی خوبی دارند.
سوزن های فولادی، شبیه همان هائی که امروزه به کار می رود، احتمالاً اولین بار توسط چینی ها ساخته شد. بعداً در قرون وسطی این نوع سوزن، توسط «مغربیها» به اروپا برده شد. اولین سوزن های فولادی که در اروپا ساخته شدند در قرن چهاردهم بود که در «نورمبرگ» آلمان تولید شد.
در دوران حکومت «ملکه الیزابت اول»، یک نفر آلمانی هنر درست کردن سوزن را به انگلیسی ها یاد داد. که این فن امروزه یکی از صنایع مهم این کشور را تشکیل می دهد و از عمده ترین تولیدکنندگان سوزن در دنیا انگلیس و فرانسه است.
بد نیست بدانید با وجود این که در ساختن سوزن، این اسباب ظریف و کوچک، ماشین های بسیاری به کار می روند، هنوز هم ساختن این اسباب ظریف کار خیلی آسانی نیست و در واقع سوزن معمولی، باید حداقل از زیر دست بیست نفر عبور می کند، تا کاملاً ساخته و تمام شود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

اولین زنان تارک دنیا یا راهبه ها چه کسانی بودند؟

«رهبانیت» عبارت از یک نوع زندگی است که صرفاً وقف مذهب شده باشد. «دیر راهب ها» عبارت از خانه های مخصوص مردان است که عهد یا نذر کرده اند که زندگی شان را وقف مذهب کنند. این مردان معمولا راهب خوانده می شوند. اما کشیش ها و برادران دینی هم می توانند علاوه بر راهب ها، در این دیر زندگی کنند.
«کانونت» هم (که معنی خانقاه یا دیر زنان تارک دنیا را می دهد) عبارت از خانه هایی است که زنان و دخترانی که زندگی خود را وقف خدا و مذهب کرده اند، در آنجا سکونت می کنند و آنها را هم «راهبه» یا «تارک دنیا» می نامند.
رهبانیت، خیلی پیش از میلاد مسیح پدید آمده است. گروهی از راهبه های یهودی یا «اسن» ها بوده اند که یک زندگی اشتراکی را اختیار کرده و در دارائی یکدیگر شریک بودند.
رهبانیت مسیحی، برای اولین بار در مصر پدید آمد که سه قرن بعد از میلاد مسیح بود و بر اثر این پدیده جدید، گروهی از مردان جوامع خود را ترک کرده و رفتند تا یک زندگی انزوا جویانه داشته و به عبادت و دعا مشغول باشند.
پدیده برگزیدن زندگی مذهبی و تارک دنیا شدن هم در میان زنها، چیز تازه ای نبوده و از خیلی از زمان های ابتدائی وجود داشته است. در حقیقت، بعضی از مردم خیلی پیش از این که به فکر ساختن دیر برای مردان باشند، به فکر درست کردن دیر برای زنان راهبه افتاده بودند. در سال 270، «سنت انتونی» یک دیر از این نوع را بنیاد نهاد. گفته می شود که او می خواسته این دیر مخصوص زنان را برای سکونت خواهران خود درست کند. بنابراین زنان تارک دنیا از زمان های خیلی قدیم هم وجود داشته اند.
در تاریخ مسیحیت وقتی که دسته های مذهبی راهبان به وجود آمد، یک دسته هم خاص زنان تشکیل شد.
بسیاری از دسته های مذهبی زنان، امروزه از قانون «سنت اگوستین» یا «سنت فرانسیس» پیروی می کنند. زنها هم عیناً مثل مردها عبادت کرده و هر دسته خاص در یک دیر زندگی کرده و لباسهای مخصوص به آن دسته را می پوشند. تا قبل از قرن هفدهم، این دسته های راهبه معمولاً تمام عمرشان را در دیر گذرانده و به عبادت مشغول می شدند. ولی بعد از این تاریخ عده ای از این راهبه ها اجتماعی تر شده و معمولاً برای کارهای داوطلبانه راهی مدارس، بیمارستان ها و غیره می شوند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه یخچال تولید سرما می کند؟

برای آن که چیزی خنک بشود، باید حرارت را از دستش برباییم. از این رو، یخـچال و تمام دستگاه های سرد کننده، هنرشان فقط این است که می توانند حرارت اجسام را از دستشان بربایند و آن گاه آن ها خود به خود خنک می شوند. در قدیم مردم مصر و هندوستان نمک هایی را می شناختند که چون در آب حل می گشتند، تولید سرما می کردند.
ما نیز هم اکنون با برخی مواد آشنا هستیم که مانند نیترات پتاسیم و نیترات آمونیم، چون در آب حل شوند، حرارت آب را از بین می برند. پس این مواد بدین گونه قادر به خنک کردن آب می باشند.
عمل سرد سازی، هم زمان با تبدیل شدن یک مایع به گاز انجام می گیرد. چنین تغییری را « تبخیر سطحی » می نامند.
اکنون مقداری آب یا الکل در کف دست خود بریزید، می بینید که احساس خنکی می کنید. چرا؟
زیرا این دو مایع – آب و الکل – حرارت دست شما را به خود می گیرند و هم زمان با این کار، خودشان نیز بخار شده به صورت « گاز » به هوا بر می خیزند. چند تن از دانشمندان کوشیدند تا با استفاده از اصل تبخیر، دستگاه های سرد کننده ای بسازند.
سرانجام به سال 1823 مایکل فاراده شیوه ی جدیدی را برای انجام عمل تبخیر عرضه داشت.
وی، گاز آمونیاک را آن قدر متراکم کرد و در هم فشرد که آن را به صورت مایع در آورد، و بدین وسیله، حرارتش را از دستش ربود. سپس مایع به دست آمده را بار دیگر به گاز تبدیل کرد و این بار دید که دوباره سرد شده است.
نتیجه آن که، عمل سرد سازی در دو مرحله انجام می پذیرد:
1 - تبدیل گاز به مایع برای آن که گاز حرارت خود را از دست بدهد و خودش خنک شود.
2 - تبدیل مایع به گاز تا این بار حرارت جسم دیگری را برباید و آن را خنک کند.
اکنون در یخچال منزل شما نیز عیناً همین جریان برقرار است. منتها در ساختمان آن علاوه بر آمونیاک، از انیدرید سولفورو و کلرور متیل و به ویژه از فرئون هم به عنوان سرد کننده استفاده شده است.
حالا که این ها را خوب آموختید برایتان شیوه ی سرد سازی یخچال را گام به گام بیان می کنیم:
1 - قلب یخچال تلمبه آن است که به نام کمپرسور خوانده می شود. این تلمبه پیوسته گاز را مکیده بر روی هم متراکم می کند. درست مانند تلمبه دوچرخه ای که هوا را می مـکد و در فضـای درونی لاستیک، متراکمش می نماید.
این عمل باعث افزایش دمای « گاز » می شود.
2 - سپس گاز متراکم به درون چگالگر راه می یابد. در آن جا حرارت خود را از دست می دهد و به « مایع » تبدیل می شود.
3 - حالا این مایع سرد شده به سوی دستگاه تبخـیرگر رهسپار می شود. در آن جا هـوای گرم، فضا را به خود جذب می کند که بر اثر این کار، هم خودش بار دیگر به صورت گاز گرم در می آید، و هم با جذب حرارت آن جا، فضا را سرد می سازد.
این بود عمل سرد سازی که دیدید چگونه گاز با تغییر شکل دادن، یخچال ما را به فعالیت وا می دارد؛ سپس گاز گرم بار دیگر وارد کمپرسور می شود و جریان قبلی خود را به همان ترتیب تکرار می کند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

خالکوبی روی بدن چگونه به وجود آمد؟

ملّاحی که آستین هایش را بالا زده و خالکوبی های بازویش را که غالباً شکل یک لنگر کشتی یا قلب یا شعار و از این قبیل چیزها دارد نشان می دهد، در حقیقت، همان، آرایش بدنی را به کار برده که در زمان بشر اولیه هم متداول بوده است.
تاریخچه خالکوبی روی بدن به زمان های خیلی خیلی قدیم برمی گردد. مصری ها و چینی های جنوبی، اهالی هند غربی و بعضی از کشورها از دیر باز با خالکوبی آشنا بوده اند.
در آن روزگارها، هنر خالکوبی مهم و با اهمیت قلمداد می شده. زیرا این کار با تشریفات زیاد و استادانه ای همراه بود.
بومیان نیوزیلند صورت هایشان را با طرح های عجیب و غریب خالکوبی می پوشاندند، و شاید هم بعضی هایشان هنوز این کار را می کنند.
در ژاپن، خالکوبی اشکالی مثل گلی داوودی، صورت اژدها و سایر چشم اندازها، سالیان دراز متداول مرسوم بوده است. خالکوب های ژاپنی. حتی طرح یک لباس را به طرح کامل روی بدن بعضی از مشتریانشان نقاشی می کرده اند.
سرخپوستان آمریکائی، از خالکوبی به عنوان این که افراد قبیله خودشان را از قبایل دیگر متمایز کنند، استفاده می کردند. یعنی هر قبیله خالکوبی های مخصوص به خود داشته است.
خالکوبی کردن در بسیاری از جاهای دیگر دنیا هم متداول بوده و حتی اهمیت مذهبی و یا اجتماعی نیز داشته است. همچنین در بین بعضی از مردم، رسم بوده که مثلاً تا وقتی که دختران بدنشان را با طرح های زیبا خالکوبی نمی کرده اند، آمادگی برای ازدواج نداشته اند!
خالکوبی، در میان عده ای از قبایل، به عنوان نشانه عزا و سوگواری هم به کار می رفته است. بعضی ها هم برای این که به چشم دشمنانشان با شهامت تر بیایند و آنها را بیشتر بترسانند، دست به خالکوبی می زده اند.
امروزه، خالکوبی به وسیله سوزن زدن پوست به صورت نقطه چین و خط، انجام می گیرد، که برای این منظور از وسیله نوک تیز مثل یک سوزن استفاده می کنند. جنس این سوزن معمولاً از فولاد یا صدف یا استخوان است.
بعد از این که سوراخ ها را ایجاد کردند یک نوع ماده رنگی توی این سوراخها گذاشته و به این وسیله هر نقش و نگاری که بخواهند به وجود می آورند یک طریقه دیگر خالکوبی که البته کمتر متداول است، عبارت از طریقه دوختن می باشد. در این طریقه، یک رشته نخی را که در ماده رنگی زده اند از زیر پوست می گذارنند و به این تریب هر شکلی را که بخواهند روی بدن طراحی می کنند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه زلزله نگار زلزله را ثبت می کند؟

گاهی به ما خبر می رسد که در یکی از نقاط دور دست جهان، مانند ژاپن یا امریکای جنوبی، زمین لرزه ای رخ داده است. همچنین گاهی نیز شنیده ایم که برخی از زمین لرزه ها به حدی هولناک بوده اند که شهرهایی را ویران و افراد بسیاری را نابود کرده اند. هر چند که چنین زمین لرزه هایی در نقاط دور دست به وقوع می پیوندد، ولی ما در شهـر خود هرگز اثری از آن ها را احساس نمی کنیم. حالا شما می پرسید که اگر راستی زمین، در جایی لرزیده پس چرا زمین شهر ما تکان نخـورده است؟ اما نه، این یک اشـتباه است. زیرا به شما بگوییم که بر اثر هر زمین لرزه ای حتی زمین شهر شما هم تکان خورده است، هر چند که شما چیزی احساس نمی کنید، ولی دانشمندان می توانند با دستگاه مخصوصی آن زلزله ها را به طور دقیق ثبت نمایند.
دستگاهی که برای ثبت زمین لرزه به کار می رود زلزله نگار نامیده می شود. علم مطالعه و تحقیق درباره ی زمین لرزه ها را زلزله شناسی می گویند.
حالا ببینیم در حالی که شما زمـین لرزه ای را ابداً حس نمی کنید چگونه دانشمندان قادر به ثبت آن می شوند.
زمین لرزه عبارت است از ارتعاش و لرزش سطح زمین. یعنی فقط پوسته زمین حرکت می کند، نه تمام کره ی زمین.
معمولاً زمین لرزه، ناشی از گسله ای است که در میان تخته سنگ های عظیم پوسته زمین ایجاد می شود. همین که چنین شکافی پدید آمد توده عظیمی از سنگ چنان به شدت بر بدنه ی سنگی دیگر ساییده می شود که تخته سنگ های دیگر را، یکی پس از دیگری و پهلو به پهلو، به هم می ساید.
از نیروی این اصطکاک ها در سنگ ها، ارتعـاشی پدید می آید، ارتعاشی که ممکن است تا هزاران فرسنگ همچنان ادامه بیابد و در نتیجه زمین لرزه ایجاد کند. پس متوجه هستید که چگونه ارتعاش های ناشی از زمین لرزه نوعی حرکت موج مانند است که با سرعت های مختلفی در سراسر « لایه سنگی زمین » گردش می کند. از آن جا که این ارتعاش ها مسافت طولانی ای را می پیماید پس در نتیجه از تکان زلزله به تدریج کاسته می شود. از این رو، شما نمی توانید زلزله هایی را که در نقاط دوردست رخ داده عیناً در شهر خودتان هم حس کنید. زیرا لرزش زمین تا به شما برسد بسیار بسیار خفیف گردیده است.
اما دستگاه زلزله نگار قادر است که لرزش خفیف را گـرفته در روی کاغذی برای مان یادداشت کند.
دستگاه زلزله نگار بدین شکل درست شده است: بر فراز یک سنگ صاف یا لوحه ای، یک صفحه نمودار نصب می کنند، و آن را موازی زمین قرار می دهند. میله ای هم در میان آن فرو می کنند که از آن وزنه ای آویخته، و در انتهای وزنه نیز مدادی قرار گرفته است که می تواند هر گونه لرزشی را بر روی « نمودار » ترسیم کند.
حال وقتی که زمین لرزه ای رخ می دهد ، آن لوحه یا سنگ صاف که به زمین چسبیده، همراه با سطح زمین به لرزش در می آید. اما وزنه به دلیل آن که در هوا معلق است حرکتی نمی کند.
در نتیجه مداد متصل به وزنه، خطوطی را بر روی نمودار رقم می زند. البته چنین دستـگاهی را بسیار دقیق و حساس می سازند تا بتواند کوچکترین ارتعاش را ثبت بنماید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه زیردریایی در زیر آب می ماند؟

اساس علمی کار زیردریایی بسیار ساده است.
این که می بینید زیردریایی به اعماق آب فرو می رود یا از ته دریا بالا می آید، بر یک مبنای بسیار ساده درست شده است.
بیشتر زیردریایی های امروزی دارای دو بدنه می باشند:
ـ بدنه ی داخلی
- بدنه‌ ی خارجی
آن گاه، در میان این دو بدنه مخزن هایی به صورت « صدف » جای دارند که در آن ها آب یا هوا، برای سنگین یا سبک کردن وزن زیردریایی، پر می شود.
وقتی که زیردریایی، می خواهد در آب فرو رود؛ شیرهای بزرگ آن را باز می کنند، شیرهایی که به نام « کینگـستن » معروفند و در زیر مخزن ها قرار گرفته اند. بدین وسیله، آب وارد مخزن ها شده. در ضمن، هوای موجود در آن ها را از راه هواکش ها تخلیه می کند. این هوا کـش ها در بالای مخـزن ها قرارگرفته اند.
هنگامی که آب بدین گونه وارد مخزن ها شود،‌ زیردریایی هم سنگین می شود و به اعماق آب فرو می رود. سپس وقتی که بخواهد از ته دریا بالا بیاید نخست هواکش ها را می بندند و با دستگاهی هوا را چنان با فشار وارد مخزن ها می کنند که آب درون آن ها از شیرهای « کینگـستن » دوباره بیـرون رانـده می شود. در این هنگام زیر دریایی سبک می شود و می تواند که به راحتی سر از زیر آب بیرون بیاورد. برای فرو بردن زیر دریایی به زیر آب یا برعکس، از چند سکان که افقی بر بدنه اش چسبیده اند، استفاده می شود.
اما هنگام حرکت به پیش مانند یک کشتی معمولی فقط با یک سکان هدایت می شود. در زیردریایی، اتاقک های متعددی به وسیله ی کشیدن تیغه هایی عمود بر هم، درست کرده اند. برای ورود و یا خروج از آن ها انسان، باید از میان درهای کیپ و زود جفت شونده ای، بگذرد. این درها بسـیار سریع بسته می شوند و طوری ساخته شده اند که هرگز آب نمی تواند از آن ها به داخل نفوذ کند.
افزون بر این ها، زیردریایی به چند دریچه‌ ی نجات و ریه های اطمینان مجهز است تا به هنگام بروز خطر، بتوان از آن ها استفاده کرد.
آیا زیردریایی چشم هم دارد؟
آری، زیرا اگر نداشت پس ناخدا چگونه می توانست ازحوادث بیرون آب آگاه شود. چشم زیردریایی پریسکوپ نام دارد. آن دارای لوله ای دراز می باشد که در بدنه‌ زیردریایی جای داده شـده و به هنگام لزوم، طوری آن را در آب رها می کنند که سرش از سطح آب بیرون می آید.
سر « پریسکوپ » به چندین منشور مجهز است که به کمک آن ها شخصی که پایین لوله نشسته، خواهد توانست اشیایی را که بر سطح آب است، تماشا کند. با چرخاندن لوله « پریسکوپ » می توان افق دریا را زیر نظر گرفت.
زیر دریایی یک دستگاه گیرنده ی صدا هم دارد که صدای کشتی ها را از مسافت دور گرفته، در ضمن مکانشان را هم تعیین می کند. علاوه بر این، به رادار نیز مجهز می باشد تا در کشف اجسام شناور بر سطح آب به کار آید.
در 1951 فرمان ساختن نخستین زیردریایی اتمی جهان صادر گردید و سپس آن را در 21 ژوئیه 1955 به آب انداختند.
زیردریایی اتمی بیشتر از هر زیردریایی دیگری می تواند به اعماق آب فرو رود. این زیردریایی در عمق 250 متر، تا 40 هزار کیلومتر مسافت را می پیماید، بی آن که در این اثنا نیازی به لنـگر انـداختن داشته باشد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

رختشویی را چه کسی متداول کرد؟

هر کجا که بشر زندگی می کند «رخت شستن» یکی از مشکلات است که باید از عهده اش برآید. کمله «لاندری» یا لباسشوئی در اصل ریشه جالبی دارد. چون در زمان های قدیم رسم بوده که نوعی «اسطوغودوس» روی لباسها شسته می گذاشته اند تا آنها را معطر و خوشبخو کنند. کلمه فرانسه این اسطوخودوس، کلمه «لاواند» می باشد. بنابراین در آن زمان، به زن هائی که لباس می شسته اند، «لاواندیر» خطاب می کرده اند. بدین ترتیب کلمه «لاندری»، یعنی لباسشویی و «لاندرس» یعنی زن رختشوی و اتو کش از این کلمه فرانسه آمده اند.
در تمدن ابتدائی بشر، برای شستن لباس طریقه های متفاوتی به کار می رفته است. در نقوش روی مقبره های مصر باستان تصاویری وجود دارند که برده ها را در حال شستن لباس نشان می دهند. این برده ها در روی یک سنگ سیاهرنگ شیبدار مشغول شستن رخت بودند و آب هم توی آبشخوری که زیر میز قرار گرفته می ریزد.
در روم قدیم هم، چون البسه بیشتر از پشم بوده است، بنابراین طریقه ماهرانه ای برای شستن این نوع البسه لازم بوده تا از ریخت و اندازه نیفتند. به این علت رومی ها، البسه شان را به یک رختشوی خانه عمومی می فرستادند که در آنجا، همگی رختشوی ها مرد بوده و بنام «فولر» معروف بودند. این فولرها دو کار انجام می داده اند: اول این که لباس نو می بافتند، دوم البسه پوشیده را تمیز می کردند. بدین ترتیب که به وسیله نم زدن و فشردن پارچه های پشمی، لکه های چربی آنها را می گرفتند.
این «فولرها»، تا قرن ها هم به کار خود ادامه داده و حتی یک صنف «فولر» هم در انگلستان تشکیل شد. در آن موقع برای شستن لباس ها، با چوب زدن چرک لباس را پاک می کردند که در زمان های پیش از آن، این کار با لگدمالی لباس ها انجام می شده است! چندین قرن، روش شستن لباس در لباسشوئی های بریتانیا شبیه به همان روشی بوده که در روم و یونان قدیم، برای شستن لباس به کار می رفته است. یعنی لباس ها را فقط با آب و بدون به کار بردن صابون می شسته اند. چون در آن موقع صابون چیز خیلی گرانی بوده است. اما کار چوب زدن لباس ها کم کم جای خود را به ماشین داد یعنی به جای انسان، این زحمت را کشید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

رادار چیست؟

واژه ی «رادار» از حروف اول چند کلمه‌ ی انگلیسی به معنای آشکارسازی و فاصله یابی رادیویی درست شده است.
پس، رادار به دستگاهی می گویند که بتـواند وجـود چیزی را کشف و فاصله آن را نیز تعیین نماید. البته چنین کاری باید به وسیله امواج رادیویی انجام پذیرد تا بتوان نام آن دستگاه را رادار نهاد.
برای آشنایی با کار رادار بهتر است که آن را با یک چراغ قوه مقایسه کنیم.
مثلاً شما در جای تاریکی هستید و چراغ قوه ای هم در دست دارید. همین که آن را روشن می کنید می بینید امواج نور به صورت یک تابه، فضای تاریک را می شکافد و در جهتی متمرکز می شود که شما چراغ را به آن سو نگاه داشته اید. آیا می دانید در آن شب تار چه چیزی روی داده تا شما را قادر به دیدن کرده است؟
در زمانی کمتر از یک میلیونیم ثانیه، نور چراغ قوه شما به درخت یا جسم دیگری برخورد می کند، دوباره نور برمی گردد و به چشم شما می رسد. در این صورت شما قادر به دیدن آن ها می شوید. البته در آن منطقه درختان دیگر یا اجسام دیگری هم هستند، ولی چون تابه نور چراغ به آن ها نرسیده است، شما نمی توانید آن ها را هم ببینید. دستگاه رادار نیز عیناً همین گونه کار می کند، با این تفاوت که به جای « امواج نور » که از چراغ قوه بر می خیزد، از رادار امواج رادیویی پخش می گردد.
« امواج نور » را می توان با چشم دید، ولی « امواج رادیویی » نامرئی می باشند. موج نور و موج رادیویی هر دو از امواج برقاطیس به شمار می روند.
اختلاف امواج نور با امواج رادیویی، فقط در طول موجشان است. رادار امواج بسیار کوتاهی دارد که طولشان فقط به چند سانتی متر می رسد. از این رو آن ها را مایکرویو یعنی امواج بسیارکوتاه، می خوانند.
از آن جا که طول این دو نوع موج با هم فرق دارد؛ پس هر کدام به گونه ای خاص عمـل می کنند.
برای مثال، امواج رادیویی رادار از ابرهای نزدیک افق ما نیز عبور می کند، ولی امواج نور هرگز نه.
همچنین ما نمی توانیم با چشم، گوش یا سایر حواس خود و بدون به کار گرفتن دستـگاه خاصی امواج رادیویی را درک کنیم. اما نور را با چشم هم می توان دید. دانشمندان برای گرفتن امواج رادیویی به دستگاه مخصوصی نیاز دارند.
ضمناً با اندکی چرخاندن تابه رادار می توان وجود چیزهای دیگر را نیز که در اطراف آن جسـم قرار گرفته اند، دریافت.
زمان بازگـشت موج رادار با واحد یک میلیونیم ثانیه تعیین می شود. پس باید حساب کنیم و ببینیم که موج، پس از برخورد با جسم مورد نظر، در چه مدتی به سوی دستگاه رادار بازگشته است. با تعیین این مدت می توان فاصله ی مکانی آن جسم را نسبت به خودمان نیز محاسبه کنیم.
آیا به وسیله ی رادار می توان بزرگی یا کوچکی جسم را نیز تعیین کرد؟
بلی. زیرا هر چه جسم، بزرگ تر باشد؛ رادار امواج بیشتری را بازتاب می نماید. رادار در راهنمایی هواپیماها و کشتی ها نقش مهمی بازی می کند. به وسیله رادار است که هواپیما یا کشتی غول پیکری راه خود را در میان ابر و مه به خوبی می یابد و از برخورد با موانع خطرناک به موقع می گریزد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آلت شمارش اوقات را اولین بار چه کسی ساخت؟

وقتی صحبت از آلت شمارش وقت می شود، ما معمولاً منظورمان دستگاهی است که زمان را اندازه می گیرد. اما انسان مدت ها پیش از آنکه این دستگاه را اختراع کند وسایلی داشت که با آن زمان را اندازه می گرفت.
نخستین واحد اندازه گیری برای انسان از زمان برآمدن و فروریختن خورشید بود. دراز و کوتاه شدن سایه چوب و سنگ و درخت هم طریق دیگری بود که به شناسایی وقت و زمان به انسان کمک می کرد. حرکت کواکب آسمان نیز به منزله دستگاه عظیمی برای شناسایی وقت در نظر انسان به کار می رفت، به این معنی که انسان ملاحظه می کرد که با گذشتن پاسی از شب ستارگان مختلف طلوع می کردند.
مصریان قدیم، شب را به دوازده بخش از زمان تقسیم کرده بودند که تقسیم بندی مذکور به مناسبت طلوع دوازده ستاره بود. مصریان روز را هم به دوازده بخش تقسیم کرده بودند که روزهای 24 ساعته امروزی ما بر مبنای همان تقسیم بندی شب و روز مصریان قرار گرفته است. مصریان «ساعت های سایه ای» هم ساخته بودند که عبارت از قطعات چوبی بود با عقربه و همین ساعت های سایه ای یا ساعت های آفتابی بود که روز را به دوازده وقت تقسیم می نمود و نخستین ابزار وقت شمار به حساب می آمدند.
آلت دیگری که انسان برای تعیین وقت ساخت، اسبابی بود که با آتش و آب کار می کرد. بدین معنی که شمعی را گره دار درست می کردند و هر گره آن علامت زمان معینی بود و به تدریج که می سوخت گذشت زمان را معین می کرد .
طریق دیگر، آنکه طشتی را با سوراخ کوچکی در ته آن بر روی آب می گذاشت و به تدریج آب بالا آمده از طشت را پر می کرد و زیر آب می رفت و از روی این عمل گذشت زمان را تعیین می نمودند.
نزدیک به دو هزار سال پیش انسان، آلت دیگری برای تعیین وقت تعبیه کرد و آن ساعت شنی بود. این ساعات عبارت از دو طرف شیشه ای بود که با مجرای تنگی به هم متصل می شدند و شن از آن، به راحتی عبور می کرد. ظرف بالایی را با مقداری شن پر می کردند که یک ساعت طول می کشید تا از سوراخ تنگ به ظرف زیری بریزد و به این ترتیب ساعات روز را معین می کردند.
در حوالی سال 140 پیش از میلاد یونانیان و رومیان برای تکمیل ساعت آبی چرخ دندانه دار به کار بردند و آن بدین ترتیب بود که چوب پنبه را در ظرف می گذاشتند و به تدریج که آب در ظرف می ریخت چوب پنبه بالا می آمد. این چوب پنبه را با ریسمانی به چرخ دندانه دار وصل می کردند و چرخ، عقربه ای را که روی درجات ساعت شمار قرار داشت می گرداند و آن را از ساعتی به ساعت دیگر می چرخاند.
نخستین ساعت مکانیکی واقعی در هزار و چهار صد سال بعد ساخته شد. و آن چنین بود که ریسمانی را به دور قرقره ای می پیچیدند و در ته آن روزنه ای می آویختند. ریسمان به تدریج باز می شد و قرقره را به حرکت در می آورد و آن نیز به نوبه خود یک رشته چرخ دندانه دار یا دنده را حرکت می داد و با این حرکت عقربه ای که روی صفحه ساعت شمار قرار داشت به حرکت در می آمد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه کفـش می سازند؟

در کارخانه های جدید کفش سازی تقریباً همه کارها به وسیله ماشین انجام می گیرد. نخست رویه های کفش را آماده می کنند. سپس با ماشین مخصوصی به برش آستر و سایر قسمت های آن می پردازند.
در ضمن، ماشین های دیگری هم هست که با وارد کردن ضربه و به کار انداختن غلتک هایی، رویه و آستر را می کوبند خوب آن ها را صاف پرداخت می کنند. بعد سوراخ های بنکفش را نیز با فلز مخصوصی به وسیله ی ماشین دیگری کار می گذارند.
آن گاه رویه ها را به اتاق دوخت می برند، جایی که ماشین های دوخت، آماده اند تا آن ها را به آسترهایشان بدوزند. بعد، نوبت تهیه ی تخت کفش می رسد.
تخت کفش را از چرمی ضخیم می برند. برای تخت اول و پاشنه، ورق های نازک تر چرم را برداشته، به ماشین می دهند تا در اندازه های مورد نظر ببرد و شکل دهد.
برای چسباندن رویه به تخت کفش از قالب های چوبی استفاده می کنند. این قالب ها را به شکل پا و در اندازه های گوناگون تراشـیده اند. در این مرحله باز ماشین های دیگری به کار می افتد، رویه کفش ها را روی قالب های چوبی کشیده، گرداگرد آن ها را نیز به تخت هایشان می چسبانند.
پس از این مرحله، نوبت به وصل کردن پاشنه ها می رسد. پاشنه ها از سوار کردن چنـد لایه چرمی بر روی هم درست و آماده شده اند.
در آخرین مرحله، باید کفش ها را پرداخت کنند و با ماشین چاپ نیز علامت تجارتی را بر گوشه ای از آن نقش زنند.
رویه ی کفـش از پوست حیوانات گوناگونی درست می شود: از پوست خوک آبی، شتر مرغ و خزندگان گرفته تا پوست گوساله و بزغاله، و حتی گاهی آن را از پارچه درست می کنند.
برای تخت کفش چرم های ضخیم تری به کار می رود. پاشنه‌ کفش ممکن است از چرم باشد و یا از جنس کائـوچـو.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٦/٢۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

اولین « بازار مکاره » دنیا چه موقع به وجود آمد؟

وقتی عبارت «بازار مکاره» را به کار می بریم، در حقیقت مقصودمان یک نوع «نمایش» است. بازار مکاره یکی از قدیمی ترین و متداول ترین معنی فروش و تجارت کالاهاست. این نمایش کالاها یعنی همان تشکیل بازار مکاره غیر از جنبه معامله و فروش کالاها، برای یک مقصود دیگر هم است. یعنی این نمایش ها در واقع برای نشان دادن پیشرفت های صنعتی و هنری یک ناحیه بخصوص یا یک دوره و عصر معینی هم می باشد.
اولین نمایش کالا یا اولین بازار مکاره جهانی «نمایشگاه بزرگ کارهای دستی همه ملل» بود که در «هایدپارک » لندن در سال 1851 تشکیل گردید.
این نمایشگاه در یک بنای عظیم به نام «کریستال پالاس» یا قصر بلور ترتیب یافته بود. ساختمان این نمایشگاه ثابت و دائمی از آهن و شیشه درست شده بود. که بیشتر شبیه یک گلخانه عظیم بود. ولی متاسفانه این بنای جالب در سال 1936، بر اثر یک حادثه آتش سوزی، از بین رفت.
اولین نمایشگاه بین المللی ایالات متحده هم در نیویورک بود که در سال 1853 بر پا شد. ولی با وجود این که 5000 صاحب کالا در این نمایشگاه شرکت کرده بودند، که در حدود نیمی از این عده از 23 کشور خارجی بودند، این نمایشگاه یا بازار مکاره چندان موفقیتی به دست نیاورد.
اولین نمایشگاه بزرگ ایالات متحده «سنتنیال» در فیلادلفیا و پنسیلوانیا، به سال 1876 بود، که به خاطر یاد بود صدمین سالگرد امضای «اعلامیه استقبلال» برگزار شد. و در این نمایشگاه بود که برای اولین بار، هزاران نفر از مردم، از تولیدات و محصولات تمام ملت که در این نمایشگاه گرد آمده بود، بازدید کردند. مثلاً مخترع معروف «الکساندر گراهام بل» اختراع خود یعنی «تلفن» را برای اولین بار در این نمایشگاه، به معرض بازدید عموم گذاشت.
سایر نمایشگاه های معروف، عبارتند از «فستیوال بریتانیا» که در سال 1915 به خاطر برگزاری جشن سالگرد «نمایشگاه بزرگ انگلیس » در سال 1851، تشکیل شد. بالاخره یکی از نمونه های بسیار جالب و موفقیت آمیز این نوع نمایشگاه ها، اگر یادتان باشد، همان نمایشگاه معروف «اکسپو 67» بود که در کانادا تشکیل گردید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٦/٢۸   |    نظرات []   |    لینک ثابت

طلا چه موقع کشف شد؟

طلا تقریباً یکی از اولین فلزاتی است که بشر شناخت. یکی از دلایل این نظریه آن است که گاهی این فلز به صورت خالص یعنی بدون این که با فلزات دیگر یا سنگ و این قبیل چیزها آمیخته باشد، هم پیدا می شود. احتمالاً این فلز ابتدا به خاطر رنگ زرد کمرنگ و برق مخصوصش، توجه بشر اولیه را به خود جلب کرده است. البته دقیقاً معلوم نیست که این کشف چه موقع اتفاق افتاده است. چون، آنقدر این زمان به عقب بر می گردد که در تاریخ ثبت نشده است.
بعضی از اولین سوابق مربوط به این فلز، که در تاریخ ثبت شده مربوط به همان خزائن و گنج های پادشاهان اروپائی می باشد که بعضی از آنها به 55000 سال پیش بر می گردد. سوابق بعدی به آشوری ها مربوط می شود که در 2470 سال قبل از میلاد می زیسته اند و با غلبه بر کشورهای همسایه طلاهایشان را ضبط کردند.
پادشاهان روم و یونان هم خیلی به طلا علاقه داشتند و تا جائی که می توانستند، یا به وسیله تسخیر کشورهای دیگر و یا وادار نمودن برده ها به این که در معادن طلا کار بکنند، این فلز قیمتی را به خزائن خود می افزودند.
در قرون وسطی، مردم آنقدر حرص داشتن طلا را پیدا کرده بودند که دائماً سعی می کردند راهی بیابند تا از فلزات دیگر طلا بسازند. یعنی به کیمیاگری روی آوردند. ولی هر چه فلزات مختلف را ذوب و چیزهای مختلفی را آزمایش کردند، نتیجه ای عایدشان نشد یعنی به طلا نرسیدند.
با وجود این مردم برای به دست آوردن هر چه بیشتر طلا باز هم مایوس نشده و به شیوه های دیگری توسل جستند. مثلاً دولت اسپانیا، عده ای را مأمور کرد تا برای کشف طلا به نقاط مختلف دنیا سفر کنند. همیشه کشف طلا، در هر نقطه از دنیا باشد، باعث هجوم و اجتماع عده زیادی به آن محل شده است. موقعی که در سال 1848 طلا در کالیفرنیا کشف شد، یورش معروف سال 49 را که به «گولدراش» معروف شد به دنبال خود آورد. عیناً همین یورش هنگام کشف طلا در سال 1851، در استرالیا تکرار گردید و یا در کلمبیای انگلیس در سال 1856 و یا در آفریقای جنوبی به سال 1886 و بالاخره در سرزمین آلاسکا به سال 1896.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه ضبـط صـوت صدا را ضبط می کند؟

از 1877 که توماس ادیسون نخستین دستگاه ضبط صدا، یعنی گرامافون، را اختراع کرد، پیوسته پیشرفت های مهمی در این زمینه پدید آمد. ما اکنون خود می بینیم که صنعت ضبط و پخش صوت با چه سرعتی راه تکامل را می پیماید و ما را از مزایای خود بهره مند می سازد.
ضبط صوت یکی ازمهم ترین دستگاه هایی است که در این زمینه پدید آمده است. اما بیشتر مردم از نقش آن آگاهی ندارند.
ضبط صوت به یک یا چند « میـکروفن » مجهـز است و صدا را بر روی نوار مخصـوصی به نام « نوار مغناطیسی » ضبط می کند.
شیوه کار ضبط صوت بدین گونه است که نخست، صدا را به علایم برقی تبدیل می کند.
سپس این علایم به صورت ذراتی بر روی نوار مغناطیسی، پشت سر هم، قرار می گیرند.
برای باز شنـیدن صدایی که این گونه ضبط شده، دوباره همان نوار را در ضبط صوت به گردش در می آوریم تا ذرات مغناطیسه بار دیگر همان علایم برقی را به دستگاه پس بدهند، و مجدداً تبدیل به صدا شوند.
یکی از امتیازهای نوار، نسبت به صفحه گرامافون، این است که می توان آن را تصحیح کرد. یعنی آن قسمت از نوار را که بد ضبط شده و یا اصلاً می خواهیم حذفش کنیم، به آسانی با بریدن قسمتی از آن، امکان پذیر است. همچنین می توان نوار جدیدی را به جای نوار حذف شده نهاد و یا نواری را به نوار دیگر وصل کرد.
در اوایل نمی شد که نوار پر شده را در ضبط بگذارند و مستقیماً از آن صدا را بشنوند. بلکه لازم بود که صدا را به روی یک صفحه‌ گرامافون منتقل کنند. برای این کار، صدایی که قبلاً بر روی نوار پر شده بود، سوزنی را به ارتعاش می انداخت و سوزن هم شیارهایی روی یک صفحه نرم لاکی، پـدید می آورد.
صفحه ای که بدین گونه پر می شد صفحه‌ مادر بود که بعداً از روی آن صفحه های متعدد دیگری را چاپ می کردند. این کار نیز به کمک حرارت بخار و فشار، صورت می گرفت. اما با پیشرفت صنعت، نوار ضبط صوت، بدون نیاز به پر کردن صفحه، مستقیماً قابل استفاده گردید. البته چنین پیشرفتی خیلی هم آسان به دست نیامد.
در ابتدا، قرقره های سیـمی، کار نوار ضـبط صـوت را می کرد. سپس نوارهای فلزی اختراع شد که نتیجه نسبتاً خوبی در بر داشت. آن گاه چون متفقین در جنگ جهانی دوم، آلمان را اشغال کردند، دیدند که در ایستگاه های سخن پراکنی این کشور نوعی ضبط صوت بسیارجالب، وجود دارد که با نوارهای پلاستیکی کار می کند.
از این جا مردم دیگر نقاط دنیا نیز پی بردند که چگونه می توان از پلاستیک نوار مغناطیـسی برای ضبط صوت، تولید کرد. بدین گونه تحولی جدید و بزرگ در این زمینه رخ داد.
همان گونه که برایتان گفتیم، شیوه‌ ضبط کردن صدا در ضبط صوت این چنین است که علایم برقی به صورت ذرات فلزی روی نوار مغناطیسی پشت سر هم مرتب می گردند. پس می توان یک نوار را ده ها بار مورد استفاده قرار داد بی آن که خش بر دارد و یا آن که حالت خود را از دست بدهد.
صدای ضبط شده را می توان به آسانی از روی نوار پاک کرد، بدین گونه که ترتیب ذرات مغناطیسی آن را بر هم می زنیم و از نو آن را برای ضبط صدایی دیگر آماده می کنیم.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

فولاد زنگ نزن چیست؟

فولاد یکی از مهم ترین آلیاژها است. همه ساله میلیون ها تن از آن در جهان تولید می شود. این فلز مصـرف های بسیار گوناگونی دارد. از لوازم آشپزخانه گرفته تا ریل های سنگین راه آهن، همه را از فولاد می سازند.
آلیاژ فولاد از آمیختن « کربن » با « آهن » درست می شود. اما فولاد زنگ نزن یکی از مهم ترین انواع آلیاژ فولاد می باشد.
کشف این آلیاژ جدید، بدین گونه رخ داد که روزی دانشمندان متوجه شدند که اگر بر فولاد، حدود 10 تا 20 درصد فلز « کُرُم » و اندکی « نیکل » بیفزایند، فولادی به دست می آید که در برابر اکسایش و زنگ زدگی و حمله اسیدها، مقاومت خواهد کرد.
پس فولاد زنگ نزن همان فولاد معمولی است که مقداری کرم و گاهی نیز اندکی نیکل بر آن افزوده اند.
مصارف فولاد زنگ نزن بسیار است. ما در زندگی روزانه ی خود با صدها جنس سر و کار داریم که همه از فولاد زنگ نزن، ساخـته شده اند. مانند: چاقو، دستگیره ی در، سر چوگان گلف، لوازم برقی، وسایل ماهی گیری و بسیاری از چیزهای دیگر. فولاد زنگ نزن بسیار خوب صـیقل می خورد و براق می شود. از این رو، می توان از آن به جای آینه و نورافکن نیز استفاده کرد.
در جایی که آینه شیشه ای، در معرض شکستن باشد به جایش فولاد زنگ نزن را همچون آینه، قرار می دهند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

دستگاه پستی چگونه آغاز شد؟

حتماً فکر می کنید که این یک موضوع کاملاً طبیعی است که دولت عهده دار تحویل نامه ها و بسته های پستی مردم باشد. ولی بد نیست که بدانید که شکل انجام این خدمت به وسیله دولت ها بسیار بسیار کند، توسعه یافته است.
در دوران باستانی، در ایران و روم، دولت عهده دار ترتیب ارسال و تحویل پیک ها بود. اما این موضوع فقط در خدمت مقامات دولتی بود. در قرون وسطی، اتحادیه ها و اصناف و بعضی از دانشگاه ها هم، سرویس پستی خیلی محدود فقط برای اعضای خود برقرار کرده بودند.
ولی تازه در قرن شانزدهم بود که دولت خدمت پستی مرتب را آغاز کرد. البته در ان زمان سه دلیل اصلی برای این کار وجود داشت. دلیل اول این بود که دولت شخصاً بتواند مکاتبات مشکوک را تفتیش و بازرسی کند.
دلیل دوم، ایجاد درآمدی برای صندوق دولت و بالاخره دلیل سوم، تأمین خدمتی برای مدرم بود. ولی امروزه، فقط دلیل آخری، یعنی خدمت به مردم، تنها دلیل تقبّل خدمات پستی از طرف دولت است.
«هنری هشتم» یک سرویس پستی دولتی در انگلستان داشته است که بعداً با وضع مقرراتی جدید وسعت داده شد. در سال 1609 هیچکس اجازه نداشت که شخصاً کار پست نامه ها را انجام دهد، مگر پستچی هائی که از طرف دولت مجاز به کار بودند، یعنی پست در انحصار دولت بود اما در سال 1680، یک تاجر انگلیسی رأساً یک سرویس پستی به نام «پنی پست» را برای لندن و حومه آن ایجاد کرده و اتفاقاً این روش خیلی هم موفقیت آمیز بود، به طوری که دولت خود، رأساً این کار را تحویل گرفته و تا سال 1801هم ان را ادامه داد.
تا این که بالاخره در سال 1840، اصلاً تمام دستگاه پستی به کلی دستخوش تغییر و تحول شد، تمبر پستی عرضه گردیده و نرخ ها برای مسافت های مختلف در داخل کشور یکسان تعیین شد ( فقط مقدار تمبر، بسته به وزن نامه یا بسته پستی تغییر می کرد). بعد از ان تمام کشورهای دنیا روش پستی انگلیس را نمونه قرار داده و از آن پیروی کردند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آلومینیوم چیست؟

آلومینیوم فلزی است که در طبیعت بسیار فراوان یافت می شود. درحدود 8 درصد از پوسته زمین از آلومینیوم ساخته شده است.
اشکال کار درباره‌ ی آلومینیوم آن است که این فلز هرگز به صورت آزاد در طبـیعت وجود ندارد. بلکه همواره با مواد گوناگون دیگر همراه است. بخشی از بسیاری سنگ ها و خاک ها، از آلومینیوم درست شده است.
در گذشته دانشمندان، پیوسته به چاره اندیشی این مشکل پرداخته بودند که چه کار کنند تا بتوانند آلومینیوم را ارزان و به مقدار فراوان در اختیار بگیرند؟ سرانجام در روز 23 فوریه 1886 یک شیمی دان جوان به نام چارلز مارتین هال که فقط 22 سال داشت، موفق به حل این مشکل گردید و عصر جدیدی به نام عصر آلومینیوم در تاریخ علم گشود.
کاری که این جوان کرد آن بود که فلزی به نام کریولیت را گداخت. کریولیت مقداری آلومینیوم در بر داشت. پس از گداختن، آن را با آلومین ( یعنی اکسید آلومینیوم ) در هم بیامیخت و جریان برق را از میانش عبور داد. در این حال، دید که با گذشت اندک زمانی، دانه های آلومینیوم به طور جدا و مستقل آشکار شده، در اختیارش قرار گرفتند. این بود نخستین کاری که برای تهیه‌ آلومینیوم انجام گردید. آلومینـیوم فلزی است به رنگ سفید نقره ای،براق وحدودیک سوم وزن آهن.آن را می توان به شکل مفتول های بسیار باریکی – حتی به باریکی موی بدن انسان – در آورد. همچنین می توان از این فلز، ورقه های بسیار نازکی ساخت که گاهی نازکیش از یک ورق کاغذ هم کمتر می باشد. برخی از اسـیدها به این فلز آسیب وارد می آورند. ولی با این وصف، در شـرایط عادی، آلومینیوم آسیب پذیر است. اگر آلومینیوم را با برخی از فلزات بیامیزند، از آن آلیاژهایی به دست می آورند که از خود آلومینیوم سخت تر، محکم تر و با دوام تر می باشد.
مصرف مهم آلومینیوم در قسمت لوازم آشپزخانه آغاز شد. زیرا یکی از نخستین چیزهایی که با این فلز ساختـند، قوری بود. ظرف های آلومیـنیومی برای پختن غذا بسیار مناسبند، زیرا حرارت را به آسانی انتقال می دهند و در ضمن، شستن و تمیز کردن آن ها نیز بسیار آسان است.
سبک وزنی آلومینیوم، انگـیزه ی مصـرف گسترده ی این فلز گردیده است. از سیم برق گرفته تا موتـور اتومبیل، اجناس بسیار گوناگونی از آلومینیوم می سازند. یکی از مهم ترین فواید این فلز در عصر حاضر کمک به فن هواپیما سازی است. بدنه، بال و ملخ های هواپیما را از آلومینیوم می سازند.
امروزه حتی در ساخت موتورهای نیرومند قطار از آلیاژهای آلومینیوم استفاده می کنند. خلاصه ما هرچه به پیش می رویم، همه ساله مصرف های جدیدتری برای آلومینیوم می یابیم. آلومینیوم را حتی به صورت گرد در می آورند و با آمیختن به برخی روغن ها، از آن رنگ، به دست می آورند. کاغذهای آلومینیومی را هم بسیار دیده ایم که در آن ها پنیر، سوپ و یا سیگار را بسته بندی می کنند. بسیاری از لوله های خمیر دندان و خمیر ریش نیز از جنس آلومینیوم است. حالا می بینید که پای این فلز به همه جای زندگی مان باز شده است. به طوری که از آن حتی صندلی، میز، در و لوازم ساختمانی، رادیو و ماشین رختشویی هم درست می کنند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه قند و شکر تهیه می کنند؟

قنـد یکی از قدیمی ترین فرآورده هایی است که بشـر توانسـته آن را از طبیعت به دست آورد.
هزاران سال پیش، مردم هندوستان طرز تهیه ی قند از نیشکر را کشف کردند. اما اروپاییان هرگز چیزی به نام قند نمی شناختند، تا آن که در جریان جنگ های صلیبی به وسیله ی عرب ها به وجود آن پی بردند.
در آغاز، قنـد بسـیار کمیاب بود و حتی به عنوان دارو مصرف می شد. اما امروزه از خوراکی های ارزان قیمت به شمار می رود. در ایالات متحده ی امریکا مصرف سالانه هر شخصی حدود 50 کیلو است.
وقتی که ما می گوییم « قند »، مقصودمان از این واژه بیش از صـد نوع ماده شیرین مزه است که به لحاظ ترکیب شیمیایی، همه یکسانند.
یعنی آن که همه شان از سه عنصر زیر پدید آمده اند:
1 – کربن
2 – ئیدروژن
3 – اکسیژن
مقدار « کربن » ممکن است تغییر یابد، ولی « ئیدروژن » و « اکسیژن » همیشه باید به نسبت دو بر یک باشند. از این رو، قند نوعی ئیدرات کربن به شمار می رود.
گیاهان نیز برای مصـرف خود قند می سازند. آن را در خود ذخیره کرده، بعد به تدریج برای درست کردن الیاف، دانه و مواد لازم برای رشد خود به مصرف می رسانند.
قند در وجود انسان حرارت و نیرو تولید می کندوسبب رشداو نیز می گردد.
قند انواع گوناگونی دارد و قندی از منبع خاصی پدید می آید.
لاکتوز قند شیر است و کودک آن را به همراه شیر وارد بدن خود می کند.
فروکتوز قندی است که ما از میوه ها به دست می آوریم.
گلوکز قندی است که از سبزیجات، حبوبات و از سیب زمینی به دست می آید.
اما ساکارز متداول ترین قندی است که ما مصرف می کنیم و از چغندر یا نیشکر تهیه می شود. نیشکر به تیره « گندمیان » تعلق دارد.
نیشکر در آب و هوای گرم و مرطوب در مناطق گرمسیری یا حوالی آن به عمل می آید. گاهی بلندی نیشکر به 6 متر می رسد.
ساقه های نیشکر را می بُرند، سپس آن ها را تمیز کرده به کارخانه های تصفیه‌ شکر می برند. در آن جا ساقه ها را خوب می شـویند و بعد، ریز ریز خـردشان کرده از لای غلتک های بسیار سنگینی عبـورشان می دهند. آن گاه بر اثر فشار، مایعی از چلاندن نیشکرها به دست می آید. این مایع به رنگ سبز یا خاکستری تیره بوده حالت اسیدی دارد.
آن گاه، برای تصفیه کردن این مایع و گرفتن مواد زایدش، مواد شیمیایی مخصوصی برآن می افزایند.
شیره ی تمیز و پالایش یافته ای که از آن به دست می آید به درون تغارهای خلأ، رهسپار می گردد. در آن جا بر اثر تبخیر، به صورت مایع غلیظی در می آید.
اکنون این مایع، مخلوطی از بلورهای شکر و ملاس یعنی « شیره قند » است که باید آن را از استوانه هایی عبور داد تا شیره قندش جدا شود و فقط شکر قهوه ای رنگ و خامی از آن باقی بماند.
البته کار در همین جا پایان نمی گیرد. بلکه تازه، آن شکر خام را به تصفـیه خانه می برند. در آن جا ذوبش کرده به وسیله ی مواد شیمیایی نیز تصفیه اش می کنند تا سرانجام به صورت ذرات شکر تصفیه شده در دسترس ما قرار می گیرد.
پس در این مرحله است که ما شکر خالص و سفیدی به دست آورده ایم. سپس می توان آن را هم به اشکال گوناگونی مانند حبه، گرد و یا کلوخه در آورد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٥   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چه چیزی در بمب اتمی نهفته است؟

تا کنون حتماً درباره بمب اتمی چیزهای بسیاری شنیده اید. مردم در سراسر جهان از خطر این بمب بسی نگرانند. ولی بیشتر ما نمی دانیم که یک بمب اتمی چگونه کار می کند. هرچند که این بمب ساختمانی پیچیده دارد و لازم است برای شناختنش اطلاعات فنی داشته باشیم ولی در عین حال می کوشیم تا با بیانی ساده آن را برایتان معرفی کنیم.
برخی از عناصر در طبیعت رادیو اکتیو هستند. یعنی چون آن ها را بشکافند مقداری انرژی از درون خود به اطراف می پراکنند .
از 1939 عنصری کشف گردیده که می تواند انرژی بسیار فراوانی از دورن خود، پخش کند.
این عنصر هم جای اورانیوم است که اورانیوم 235 خوانده می شود. هم جا یا ایزوتوپ یعنی شکلی از اشکال یک عنصر.
اگر اورانیوم 235 را به وسیله نوترون ها بمباران کنند، به مقدار سر سام آوری انرژی از هسته اتم به همراه چند نوترون رها می گردد. این موضوع بسیار قابل اهمیت است. زیرا می توان با نوترون های رها شده باز هم اتم های بیشتری از اورانیوم 235 را شکافت و در نتیجه انرژی فراوان تر و نوترون های بیشتری به دست آورد. این عمل را می توان پیوسته تکرار کرد، چندان که بتوان چنین عکس العملی را از مقدار زیادی اورانیوم به دست آورد؛ تا از آن انرژی بی کرانی حاصل شود. در این هنگام انفجاری رخ خواهد داد و این خود در واقع یک بمب اتمی به شمار می رود بنابر این، هر گاه بخواهیم یک بمب اتمی بسازیم، نخست باید محفظه ای حاوی 28 گرم اورانیوم در اختیار داشته باشیم. اورانیوم 235، عنصری رادیواکتیو است و به خودی خود قابل شکافتن می باشد. یعنی گه گاه هسته یکی از اتم هایش می شکافد و چند نوترون از آن بیرون می جهد. این نوترون های رها شده نیز با اتم های دیگر اورانیوم 235 برخورد می کنند و باعث انفجـار می شوند. اتم در واقع یک فضای تو خالی به شمار می رود، نوترون های گریزان شانس زیادی برای برخورد کردن با هسته آن را ندارند، مگر آن که مقدار کافی اورانیوم در اختیار داشته باشیم تا مطمئن شویم که حتماً نوترون ها به هسته یکی از اتم ها برخورد می کنند.
هر انفجاری که رخ بدهد دست کم انفجار دیگری را می زاید و از این رو بیشتر اتم ها، انفجار یافته به صورت یک بمب در برابرمان ظاهر می شوند.
برای جلوگیری از انفجار نا به هنگام بمب اتمی، مواد آن را جدا از هم نگاه می داریم و سپس به هنگام انفجار، همه را کنار هم قرار می دهیم. البته با ساختمان بسیار پیچیده و دقیقی که بمب اتمی دارد همه این کارها را به موقع خود انجام می دهد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٥   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه صابون بدن ما را تمیز می کند؟

آیا می دانید چه فرقی میان یک رومیزی کثیف که جوهر رویش ریخته و دست خود شما که پس از مشق نوشتن به جوهر آلوده گشته است، وجود دارد؟
فرق رومیزی با دست ما این است که وقتی رومیزی جوهری می شود عملاً غیر ممکن است آن را کاملاً بزداییم، ولی دست خود را می توانیم با صابون و مسواک، حسابی تمیز گردانیم.
آیا می دانید که چرا دستمان را می توانیم این گونه خوب تمیز کنیم، ولی رومیزی را نه؟
دلیل این اختلاف آن است که چون ما دست خود را می شوییم، لایه ای از سلول های ریز و شاخی آن را زدوده، به دور می ریزیم. آخر مگر نمی دانید که در سطح پوست ما هرگز رگی وجود ندارد، بلکه 30 لایه نازک از سلول های شاخی بر روی هم قرار گرفته اند.
همین که ما، یکی از این لایه ها را با شستشو از بدن جدا می سازیم، بی درنگ لایه جدیدی از زیر می روید و جایش را پر می کند. پس تعداد این 30 لایه همیشه در سطح پوست ما ثابت باقی می ماند.
بنابراین، بر اثر شستن پوست بدن، لایه ای از روی آن زدوده می گردد. حال اگر بدنمان آن قدر کثیف باشد که با شستشوی ساده نتوان چرک را بر طرف کرد باید با مسواک یا کیسه‌ زبر این کار را انجام داد.
حالا ببینیم چرا ما به صابون نیز نیازمندیم؟
دلیلش این است که در سطح پوست مقداری مواد چربی گسترده شده که با چرک مخلوط می شود و دو تایی سوراخ های ریز پوست را پر می کنند. صابون با حباب هایی که بر سطح پوست ایجاد می کند، ذرات چرک را که در این سوراخ ها گیر کرده بیرون می کشد. صابون لایه‌ چربی را می زداید و در نتیجه پوست را پاک و تمیز می گرداند.
با توجه به تاریخ طولانی بشر، استفاده از صابون را می توان ابتکار نسبتاً جدیدی دانست. یونانیان و رومیان قدیم مراقب تمیزی پوست خود بودند ولی هرگز با صابون آشنایی نداشتند. آنان به وسیله‌ ماساژ و حمام بخار، چرک می گرفتند و بدن خود را تمیز می کردند.
در قرون وسطا مردم، کمتر به نظافت و پاکی اندام خود علاقه مند بودند. در دربار مشهور کاترین دو مدیسی هرگز اتاقی برای نظافت وجود نداشت ولی در هر 6 ماه، نود بار خانه تکانی می کردند. حتی کاخ افسانه ای ورسای در فرانسه که با آن شکوه ساخته شده فقط یک حمام داشت و ضمناً در محوطه باغش هم یک وان نهاده بودند که چون کسی از آن استفاده نمی کرد آن را بعداً به حوض و فواره تبدیل کردند.
در روزگار قدیم مردمی که به نظافت بدن خود اهمیت می دادند به جای شستشوی آن، عطر به خود می مالیدند.

 

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٥   |    نظرات []   |    لینک ثابت

سنجاق از کجا آمده است؟

وقتی انسان به میلیون ها شیئی که به وسیله سنجاق به یکدیگر متصل می شوند، فکر می کند، تازه متوجه می شود که اگر این چیز کوچولو، یعنی سنجاق نبود، بشر چه کار می کرد! خوب کاملاً معلوم است که خیلی کارش سخت تر می شد.
بنابراین، این وسیله که از یک ماده یا موادی چند ساخته می شد، از ابتدائی ترین زمان ها مورد استفاده بشر بوده است.
اولین شکل یک سنجاق احتمالاً یک خار بوده است. در حقیقت کلمه «پین » یا سنجاق شبیه لغت لاتین برای خار یعنی «سپینا» می باشد.
بعد از آن، بشر یاد گرفت که این وسیله را چطور از موادی مانند استخوان ماهی، یا استخوان حیوانات بسازد. در دوران ما قبل از تاریخ، بشر عهد حجر، سنجاق را با برنز درست می کرده است.
موضوع تعجب آور این است که سنجاق قفلی، یا چیزی شبیه به آن، در اروپا نزدیک به «عصر برنز»، حدود هزار سال قبل از میلاد، به کار رفت است. این نوع سنجاق ها که خیلی نازک بودند از برنز ساخته می شدند.
در اروپا، در زمان های پیشین، سنجاق بیشتر جنبه تزئینی داشته تا جنبه مصرف در خیاطی و این نوع کارها، و در اواخر قرن پانزدهم بود که آن نوع سنجاقی که امروزه ما می شناسیم ساخته شد. بعداً وقتی ارزش سنجاق معلوم گردید، آن قدر این وسیله ارج و قیمت پیدا کرد که مثلاً یک مجموعه سنجاق به عنوان هدیه سال نو با ارزشی محسوب می شد و بعضی اوقات هم به جای دادن این سنجاق ها به عنوان عیدی، معادل آن پول می دادند. بنابراین اصطلاح «پول سنجاقی» از این جا ناشی شده است.
اولین ملتی که سنجاق را به شکل جدید و امروزی آن، ساخت؛ کشور فرانسه بود. این وسیله ضمناً یکی از صادرات فرانسه به انگلیس را هم تشکیل می داد. در سال 1775 هم، «کنگره قاره‌ای» در مستعمرات آمریکائی، جایزه ای برای اولین 25 دوجین سنجاق داخلی که قادر به برابری با کیفیت سنجاق های انگلستان باشد، تعیین کرد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چیـنی چیست؟

چینی ظریف ترین و گرانبهاترین سفالینه به شمار می رود. چینی دارای این امتیازها است: شیشه مانند و ترد است، در ضمن محکم و قابل استفاده می باشد، و از همه بالاتر آن که نیم شفاف است. پس اگر ظرفی را نیم شفاف نیافتید یقین بدانید که آن هرگز چینی نمی باشد.
واژه انگلیسی چینی از واژه ایتالیایی «پرسلانا» گرفته شده که بر نوعی صدف دریایی اطلاق می شود.
اجزای اصلی چینی عبارتند از دو ماده معدنی به نام:
1 - کائولن، که خاک رس بسیار خالص و سفیدی است.
2 - فلدسپار
علت آن که به این نوع ظرف ها « چینی » می گویند آن است که قرن ها پیش، نخست مردم چین بودند که این مواد را پیدا کردند و ظرف های چینی را به عمل آوردند.
برخی گفته اند که حـدود 200 سال پیش از میلاد مسیح ظرف های چینی در کشور چین رواج پیدا کرده بود.
قرن ها از آن روزگار بگذشت و هنوز کسی در جهان از راز چینیان آگاه نبود. چه، آنان نمی گذاشتند کسی به اسرار هنرشان پی ببرند.
سپس اشیای چینی مربوط به خاندان سلطنتی مینگ، ساخته‌ قرن 14، به کشورهای مغرب زمین راه یافت. عرب ها نیز دشت های آسیا را در نوردیدند و ظرف های چینی را به کشور خود به ارمغان آوردند.
و بالاخره جهانگردان پرتغالی نیز در قرن 16 به سرزمین چین رفتند و هنگام بازگشت اشیای گران بهای چینی را با خود سوغات آوردند.
در اروپا، ملکه ی الیزابت یکی از نخستین ستایشگران ظرف های چینی بود. وی دو فنجان بسیار گرانبها داشت، یکی سفید و دیگری سبز. « شرکت هند شرقی » در انگلستان چینی وارد می کرد و در قرن 17 بر میزان واردات خود بیفزود.
پیش از آن که انگلیسی ها با چینی آشنا شوند، خود ظرف های سفالی زمختی می ساختند. بعد سفال گران آن کشور به تقـلید از چینیان پرداخـته، سفالیـنه های خود را به طرح ظرف های چینی درآوردند. از آن پس اینان نیز، نام ظرف های سفالی خود را چینی نهادند. امروزه در انگلستان و امریکا چینی در انواع بسیار گوناگونی ساخته می شود.
انگلستان، آلمان و فرانسه، چینی های بسیار ظریفی می سازند که برای کلکسیونرها بسی جالب می نماید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه بومرنگ به سوی ما باز می گردد؟

یکی از اسلحه های قدیمی و عجیبی که تا کنون بشر ساخته بومرنگ است. واژه ی « بومرنگ » از قبیله ای در « ویلز جنوبی جدید » به یادگار مانده که مردم آن جا از روزگار قدیم این اسلحه را به همین نام می خواندند.
گرچه بومرنگ چیزی بیش از یک چماق سر کج نیست، ولی سال ها علم را دچار معما ساخته بود. کسی نمی دانست چرا و چگونه وقتی که آن پرتاب می شود این گونه در هوا چرخ می خورد.
اسلحه بومرنگ را قبایل وحشی استرالیا، شمال شرقی افریقا و جنوب هندوستان و نیز سرخ پوستان « هوپی » در آریزونا، به کار می بردند.
بومرنگ، بر دو نوع است:
1 - بومرنگی که باز می گردد.
2 - بومرنگی که باز نمی گردد.
بومرنگی که باز نمی گردد شکلش تقریباً راست بوده، وزنش هم سبکتر از بومرنگ نوع اول است.
این نوع بومرنگ اسلحه کشنده ای است و می گویند بومیان با پرتاب آن می توانند حیوان کوچکی را از وسط دو نیم کنند.
اما بومرنگی که باز می گردد همان است که در جهان بیشتر شناخته شده. بومیان استرالیا بیشتر آن را اسباب بازی می دانند نه یک اسلحه جدی. البته گاهی با پرتاب آن پرندگان کوچک را می کشند.
این نوع بومرنگ از چوب سفتی ساخته می شود. شکلش خمیده است، به طوری که زاویه ای بین 90 تا 120 درجه تشکیل می دهد. یک طرف آن صاف و پهن است ولی طرف دیگرش را کوژ ساخته اند.
بازوان شخص پرتاب کننده، بر خلاف جهت یکدیگر، خیلی کم خم می شوند به طوری که نسبت به سطح هموار فرضی که از مرکز بومرنگ امتداد می یابد باید فقط حدود 2 درجه فاصله داشته باشد. آنگاه بر اثر فشار هوایی که بر سطح محدب بومرنگ وارد می آید و نیز به کمک تابی که به هنگام پرتاب شدن بر می دارد، دایره ای در فضا می سازد که دوباره به سوی پرتاب کننده اش، باز می گردد. خانه به دوشان وحشی استرالیا با پرتاب بومرنگ صحنه بسیار جالبی پدید می آورند. آنان به گونه ای آن را پرتاب می کنند که تا 10 متر در خط مستقیم می رود، سپس دایره ای به قطر 15 متر در هوا می سازد و دوباره به سوی پرتاب کننده باز می گردد. آنان حتی می توانند بومرنگ را به گونه ای پرتاب کنند که نخست با زمین تماس بگیرد، سپس در هوا دایره ای بسازد و آن گاه به سوی پرتاب کننده باز گردد.
بومرنگ را در حالی که مچ دست به طرف پایین خم شده پرتاب می کنند.
در ضمن، برخی از بومرنگ ها چنین شهرت گرفته اند که می توانند پیش از بازگشت، 130 متر در هوا سیر کنند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

درباره بنزین اتومبیل چه می دانید؟

آیا می دانید چرا بنزین برای اتومبیل ها یک سوخت کامل به شمار می آید؟
زیرا که بنزین مایع است، سبک است، به آسانی تبدیل به گاز می شود و خوب شعله ور می گردد.
بنزین مخلوطی از ئیدروکربور است. ئیدروکربور یعنی ترکیب کربن با ئیدروژن.
امریکایی ها بنزین را « گازولین » می خوانند که آن را از واژه ی « گاز » گرفته اند. انتخابی چنین، برای آن است که به ما بفهماند بنزین، همین که شعله ور می شود در سیلندر به راحتی مبدل به « گاز » می گردد. یعنی آن که کاملاً می سوزد و مواد زایدی که بر جای می نهد بسیار ناچیز است. بنزین که می سوزد چنان حرارتی تولید می کند که از هر سوخت مایع دیگر شدیدتر است.
بنزین از کجا تهیه می شود؟ بنزین را از نفت خام به شیوه ی تقطیر جدا می سازند. عمل « تقطـیر » بدین گونه انجام می پذیرد:
نفت مایع را در ظرف های بسیار بزرگی می ریزند و تا 210 درجه حرارت می دهند. در چنـین حـرارتی حدود یک چهارم نفت خام به صورت گاز در می آید که حاوی ئیدروکربن هایی است.
سپس گاز به دست آمده را به درون لوله هایی که در مجاورت هوای سردند، می فرسـتد تا مجـدداً مایع شود. آن را بار دیگر تا 210 درجه حرارت می دهند و همین که به صورت گاز در آمد، دوباره به درون همان لوله ها می فرستد تا باز مایع شود.
این جریان، تقطیر است و آن را آنقدر تکرار می کنند تا سرانجام بنزین تصفیه شده، به دست آید. ارزش هر بنزینی بسـتگی به کاردهی آن دارد. یعنی باید ببینیم که مثلاً با یک لیتر بنـزین، موتور چند کیلومتر راه می رود، یا هواپیما با سرعت بسیار به چند لیتر بنزین نیاز دارد.
بنـزین هر چند که تصـفیه هم شده باشد باز، باعث « تپق » زدن موتور است. وقتی که موتور تپق می زند معنایش این است که کاردهی بنزین ضعیف است. پس باید مواد « ضد تپق » بر آن بیفزاییم.
با افزودن این مواد درجه اکتان بنزین بالا می رود. امروزه کوشـش بر آن است که تا می توانند درجه اکتان بنزین ها را بالا ببرند تا کار دهی شان در اتومبیل ها افزون گردد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چه کسی واکسیناسیون یا تلقیح را معمول ساخت؟

در یکی از روزهای سال 1786، یک دختر جوان شیر فروش، برای مشورت درباره موضوعی به مطب یکی از دکترهای شهر «گلاوسسترشایر» انگلستان رفت. در آن موقع، مرض آبله به طور وحشتاکی در سراسر این کشور، تازیانه می کوفت. در مطب دکتر هم همه درباره این مرض صحبت می کردند. دخترک شیرفروش موضوع جالبی را بیان کرد. او اظهار داشت که هرگز آبله نخواهد گرفت. آبله گاوی، مرضی است که نشانه های آن خیلی شبیه به آبله بوده ولی به شکل خیلی خفیف تر آن است.
اهمیت اظهارات دخترک، توجه یکی از حاضرین را که دانشجوی پزشکی بوده و «ادوار جنر» نام داشت، به شدت جلب کرد و اتفاقاً این عقیده و فکر، بعداً هم در تمام مدت تحصیلش در لندن، فکر او را به خود مشغول کرد و بعد از این که تحصیلاتش را به پایان رساند، در سال 1773، به همان دهکده زادگاهش یعنی «گلاوسستر شایر» برگشت تا به پزشکی مشغول شود. و در ضمن اوقات فراغتش را هم به تحقیق و رسیدگی علمی اختصاص داد. تا این که بالاخره بعد از چند سال تحقیق و کاوش، متوجه شد که دخترک شیر فروش حق داشته است، یعنی به این نتیجه رسید که کسانی که به آبله گاوی، مبتلا بوده اند دیگر خیلی خیلی بندرت به مرض آبله دچار می شوند.
در 1796، او اولین تجربه خود را در این زمینه به دست آورد. یعنی باید یک مقدار کمی از میکروب های بیماری آبله گاوی را به مردم ترزیق می کرد؛ تا بتواند بعداً آنها را در مقابل بلای خانمان برانداز آبله، بیمه کند. در سال 1798، جنر اولین آزمایش قطعی خود را انجام داد و در میان خوشحالی زایدلوصف او، چهار بچه ای که مایه کوبی شده بودند، هیچکدام به این مرض ترسناک یعنی آبله مبتلا نشدند. بنابراین او کشف بزرگ و «واکسیناسیون» را انجام داده بود که امروزه این مرض کشنده را در بیشتر نقاط دنیا تقریباً مهار کرده است.
«واکسیناسیون» در ابتدا مخالفین زیادی داشت؛ ولی عاقبت ارزش آن چنان بر همه آشکار گردید که امروزه، در تمام کشورهای پیشرفته دنیا، واکسیناسیون برای تمام مسافران خارجی امری اجباری می باشد و علاوه بر آن، واکسیناسیون در دسترسس همه مردم بوده و معمولاً هر طفلی از 15 ماهگی به بعد واکسینه می شود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه قفل، کار می کند؟

شاید عده ای، چنین گمان کنند که قفل یک اختراع جدید است. ولی نمی دانند که از 3400 سال پیش، بشر از قفل استفاده می کرده.
در کتاب مقدس به قفل و کلید اشاره ی بسیار شده است و گویا مقصود قفل هایی بوده که مصریان، قرن ها به کار می بردند.
قفل، یک زبانه ساده است که مانعی بر سر راهش قرار می گیرد تا نلغزد و از جای خود در نرود.
کلید هم برای برداشتن این مانع به کار می رود.
در داخل قفل، میله ای کوچـک است که روی شیطانک سوار است، و زبانه را در جای خود نگه می دارد. اما وقتی که کلید را در آن می چرخانیم، شیطانک را بلند می کند و در نتیجه زبانه‌ قفل به عقب رانده و قفل باز می شود.
دلیل این که چرا باید هر قـفلی کلیـد مخصوصی داشته باشد این است که در داخل هر قفلی چند تکه فلز به نام ضامن نـهاده شده است. ضامن های هر قفلی با قفـل دیـگر فـرق می کنـد؛ حال اگر سر کلیدی را طوری بتراشند که مناسب با این ضامن ها نباشد، آن دیگر نمی تواند در درون قفل بچرخد.
معلوم است تا هنگامی که کلید نچرخیده، قفل هم باز نخواهد شد.
در 1848 مردی به نام لاینس ییل قفل استوانه ای معروف خود را اختراع کرد که اکنون در سر تا سر جهان مصرف می شود . در چنین قفلی کلید باید استوانه ای را بچرخاند، تا باز شود.
در قفل «ییل» که در فارسی به یال معروف است، 5 میله عمودی قرار گرفته که به وسیله فنرهایی، در درون استوانه، محکم جای گرفته، نمی گذارند آن استوانه حرکت کند. اما به وسیله کلید مخصوص همان قفل، می توان هر یک از این میله ها را تا ارتفاع معینی بالا برد، تا استوانه حرکت کند و قفل باز شود.
قفل رمزی کارش بر اساس قفل های استوانه ای تنظیم گردیده، با این تفاوت که برای رها کردن میله ها به وسیله کلید، از صفحه گردانی استفاده می کنیم. آن را مطابق اعداد معینی چند بار به این سو و آن سو می چرخانیم تا سرانجام قفل باز شود.
کسانی که به طرز قرار گرفتن زبانه یا میله های قفل آشنایی داشته باشند، به خوبی می توانند با یک تکه سیم و بدون کلید آن را باز کند.
امروزه بیشتر بانک ها سرداب هایی دارند که درشان با قفل ساعتی باز می شود. در چنین قفل هایی سه حرکت ساعت نهاده شده است. آن ها را به گونه ای تنظیم می کنند که فقط در ساعت معینی بتوان قفل آن را، آن هم با رمز مخصوصی که دارد، باز کرد. بنابراین، پیش از فرا رسیدن لحظه تعیین شده هرگز نمی توان آن قفل را گشود، هر چند که رمز آن را بدانیم و هر چند که صاحبش فراوان تلاش کند. قفل های ساعتی را می توان حداکثر برای 72 ساعت تنظیم کرد.
آیا هیچ توجه کرده اید که در یک خانه معمولی بیش از صد نوع قفل وجود دارد؟ از قفل پنجره ها گرفته تا قفل در یخچال و چمدان و کیف و در همه جا اساس ساخت قفل یکی است، منتهی به تناسب استفاده ای که از قفل منظور است، تغییراتی در آن داده شده است.

 

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

پودر صورت چیست؟

تا کنون گویا هیچ زمانی نبوده که زنان به آرایش خویشتن نپرداخته باشند.
هزاران سال پیش، در برخی از نقاط جهان، فرآورده های آرایشی چنان پیشرفت کرده بود که حتی بعضی شان با فرآورده های امروزی، رقابت می کردند. همه می دانند که زنان برای جلب مردان تا چه حد به آرایـش خود پایبندند، ولی شاید تعجب کنید اگر بگوییم که در سال 1770 قانونی به پارلمان انگلستان تقدیم شد که در آن نوشته بود:
« هر گاه زنی، در هر سنی و از هر طبقه و حرفه و مقامی، یکی از درباریان را برای ازدواج بفریبد و برای این کار از عطر، رنگ، لوازم آرایش، موی مصنوعی و یا چیزهای دیگر استفاده کرده باشد، به مجازات زن جادوگر محکوم خواهد گردید» !
امروزه یکی از وسایل آرایش زنان، پودر صورت است که هر چند به ظاهر چیزی ساده می نماید، ولی با یک فرمول شیمیایی پیچیده ای، ساخته می شود.
ماده اصلی پودر صورت، تالک ( یا تلق ) است. تلق نرم ترین جسم معدنی در جهان است.
وقتی که بر روی پوست می مالند، اثر ملایم و آرام بخشی دارد.
مواد خام دیگری که در تهیه پودر صورت به کار می رود این ها هستند:
گچ، کربنات منیزیوم، اکسید روی و کائولن.
برای تهیه پودر صورت، فرمول های گوناگونی وجود دارد. هر یک از این مواد فایده مخصوصی دارند.
مثلاً یکی رنگ پوست را مات و دیگری روشن و باز می نماید. یکی فایده اش آن است که به پوست، حالت چسبندگی می دهد و ماده دیگر نمی گذارد عرق صورت، آن را بشوید و در گوشه ای از صورت جمع کند. با کم و زیاد کـردن مقـدار هر یک از این مواد خاصیـتی که بیشـتر مورد نظـر است، در پودر ظاهر می گردد.
طرز تهیه ی پودر صورت این گونه است:
نخست موادی که برشمردیم با ماشین مخلوط کن، به هم می آمیزند. بعد در یک آسیا همه را خوب می سایند. ضمناً مواد رنگی و عطری هم بر آن می افزایند.
البته باید مقدار ترکیب هر ماده ای دقیقاً محاسبه شود، وگرنه هرگز پودر مناسب و خوبی تهیه نخـواهد شد و خانم ها در عوض یک پودر ملایم و خوب، لایه ای ضخیم و ناهنجار را بر گونه های خود احساس خواهند کرد.
پس می بینید که در تهیه پودر صورت چه قدر نیاز به تجربه کارشناسان داریم.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آگهی کردن چه موقعی آغاز شد؟

اگر معنی و مفهوم «آگهی کردن و تبلیغ» را در طریقه ای برای پخش و گسترش اطلاعات خاصی، به منظور انجام مقاصد تجارتی، در نظر بگیریم، در این صورت می توان ادعا کرد که آغاز «آگهی تبلیغاتی» به سالیان خیلی پیش بر می گردد. مثلاً موقعی که کشاورزی مقداری محصول خود را به بازار آورده و ایستاده و به صدای بلند کالایش را برای فروش عرضه می کند، آیا وی در حقیقت یک تبلیغ تجارتی را انجام نمی دهند؟
مدت زیادی قبل از این که صنعت چاپ اختراع شود، کاسب ها برای این که توجه عامه را به کالای خود جلب کنند، چیزهائی که روی دیوار محل کسب خود می کشیدند برای این منظور استفاده می کردند. یا فروشندگان مثلاً تصویر چکمه یا دستکشی را به عنوان «تبلیغ» برای جنس خود بالای محل کسبشان آویزان می کردند. بنابراین کالای خود را به طریقه تبلیغ به فروش می رساندند. در زمان های خیلی قدیمتر، از جارچی های کوچه و خیابانی هم برای عرضه و تبلیغ جنس استفاده می شده است.
ولی همانطور که می دانید «آگهی کردن و تبلیغ» در حقیقت با اختراع صنعت چاپ آغاز شد و در سال 1480 بود که، یک اعلامیه کوچک تبلیغاتی برای یک کتاب مذهبی به عنوان اولین اعلامیه چاپی، توسط «ویلیام کاکستون» به چاپ رسید.
با پدید آمدن چاپ، و خصوصاً روزنامه ها، آگهی های تبلیغاتی، از صورت یک آگهی ساده، به صورت آگهی که در آن برای جلب توجه بیشتر مردم به خرید کالایی بحث و پیشنهاد هم می شد، تکامل پیدا کرد. روزنامه های هفتگی که در اوایل سال 1650 در انگلیس به چاپ می رسیدند بیشتر درباره کالاهائی مثل قهوه، شکلات و چای تبلیغ می کردند. در ماه ژوئن 1666، «لندن گازت» همراه روزنامه یومیه خود عملاً ضمیم های را منتشر کرد که مطالب آن فقط به «آگهی های تبلیغاتی» مختلف اختصاص داشت.
امروزه، آگهی تبلیغاتی، حتی جنبه یک علم را پیدا کرده و به عنوان هنر خاصی تلقی می شود. زیرا در این زمینه، حتی تحقیقاتی انجام گرفته و روی سیلقه و عادات مصرف کننده به دقت مطالعه و بررسی شده و آگهی ها به دقت ارزیابی و مطالعه می شوند. در عوض، در ازای پولی که صرف تبلیغات می شود، سود هنگفتی به جیب تولید کننده و فروشنده می رود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه بنزین، اتومبیل را به حرکت در می آورد؟

امروزه صنعت اتومبیل چنان خوب پیشـرفت کرده که انسان شاید در تمام مدت عمر خود اتومبیلی براند بی آن که اصلاً بداند طرز کارش چگونه است. معمولاً هر روز اتومبیل خود را بنزین زده، آن را روشن می کنیم و از پی کار خود می رویم. اگر هم روزی اشکالی در کارش پیدا شود به تعمیرگاه مراجعه می کنیم و بی آن که خودمان کاری انجام دهیم کارگر فنی برای مان رفع عیب می کند.
با این وصف، همه می دانیم آن نیرویی که اتومبیل را به راه می اندازد از بنـزین حاصـل می شود. اکنون ببینیم چگونه بنزین می تواند چنین نیرویی را در موتور اتومبیل ما پدید آورد. بنزین نخست به وسیله تلمبه از درون مخزن خود به سوی موتور رهسپار و وارد سوختاما می شود.
سوختاما یا کاربوراتر در بالای موتور جا دارد. در این جا بنزین کاملاً با هوا به نسبت معینی مخلوط می شود و گازی از آن پدید می آید که شدیداً انفجار پذیر است.
سپس این گاز از لوله های چند شاخه ای عبور می کند و وارد سیلندر (استوانه) می شود. در سیلندر یک پیستون قرار دارد که پیوسته بالا و پایین می آید و بدین گونه ضربه هایی ایجاد می کند. هر کدام از این ضربه ها برای انجام کاری است.
اکنون نقش حرکت یا ضربه های چهارگانه پیستون را در سیلندر برای تان شرح می دهیم:
1 - چون پیستون، در ضربه ی نخست خود، به پایین ترین نقطه می رسد، دریچه ای در آن جا هست که بسته می شود تا راه گریز را بر گاز ( یعنی همان مخلوط بنزین و هوا ) ببندد.
2 - سپس پیستون، در ضربه ی دوم، به طرف بالا حرکت می کند و گاز حبس شده را چنان در هم می فشرد که حسابی قابل انفجار بگردد. آن گاه همین که پیستون به بالاترین حد خود در سیلندر برسد جرقه ای از شمع اتومبیل بر می جهد و گاز را منفجر می کند.
3 - فشار ناشی از این انفجار سبب می شود که پیستون دوباره به پایین رانده می شود و این ضـربه ی سوم آن است.
وقتی که پیستون خوب پایین آمد، در این حال دریچه ی دیگری باز می شود تا گاز سـوخته از آن جا بیرون رانده شود.
4 - پیستون دوباره برمی گردد بالا و درست در همین حال که ضربه ی چهارم انجام می پذیرد. گاز سوخته هم با فشار بیرون رانده می شود.
این بود شرح حرکات چهارگانه پیستون که در داخل سیلندر، ضربه وار، بالا و پایین می رود.
اگر خوب توجه کرده باشید، خواهید دریافت که اتومبیل تمام نیروی خود را از ضربه سوم می گیرد.
سپس نیروهایی که بر پیستون از بالا فشار می آورد به میل لنگ منتقل شده، آن را به گردش در می آورد. در آخرین مرحله میل گاردان هم به حرکت افتاده چرخ های عقب اتومبیل را به گردش آورده، سـرانجام اتومبیل راه می افتد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

اما آیا شما می دانید که سنگ لوح چیست؟

سنگ لوح ماده ای است که میلیون ها میلیون سال از عمرش می گذرد . این سنگ مربوط به زمانی است که ذرات رس ، به تدریج ، در اعماق دریاها و دریاچه ها فرو نشستند . آن گاه پس از ته نشین شدن،به مرور به صورت گل نرمی در آمده بعد هم کم کم سفت و سنگ گردیدند . چنین سنگی را سنگ رستی می نامند .
زمین همچنان دستخوش تغییرات شدید می بود تا روزی که ناگهان پوسته‌ آن در قسمتی که سنگ رسی داشت، از جا بر آمد، بر اثر این رویداد، سنگ های رسی به صورت چین و چروک بر روی هم انباشتند، و سپس با فشار سنگ های دیگر خوب در هم فشرده شد، عاقبت سنگ لوح را به وجود آوردند. همان گونه که ذرات رس به تدریج در ته دریا می نشست و لایه لایه بر روی هم انباشته می شد، سنگ لوح نیز به صورت لایه لایه، شکل می گرفت.
سنگ لوح مصرف های گوناگون و زیادی دارد. نه تنها از آن تخته سیاه درست می کنند بلکه در سقف ساختمان ها، دستشویی چاهک و بسیاری جاهای دیگر نیز به کار می آید.
سنـگ لوح را از معادن رو باز و یا زیرزمینی، استخراج می کنند. نخست آن را در قطعه های بسیار بزرگی از جا می کَنند. بعد برای خارج کردن از معدن، آن ها را به صورت قطعه های کوچک تری در می آورند.
سپس نوبت شکافتن هر یک از این قطعه های کوچک می رسد. کارگران معدن قطعه ای را به ضخامت 7 سانتی متر در نظر می گیرند، بعد قلم خود را بر روی آن نهاده، با یک ضربه ی محکم آن را صاف و یکپارچه از قطعه سنگ نخستین، جدا می سازند.
با تکرار این عمل، از قطعه سنگ نخستین حدود 16 یا 18 تخته سنگ در می آورند.
اکنـون اگر بخواهند در سقف ساختمانی کار بگذارند باید باز هم آن ها را بشکنند و تکه هایی به ضخامت 5 میلی متر به دست آورند.
سنگ لوح به رنگ های گوناگونی است: سیاه، آبی، ارغوانی، قرمز، سبز و یا خاکستری، اختلاف رنگ بندی آن بستگی به مواد مختلفی دارد که قبلاً در خاک رس وجود داشته است.
سیاهی رنگ سنگ لوح به خاطر مواد زنده ای است که در گل رس اصلی بوده و بعد به کربن تبدیل شده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

هفت سین در یک نگاه

سبزه : نشان تولد و رویش دوباره جهان خلقت

سمنو : زندگی خوش و شیرین در سال جدید

سیب : نشان سلامت و زیبایی

سنجد : نماد عشق و زیبایی

سیر : خواص دارویی و نقش آن در سلامت

سماق : نماد رنگ خورشید و پیروزی  آن بر شیطان شب

سرکه : عمر طولانی و صبر

سکه : نشان مال و ثروت

تخم مرغ : باروری و تولد

پرتقال در یک ظرف آب : نشان شناور بودن زمین در فضا

ماهی قرمز : نماد زندگی

گلاب : نشان پاکی و طهارت جادویی

اسپند : دور کردن شیطان با دود آن

گل : زیبایی و طراوت

آینه : نمادی بر نمایش انعکاس اعتقادات اجداد و پیشینیان

شمع : نور و روشنایی

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چاپار چه بود؟

درست در زمان های قبل از ایجاد تلگراف و راه آهن، دولت ایالات متحده، دست به ایجاد یک نوع روش سریع السیر پستی زد که به نام «پونی اکسپرس» یا «چاپار» نامیده شد. این روش پستی در سال 1806، شروع به کار کرده و حیطه عمل آن از «سنت جوزف» و «میسوری» تا ساحل اقیانوس آرام بود.
در این سیستم، برای به مقصد رساندن محموله های پستی، از اسب های تندرو استفاده می شد. هر اسبی 10 تا 15 مایل را طی می کرد و بعد سوارکار یا چاپار می بایستی روی اسب تازه نفس بعدی سوار شده و به همین ترتیب بقیه راه را طی کند. خود هر چاپار هم باید سه دفعه اسب عوض می کرد یعنی 30 مایل سفر می کرد تا بسته ها را به دست چاپار تازه نفس می داد.
این چاپارها، غالباً از بین افراد تعلیم دیده و با شجاعت و ورزیده انتخاب می شدند چون هر چاپاری در طول مسافرت خود، هر آن ممکن بود که با طوفان و باد و باران یا از همه بدتر با حمله ناگهانی سرخپوستان مواجه شود. بنابراین باید سعی می کرد که با وجود این پیش آمدها، وظیفه اش را انجام داده و پست را به سلامت به مقصد برساند، ولی در این روش عملاً و برخلاف اسم آن، از اسب های تندرو به جای یابو استفاده می کردند. بنابراین اسم «پونی اکسپرس» شاید اسم دقیقی برای این نوع روش پستی نبوده است.
این نکته را باید یادآور شویم که طبق اسناد و مدارک و نوشته مورخان، روش پست چاپاری در حدود 5000 سال قبل از میلاد در زمان داریوش در کشور پهناور ایران ایجاد شده بوده است.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

گرد کاکائو چیست؟

گرد کاکائو همان است که در اصطلاح ما، به کاکائو معروف شده، آن را با آب یا شیر می آمیزیم و می نوشیم.
تهیه گرد کاکائو بدین گونه است که پس از آسیا کردن دانه های کاکائو، مقداری از چربی آن را می گیرند. این چربی به نام کره کاکائو در تهیه‌ مواد آرایشی، دارو و همچنین به عنوان جزئی از شکـلات شیـرین، مصـرف می شود. آن چه پس از این باقی می ماند باز هم نرم تر آسیا می شود و گرد کاکائو به دست می آید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

جزایر هاوائی چگونه به وجود آمد؟

هاوائی یکی از جدیدترین ایالاتی است که جزو آمریکا درآمده است. این سرزمین از گروهی جزایر واقع در اقیانوس آرام تشکیل یافته است. (تقریبا 2400 میلی جنوب غربی کالیفرنیا).
این ایالت شامل هشت جزیره بزرگ و عمده و تعداد جزایر کوچکی است و جمعاً مساحتی قریب 6420 مایل مربع دارد.
طبق روایات و افسانه های بومی هاوایی، یک ربّ النوع آتشفشان بوده که پله نام داشته و او این جزایر را آفریده است. باز هم طبق روایات و اعتقادات اهالی بومی این سرزمین، بعضی اوقات این ربّ النوع به دهانه های آتشفشانی جزیره بازگشته و آتش خود را به صورت انفجار و فوران ظاهر می کند.
واقعیت عجیب و شگرف اینجاست که جزایر هاوائی، در واقع دماغه آتشفشان های بزرگی هستند که خود آنها در ته اقیانوس آرام قرار دارند. مثلاً جزیره هاوائی (بزرگترین جزیره )، که دو برابر جزایر دیگر است، به وسیله پنج کوه آتشفشان اشغال شده است که میزان فوران مواد آتشفشانی آنها یکی از دیگری بیشتر است. دو تا از آنها امروز هم همچنان فعال بوده و هنوز هم در شکل بخشیدن به جزیره و ساختمان خاص آن سهم مؤثری دارند.
یکی از این آتشفشان ها، مونالوا می باشد که هر سال یک بار آتشفشان می کند. در سال 1950، این کوه به مدت 23 روز تمام آتشفشانی و فوران کرده و گدازه های ( توده گداخته) خود را همچون سیلی جوشان به دریا سرازیر کرد و وقتی سیل گداخته ها وارد آب اقیانوس شد، باعث مرگ هزاران ماهی گردید.
آتشفشان دیگر که «موناکی» نام دارد، یک آتشفشان خوابیده است. که ضمناً بلندترین کوه اقیانوس آرام به حساب می آید، و ارتفاع آن از سطح دریا حدود 13780 پا است. اما دامنه این کوه تقریبا در 18000 پائی زیر اقیانوس است و اگر ارتفاع این کوه را از دامنه آن در زیر آب اقیانوس در نظر بگیریم، با این حساب، بلندترین کوه روی زمین خواهد بود.
در یکی دیگر از جزایر هاوائی یعنی «موئی»، یک آتشفشان موجود است که «هالیکالا» نام دارد و به ارتفاع حدود 10025 پا، سر برافراشته است و به بزرگترین آتشفشان دنیا شهرت دارد. گشادی دهانه این آتشفشان در حدود بیست مایل و عمق آن شاید حدود 2720 پا باشد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

انواع چوبها

توسکا : Alnus

دو گونه توسکای قشلاقی و ییلاقی به نام های علمی Subcordate Alnus و Glutionose Alnuse در ایران وجود دارد. نام های محلی توسکا، تسکا و توسهاست.
چوب درون نامشخص، رنگ کرم مایل به قرمز، دوایر سالیانه پهن با حدود نسبتامشخص و موجدار در مقطع عرضی و پره چوبی آجری شکل قرمز رنگ در مقطع شعاعی و دوک هایظریف (پره ها) در مقطع مماسی از خصوصیات ظاهری چوب است. چوبی نیمه سنگین تا سبک استکه به دلیل پرداخت و رنگ پذیری شکاف خوری و ابزار خوری خوب در صنعت مبلمان مصرفدارد ولی کم دوام بوده که البته در آب دوام قابل توجهی دارد. بیشترین میزان فروش رادر بازار چوب فروشان پس از راش را داراست که البته در حال حاضر مهمترین مورد مصرفآن طبق آمار موجود در کارخانجات تخته لایه سازی آن در برابر آب در ساختن بناهای آبینیز مصرف میشود. قیمت چوب توسکا به صورت الواری در سال بوده است.


راش : Brich


نام علمی این چوب Fagus orientalis نام فارسی و بومی راش و مرس و نامانگلیسی آن Beech است. از خواص ظاهری چوب راش درون نامشخص و به رنگ کرم مایل بهقرمز است
.
دوایر سالیانه فشرده و در نتیجه در مقاطع طولی دارای خطوط کم و بیشمشخص ناشی از آن است. از بارزترین خصوصیات شاید بتوان به پره های چوبی در مقاطعطولی اشاره کرده که در مقطع شعاعی به پرمگس و در مقطع مماسی به دوک معروفند و اینپره ها به صورت لکه های قرمز دیده میشود. چه بسا گاهی این پرمگس های زیبا عیب محصوبمیشوند چرا که به عقیده نجاران این بخشهای چوب پس از رنگ کاری سیاه میشوند. گونهراش چوبی نیمه سنگین و دارای بافتی همگن و تقریبا مقاوم در برابر حشرات و قارچهاست. گرده بینه های درجه 1 و 2 راش در ایران بیشتر به مصرف کارخانجات روکش و تخته لایهمی رسد و گرده بینه های درجه 3 پس از تبدیل به الوار به بازار تهران (پل چوبی) روانه می شوند. بنا به اطلاعات بازار میزان تفاوت قیمت آن در 6 ماهه نخست در بازارتهران بوده است. به دلیل بافت همگن و درجه سختی مناسب این چوب بیشترین تقاضا رابرای خرید به منظور تهیه مبل در بازار دارد. همچنین به دلیل قابلیت آغشتگی با انواعمحلولهای حفاظتی بیشترین گونه مصرفی در کارخانه های اشباع است. البته اخیرا گونههای خارجی راش از طریق آذربایجان وارد ایران شده است که بنا به ادعای مبل سازان وفرشندگان چوب کیفیت چوب راش ایرانی را ندارد ولی به دلیل ابعاد و رطوبت مناسب تختهها میزان ضایعات کمتری، در امر فرآیند تولید دارد.



ملچ

چوبیبه رنگ قهوای مایل به قرمز است و گاهی اوقات رگه های سبز رنگی در آن دیده میشود. چوبی درشت بافت، نیمه سخت و نیمه سنگین، نسبتا بادوام و در برابر ضربه بادوام ونسبت خمش مقاوم است. از این چوب بیشتر در ساختمانهای چوبی، ساخت مبلمان، روکش، قایقسازی، وسایل ورزشی، در و پنجیره و تخته لائی استفاده می شود .


افرا : Maple

این خانواده دارای گونه های مختلفی در ایران است از جمله میتوان افراپلت، افرا شیردار و کیکم را نام برد. بزرگترین و فراوان ترین افرای ایران اپلت بانام علمی insigne Bosso و نام انگلیسی Maple است.
این گونه چوب درون نامشخص، چوبسفید مایل به کرم با درخشندگی کم و بیش صدفی دارد. دوایر سالیانه به دلیل فشردگیچوب تابستانه در مقطع عرضی کاملا مشخص و در مقطع مماسی نقوش مواج و در مقطع عرضینقوش رگه ای مانند ایجاد کرده است که پره های چوبی ظریف و قهوه ای رنگ و براق در دومقطع مختلف طولی به صورت لکه ها و دوک ها نمایان است. چوبی نیمه سنگین با پرداختآسان و هم کشیدگی کم باعث شده تا در صنعت مبلمان و روکش گیری جایگاه ویژه ای داشتهباشد.


گردو


چوبی ریز بافت، به رنگ خاکستری مایل به قهوای تیره ودارای نقوش زیبا و نسبتاً با دوام است. این چوب نیمه سنگین و نیمه سخت و در مقابلفشار، خمش و کشش مقاوم است. از این چوب بیشتر در کارهای هنری و تزیینی، تهیه روکش،خراطی ساخت مبلمان، ساخت الات موسیقی، قنداق تفنگ، مجسمه سازی، منبت کاری و معرقکاری استفاده می شود.



چنار
چوبی به رنگ سفید روشن تا قرمز مایلبه قهوه ای است که لکه های قهوه ای صدفی دارد . چوبی است نیمه سخت وسنگین و با دوامکه از آن برای ساخت دربهای اماکن متبرکه، دسته ابزار، صندلی، غربال، صندوق استفادهمی شود.



بلوط
چوبی به رنگ قهوه ای روشن تا تیره، درشت بافت و بادوام است. این چوب نسبتاً نیمه سخت و نیمه سنگین تا سنگین است و در برابر سایشمقاومت زیادی دارد و بهترین چوب برای پارکت، ساخت مبلمان تهیه روکش، تراورس را آهن،مدل سازی است.


تبریزی

این چوب به رنگ سفید تا کرم روشن است واغلب لکه های سیاه رنگ و یا قهوه ای دارد. چوبی است نسبتاً نرم، سبک که دوام زیادیندارد و کار با آن آسان است. برای ساخت کاغذ سازی، کبریت سازی، جعبه سازی، ادواتکشاورزی از آن استفاده می شود.

ممرز

چوبی ریز بافت به رنگ سفید تاسفید مایل به کرم و سخت و نیمه سنگین است . این چوب در مقابل ضربه و سایش مقاومتدارد و در کاغذ سازی، تخته خرده چوب سازی، تخته فیبر، واگن سازی، دسته ابزار،چوبهای تونلی از آن استفاده می شود.

کاج ایرانی (روس(

واژه چوب روسیدر بازار چوب ایران به هر نوع چوب سفید رنگ وارداتی از روسیه تلقی میشود و کاربردآن هم چندان تفاوتی نمی کند در حالیکه این چوب سفید خود شامل گونه های کاملا متفاوتچون نراد، نوئل و انواع کاجها می شوند.
همچنانکه گفته شد یکی از گونه های چوبیکه به چوب روسی معروف است Abies یا نراد است که نام رایج آن در دنیا Fir و Sapen است.
این چوب فاقد درون چوب مشخص و به رنگ سفید مایل به قرمز، فاقد مجاری صمغی،راست تار، سبک، واکشیدگی و همکشیدگی کم، قابلیت ترک خوردن کم هنگام خشک شدن، بسیارخوش کار، سنباده خوری خوب، میخ خوری و پیچ خوری عالی هستند ولی با وجود تمام مزایابه راحتی در مقابل قارچها دچار مرض لکه آبی یا لکه قرمز میشوند از استحکام آن میکاهد. حشرات نیز علاقه زیادی به لانه گزینی و تخم گذاری در آن دارند و باید توجهداشت که چوبها دارای رگه قرمز به هنگام خشک شدن کاملا تاب بر می دارند.
این چوببه علت سبکی و ضریب الاستیته بالا از بهترین چوبها برای اسکلت ساختمان هاست. الیافبلند و خمیر سفید آن در کاغذسازی مصرف فراوان دارد. در ایران این چوب غالبا درصنایع مبلمان استفاده می شود.

نراد

چوبی به رنگ سفید تا سفید مایل بهکرم تا قهوه ای مایل به صورتی است، راست تار و دارای نقوش زیبایی است. چوبی استسبک، نرم و کم دوام که کار با آن آسان است و در کارهای ساختمانی، قفسه سازی، بستهبندی از آن استفاده می شود.

ماهاگونی یا آکاژو

آکاژوها به دو دستهآکاژوی آمریکایی و آفریقایی تقسیم میشوند که اغلب آکاژوی آفریقایی در بازار ایرانیافت میشود. نام علمی این گونه Khaya inveeonsis و از خانواده Miliacea است. نامهای محلی متفاوتی در کشورهای مختلف آفریقا دارد. درون چوب قرمز رنگ و برون چوب نازکسفید مایل به صورتی رنگ دارد. بافت یکدست و وجود پرمگسهای درخشان و براق که باتغییر جهت نور درخشش متفاوتی دارند از ویژگیهای شاخص این چوب است. در مقطع شعاعینقوش نواری صدفی و در مقاطع مماسی نقوشی متنوع چون موجی، مجعد، جناغی دارد. یکی ازپرمصرف ترین چوب های دنیا برای تهیه روکش های قیمتی است. به دلیل همکشیدگی وواکشیدگی کم در هنگام خشک شدن کمتر دچار عیب می شود. ضربه پذیری خوب، پرداخت عالی،پیچ خوری و میخ خوری بالا از خصوصیات بارز این چوب است ولی رنگ پذیری و واکس خوریباید همراه با بتونه کاری انجام شود. در تهیه روکش و مبلسازی بیشترین مصرف راداراست. به دلیل ضربه پذیری و ضریب الاستیسیته بالا در تهیه قایق های بادبانی وتفریحی مناسب است.لازم به ذکر است که چوبهای دیگری نیز تحت عنوان آکاژو در بازاردیده میشوند که اسامی واقعی آنها سیپو، کیسپو و ساپلی است.


آکونه )گابون(

چوبی است به رنگ صورتی کم رنگ تا پر رنگ، سبک، نرم، ریزبافت و کمدوام که به خوبی ورقه ورقه می شود. برای تهیه کاغذ سازی، قایقهای سبک، و غیره از آناستفاده می شود.

ساج (تیک(

چوبی است به رنگ قهوه ای طلایی تا قهوه ایپنج پر رنگ با خطهای سیاه که بسیار سنگین و با دوام است. این چوب در صنعت کشتیسازی، صنایع ظریف به خصوص خاتم کاری، ساخت ابزار آزمایشگاهی، روکش گیری، قسمتهایبیرونی و داخلی ساختمان موارد مصرف دارد.

چوب آبنوس

آبنوس درخت سیاهرنگی است یا چگالی نسبتاً بالا و بسیار خوش بو. تنه داخلی چوب به رنگهای مختلف زردسفید تا قهوه ای و سیاه دیده می شود و انواع مختلف چوب ابنوس : ابنوس سیاه، آبنوسمرمری یا مرمری آندامان، آبنوس کاکی . آبنوس به دلیل سختی و استهکام بالا در اختوسایلی نظیر انواع مبلمان، میز و صندلی ، پیانو مورد استفاده قرار میگیرد.

چوب افرای سیاه
برای ساخت لوازمی هم چون خط کش و دکوراسیون بزرگاستفاده می شود.

چوب والسا - بالسا

سبک ترین چوب تجاری است دارایسفتی و قابلیت فرم دهی فراوانی است. و به رنگهای سفید تا زرد روشن و قهوه ای ملایمدیده می شود. از چوب بالسا در ساخت قطعات صنعتی ظریف مانند: دیوار سازی داخل هواپیما، در ساخت ماکت ها ، و آثار هنری استفاده می شود.

زبان گنجشک )ون(

چوبی است دارای مقاومت و سختی مناسب و دارای قابلیت فرم پذیری مناسب. رنگ این چوب عموماً زرد ملایم است که برای ساخت که برای ساخت قطعات چوبی مانند قابو فرم تابلو ها، عصا، راکت تنیس استفاده می شود.



چوبشمشاد

چوب شمشاد به دلیل تراکم بالای آوند ها و لیفهای آن دارای چگالی بالامی باشد. از این چوب در کارهایی استفاده مانند خاتم کاری و و منبت کاری استفاده میشود.


چوب لاله درختی

چوبی با بافتهای نزدیک و متراکم و به رنگزرد وجود دارد و به دلیل کیفیت عالی در ساخت انواع مبلمان قیمتی، ظروف چوبی ، جعبهها ، اسباب بازی و غیره به کار می رود.


چوب کاج بلسان ( Balsam fir )

چوب کاج بلسان یا چوب نراد که از خانواده کاج است و به رنگهای سفید،قهوهای، و با رگه های صاف و ظریف دیده می شود و به طور عمده برای خمیر کاغذ و جعبه سازیمورد استفاده قرار می گیرد. اما شیره و صمغ حاصل از این درخت به عنوان چسب شفاف بهکار می رود و در رنگهای مختلف روغنی از آن استفاده می شود

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

ابزار کار معرق روی چوب و کاربرد آن

 

1-  اره دست

همان اره معمولی با دسته چوبی است که تیغه های متفاوت دارد و برای بریدن قطعه های بزرگ چوبی به کار می رود.

2-  اره چوب بُر

تیغه ای است باریک به طول 13 سانتی متر که دنده های آن به صورت زوج با فواصل کم قرار گرفته است. این تیغه بر سر " کمان اره " متصل می شود و معمولاً برای بریدن فلز به کار می رود. ولی در معرق، شماره های دو صفر، یک و دو آن برای بریدن صدف و عاج و شبه عاج استفاده می شود.

 

3- ارّه فلز

تیغه ای است باریک به طول 13 سانتی متر که دنده های آن به صورت فرد  با فواصل کم قرار گرفته است. این تیغه بر سر " کمان اره" متصل می شود و برای بریدن چوب به کار می رود. شماره های دو صفر و یک آن در معرق استفاده می شود.

 

4- پرس برقی

دستگاهی است برقی، شامل چهار ستون آهنی که سه صفحه متحرک مستطیل شکل از چهار زاویه، به ستون ها متصل شده است و در قسمت بالای این چهار ستون حجم مکعب مستطیل آهنی قرار دارد که موتور و دستگاه گرم کننده در این قسمت جای گرفته است و با روشن کردن آن در ضمن حرکت صفحات، گرما به وسیله ی سیمی که به هر یک از صفحه های مستطیل شکل متصل شده است انتقال می یابد.

حرکت صفحه های یاد شده از طریق چهارستون آهنی است که به عنوان اهرم برقی کار می کند و از طریق پایین به بالاست و در انتهای کار به مکعب فلزی دستگاه می رسد. در این حالت تمام صفحه های  به هم متصل شده و شیء مورد نظر که میان آنها قرار دارد، تحت فشار و گرما قرار می گیرد. این دستگاه در سه اندازه " کوچک، متوسط و بزرگ " وجود دارد و میزان گرمای مورد نیاز برای برش دادن اشیاء معرق کاری شده 150 درجه سانتیگراد است .

 

5- پرس دستی (پیچ دستی)

وسیله ای است فلزی، شامل خط کشی قطور به طول 25 الی 50 سانتی متر که در قطعه ی فلز به صورت افقی، یکی ثابت در انتهای خط کش و دیگری که اهرم نامیده می شود در بالای آن به صورت متحرک ، قرار گرفته است.

پیچی که یک دسته چوبی دارد در ابتدای اهرم متحرک نصب شده است. این وسیله برای ثابت نگهداشتن اشیاء و تحت فشار قرار دادن (پرس کردن) قطعه های کوچک معرق شده به کار می رود.

 

6- پیشکار

قطعه چوب مستطیل شکلی است به طول 20 سانتی متر و عرض 10 سانتی متر که یک طرف عرض بر لبه میز نصب می شود و در میان طرف دیگر، شیاری به طول تقریبی 4 سانتی متر و عرض 1 سانتی متر وجود دارد که در میان تخته به هم متصل می شود . این تخته به صورت معلق به لبه میز متصل شده و از آن برای خرد کردن و دور بُری نقش های چوبی استفاده می گردد./

 

7- تیزک

قطعه فلز نوک تیزی است که قابلیت انعطاف بسیار دارد و برای برداشتن نقش های چوبی بریده شده از درون قالب خود، استفاده می شود.

 

8- چکش

همان چکش معمولی است که مورد استفاده عموم است و برای کوبیدن میخ به کار می رود. در معرق نوع 100 گرمی آن استفاده می شود.

 

9- سوهان تخت

سوهانی است به طول 45 سانتی متر که 35 سانتی متر آن به پهنای 5/3 سانتی متر از دو طرف مضرّس است و یک سانتی متر باقی مانده در انتها باریک می شود، در موقع کار به عنوان دستگیره مورد استفاده قرار می گیرد.

 

 10 - سوهان چوب ساب

تیغه ای فلزی به طول 30 سانتی متر که دسته ای پلاستیکی به آن متصل است. این وسیله برای صیقل دادن سطح شیء معرق شده ای به کار می رود که در آن صدف یا عاج وجود نداشته باشد.

 

11- کمان اره

وسیله ای است فلزی و منحنی، به شکل نعل اسب، که دسته ای چوبی به یک سر آزاد آن متصل است و تیغه هایی با شماره های متفاوت به وسیله دو پیچ خروسک به دو سر کمان اره متصل می شود.

 

اگر قوس منحنی کمان اره کوچکتر از اندازه شیء باشد، می توان دو میله هر قطر کمان اره به وسیله پیچ خروسک به دو سر آن اضافه کرد. این عمل باعث بلندتر شدن طول کمان اره شده و به راحتی می توان آن را در اطراف شیء حرکت داد.

هنگام به کار بردن این وسیله حتماً باید دقت کرد که کمان آن به حالت افقی و با فاصله 1 تا 2 سانتی متر تا کتف قرار بگیرد و تیغه آن با تخته پیشکار زاویه ای 90 درجه تشکیل بدهد.

 

12  رنده ی دستی

شامل صفحه ای مستطیل شکل است که عرض های آن با قوس منحنی به طرف خارج متمایل شده است. در قسمت زیرین، این صفحه با فاصله 5/6 سانتی متر از یک طرف لبه ی قوس دار شکافی به طول 5 سانتی متر و عرض نیم سانتی متر وجود دارد که محل قرار گرفتن تیغه ی رنده است.

در دو عرض این صفحه در قسمت روی آن دو دسته چوبی کوچک به دو شکل متفاوت نصب شده که یکی از آنها کروی شکل است و بر روی پایه ای به طول 6 سانتی متر قرار گرفته و دیگری ترکیب چکمه ای را به طول 11 سانتی متر دارد که به صورت معکوس در جای خود نصب شده است.

در میان این صفحه ابتدا تیغه رنده به طول 5/15 و عرض 6 سانتی متر و سپس تیغه کمک رنده به طول 5/13 سانتی متر با همان عرض قرار گرفته است و به وسیله یک صفحه فلزی براق به نام گیره تیغه، به روی سطح از یک قطعه چدنی سیاه، که به عنوان پایه محسوب می شود نصب شده است و در زیر پایه ی چدنی پیچی قرار دارد که به وسیله شل و سفت کردن آن فنر تیغه آزاد شده و می توان آن را به طرف بالا و پایین حرکت داد.

لازم به یادآوری است که در بالای پایه چدنی یک اهرم فلزی باریک به طول شش سانتی متر قرار دارد که با حرکت آن به طرف راست یا چپ تیغه به همان سمت کمی پایین تر از طرف دیگر قرار می گیرد.

از این رنده برای صاف کردن سطوح ناهمواره استفاده می شود.

 

13  - سنگ نفت

قطعه سنگ سیاه رنگی است که در میان قالبی از چوب جای گرفته است و برای تیز کردن تیزک از آن استفاده می شود.

این سنگ دارای دو سطح دندانه دار زبر و نرم است که ابتدا نوک تیزک را به وسیله دندانه های درشت تراش داده و سپس با دندانه های ریز صیقل می دهند . سنگ نفت را همیشه در مقداری از نفت نگهداری می کنند تا مقداری از چربی نفت در آن نفوذ کند و فقط به هنگام استفاده آن را از نفت خارج می سازند.

 

14 - گازانبر

وسیله ای است فلزی شامل دو دسته و دو لبه ی قوس دار که دسته های آن با فاصله ای معین قرار گرفته و به تدریج به هم نزدیک می شوند تا در نقطه ای به یکدیگر متصل شوند و دو لبه قوس دار آن به بالای این مقطع اتصال یافته که در هنگام بسته بودن، ترکیب دایره ای به خود می گیرد. این وسیله در شماره های مختلف  وجود دارد که در معرق، از شماره 6 آن استفاده می شود. از این وسیله برای بیرون آوردن میخ از محلی که چوب ها را موقتاً به هم متصل کرده است استفاده می کنند.

 

خط کشی است فلزی به طول 50 سانتی متر که در انتها به یک فلز قطور صاف به طول 5/13 سانتی متر متصل شده که با خط کش تشکیل زاویه ی قائمه را می دهد.

گونیایی با خط کش چوبی به طول 100 سانتی متر وجود دارد که از آن برای صاف کردن لبه های ناصاف شیء معرق شده استفاده می شود.

 

  16- لیسه

قطعه فلزی است مستطیل شکل به صخامت یک میلی متر که قابلیت انعطاف بسیار دارد و برای جمع آوری براده ی چوب از سطح کار و همچنین پرداخت آن مورد استفاده قرار می گیرد.

17 - ماشین پرداخت

دستگاهی است به طول 45 سانتی متر که از سه قسمت: دسته، بدنه و صفحات پرداخت کننده تشکیل شده است.

الف – دسته:این قسمت خود دارای دو دسته است :

1- دسته ای به طول 18 سانتی متر که در انتهای بدنه قرار گرفته و سیم برق به آن متصل می شود محل قرار گرفتن دست راست است.

2- دسته ای به طول 12 سانتی متر که در طرف راست بالای بدنه قرار گرفته و محل قرار گرفتن دست چپ است. بر روی این دسته ها پوشش عایقی از جنس پلاستیک وجود دارد.

ب – بدنه : این قسمت از دستگاه به طول 28 سانتی متر است که 18 سانتی متر آن ترکیبی تقریباً استوانه ای  شکل دارد و موتور برقی در میان آن جای گرفته است. در قسمت بالای بدنه حجم نیمکره مانندی به قطر 10 سانتی متر قرار دارد که صفحات پرداخت کننده به وسیله پیچی که در مرکز نیمکره مسطح قرار دارد متصل می شود.

 

ج – صفحات پرداخت:صفحات پرداخت کننده در سه نوع متفاوت به کار برده می شود:

1- صفحه سنگ سمباده: صفحه ای دایره شکل به قطر 18 سانتی متر که میان آن دایره ای به قطر 2 سانتی متر خالی است که محل قرار دادن مهره ی پیچ متصل کننده به بدنه است. ضخامت این صفحه 2 سانتی متر است که شامل یک صفحه فلزی باریک و یک لایه ابر فشرده به ضخامت 5/1 سانتی متر است.

2- صفحه پوست بره ای: پوست بره ی دباغی شده دایره شکلی است به قطر 18 سانتی متر که کناره ای پارچه ای دارد. این صفحه بر روی صفحه سنگ سمباده قرار می گیرد و به وسیله یک بند، کناره پارچه ای را در زیر سنگ سمباده جمع کرده و محکم می کند.

 

3- صفحه پرداخت: صفحه ای است دایره شکل از جنس نمد و به قطر 18 و ضخامت 5/2 سانتی متر و دایره ای میان تهی به قطر 5/4 سانتی متر در مرکز آن قرار دارد که محل قرار گرفتن مهره پیچ متصل کننده به بدنه است. از این وسیله برای پرداختن اولیه شی معرق شده استفاده می کنند.

 

18 – مته دستی

وسیله ای است به طول 30 سانتی متر که شامل: سر مته، بدنه و دسته است:

الف – سرمته: ترکیب تقریباً بیضی شکلی ، به بلندی 5 سانتی متر دارد که میله ی مته در میان سوراخی که در یک طرف آن وجود دارد قرار می گیرد.

ب – بدنه:یک قطعه فلز مستطیل شکل  به طول 12 و عرض 2 سانتی متر است که چرخ دنده ای به قطر 8 سانتی متر به آن متصل است و به وسیله دسته کوچک چوبی که به اهرمی به طول 4 سانتی متر اتصال دارد به حرکت در می آید.

ج – دسته: در انتهای بدنه، دسته ای چوبی به طول 13 سانتی متر قرار دارد .

شیوه استفاده از این وسیله بدین ترتیب است که ابتدا سر مته را به طور عمودی بر روی کار قرار داده و به وسیله چرخانیدن دسته چرخ دنده مته را به حرکت درآورند تا محل مورد نظر را سوراخ کند.

19- مداد و متر

از مداد برای علامت گذاری و از متر برای اندازه گیری استفاده می شود.

  20- مغار لیسه تیز کن

سوهانی است سه پهلو که هر سه بـَر ِ آن تراش داده شده است و برای تیز کردن لبه های لیسه به کار می رود.

21 – میخ

در معرق سه نوع میخ مورد استفاده قرار می گیرد: سایه، سنجاقی و کبریتی.

الف – میخ سایه: بسیار ریز با نوک باریک به طول 8 میلی متر است و در مرحله ای که نقش های برده شده موقتا به سطح نصب می شوند مورد استفاده قرار می گیرد.

ب – میخ سنجاقی :میخی ریز به طول 12 میلی متر است که برای نصب مدل به سطح کار تخته ی  پشت کار چند سه لایی، استفاده می شود.

ج – میخ کبریتی: میخی بزرگتر از دو نوع قبل است و طول تقریبی آن 5 سانتی متر است که در کارهای جنبی مورد استفاده قرار می گیرد.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه شکلات تهیه می شود؟

مدت ها پیش از آن که شکلات به صورت کنونی و جامدش تهیه شود، آن را مانند یک نوشیدنی می آشامیدند.
آزتک ها دانه های کاکائو را از درخت می چیدند، سپس آن ها را درون آب می جوشانیدند و بدین وسیله نوشابه ای گوارا به دست می آوردند. البته ادویه فراوان و فلفل هم به آن می افزودند.

وقتی که جهانگردان اسپانیایی این نوشابه را در میان آزتک ها یافتند، آن را پسندیدند. ولی چون فلفل را دوست نمی داشتند، فرمول جدیدی برای تهیه شکلات برای خود پیدا کردند. اینان پیش از جوشانیدن دانه های کاکائو به جای فلفل بر آن شکر می پاشیدند.
تا حدود صد سال اسپانیایی ها راز این نوشابه را پنهان نگاه داشتند. سرانجام در نیمه های قرن 17 بود که یک فرانسوی دانه های کاکائو را بسیار نرم آسیا کرد و شکلات را به صورت تکه های جامدی عرضه نمود.

اکنون بیایید و داستان دانه های کاکائو را بشنوید که چگونه آن ها را برای شکلات به عمل می آورند. برای این کار، نخست کارگرانی کار آزموده غلاف های رسیده را از درخت می چینند. سپس آن ها را چاک داده، مغزشان را آشکار می کنند.
چند روزی آن ها را به حال خود رها می کنند تا تخمیر شوند. بعد در برابر نور آفتاب خشک شده؛ در این هنگام می توان دانه های کاکائو را از میانشان بیرون آورد و بسته بندی و به بازار عرضه کرد. در کارخانه شکلات سازی دانه های کاکائو را تمیز می کنند و پس از گرفتن مواد زایدشان آن ها را بو می دهند. در همین حال پوسته شان ور می آید و سپس با وزش باد این پوست ها را دور می ریزند.

در مرحله بعد، مغز دانه های کاکائو را خرد کرده سپس به زیر چرخ های سنگین آسیا می فرستند تا خوب نرم و ساییده شوند. کاکائو حاوی روغنی است که زیر آسیا فشرده شده با دانه های خرد شده خوب در هم می آمیزد و بدین صورت شکلات مایع به دست می آید. شکلات مایع تلخ است. آن را به شیرینی پز ها می دهند تا در تهیه شیرینی ها مصرف کنند.
برای تهیه شکلات شیرین نیز عیناً همین فرآورده را به کار می برند، منتها شکر و مواد دیگری هم بر آن می افزایند.

گرد کاکائو چیست؟ گرد کاکائو همان است که در اصطلاح ما، به کاکائو معروف شده، آن را با آب یا شیر می آمیزیم و می نوشیم.
تهیه گرد کاکائو بدین گونه است که پس از آسیا کردن دانه های کاکائو، مقداری از چربی آن را می گیرند. این چربی به نام کره کاکائو در تهیه‌ مواد آرایشی، دارو و همچنین به عنوان جزئی از شکـلات شیـرین، مصـرف می شود. آن چه پس از این باقی می ماند باز هم نرم تر آسیا می شود و گرد کاکائو به دست می آید.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

علم چگونه آغاز شد؟

وقتی درباره یک عالم می اندیشید، چه چیزی به مغزتان خطور می کند؟
تا قبل از قرن هفدهم، اگر مردم می خواستند یک مشکل را حل کنند یا چیزی را بفهمند فقط مطالبی را که قبلاً درباره این موضوع ها نوشته شده بود، می خواندند و یا به اشخاص به اصطلاح صاحب نظر مراجعه کرده و نظر آنها را جویا می شدند.
ولی به زودی بعد از سال 1600، «گالیله»، روش تازه ای را در این زمینه بدعت گذارد.
یعنی او شروع به آزمودن چیزهای مختلف کرد تا ببیند چه اتفاقی می افتد. به عبارت دیگر «گالیله» مشغول «تجربه کردن » شد. کم کم عده دیگری هم روش گالیله را در پیش گرفته و شخصاً شروع به آزمودن و مطالعه چیزهای مختلف کرده و بعد نتیجه مشاهدات خود را بر روی کاغذ آوردند. بنابراین همانطور که حقایق بیشتری، روشن و آشکار می شدند، متوجه نکته دیگری نیز شدند که و آن، این که خیلی از این واقعیات به هم دیگر مرتبط می شدند. بنابراین تمام این ارتباط ها، خلاصه شده و به صورت «اصول علمی» تدوین گردیدند که خود آنها هم راهنمای تجربیات دیگری شدند.

به این طریق، جمع این اطلاعات و دانش ها، «علم » نامیده شد و به سرعت هم شروع به توسعه و پیشرفت نمود.
همانطور که «علم» رشد می کرد، ارتباطات طبیعی بین واقعیات، زمینه وسیع علم را به قسمت های کوچک تر منقسم کرد.
مثلاً «علوم طبیعی» که درباره محیط طبیعی اطراف ما بحث می کند. «علوم اجتماعی» که درباره رفتار نوع بشر و زندگی گروهی بحث می کند. تمام این علوم یا مقدماتی هستند یا پیشرفته، زیرا با واقعیات سر و کار دارند. در علوم «عملی» این حقایق یا اصول برای انجام یا ساخت به کار می روند.
علم داروسازی، علم طب، علم احدادث جنگل، الکترونیک و مهندسی نمونه هائی از علوم «عملی» هستند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

چگونه عینک، دید را تنظیم می کند؟

خوب این موضوع را در ذهن خود مجسم کنید. در قدیم میلیون ها نفر از افرادی که چشمان ضعیف و ناتوانی داشتند، پیش از اختراع عینک، با چه وضع اسفباری زندگی می کردند.
آدم های نزدیک بین در شب ها نمی توانستند خیلی چیزها را ببینند، ولی اکنون با استفاده از عینک، همین افراد قادرند همه چیز را به راحتی در اطراف خود ببینند. هنر عینک آن است که دید معیوب انسان را تنظیم می کند. آیا می خواهید بدانید چرا و چگونه؟ پس خوب گوش کنید:

نور که وارد چشم ما می شود بر شبکیه ی آن می تابد. شبکیه مانند فیلم است در داخل یک دوربین عکاسی. نور باید درست بر روی شبکیه چشم بتابد تا دیدن ممکن شود. اما اگر اندکی جلوتر یا عقب تر از شبکیه بتابد، ما هرگز نخواهیم توانست چیزی را ببینیم. از این رو عدسی های چشم به گونه ای درست شده اند که می توانند ورود نور را طوری تنظیم کنند تا درست بر روی شبکیه بیفتد. پس در واقع اگر عدسی های چشم، خوب کار کنند به انسان توانایی دیدن کامل و درست را می دهند.

هنگامی که انسان با چشم های عادی و طبیعی خود چیزی را از دور می نگرد، تصویر بدون هیچ اشکالی بر شبکیه می افتد. اما اگر همان چیز را از فاصله بسیار نزدیکی یعنی کمتر از 5 متر بنگرد، تصویر بر نقطه ای عقب تر از شبکیه می افتد. در چنین وضعی چون انسان قادر به دیدن نخواهـد بود، عدسی ها به کمکش می شتابند و عمل هماهنگی را برایش انجام می دهند.
عمل « هماهنگی » یا تطابق یعنی این که نخست، برخی از عضله های چشم در هم فشرده می شوند، و سپس وضع عدسی ها را طوری تغییر می دهند که تصویر را این بار درست بر خود شبکیه می تابانند.
بدین گونه انسـان قـادر به دیدن شیء نزدیک می شود. اما اگر روزی عدسی های چشم، از انجام عمل هماهنگی عاجز بشوند، دیدن انسان با اِشکالات فراوانی روبرو خواهد شد

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آموزش بیلیارد

 

فعالیت زدن توپ در یک مکان حوض مانند فرمی از یک بازی فرانسوی بود که با گوی و حلقه انجام می شود , به نام کروکت . این بازی در چمن بایک چوب دستی ویک توپ ball یا bille که کم کم به billiard یا bill yard معروف شد بازی می شود . پس از مدتی این بازی سرگرمی درباریان شد و به دلیل نفرت داشتن آنها از گرما و فعالیت زیاد این بازی را محدودتر کردند و آن را روی میز در یک محیط بسته انجام می دادند.

خوب به رنگ ها نگاه کنید , نخستین چیز که باید درباره ی بیلی یارد بدانید این است که این بازی برخلاف باری ها ی توپی دیگر دارای توپ های زیادی است . برخی از این توپ ها ساده یعنی دارای رنگی یک پارچه هستند و تعدادی از آنها نیز خط دارند یعنی توپی که نوک و ته آن ها سفید و یک خط رنگی که گرداگرد و میانه ی آن قرار گرفته.

هر یک از توپ ها دارای یک شماره هستند . از شماره ی1 تا 15, که از شماره ی 1 تا 7 تو پ های ساده واز شماره ی9 تا 15 توپ های خط دارد را تشکیل می دهند .توپ شماره ی 8 8ballکدام است ؟. البته , وقتی این بازی به صورت استاندارد بازی می شود , توپ 8 نه جزو گروه توپ های ساده است و نه جرو گروه توپ های خط دار محسوب میشود . یک توپ خاص است ( توپ سیاه را از دست ندهید چون تمام توپ هایتان سیاه می شود ! ) .



cue stick
یا همان چوب بیلی یارد چوبی است که شما به وسیله ی آن به cue ball توپ مخصوص که به آن پیتوک نیز گفته می شود ضربه می زنید . این چوب بلند نوک دار و خیلی هم دقیق است از سه قسمت تشکیل شده.

نوک : قسمتی که مقداری سفید و با طولی تقریبا برابر 1/27 سانتیمتر است ویک قسمت کایوچویی در نوک.
بدنه : قسمتی صاف و صیقلی کم پهنا و بلند است در میانه .

دسته : پر پهناترین قسمت stick که به صورت مخروطی به طرف میانه ونوک Stick پیش می رود . طول این چوب تقریبا برابر 1متر و 47 سانتیمتر می باشد .

میز

یک میز بیلی یارد تقریبا برابر با 137/155 سانتیمتر عرض و 274/23 سانتیمتر طول است . و معمولا یک رویه ی سبز مخملی از جنس پلی استر و پشم روی آن را پوشانده و دارای 6 کیسه که 4 تای آن ها در گوشه ها و دوتای آن ها در طرفین , وسط هر یک از اضلاع بلنتر میز قرار گرفته اند.
یک حاشیه ی نسبتا پهن اطراف میز قرار گرفته جایی که معمولا بازیگنان گچ بازی ( بعدا توضیح داده میشود ) یا لیوان نوشیدنی خود را روی آن قرار می دهند.
دو چیز مهم باید درباره ی آن بدانید

شما باید از این حاشیه برای تراز کردن دست خود و مسلط شدن بر میز استفاده می کنید .

شما هرگز نباید هیچ گونه نوشیدنی و یا خوراکی روی آن قرار دهید زیرا اگر نوشیدنی شما روی میز بریزد روکش میز که یکی از مهمترین قسمت های میز محسوب می شود باید عوض شود و شما باید بهای سنگینی تقریبا معادل 150 $ دلار بپردازید .

تقریبا آخر هر میز نزدیک ضلع کوچک میز یک دایره ی تو پر سفید در دو طرف میز قرار دارد.شما باید در ابتدای بازی Cue ball خود را روی یکی از آن ها قرار دهید.

 

Rack

Rack
یک شی سه گوش است که بازی کن از آن برای مرتب کردن توپ ها استفاده می کند .
تمام توپ ها در Rack قرار می گیرند.
با انگشتان خود دو طرف , عقب Rack را گرفته وعقب و جلو می کنید تا توپ ها مرتب کنار هم قرار گیرند .
زیرا فضای بین توپ ها در زمان برداشتن Rack خیلی مهم است . باید مراقب باشید که توپ ها خوب بهم بچسبند.
Rack
به وسیله ی توپ رآس در روی نقطه سفید انتهایی میز تنظیم میشود.

 

وسیله ی دیگری که در طول بازی ما از آن استفاده می کنیم گچ است . ما گچ را به نوک کائوچویی چوب خود می مالیم تا به ما کمک کند که چوب در زمان ضربه زدن به توپ بهتر بچسبد .


قوانین
بازی بیلی یارد از قوانین زیادی در نقاط گوناگون دنیا پیروی می کند که شما در این سایت با قوانین استاندارد جهانی آن آشنا می شوید . شما باید اصطلاحات که در این بازی به کار می رود را به خاطر بسپارید زیرا این اصطلاحات در طول بازی زیاد به کار می روند.

Cue Ball 
پیتوک  : یک توپ سفید است بدون شماره که شما در بازی فقط به این توب حق ضربه زدن را دارید .

Object Ball 
توپ هدف: اولین توپی که در طول بازی پیتوک به آن ضربه می زند.

Break   
 :ضربه ای است که در ابتدای بازی زده می شود . وقتی بازی شروع می شود بازی کنی که از قبل تعیین شده به وسیله پیتوک اوین ضربه بازی را به سوی توپ های مرتب شده می زند وبه این ترتیب بازی شروع می شود به این عمل Break می گویند.

Pocketing a ball
 :وقتی یک توپ داخل پاکت رود . به این عمل Sinking نیز گفته می شود .

 Scratch  :هنگامی که شما هرگز نباید پیتوک یا توپ طرف مخالف را در پاکت کنید درغیر این صورت شما Scratch می گیرید و جریمه می شوید .

Frozen
 :وقتی که توپ هدف به توپ دیگری ویا به دیواره میز چسبیده باشد . ضربه زدن به این توپ مقداری دشوار است .

 

Position Play  :موقیت بازی , سرعت لازم برای ضربه زدن , چرخش لازم , استراتزی بازی (به کدام توپ و از کجا ضربه بزنیم که بهترین مقیت را برای ما فراهم کند ) .

 Cut  :وقتی شما به پیتوک مستقیما ضربه می زنید و آن در یک راستا به توپ هدف برخورد می کند , توپ هدف در یک خط مستقیم حرکت خواهد کرد . اگر شما به توپتا کات دهید توپ هدف شما دیگر حرکتی مستقیم نخواهد داشت و در یک زاویه مشخصی حرکت می کند . به طور مثال در زیر پیتوک در یک زاویه مشخص به توپ 4 ضربه می زند و توپ 4 در نتیجه به سمت که پیشبینی شده هدایت می شود

 

Banking a shot  :زمانی که شما به پیتوک ضربه بزنید و پیتوک شما به توپ هدف و توپ هدف به دیواره میز برخورد کند و داخل یکی از پاکت ها برود , این به این معنا است که شما یا خیلی خوب بازی می کنید و یا خیلی خوش شانس هستید . در زیر پیتوک به توپ 2 ضربه زده وتوپ 2 به دیواره اصابت کرده و با یک زاویه مشخص ( اگر با دقت و محاسبه زده شود )داخل پاکت می رود ( امیدواریم ) .

 

Combination  :این در زمانی صورت می گیرد که ما به پیتوک ضربه بزنیم و پیتوک به یکی از توپ های خودما ن و آن توپ به توپ هدف ضربه بزند و آن را هدایت کند .

 

Draw  :هنگامی که شما می خواهید به پیتوک ضربه بزنید و پیتوک به توپ دیگر و می خواهید که پیتوک شما پس از ضربه زدن جلو نرود بلکه به عقب برگردد ( مثلا زمانی که توپ شما نزدیک پاکت قرار گرفته ) شما باید به قسمت میانه و پایین توپ ضربه بزنید .

هنگامی که شما می خواهید به توپی ضربه بزنید و پیتوک شما سر جای توپ هدف باستد ونه جلو برود و نه عقب , باید به قسمت میانی وبالای توپ ضربه بزنی

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آموختن ضرب اعداد به صورت ذهنی :

آیا میتوانید ضربهای زیر را به صورت ذهنی انجام دهید؟
25 * 25 – 94 * 96 – 107 * 103 – 206 * 204 – 81 * 89 – 991 * 999 – 59 * 51
و ...
قاعده کلی : ضرب ذهنی دو عدد که مجموع رقم یکان آنها ده باشد و سایر ارقام دو عدد با هم برابر باشند به صورت زیر انجام میگیرد.
ابتدا دو رقم یکان را در هم ضرب نموده و عدد حاصله را به عنوان رقم یکان و دهگان حاصاضرب ، کنار میگذاریم ، ( دقت شود که اگر رقم یکان یکی از دو عدد 1 بود باید سمت راست حاصل ضرب حتما" عدد صفر قرار گیرد ) سپس ، به باقیمانده ارقام عدد 1 را اضافه نموده و در خودش ضرب میکنیم.

مثال : حاصل 107 * 103 چقدر است؟
جواب : ابتدا 3 را در 7 ضرب نموده که میشود 21 ، سپس به 10 یک واحد اضافه میکنیم که میشود 11 و اگر 11 را در خود عدد ( یعنی 10 ) ضرب کنیم میشود 110 پس جواب این حاصلضرب میشود : 11021

مثال بعدی : حاصل 99 * 91 چقدر است؟
جواب : ابتدا 9 را در 1 ضرب میکنیم که میشود 9 ( البته طبق نکته فوق الذکر، باید 09 در نظر بگیریم ) ، سپس به عدد 9 یک واحد اضافه میکنیم که میشود 10 و اگر 10 را در خود عدد ( یعنی 9 ) ضرب کنیم میشود 90 ، بنابراین جواب این حاصلضرب 9009 خواهد بود.

امیدوارم برای شروع خوشتان آمده باشد.

آموختن ضرب اعداد به صورت ذهنی :

آیا میتوانید ضربهای زیر را به صورت ذهنی انجام دهید؟
25 * 25 – 94 * 96 – 107 * 103 – 206 * 204 – 81 * 89 – 991 * 999 – 59 * 51
و ...
قاعده کلی : ضرب ذهنی دو عدد که مجموع رقم یکان آنها ده باشد و سایر ارقام دو عدد با هم برابر باشند به صورت زیر انجام میگیرد.
ابتدا دو رقم یکان را در هم ضرب نموده و عدد حاصله را به عنوان رقم یکان و دهگان حاصاضرب ، کنار میگذاریم ، ( دقت شود که اگر رقم یکان یکی از دو عدد 1 بود باید سمت راست حاصل ضرب حتما" عدد صفر قرار گیرد ) سپس ، به باقیمانده ارقام عدد 1 را اضافه نموده و در خودش ضرب میکنیم.

مثال : حاصل 107 * 103 چقدر است؟
جواب : ابتدا 3 را در 7 ضرب نموده که میشود 21 ، سپس به 10 یک واحد اضافه میکنیم که میشود 11 و اگر 11 را در خود عدد ( یعنی 10 ) ضرب کنیم میشود 110 پس جواب این حاصلضرب میشود : 11021

مثال بعدی : حاصل 99 * 91 چقدر است؟
جواب : ابتدا 9 را در 1 ضرب میکنیم که میشود 9 ( البته طبق نکته فوق الذکر، باید 09 در نظر بگیریم ) ، سپس به عدد 9 یک واحد اضافه میکنیم که میشود 10 و اگر 10 را در خود عدد ( یعنی 9 ) ضرب کنیم میشود 90 ، بنابراین جواب این حاصلضرب 9009 خواهد بود.

امیدوارم برای شروع خوشتان آمده باشد.

آموختن ضرب اعداد به صورت ذهنی :

آیا میتوانید ضربهای زیر را به صورت ذهنی انجام دهید؟
25 * 25 – 94 * 96 – 107 * 103 – 206 * 204 – 81 * 89 – 991 * 999 – 59 * 51
و ...
قاعده کلی : ضرب ذهنی دو عدد که مجموع رقم یکان آنها ده باشد و سایر ارقام دو عدد با هم برابر باشند به صورت زیر انجام میگیرد.
ابتدا دو رقم یکان را در هم ضرب نموده و عدد حاصله را به عنوان رقم یکان و دهگان حاصاضرب ، کنار میگذاریم ، ( دقت شود که اگر رقم یکان یکی از دو عدد 1 بود باید سمت راست حاصل ضرب حتما" عدد صفر قرار گیرد ) سپس ، به باقیمانده ارقام عدد 1 را اضافه نموده و در خودش ضرب میکنیم.

مثال : حاصل 107 * 103 چقدر است؟
جواب : ابتدا 3 را در 7 ضرب نموده که میشود 21 ، سپس به 10 یک واحد اضافه میکنیم که میشود 11 و اگر 11 را در خود عدد ( یعنی 10 ) ضرب کنیم میشود 110 پس جواب این حاصلضرب میشود : 11021

مثال بعدی : حاصل 99 * 91 چقدر است؟
جواب : ابتدا 9 را در 1 ضرب میکنیم که میشود 9 ( البته طبق نکته فوق الذکر، باید 09 در نظر بگیریم ) ، سپس به عدد 9 یک واحد اضافه میکنیم که میشود 10 و اگر 10 را در خود عدد ( یعنی 9 ) ضرب کنیم میشود 90 ، بنابراین جواب این حاصلضرب 9009 خواهد بود.

امیدوارم برای شروع خوشتان آمده باشد.

 

آموختن ضرب اعداد به صورت ذهنی :

آیا میتوانید ضربهای زیر را به صورت ذهنی انجام دهید؟
25 * 25 – 94 * 96 – 107 * 103 – 206 * 204 – 81 * 89 – 991 * 999 – 59 * 51 و ...
قاعده کلی : ضرب ذهنی دو عدد که مجموع رقم یکان آنها ده باشد و سایر ارقام دو عدد با هم برابر باشند به صورت زیر انجام میگیرد.
ابتدا دو رقم یکان را در هم ضرب نموده و عدد حاصله را به عنوان رقم یکان و دهگان حاصاضرب ، کنار میگذاریم ، ( دقت شود که اگر رقم یکان یکی از دو عدد 1 بود باید سمت
چپ حاصل ضرب حتما" عدد صفر قرار گیرد ) سپس ، به باقیمانده ارقام عدد 1 را اضافه نموده و در خودش ضرب میکنیم.


مثال : حاصل 107 * 103 چقدر است؟
جواب : ابتدا 3 را در 7 ضرب نموده که میشود 21 ، سپس به 10 یک واحد اضافه میکنیم که میشود 11 و اگر 11 را در خود عدد ( یعنی 10 ) ضرب کنیم میشود 110 پس جواب این حاصلضرب میشود : 11021

مثال بعدی : حاصل 99 * 91 چقدر است؟
جواب : ابتدا 9 را در 1 ضرب میکنیم که میشود 9 ( البته طبق نکته فوق الذکر، باید 09 در نظر بگیریم ) ، سپس به عدد 9 یک واحد اضافه میکنیم که میشود 10 و اگر 10 را در خود عدد ( یعنی 9 ) ضرب کنیم میشود 90 ، بنابراین جواب این حاصلضرب 9009 خواهد بود.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

شهرها چگونه به وجود آمدند؟

شهرها قسمتی از تمدن بشر به شمار می آیند. دو کلمه «سیتی» یعنی شهر و «سیویلیزیشن» یعنی تمدن، هر دو از لغت لاتین Civis به معنی شخصی آمده است که هم در وظایف و هم در امتیازات اجتماعی که در آن زندگی می کند، سهیم باشد. بنابراین وقتی انواع مختلفی از مردم، یاد گرفتند که چطور دسته جمعی کار کرده یا مثلاً چطور دسته جمعی تفریح کنند، شهرهای بزرگ پدید آمدند.
اختلاف عمده بین شهر و شهرک و دهکده در مساحت آنهاست. معمولاً از لحاظ اندازه شهر از بقیه بزرگتر است و تقریباً تمام شهرهای کنونی در ابتداء به اندازه یک دهکده بوده اند.
دقیقاً کسی نمی داند که اولین شهر دنیا چه موقع و به دست چه کسی به وجود آمد. شاید مثلاً وقتی یک قبیله سرگردان از شکارچیان و غیره به دنبال جای مناسبی می گشته اند تا برای محل سکونتشان انتخابش کنند، این رویداد تقریباً در شش هزار سال قبل از میلاد یا احتمالاً زودتر از این تاریخ انجام گرفته است. در سه هزار سال قبل از میلاد بشر شهرهای بزرگی ساخته و در آنها زندگی می کرده است.
در یک دوران خیلی ابتدائی تاریخ، قبل از به وجود آمدن شهرها، بشر متوجه این نکته شده که اگر حیوانات را گرفته و آنها را رام و اهلی کند؛ به این ترتیب به روش آسانتری می تواند غذای خود را تأمین نماید. چون در این صورت دیگر لازم نبود که هر وقت احساس گرسنگی می کند مجبور شود برای شکار حیوانات روانه جنگل و غیره شود و همچنین متوجه نکته دیگری نیز شد که عبارت بود از این که اگر خودش میوه و یا غله بکارد آسان تر می تواند به این خوراکی دسترسی داشته باشد. از اینرو، بشر شروع به زراعت و کشاورزی و پرورش حیوانات کرد.
اما مردم اگر می خواستند، دائماً از این جا به آنجا کوچ کنند، پس تکلیف زراعت و کشاورزی چه می شد. چون برای امر زراعت لازم است که انسان مدتی کافی، مثلاً تا رسیدن وقت خرمن، در یک جا اقامت کند. یا علاوه بر آن کوچ دادن گله های حیوانات از این محل به محل دیگر کار آسانی نبود. با این دلایل قبیله های مختلف بشری، یک جای معینی را برای سکونت دائمی خود انتخاب کرده و بدین ترتیب کم کم شهرها و دهکده ها پا به عرصه وجود گذاشتند. در حال حاضر از آن دهکده های اولیه دیگر آثاری به جا نمانده است.
چون در آن موقع همه ی خانه ها از پوست یا چوب یا گل ساخته می شده، و کم کم با گذشت زمان، بشر یاد گرفته که چگونه آنها را از مواد بادوام تری بسازد، بنابراین دهکده های ساده زراعتی اولیه کم کم توسعه و تغییر شکل یافته و جای خود را به شهرک ها و شهرهای بزرگ داده اند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

اولین دانشگاه کی به وجود آمد؟

کلمه «کالج» یا دانشکده در اصل به معنی، اجتماعی از افراد است که به فعالیتی مشترک اشتغال داشته باشند. مثلا یک کالج کاردینال ها وجود دارد که پاپ را در رم انتخاب می کند. و ایالات متحده هم یک کالج انتخاباتی دارد که رئیس جمهور یا معاون رئیس جمهوری را انتخاب می کند.
در قرون وسطی هر نوع اشتراک و اجتماعی که برای یک نفع مشترک ترتیب می یافت «یونیورسیتی» یا دانشگاه نامیده می شد. بنابراین ابتدائی ترین دانشگاه های تحصیلی فقط اجتماعاتی بودند از دانشجویان یا طلبه ها و مدرسین که به منظور نفع متقابل تشکیل می شدند. و به صورت امروزی ساختمان های دائمی وجود نداشت و مدرسین یا شاگردان فقط یک سالن یا اطاق بزرگی را برای این منظور اجاره می کرده اند.
در آن موقع، این مؤسسات علمی کم کم توسعه پیدا کرده و بناهائی ساختند و همچنین بعضی حقوق و امتیازات قانونی کسب کردند، و بدین ترتیب دانشگاه های دائمی پدید آمدند. یک چنین دانشگاه اولیه ای، در «سالرنو» ایتالیا وجود داشته و در قرن نهم به عنوان «مدرسه طب» معروف بود. بعد در سال 1231 بود که رسماً یک دانشگاه ساخته شد.
در اواخر قرن دوازدهم و در «بولونا» ایتالیا یک دانشگاه که چندین مواد را تدریس می کرد تاسیس گردید. در مدرسه بولونی موادی از قبیل حقوق، طب، هنر و الهیات تدریس می شد.
معروف ترین مدارس تحصیلات عالیه قرون وسطی «دانشگاه پاریس» بود که رسماً در نیمه دوم قرن دوازدهم تأسیس گردید که بعدها به عنوان یک نمونه برای تأسیس سایر دانشگاه های اروپائی مورد تقلید قرار گرفت.
دو تا از قدیمی ترین دانشگاه های انگلیس که به تقلید دانشگاه پاریس تأسیس گردیدند؛ یکی دانشگاه آکسفورد و دیگری دانشگاه کمبریج بود، که هر دو رسماً در قرن سیزدهم، تأسیس شدند. باید بدانید که دانشگاه معمولاً شامل چند دانشکده است. یعنی مدارک تحصیلی که داده می شود، در رشته های مختلف تدریسی آن دانشگاه است.
بسیاری از مؤسسات علمی ابتدا به صورت کالج، یعنی دانشکده، شروع به کار کرده و سپس کم کم مبدل به دانشگاه شده اند. در ایالات متحده اولین دانشکده «کالج هاروارد» بود که در ماسوچوست در سال 1636، تاسیس گردید. امروزه «دانشگاه هاروارد» یعنی کالج هاروارد سابق، در شمار یکی از معتبرترین و بزرگترین دانشگاه های آمریکا می باشد
.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

از کجا فلفل به دست آمد؟

فلفل، یکی از نخستین ادویه هایی بود که بشر آن را به دست آورد. امروزه فلفل چنان به راحتی در اختیار ما قرار گرفته که دیگر مشکل می نماید، باور کنیم که روزی آن را یک متاع بسیار مهمی در زندگی بشر، می پنداشتند.
آری، روزگاری فلفل، یکی از گرانبهاترین اجناسی بود که مردم اروپا از هندوستان می خریدند.
در سال 408 میلادی یکی از پادشاهان ویزیگت ها به نام « آلاریک » در حمله ی خود، رُم را شکست داد.
سپس آیا می دانید چه غرامتی از مردم آن جا مطالبه کرد؟ 1500 کیلو فلفل،بخشی ازغرامـتی بودکه رومیان می بایست به لشکر فاتح می دادند.
این را دیگر همه می دانند که اروپاییان در جستجوی یک راه نزدیک به هندوستان بودند که ناگهان امریکا را در گذرگاه خود کشف کردند. اما آیا از خود نپرسیده اید که آنان با هندوستان چه کاری داشتند؟
آری، دلیلش این بود که اروپاییان سخت، شیفته ی فلفل و ادویه ی آن کشور بودند و چون به قیمت های بسیار گرانی برای شان تمام می شد، از این رو درصدد پیدا کردن راهی کوتاه بر آمدند. بنابراین، می توان گفت که قاره ی امریکا در گذرگاه جستجوی راه فلفل کشف گردید.
اگر اروپاییان شیفته ی ادویه و فلفل بودند ؛ نه به خاطر آن بود که فقط می خواستـند چاشـنی به خوراک خود بزنند، چه بیشتر آنان طعم و بوی ادویه های هندی را دوست نمی داشتند. پس این ها در تهیه‌ ی دارو به کارشان می آمد.
فلفل، نام چند ادویه تند است: فلفل سیاه، فلفل سفید،‌ فلفل دراز، فلفل قرمز، فلفل ژامائیک ( در جزایر هند غربی )، فلفل آشانتی ( در آفریقا )، فلفل قرمز گینه. این ها دست کم به سه راسته ی مختلف از گیاهان تعلق دارند.
فلفل سیاه که فلفل واقعی می باشد، میوه خشک یک بوته رونده ای است که گل های بادامی می آورد و در« جاوه »،« سوماترا »،« بورنئو »، « شبه جزیره مالایا »، فیلیپین و تایلند می روید.
فلفل بوته ای است که بر تنه ی درختان می پیچد و بالا می رود و از همین رو، آن را پیچک فلفل می خوانند.
فلفل سفید را نیز از همین گیاه تهیه می کنند. منتها از میوه رسیده و تازه اش، نه مانند فلفل سیاه که از میوه ی خشکش تهیه می گردد.
فلفل دراز از گیاه دیگری در هندوستان می روید.
فلفل آشانتی از گیاهی در افریقا به عمل می آید.
مرکز فلفل در جهان سنگاپور است. از این بندر بیش از هر بندر دیگری فلفل به نقاط مختلف گیتی صادر می شود. بیشتر فلفل هایی که از سنگاپور صادر می گردد به مقصد انگلستان می رود.
مصرف سالانه فلفل در جهان حدود 65 هزار تن است.
از این رقم فقط 15 هزار تن در ایالات متحده امریکا مصرف می شود. علت تندی فلفل آن است که نوعی رزین و روغن فراّر در آن نهفته و این خاصیت را به آن بخشیده اند.

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

دکتر محمود احمدی نژاد در سال 1335 هجری شمسی در روستای ارادان از شهرستان گرمسار، چشم به جهان گشود و از یک سالگی به همراه خانواده در تهران اقامت گزید. وی دوران تحصیلات ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند و در سال 1354 با کسب رتبه 132 کنکور سراسری گزینش دانشجو، تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در سال 1365 در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال 1368 به عضویت هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت در آمد و در سال 1376موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترای مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل از دانشگاه علم و صنعت گردید . ایشان به زبان انگلیسی آشنایی دارند و طی سال های تدریس در این دانشگاه و تدوین مقالات و پژوهش های متعدد علمی ، راهنمایی ده ها پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در زمینه های مختلف مهندسی عمران ، راه و حمل و نقل و مدیریت ساخت را بر عهده داشته است.

دکتر احمدی نژاد پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کسوت دانشجو و با شرکت در مجالس مذهبی و سیاسی وارد فضای سیاسی جامعه شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به حضور در دانشگاه از پایه گذاران انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران بود و در دوران جنگ تحمیلی به عنوان داوطلب بسیجی در قسمت های متعدد جبهه به ویژه مهندسی رزمی به خدمت پرداخت و این مهم را تا پایان دوران دفاع مقدس ادامه داد. دکتر احمدی نژاد متاهل و دارای سه فرزند- دو پسر و یک دختر – می‌باشد.

مهمترین مشاغل دکتر احمدی نژاد:

•  فرماندار ماکو
•  فرماندار خوی
•  مشاور استاندار کردستان
•  مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال 1372
•  استاندار استان اردبیل در سال های 1372 تا 1376
• 
عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال 1368 تا کنون
•  شهردار تهران از سال 1382 تا 1384
•  ایشان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سوم تیرماه 1384، از سوی ملت ایران به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.

دکتر احمدی نژاد علاوه بر تدریس ، راهنمایی دانشجویان و پرداختن به امور اجرایی، در زمینه‌های ذیل نیز فعالیت داشته است:

•  روزنامه نگاری و نگارش مقالات متعدد سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی
•  مدیر مسوول روزنامه همشهری و راه اندازی همشهری محله در 22 منطقه تهران، همشهری مسافر، همشهری دیپلماتیک، همشهری جوان، همشهری ماه و ضمیمه اندیشه، ضمیمه دانشجو و ...
•  موسس و عضو انجمن تونل ایران
•  عضو انجمن مهندسین عمران ایران
•  عضو اولین شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
•  عضو اولین شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالی کشور



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۳/۱٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت

هموطنم آیا از خود پرسیده ای
چرا احمدی نژاد تخریب می شود؟

سیل تخریب دکتر احمدی نژاد در روزهای اخیر به بالاترین حد خود در طول تاریخ کشور رسیده است.
ما در گذشته توهین و تخریب گذشتگان را دیده بودیم اما توهین و تخریب یک دولت در حال کار را ندیده بودیم.
رویه تخریب بی حد " دولت خدمت " البته نشان از یک ترس و نگرانی عمیق در مخالفان دولت دارد. اما هموطنم آیا می دانستی علت ترس از احمدی نژاد چیست و چرا صاحبان قدرت و ثروت، نگران ادامه حضور احمدی نژاد و تفکر وی در کشور هستند؟ از این نکته ظریف هم غافل نباشید که دکتر احمدی نژاد، مظلومانه و بدون ایجاد هیچ فضای ارعاب و تهدید، همچنان با صبوری اجازه می دهد تا مخالفانش این چنین بر علیه وی بتازند و تهمت بزنند و توهین کنند. این در حالی است که در گذشته هیچ دولتی به واسطه در اختیار داشتن انواع امکانات قانونی و مالی اجازه شکل گیری چنین فضایی را نمی داد.
نتایج یک تحقیق آماری توسط اداره پژوهش های خبرگزاری جمهوری اسلامی که در آبان ماه سال گذشته منتشر شد حاوی اطلاعات تامل برانگیزی است.
هموطن آیا می دانی، بر اساس این آمار مشخص شد در سه سال فعالیت دولت نهم ‪ ۳۹ هزار و ۶۸۲ ‬مورد سیاه نمایی درفضای رسانه‌ای و تبلیغاتی کشورعلیه دولت نهم انجام شده است.
متاسفانه و بر اساس همین آمار در 3 سال فعالیت دولت نهم ‪ ۱۶۸۹‬مورد توهین مستقیم به رییس جمهوری در فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی صورت گرفته است.
این در حالی است که دردولت آقای هاشمی رفسنجانی یعنی از سال ‪۱۳۶۸‬ تا سال ‪ ۱۳۷۶‬هیچ موردی از توهین مستقیم به رییس جمهور درمطبوعات آن زمان نیافتیم و تنها ‪ ۱۸۹‬مورد سیاه نمایی مشاهده شد.
در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی یعنی طی سال‌های ‪ ۱۳۷۶‬تا۱۳۸۴‬پنج مورد توهین مستقیم به رییس جمهوری و ‪ ۵۴۳‬مورد سیاه نمایی علیه دولت دیده شد.
بر این اساس و درحالی که سیاه نمایی در دولت‌های سازندگی و اصلاحات به بیش از ‪ ۵۰۰‬مورد می‌رسد در سه سال فعالیت دولت نهم بیش از ‪۳۹‬هزار مورد سیاه نمایی علیه این دولت انجام شده است.
این که آمار مربوط به تخریب احمدی نژاد تا 22 خرداد چند صد برابر شود، فقط خدا می داند.
اینها نمونه هایی کوچک از هزاران نمونه تخریب احمدی نژاد است : مردم ببخشید که پول ندارم به شما بدهم که به استقبالم بیایید، احمدی نژاد رییس جمهور بماند ادعای امامت می کند، انسانم آرزوست، نصر من‌ا... و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب، دولت سیب‌زمینی نمی‌خوایم، نمی‌خوایم، احمدی نژاد بماند چادر به سر باید از کشور فرار کنیم، مرگ بر دیکتاتور و ...
هموطنم باور کن این مطالب دست نوشته های پشت درها و دیوارها نیست، این مطالبی است که از زبان سیاسیون کشور و هوادارانشان، در روزنامه های وابسته به آن ها و در زمان ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد به چاپ رسیده است! هموطنم آیا می دانستی حجم تخریب ایران و احمدی نژاد از سوی خارج نشینان و دولت های غربی با توجه به حملاتی که از داخل می شود به کمترین حد خود در گذشته رسیده است؟
وای بر ما که فردایی هم هست و می دانیم این دنیا و این چند صباح، محل گذر است و دنیای دیگر هم وجود دارد، اگرچه برخی لابد همچو ما فکر نمی کنند و اعتقادی به آخرت ندارند.

اما هموطنم می دانی چرا از احمدی نژاد می ترسند؟
هموطنم آیا می دانستی همزمان با چهل و چهارمین ماه خدمتگذاری، بر اساس آمار منتشره،‌ احمدی نژاد رئیس جمهور ایران را به پرکارترین مقام عالی رتبه در جهان تبدیل کرده است.
گفته می شود آغاز ساعت کاری رئیس جمهور از 6 صبح با صرف صبحانه کاری با ملاقات کنندگان آغاز و عمدتا تا ساعت 22 شب ادامه دارد. هموطنم آیا می دانستی انجام بیش از 52 سفر استانی و بازدید حدود 500 شهر بزرگ و کوچک در کشور در مدت کمتر از چهار سال، بخشی از کارنامه سنگین فعالیت های دکتر احمدی نژاد را تشکیل می دهد.
انجام فعالیت متوسط 16 ساعت در روز، استفاده از ایام تعطیل برای سفرهای کاری و ملاقات با مردم، حضور در مجامع عمومی و انجام بیش از 950 سخنرانی رسمی و سه هزار ملاقات کاری در طی مدت مذکور، از نظر کمی بیش از دو برابر فعالیت یک رئیس جمهور به طور عادی است.
حضور مداوم در جلسات تخصصی نظیر کارگروه تحول اقتصادی، کارگروه حل مشکل مسکن، کارگروه تنظیم بودجه، از دیگر زمینه های مورد نظر دکتر احمدی نژاد بوده که طی سه سال گذشته انجام شده است.

هموطنم،
احمدی نژاد تخریب می شود، چون سطح آگاهی و توقع مردم را بالا برد.
احمدی نژاد تخریب می شود، چون شبانه روز خدمت می کند و کار بعدی ها را سخت می کند.
احمدی نژاد تخریب می شود، چون کشور را دست بسته در اختیار بیگانگان قرار نداد.
احمدی نژاد تخریب می شود، چون مدیران کمتر متوقع و پاک دست داشت.
احمدی نژاد تخریب می شود، چون دور تسلسل مدیران خانوادگی را شکست.
احمدی نژاد تخریب می شود، چون دست مفسدان و رانت خواران را از ثروت کشور قطع کرد.
احمدی نژاد تخریب می شود، چون در دل و قلب مردم نفوذ زیادی کرد. و بالاخره این که احمدی نژاد تخریب می شود، چون راه بازگشت به قدرت خیلی ها آنقدر سخت شده که وحشت نرسیدن به صندلی ها، خواب را از چشم ایشان گرفته است. هموطن رای تو به احمدی نژاد، رای به خدمت، رای به حذف فاصله ها، رای به شجاعت، رای به اقتدار ملی، رای به ایستادگی، رای به سازندگی و رای به پاکی است.


آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیک نامی مارا گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را

و من ا... توفیق
ستاد بزرگ حامیان دکتر محمود مردمی نژاد


نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۳/٧   |    نظرات []   |    لینک ثابت

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس یک : انسان و درک بصری
قسمت اول : طراحی تجسمی /قسمت دوم: تزئینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
پس از اتمام درس دانشجو قادرخواهد بود
تکامل نقش حواس پنجگانه را در برقراری ارتباط با محیط، به صورت تفکیک مراحل سنی توضیح دهد .
پروسه زمانی شکل گیری احساس ، درک و خلاقیت را در آثار هنری هنرمندان تشریح نماید
شرح درس :
انسان به عنوان یکی از شگفتیهای جهان طبیعت تنها موجودی است که دارای نیروی تعقل و جستجو است .
او با استفاده از حواس پنجگانه خود به شناسایی جهان می پردازد و از این شناخت احساس شادی و شعف می کند.
تکامل حواس در دوران کودکی :
نخستین ارتباطات کودک با جهان پیرامون او بر اساس حس لامسه اش شکل می گیرد‌.
یعنی قبل از رشد و تکامل حس بینایی در کودک، حس لامسه او قوی می شود.
زمانی که کودک بزرگ می شود نیروی اندیشه و تخیل او قوی تر می شود و نسبت به حس لامسه اش در مرتبه بالاتری قرار می گیرد. در این سنین او قادر خواهد بود فضای تاریک و روشن را تشخیص دهد. در مرحله بعد کودک نیروی اندیشه و تخیل خود را روی کاغذ تصویر می کند که هیچ تطابقی با طبیعت ندارد.یعنی طراحی کودک از طبیعت بر اساس شناخت نسبی او از طبیعت است .
احساس در هنر :
وقتی کودک به سن بلوغ می رسد به تدریج در تصورات و ادراکاتش نسبت به طبیعت تغییراتی حاصل می شود.در دوران بلوغ احساسات کودکانه او ضعیف شده و به جای آنها تصاویر جدیدی که با طبیعت همگونی بیشتری دارد جایگزین می شود. تمام تمایلات ، احساسات و نیاز های بشراز قبیل حس عشق ، زیبایی و ترسیدن از همین احساسات دوران بلوغ نشأت می گیرد.لذا منشأ تعقل در دوران بلوغ، احساسات دوران کودکی است.
تجسم پیش نیاز طراحی هنری :
منشأتمام آموخته های انسان ، طبیعت است و کلیه امیال و نیازهای انسان،از حس بینایی او متأثر است. فرایند در یافت ذهنی از محیط، پدید آورنده ادراک در مغز است .
تصاویر از راه چشم به مغز ارسال می شوند و ذهن انسان پس از ادراک آنها عکس العمل نشان می دهد.
اولین قدم در تجسم واقعیات نگاه دقیق به درون طبیعت است . لذا دید عمیق به طبیعت و دریافت حسی مؤثراز آن پیش نیاز طراحی است . شناخت سمبلها و مفاهیم طبیعت برای فهم بعدی لازم و ضروری است . در مباحث سواد بصری سنبل ، علائم و مفاهیم موجود در طبیعت است ، لذا با بکارگیری روش مناسب علاوه بر اینکه خودمان به آن علوم دست می یابیم برای هر بیننده ای نیزآنها را واضح و آشکارمی کنیم .
طراحی :
برای خوب دیدن باید چشم را تربیت کرد و با چشم اندیشه به طبیعت نگریست . نقش طراحی در هنر های تجسمی مثل نقش کلمات است در نویسندگی .بنا براین باید نسبت به ابزار کار و کاربرد آن آگاهی کامل داشت .

 

  سئوالات چهارگزینه ای :
1- نخستین ارتباطات کودک با جهان پیرامونش بر اساس کدام حس صورت می گیرد؟

الف) لامسه
ب) حس بینای
ج) حس چشایی
د ) حس شنوایی
 

 

  2- منشأ تعقل در دوران بلوغ ……… است .

الف) احساسات دوران بلوغ
ب) احساسات دوران کودکی
ج)اندیشه های دوران بلوغ
د)اندیشه و درک از طبیعت
 

 

  3- اولین قدم در تجسم واقعیات چیست ؟

الف) اندیشه های عالی
ب )احساسات دوران کودکی
ج)نگاه دقیق به درون طبیعت
د) طراحی آنها بر روی کاغذ
 

 

  4- شناسایی جهان توسط انسان چگونه صورت می گیرد ؟

الف ) با حواس پنجگانه
ب )فقط با حس بینایی
ج) فقط با حس لامسه
د) فقط با حس بینایی و شنوایی
 

 

  5- در کدام یک از دوران زندگی انسان طراحی او از طبیعت بر اساس شناخت نسبی او از طبیعت صورت می گیرد ؟

الف) بلوغ
ب) کودکی
ج) میانسالی
د) کهنسالی
 

 

  قسمت دوم: تزئینات داخلی خانه
استاد : ایزد پناه

اهداف درس :
دانشجوباید پس از پایان درس بتواند :
تعریفی از خانه و خصوصیات آن ارائه بدهد .
تأثیر عامل خصوصیات جسمی و روحی ساکنان خانه را بر هنر تزیینات داخلی خانه تشریح نماید.
نقش و جایگاه هنر را در این رشته ( تزیینات داخلی خانه) بررسی کند .
شرح درس:
بشر از شنیدن واژه خانه احساس امنیت، آرامش و هویت می کند . در لاتین
Home
به معنای خانه است و جالب اینکه برای وطن نیز همین واژه را بکار می برند. پس در وطن اصلی ، خانه وطن کوچک است. در زبان عامیانه خانه به معنای جا و مکان است . مانند کتابخانه
مسکن ـ خانوار
مکان مشخص و مستقلی را که محل سکونت خانوار است مسکن گویند . خانوار عبارت است از یک یاچند نفر، که از نزدیکترین ارتباط بر خوردار هستندو دخل و خرج مشترکی دارند.
خصوصیات خانه :
خانه باید به خدمات عمومی آب ، برق ، ‌گاز و پارکینگ دسترسی داشته باشد.همچنین باید دارای فضای کافی جهت انجام فعالیتهای اساسی خانواده باشد. نهایتاً خانه باید زیبا باشد .
هنر، نقش و جایگاه آن در این رشته :
هنر می تواند از مهمترین عوامل ایجاد زیبایی باشد. هنر مند خالق زیباییها است و احساس و اندیشه خود را در قالبی شکیل و زیبا بیان می کند . این قالب می تواند یکی از هنرهای تجسمی مثل شعر یا نمایش و … باشد . لذا هنر معماری داخلی، هنر تزیین خانه و ایجاد محفلی زیباست . مبانی هنر های تجسمی عبارتند از: نقطه ، حجم ،‌خط ، سطح ، بافت و … که هر یک می توانند حامل پیام خاصی باشند. به عنوان مثال جایگیری یک نقطه در جاهای مختلف حامل پیامهای متفاوتی است . اگر جای آن تغییر یابد ممکن است دقیقاً پیامی را برعکس پیام قبل دریافت کنیم.
خصوصیات اعضای خانواده :
کاربرد آموخته ها در مبانی هنرهای تجسمی باید هماهنگ با علایق و سلایق اعضای خانواده باشد . همانطور که اشخاص از نظر شکل ظاهری متفاوت هستند روحیات آنها نیز متفاوت است.
تزیینات داخلی خانه باید با توجه به تشخیص روحیه افرادو تقویت عواملی که در روحیه آنها اثر مثبت و مفید دارند صورت بگیرد. بررسی ابعاد و اشکال قسمت های مختلف خانه وآموزش های تئوری در این زمینه راهگشای خوبی برای شما خواهد بود .
فضای خانه :
فضای خانه را با وسایلی که ضمن داشتن عملکرد بهینه، روح بخش هستند تزیین کنیم. همچنین لوازم منزل باید علاوه بر اشتن زیبایی ،کاربرد بهینه ای برای ساکنان خانه داشته باشند بطوریکه فضای خانه برای ساکنین خانه مطلوب و دلپذیر باشد . مثلاً فضای خانه بایددر فصول گرم سال سرمایش آن راتأمین کرده و بالعکس در فصول سرد ،گرمایش لازم را تأمین نماید .
 

 

  سئوالات چهار گزینه ای
1- بشر معمولاً از شنیدن واژه خانه چه احساسی پیدا می کند ؟

الف )امنیت
ب) آرامش
ج) هویت
د) آرامش ، امنیت ،هویت
 

 

  2- تعریف دقیق مسکن کدام است ؟

الف) مکان زندگی فرد
ب) مکان مستقل جهت سکونت
ج) مکان مشخص ومستقل زندگی
د) مکان شخصی و مستقلی که محل سکونت خانوار است .
 

 

  3- خانوار عبارت است از………

الف) یک یا چند نفر که با هم زندگی می کنند .
ب) یک یا چند نفر که دخل و خرج مشترکی دارند .
ج) یک یا چند نفر که از نزدیکترین ارتباط برخوردارند.
د) یک یا چند نفر که از نزدیکترین ارتباط برخوردارندو دخل و خرج مشترک دارند .
 

 

  4- مبانی هنرهای تجسمی عبارتند از:

الف) نقطه ، حجم
ب) خط ، سطح
ج)‌ سطح ، نقطه
د) نقطه ، حجم ، سطح ، خط ، بافت و ……
 

 

  5- در تزیین داخلی خانه کدام مورد از اهمیت کمتری برخوردار است ؟

الف ) روح بخش بودن وسایلی که با آن خانه را تزیین می کنیم .
ب ) تزیین با وسایلی که عملکرد بهینه دارند .
ج)‌ کاربرد بهینه داشتن وسایل و لوازم منزل برای ساکنان خانه
د) استفاده از اشیاء لوکس و گران قیمت
 

 

  6- کدام مورد نادرست است ؟

الف) فضای خانه بایستی در تابستان سرمایش آن را تأمین کند .
ب) فضای خانه بایستی در فصول سرد سال گرمایش آن را تأمین کند .
ج) فضای خانه بایستی برای ساکنان خانه مطلوب و دلپذیر باشد .
د) فضای خانه بایستی در فصول گرم سال گرمایش آن را تأمین کند .

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس دوم : تعادل
قسمت اول : طراحی تجسمی/قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
پس از اتمام درس دانشجو قادر است
مفهوم عنصر تعادل را در هنر های تجسمی در چند سطر با جملات خود بنویسید .
نقش و جایگاه تعادل را در آثار هنری تشریح کند .
تأثیرات روحی و روانی عنصر تعادل را بر انسان از جنبه های مختلف بررسی کند.
شرح درس :
بشراز یکنواختی زندگی دچار کسالت می شود.او نیازمند داشتن ارتباطات گوناگون است زیرا دارای قوه ابتکار و خلاقیت است . ازهمان ابتدای خلقت انسان، شکل های گوناگون یک وسیله در جهت ایجاد ارتباط بین انسانها،طراحی شده است. آدمی در زمان کودکی در برخورد با اجسام واکنشهای ذهنی خاصی را تصور می کند. به تدریج، احساسات دوران کودکی در دوران نوجوانی ضعیف شده و منطق جای آن را می گیرد .در صورتیکه این مهارت دوران جوانی با خصوصیات ذهنی کودکی توأم گردد،آثار هنری خلق می شوند .
نقش حواس پنجگانه :
انسان با نزدیک شدن به طبیعت از طریق دید بصری لذت می برد. به تدریج بین انسان و محیط پیرامون او همگونی و وحدت بوجود می آید. بنا براین لذت بصری و زیبایی در نتیجه وحدت بین انسان و طبیعت است. ممکن است در اثر نگاه کردن به چیزی در وجود ما عشق پدیدار شود ، اینها غرایز بشری است و طبیعت منشأ تمامی غرایز بشر است .به طوریکه تمام امیال و نیاز های انسان از حواس پنجگانه او نشأت می گیرد.
تعادل :
وقتی صحبت از تعادل می شود تصویری از یک ترازو در ذهن ایجاد می شود.تعادل یعنی ایجاد بالانس در دو کفه ترازو و بین دو شئ هم وزن که از لحاظ شکل ، فرم و محتوا یکسان نیستند.
خلقت بشر بر اساس تعادل است .مثلاً قرینه بودن اعضاء، باعث ایجاد تعادل حرکتی در انسان می شود . دید انسان بطور غریزی بصورت عمودی و افقی در محیط حرکت می کند . در تزیین خانه، درصورتیکه چیدمان درون اتاق یک وزن باشند ، می توانیم با بهره مندی از رنگها یا بافتها و … تعادل را بوجود بیاوریم . بنابراین تعادل به طورخلاصه ، به معنای ایستایی است که میتوان آن را به طرق مختلف ایجاد کرد .
هنرمندان برای بدست آوردن زیبایی و بالانس در هنر های بصری از اساسی ترین فرم یعنی تعادل بهره می گیرند . عدم وجود تعادل باعث یکسو شدن نگاه ماو از بین رفتن آرامش دیداری می شود . در ایجاد تعادل بین اشکال متضاد، در متقابل هم قرار دادن آنها باعث ایجاد جذابیت دیداری می شود . بنابراین در تزیین خانه طراح خوب کسی خواهدبودکه چیدمان درون اتاق راطوری تزیین نماید که باتابش یک نور یا آمدن یک فرد به درون اتاق بالانس حفظ شود.

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- طبق مفاد درس لذت بصری و زیبایی نتیجه … … …

الف ) وحدت بین طبیعت و اندیشه است .
ب)مشاهده طبیعت است .
ج) اندیشه حرف است .
د) احساسات لطیف انسانی است .
 

 

  2- منشأ تمامی غرایز بشر……….است .

الف)طبیعت
ب)‌ روح
ج) اندیشه
د) خلاقیت
 

 

  3- تعادل یعنی………… .

الف ) ایجاد بالانس بین دو شئ هم حجم
ب ) ایجاد بالانس بین دو شئ هم وزن و هم اندازه
ج) ایجاد بالانس بین دوشئ که از لحاظ شکل و محتوا یکسان نیستند .
د) ایجاد بالانس بین دو کفه ترازو
 

 

  4- عدم وجود تعادل در طراحی تجسمی باعث ……..می شود.

الف ) چند سو شدن نگاهها
ب) از بین رفتن آرامش دیداری
ج) از بین رفتن جذابیت دیداری
د )یکسو شدن نگاهها و از بین رفتن جذابیت وآرامش دیداری
 

 

  5- تمام امیال و نیازهای انسان از کدام حس یا حواس پنجگانه سرچشمه می گیرد؟

الف) حس بینایی و شنوایی
ب)حس لامسه و بینایی
ج) حس بینایی
د) حواس پنجگانه
 

 

  قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه
استاد ایزد پناه

اهداف درس :
پس از پایان این درس دانشجو قادر است:
انواع خانه رانام برده و هر کدام را در چند سطر تعریف کند .
چگونگی استفاده از نور طبیعی را در تزیینات خانه بررسی کند .
در موقعیتهای مختلف نوع ساختمان را شنا سایی نماید .
شرح درس :
دو تعریف کلی برای مسکن داریم. مسکن تک واحدی 2-مسکن گروهی
در جامعه ما به طور مصطلح به یک واحد مسکونی یا آپارتمان که دریک طبقه از ساختمانهای چند طبقه احداث شده است مسکن تک واحدی می گویند . اما منظور ما از تعریف مسکن تک واحدی ، چنین خانه ای نیست .


انواع خانه ـ مسکن تک واحدی:

 

مسکنی را که بطور مستقل درزمینی احداث شود مسکن تک واحدی گویند .این نوع مسکن محل سکونت افراد یک خانواده است. ومی تواندمشتمل بر یک یا چند طبقه باشد . ساخت مسکن تک واحدی پر هزینه است .


مسکن گروهی :

 

مسکن گروهی استقلال ندارد ، محل سکونت چند خانواده است و محدودیتی در تعداد طبقات ندارد. بیش از 90% از خانه های شهر تهران بصورت مسکن گروهی بنا شده اند . مسکن گروهی به لحاظ فضاها و تأسیسات مشترک، ارزانتر ازمسکن تک واحدی است .


موقعیت طبیعی و جغرافیایی خانه :
فرم و موقعیت سا ختمان و مصالح استعمال شده در ساخت آن در هر مکان جغرافیایی کاملاً متفاوت است. یکی از دلایل این تفاوت ها مسئله تابش نور خورشید و تأثیر آن بر خانه است .زیرا میزان نور و انرژی ای که به خانه می رسد در مناطق مختلف متفاوت است . نماهای اصلی ساختمان شامل نماهای شمالی ،جنوبی ، شرقی و غربی است . برای تزیین خانه نور گیر بودن جهات مختلف آن اهمیت بسیاری دارد .مهمترین نمای خانه از لحاظ تابش نور خورشید نمای جنوبی است و بر عکس آن نمای شمالی است .


فصول مختلف سال و تزیین خانه :
از آنجاییکه زاویه تابش نور خورشید در فصول مختلف متفاوت است، فضای خانه باید متناسب با فصول گرم و سرد سال طراحی گردد . بطوریکه مصرف کننده در فصل گرما خنکی باد را احساس کند،ودر فصل سرما از انرژی طبیعی و گرمایی استفاده نماید . بنابراین بکار گیری صحیح و درست فضاها و بر خورداری از انرژی باد و خورشید ما رااز کاربردانرژی اضافی در خانه بی نیاز می کند . مگر در مواردی که این امر اجتناب نا پذیر باشد .


مناطق اقلیمی مختلف و نما ساختمانها :




ساختمانهای موجود در مناطق چهار گانه اقلیمی ایران دارای ویژگی های خاصی می باشندکه عبارتند از :
در مناطق معتدل و مر طوب ساختمانها دارای بالکن عریض و سرپوشیده هستند .عمل تهویه به صورت طبیعی انجام می شود وبه دلیل بارندگی زیاد از بامهای شیب دار استفاده می شود. همچنین در این مناطق از مصالح ساختمانی با ظرفیت حرارتی پایین استفاده می کنند .
در مناطق گرم و خشک از مصالح ساختمانی با ظرفیت حرارتی بالا استفاده می کنند . در این مناطق حیات خانه را مشجر می سازند .
در مناطق سردساختمانها به صورت فشرده احداث می شوند .به طوریکه سطح خارجی خانه نسبت به خودخانه ،کوچکتر است .
 

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- کدام گزینه تعریف مسکن تک واحدی است ؟

الف‌) یک واحد مسکونی که در یک طبقه از ساختمانهای چند طبقه احداث است .
ب ) آپارتمانهای تک خوابه
ج ) مسکنی را که به طور مستقل در زمینی احداث می شود .
د ) مسکنی که یک نفر در آن زندگی می کند .
 

 

  2- در مورد خصوصیات مسکن گروهی کدام گزینه نادرست است؟

الف ) استقلال دارد.
ب ) محل سکونت چند خانواده است .
ج ) محدودیتی در تعداد طبقات ندارد .
د )‌ به لحاظ فضاها و تأسیسات مشترک ارزانتر از مسکن تک واحدی است .
 

 

  3- بهترین نمای خانه از لحاظ و تابش نور خورشید کدام نماست ؟

الف ) نمای شمالی
ب ) نمای جنوبی
ج ) نمای شرقی
د ) نمای غربی
 

 

  4- کدام از ویژگیهای ساختمانهای مناطق گرم و خشک است؟

الف ) از تهویه طبیعی استفاده می شود .
ب )بامهای شیب دار دارد .
ج ) از مصالح ساختمانی با ظرفیت حرارتی پایین استفاده می شود .
د ) دارای حیات خانه مشجر است .
 

 

  5- ساختمانهایی که به صورت فشرده احداث می شوند بیشتر در کدام مناطق دیده می شوند؟

الف ) مناطق گرم و خشک
ب ) مناطق سرد
ج ) مناطق معتدل
د ) مناطق مرطوب
 

 

  6-از مصالحی که ظرفیت حرارتی پائین دارد در کدام مناطق استفاده می شود؟

الف ) گرم و خشک
ب ) سرد
ج ) معتدل و مرطوب
د ) گرم و معتدل
 

 

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس سه : تعادل، تقارن وتقارن شعاعی
قسمت اول : طراحی تجسمی/قسمت دوم : تزیینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
دانشجوباید پس از اتمام درس بتواند
تعادل راتعریف کند .
انواع تعادل را دسته بندی نماید .
خصوصیات و ویژگیهای انواع تعادل را به تفکیک بیان کند .
شرح درس :
طبیعت براساس اصل تعادل برقرار شده است .هرگاه صحبت از تعادل می شود مقوله هم وزنی نیز مطرح می گردد . انسان در ادوار گذشته تعادل را در قرینگی عناصر می دید . تعادل به سه بخش متقارن ، نا متقارن و شعاعی تقسیم می شود .
تعادل متقارن :
اشکال بطور کلی از نظر شکل ، اندازه و وزن یکی هستند .درایجاد اشکال قرینه احتیاج به محاسبه زیادی نیست . قرینه سازی مکانها تداعی کننده وقار ، سنگینی ، ایستایی و امنیت است. لذاقرینه سازی خالی از هیجان و تحرک بصری است .
برای فهم بیشترفرض کنید همه مقامات رسمی دوریک میز نشسته اند و راجع به صلح گفتگو می کنند. احتمالاًیک قسمتهایی ازمیز شکاف برداشته است که دوربین جای حرکت داشته باشد.همه بطوردوار همدیگررامی بینند . بین آنها وحدتی وجود داردو مسئله شاخص تر بودن مطرح نیست.
تعادل نامتقارن :
در مبحث تعادل نا متقارن اشکال از نظر شکل ، اندازه و بافت متفاوت هستند . اما از لحاظ وزن یکسان می باشند .در معماری سبک گوتیک و باروک ساختمانها با شکوه و ایستا هستند ، و بین آنها بالانس ایجاد شده است .در معماری مدرن تقارن وجود ندارد . لذا در صورت تغییر و تحول نیاز به مطالعه و محاسبه هست . اشکال نا متقارن از جذابیت بیشتری بر خوردارند .
تعادل شعاعی :
در تعادلهای متقارن و نا متقارن ،فقط یک خط عمودی و افقی وجود دارد . اما در تعادل شعاعی خطوط زیادی به چشم می خورد .
فرض کنید در مرکز اتاق یک فرش دوار و یک میز وجود دارد که دور تا دور میز مبلمان چیده شده است . این تعادل، تعادل شعاعی است.

 

  سئوالات چهار گزینه ای
ا- تعادل به چند بخش تقسیم می شود ؟

الف ) متقارن و نا متقارن
ب ) متقارن و شعاعی
ج ) متقارن ، نا متقارن شعاعی
د ) نا متقارن و شعاعی
 

 

  2- در تعادل متقارن اشکال ………

الف ) از لحاظ شکل یکی هستند .
ب ) از نظر اندازه یکی هستند .
ج ) از نظر وزن یکی هستند .
د ) از لحاظ شکل ، وزن و اندازه یکی هستند.
 

 

  3- کدام تعادل خالی از هیجان و تحرک بصری است ؟

الف ) متقارن
ب ) نا متقارن
ج ) شعاعی
د ) نا متقارن و شعاعی
 

 

  4 - در تعادل شعاعی

الف ) فقط یک خط عمودی وجود دارد .
ب ) فقط یک خط افقی وجود دارد .
ج ) یک خط عمودی و یک خط افقی را قطع می کند .
د ) خطوط زیادی به چشم می خورد .
 

 

  5- در تعادل نا متقارن اشکال از کدام نظر با هم یکسان هستند؟

الف ) شکل
ب ) اندازه
ج ) بافت
د ) وزن
 

 

  6- در مرکز اتاقی یک فرش دوار و یک میز وجود دارد که دور تا دور میز مبلمان چیده شده است این تعادل ، چه تعادلی است ؟

الف ) متقارن
ب ) نا متقارن
ج ) شعاعی
د ) نا متقارن و شعاعی
 

 

  قسمت دوم : تزیینات داخلی خانه
استاد ایزد پناه

اهداف درس :
دانشجوباید پس از اتمام درس بتواند
دسته بندی انواع گروههای خانوادگی را با توجه به خصوصیات و شرایط آنها توضیح دهد خانه خود را به تناسب خصوصیات ساکنان خانه تزئین و طراحی نماید .
شرح درس:
در تزیین خانه بایدابتدااز شرایط خانه اطلاعاتی در دست داشت . ساکنان خانه به سه گروه یک نفره،دو نفره و چند نفره تقسیم می شود .
خصوصیات خانواده یک نفره :
آگاهی یافتن در مورد اینکه فردپیر یا جوان است، سالم یا مریض است و به چه چیز هایی علاقمند است از عواملی هستندکه در تزیین خانه تأثیر فراوانی دارند . بنا براین ویژگیهای جسمی روحی و روانی افراد در چگونگی تزیین خانه عامل بسیار مهمی است. همچنین دانستن شرح حال و شرایط زندگی اجتماعی خانواده از عوامل بسیار مهم در تزئین خانه است.
خصوصیات خانواده دو نفره :‌
خانواده دو نفره شامل زن و شوهر است. در نخستین سالهای تشکیل خانواده نحوه تزیین خانه با سالهای بعد متفاوت است .نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره نمود این است که طراحی مطلوب معماری داخلی خانه می تواند اختلافات خانوادگی را به حداقل برساند. شاغل بودن ساکنین خانه ، میزان در آمدآنها و بچه دار شدن خانواده از عوامل مهمی در تزیین فضای خانه هستند . نوع علاقه و میزان رفت و آمد آنان نیز در تزیین خانه مؤثر است.
خصوصیات خانواده چند نفره :
شرایط سنی و جنسیت فرزندان، همچنین تعدادآنهااز عواملی هستند که در تزیین خانه تأثیر می گذارند.میزان رفت و آمد اعضای خانواده وتعداد دفعاتی که با هم غذا می خورند نیز در تزیین خانه و طراحی داخلی آن مؤثر است .وجود بزرگان خانواده و زندگی باآنها در یک مکان ، از عوامل دیگری است که در تزئین و طراحی خانه مؤثر است .
سلایق افراد :
عدم توجه به علایق ، سلایق و مشاهداتی که در بیرون خانه صورت می گیرد در تزئین خانه، از عوامل مؤثر درایجاد افسردگی است .
عمده مسائل روحی و روانی خانواده متأثر از فضای داخلی خانه است . تزیین داخلی نقش مهم و مؤثری در درمان بیماریهای روانی دارد . وجود وسایل خراب در خانه باعث بروز اختلافات خانوادگی می شود . مدیر خانه باید در رفع کوچکترین نقیصه های موجود در فضاها و همچنین وسایل خانه بکوشد .آلودگی صوتی باعث ایجاد عصبانیت در بین ساکنین خانه می شود .مثلاً پخش یک موسیقی در خانه برای شنونده دلنشین است اما برای کسی که استراحت می کند عذاب آور است .
 

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- در مبحث تزیینات داخلی خانه ساکنان خانه به چند گروه تقسیم می شوند؟

الف ) سه گروه دو نفره ، سه نفره و چهار نفره
ب ) سه گروه یک نفره ، دو نفره و سه نفره
ج ) سه گروه یک نفره ، دونفره و چند نفره
د ) دو گروه دو نفره و چند نفره
 

 

  2- شرایط سنی و جنسیت فرزندان در تزیین کدام خانه ها مؤثر است ؟

الف ) یک نفره
ب ) دو نفره
ج ) چند نفره
د ) تک واحدی
 

 

  3- از عوامل مؤثر درایجاد افسردگی است.

الف ) عدم توجه به علایق افراد
ب ) عدم توجه به سلایق افراد
ج ) عدم توجه به مشاهداتی که در بیرون خانه صورت می گیرد .
د ) عدم توجه به علایق و سلایق افراد و مشاهدات بیرون خانه
 

 

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس چهار : تناسب
قسمت اول : طراحی تجسمی /قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
دانشجوباید پس از اتمام درس بتواند تعریفی از تناسب ارائه بدهد .
انواع تناسب رانام برده و در مورد هر کدام توضیحاتی بدهد .
نقش تناسبات را در محیط زندگی درچند سطر بیان کند .
شرح درس :
انسان با تعمق در طبیعت و توأم نمودن مبانی علم و هنر با مباحث نظری به تجربیات جدیدی نائل می شود .علم نیرو بخشیدن به ادراک است . ادراک پایه گذار مباحث بصری ، هنری ، زیبایی و زیبا شناسی است . بنا براین قوه ادراکی برروی احساس و بینش انسان تأثیر می گذارد . احساس به دو نوع ظاهری و علمی (یقینی ) تقسیم می شود . احساس یقینی یک احساس عمیقی است .
تناسب :
تناسب رابطه نسبی و قیاس بین اجزا است. برای ایجاد ارتباط و هماهنگی در کل فضا اجزاء باید هماهنگ باشند .پس تناسب عنصری مشترک و فعال است . هر شی دارای تناسبات خاصی است . این تناسبات موزون با ترکیب و ارتباط با اشیا ء مجاور زیبایی را بوجود می آورند . بنا براین در طراحی و تزیینات داخلی خانه برای ایجاد زیبایی و هماهنگی باید وسایلی که به کار گرفته می شود، با فضای اتاق متناسب باشند .
تناسب شهودی :
هنر مندان وجود عنصر تناسب رابا مشاهده تشخیص می دهند .تناسب بصورت شهودی در آثار هنری بکارگرفته می شود . مهمترین هدف هنر مندان از طراحی فضاهای شهری و خانگی ایجاد آرامش در انسان است . همچنین سعی آنان درایجاد تعمق و قدرت، در دید بصری انسان است . یک اثر هنری با توجه به شرایط وضوابط محیط و تؤام کردن مباحث فنی و تکنیکی خلق می شود . تمام وسایل مورد استفاده منوط به اشل انسانی است . در سرتاسر دنیا تناسبات و اشل انسانی تقریباً یکسان است . بنا براین نخستین شرط در طراحی معماری ، درنظر گرفتن تناسبات انسانی است .
تناسب هندسی :
اقلیدس ریاضی دان معروف یونانی نسبت را مقایسه دو چیز یکسان از لحاظ مقدار می داند . ولی تناسب را کیفیت نسبت ها می داند به طوریکه هر جز ئی با خودش به تنهایی تناسب داشته باشد . مانند اعضای بدن انسان در عالم خلقت. تمام اجزاء بدن انسان نسبت های مختلفی دارندو در عین حال با هم متناسب هستند . انسان با محیط منتخب خود تناسب دارد . اما ممکن است این تناسب در محیطی دیگر وجود نداشته باشد . لذا برای آفریدن کیفیت ها در تناسبات باید همه جوانب محیط را در نظر گرفت .به طور کلی تناسبات ریاضی ایستابوده وباعث ایجادوقار و بی تحرکی می شوند.
لذا هنر مندان با تلفیق کردن مباحث ریاضی وتناسب شهودی بهترین اثر هنری را خلق می کنند . در خلق آثار هنری باید مقدار، حجم و فضا رامد نظر داشت . مقیاس با اصل تناسب مرتبط است مقیاس و تناسب ابعادی از اشیا هستند که با آنها ارتباط داریم. لذا حد اکثراندازه اشیاء و عناصری که کاربرد انسانی دارند باید مقیاس انسانی داشته باشند . بنا براین سنجش تناسب اجزاء با خودشان، با محیط اطرافشان و با اجزاء‌مجاورشان یکی از اصول زیبا شناسی است .
دراین زمینه کتابی به نام نویفرت وجود دارد. در آن تمام استانداردها و اشل های مورد نیاز انسان بیان شده است .

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1 – احساس به چند نوع تقسیم می شود ؟

الف ) یقینی ، علمی
ب )ظاهری، یقینی
ج ) ظاهری، علمی
د ) عمیق ، عاطفی
 

 

  2- رابطه نسبی و قیاس بین اجزا رامی نامند .

الف ) تعادل
ب ) تناسب
ج ) مقایسه
د ) معادله
 

 

  3- هنرمندان وجود عنصر تناسب را با کدام مورد تشخیص می دهند .

الف ) محاسبه
ب ) استفاده از نظر اکثریت مردم
ج ) مشاهده
د ) مطالعه
 

 

  4- مهمترین هدف هنرمندان از طراحی فضاهای شهری و خانگی چیست.

الف ) ایجاد آرامش در انسان
ب ) ایجاد زیبایی
ج ) تقویت حس بینایی
د )ایجاد امنیت در شهر و خانه
 

 

  5- نخستین شرط طراحی معماری چیست ؟

الف ) در نظر گرفتن تعادل
ب ) در نظر گرفتن تناسبات انسانی
ج )ایجاد زیبایی
د ) استفاده از ابزار مناسب
 

 

  6-اقلیدس تناسب را چگونه تعریف می کند ؟

الف ) مقایسه دو چیز یکسان
ب ) مقایسه دو چیز یکسان از لحاظ مقدار
ج ) کیفیت نسبت ها، به طوری که هر جزء با خودش به تنهایی تناسب داشته باشد .
د ) استفاده از ابزار مناسب
 

 

  7- هنرمندان با تلفیق کردن کدام مورد بهترین آثار هنری را خلق می کنند؟

الف) مباحث ریاضی و مباحث معماری
ب ) مباحث معماری و تناسب شهودی
ج ) مباحث فیزیک و شیمی
د ) مباحث ریاضی و تناسب شهودی
 

 

  8- جهت رعایت اصول زیباشناسی سنجش تناسب اجزاء با کدام مورد بایستی لحاظ شود ؟

الف ) خود اجزاء
ب ) محیط اطراف اجزاء
ج ) اجزاء مجاور آنها
د ) با خود اجزاء و محیط اطراف آنها و اجزاء مجاور آنها
 

 

  قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه
استاد ایزد پناه

اهداف درس :
دانشجو باید بتواند در یک موقعیت عملی بین فضاها و وسایل داخلی خانه و ابعاد بدن انسان تناسب ایجاد کند .
شرح درس :
انسان در حالات مختلف نیاز به ابعاد و فضای خاصی دارد . ابعادو اندازهء ابزار و وسایلی که کاربرد انسانی دارندباید در تناسب درستی با ابعاد بدن انسان باشد تا عملکرد مورد نظر براحتی صورت گیرد و انسان احساس آرامش کند . مهمترین نکات در طراحی فضای داخلی خانه، آشنایی با وسایل قابل استفاده و ابعاد بدن انسان می باشد. قد 170سانتی متر متوسط بلند ترین و کوتاه ترین قد انسان است . و یک استاندارد جهانی است . اندازه های تقسیمات مختلف بدن انسان را با قد 170 سانتی متر در نظر می گیرند .با این حال باید گفت که مصرف کنندگان از نظر اندازه و ابعاد بدن متفاوت هستند .در مناطق گرمسیر اندام انسانها کوچکتر است اما در مناطق سردسیرهیکل انسانها درشت و بزرگ است . ابعادی که در مناطق گرمسیر قاره در نظر گرفته می شود در مناطق سرد سیر کارایی ندارد . اقوام مختلف ایرانی از ابعاد مختلفی بر خوردارند و این استانداردجهانی در مورد آنها کارایی لازم را ندارد . مناطق مختلف آب و هوایی ایران تأثیر متفاوتی در رشد افراد می گذارد .به طورکلی بایددر طراحی انعطاف پذیر بوده و این مسایل را مد نظر داشت .
 

 

  سئوالات چهار گزینه ای
1- استاندارد جهانی قد انسان چند سانتیمتر است ؟

الف ) 160 سانتیمتر
ب ) 170 سانتیمتر
ج ) 150 سانتی متر
د ) 180 سانتیمتر
 

 

  2- در کدام مناطق اندام انسانها کوچکتر است ؟

الف ) سردسیر
ب ) معتدل
ج ) کوهستانی
د ) گرمسیر
 

 

  3- در مناطق سردسیر هیکل انسانها چگونه است ؟

الف) درشت و بزرگ
ب ) متوسط
ج ) ریز و متوسط
د ) کوچک
 

 

  4- ابعاد بدن در میان اقوام مختلف ایرانی ……… .

الف ) مختلف است
ب ) یکسان است
ج ) با استانداردجهانی تطابق دارد
د ) در بسیاری از موارد یکسان است
 

 

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس پنج : ریتم
قسمت اول : طراحی تجسمی/قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
دانشجو باید پس از اتمام درس بتواند تعریفی از ریتم ارائه بدهد .
نقش انواع ریتم رادر آثار هنری توضیح دهد .
چیدمان داخلی خانه را با در نظر گرفتن انواع ریتم ها تزیین نماید .
شرح درس :
ریتم :
هنر مندان بزرگ ریتم را بعنوان یکی از عناصر بسیار مهم بصری در آثار خود بکار می برند. ریتم باعث از بین رفتن یکنواختی و ایجاد وحدت بین عناصر می شود . ریتم یکی از عناصر و مباحثی است که در طراحی بافضا و زمان هماهنگ می شود .
انواع ریتم :
1- ریتم تکراری 2- ریتم متناوب 3- ریتم رشد
ریتم می تواند در شکل اجسام ، رنگ و حرکت آنها ایجاد شود .

ریتم تکراری

 

در ریتم تکراری فرم ها و شکل ها به موازات هم تکرار می شوند که از لحاظ دید بصری دارای انضباط ویژه ، رسمی ، فنی و دارای محاسبات ریاضی و خشک است . مثل ضربان قلب که یک ریتم تکراری است .

ریتم متناوب :

 

باعث ایجاد تنوع و تحول و دگرگونی می شود . مثل روز و شب .

ریتم رشد :

 

مثل شاخ و برگ درختان که از تنه درخت رشد می کند .
ریتم گاهی به صورت رنگ و کنتراست های رنگی ایجاد می شود که چشم اندازهای بسیارزیبایی را بوجود می آورد . برای ایجاد ریتم در خانه می توان از پارچه ها ، پرده ها و کف پوشهایی که دارای این عنصر هستند استفاده کرد .
ریتم پیش زمینه :
مثال : میزی به صورت مستطیلی شکل در اتاق کنفرانس وجود دارد ، فضای اتاق نورانی است و سقف اتاق را با راویز پایین آورده اند ، لذا باید چیدمان ما بر اساس منبع نوری موجود انجام پذیرد .
ریتم پس زمینه :
مثال : به محض ورود به اتاق ، تابلو یا پنجره راپشت سرمبل می بینیم که در بک گراند و زمینه کار قرار گرفته است.این ریتم پس زمینه است .تصاویر و اشیایی که در بک گراند زمینه قرار می گیرند ، ریتم پس زمینه هستند .

 

  سئوالات چهار گزینه ای:
1- در مورد ریتم کدام مورد نادرست است ؟

الف ) باعث از بین رفتن یکنواختی می شود .
ب ) باعث ایجاد وحدت بین عناصر می شود .
ج ‌) در طراحی با فضا و زمان هماهنگ می شود.
د ) ریتم اشیاء و عناصر را از جذابیت دیداری خارج می کند .
 

 

  2- انواع ریتم عبارتند از :

الف) تکراری ، متناوب
ب ) تکراری ، متناوب ، رشد
ج ) متناوب ، رشد
د ) تکراری ، متقارن ، نا متقارن
 

 

  3- در کدام مورد، ریتم ایجاد نمی شود؟

الف ) شکل اجسام
ب ) رنگ اجسام
ج ) حرکت اجسام
د ) وزن اجسام
 

 

  4- در کدام مورد ریتم حرکت فرم ها و اشکال از لحاظ دید بصری دارای انضباط ویژه ، رسمی ، فنی و دارای محاسبات ریاضی و خشک است؟

الف ) تکراری
ب ) متناوب
ج ) رشد
د ) متعادل
 

 

  5- ریتم ضربان قلب یک ریتم ……… است .

الف ) تکراری
ب ) متناوب
ج ) رشد
د ) تکراری و متناوب
 

 

  6- ریتم روز و شب یک ریتم ……… است .

الف ) تکراری
ب ) متناوب
ج ) رشد
د ) متعادل
 

 

  7- رشد شاخ و برگ درختان از تنه درخت یک ریتم ……… است .

الف ) رشد
ب ) تکراری
ج ) متناوب
د ) متعادل
 

 

  8- به محض ورود به اتاق یا پنجره ای را پشت سر مبل می بینیم که در بک گراند و زمینه کار قرار گرفته است این ریتم چه ریتمی است ؟

الف ) پیش زمینه
ب ) تکراری
ج ) متناوب
د ) پس زمینه
 

 

  قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه استاد ایزد پناه

اهداف درس :
دانشجوباید پس ازپایان این درس بتواند ورودی خانه راتعریف کند .
خصوصیات و عملکرد ورودی خانه را توضیح دهد .
شرح درس :
ورودی خانه :
ورودی یک واحد مسکونی با عناصر مختلفی مثل پرده ، محافظ سر پوشیده ، جعبه های گل ، فرورفتگی در نما تشدید و مشخص می شود .
فضا های فیزیکی خانه :
اصولاًچیدمان غلط باعث شلوغی فضا و دشورای حرکت افراد می شود . زیبایی درسادگی است و سادگی در چیدمان باعث خلق فضا های مناسب می شود . چیدمان فضاهای مشترک نشیمن و پذیرایی باید با دقت و بر اساس عبور افراد طراحی شود.
در هنگام چیدمان یک فضا باید به تعداد نفرات و حرکات آنها در فضای چیدمان دقت شود . داشتن دید کافی ، هنگام جا بجا کردن اشیاء در منزل بسیار حایز اهمیت است . چیدمان ساده باعث ایجاد آرامش ذهنی در ساکنین خانه می شود .
ورودی و ارتباط آن با فضا:
ورودی رابط بین فضای خارج و داخل خانه است . ورودی هدایت کننده فرد به پذیرایی ،آشپزخانه و دستشویی است. خصوصیات ورودی :
استفاده از رنگهای شاد ، فضای ورودی را زیبا و جذاب می کند ، ونیز باعث ایجادتنوع در ساختار معماری خانه می شود . ورودی خانه معرف شخصیت ساکنین خانه است . ورودی هر خانه باید فضایی برای استقبال از میهمانان داشته باشد . وجود فضاهایی برای جاکفشی و جالباسی در ورودی خانه از ملزومات ورودی است .
 

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- در چیدمان فضاهای فیزیکی به کدام مورد بایستی توجه کنیم ؟

الف ) سادگی در چیدمان
ب ) دقت بر اساس عبور افراد
ج ) تعدادنفرات و حرکات آنها
د ‌) تعداد نفرات حرکات آنها ، عبور آنها و سادگی در چیدمان
 

 

  2-از نتایج چیدمان ساده است ؟

الف )ایجاد امنیت
ب )ایجاد آرامش ذهنی
ج ) رفع تنوع و زیبایی ظاهری
د ) ایجاد کسالت و ملالت
 

 

  3- کدام مورد باید از خصوصیات ورودی خانه باشد ؟

الف ) استفاده از رنگهای شاد
ب ) داشتن فضایی برای استقبال از مهمانان
ج ) وجود فضاهایی برای جا کفشی
د ) داشتن فضایی جهت استراحت
 

 

  4- رابط بین فضای داخل و خارج خانه است ؟

الف) اتاق نشیمن
ب) ورودی
ج) اتاق پذیرایی
د) آشپزخانه
 

 

  5- کدام رنگ ها فضای ورودی را زیبا و جذاب می کند ؟

الف) رنگهای تیره
ب) رنگهای سرد
ج)رنگهای شاد
د) رنگهای متضاد
 

 

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس شش : تأکید
قسمت اول : طراحی تجسمی/قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
دانشجوباید پس از پایان درس بتواند مفهوم تأکید را درچند جمله بیان کند.
ویژگیهای روحی و روانی افراد را براساس بررسی عناصر مورد تأکید آنها در یک اثر هنری تجزیه و تحلیل کند .
انواع تأکید را دسته بندی کرده و هر کدام را در چند سطر تعریف کند .
شرح درس :
تأکید :
انسان اصولاً برعلایق خود تأکید می ورزد . در معماری داخلی و تزیین خانه می توان اشیاء را مورد تأکید قرارداد . قراردادن یک شیء نفیس دریک محل خاص باعث تأکید بر روی آن می شود .
تأکید ، وجه تمایزمهم بین عناصر اصلی وفرعی :
تأکید روی عناصر ارزشمند نسبت به سایر عناصر باید قویتر باشد . در غیر این صورت طرح، یکنواخت و خسته کننده ای حاصل می شود. از طرفی دیگر اگر تأکید روی تعداد زیادی شیء بصورت مساوی صورت بگیرد در اثر هنری شلوغی و اغتشاش بوجود می آید .
به طور کلی تأکید روی عناصر بصری بوسیله نور. رنگ ، شکل و بافت صورت می گیرد.
تأکید بوسیله نور :
به نوری که به صورت نقطه برجایی تابیده شود اسپاتلای می گویند . فرض کنید که در کنار اتاق مجسمهء گرانبهایی روی چهار پایه وجود دارد . برای تأکید بیشتر، نور اتاق را روی آن قسمت متمرکزمی کنیم . یعنی نور حاشیه راکم رنگ تر می کنیم تا نورفقط روی آن شیء مجزا بتابد. به عبارت دیگردرکل چیدمان اتاق، یک نور ملایم و درآن قسمت خاص یک نور مخصوص می تابانیم.
تأکید به وسیله رنگ :
در صورتیکه تعدادی عنصر وجود داشته باشند که دارای یک شکل و اندازه باشند می توان با رنگ آمیزی یکی از آنها را شاخص ترکرد . کاربرد رنگهای تیره در چیدمان داخلی خسته کننده می شود ولی کاربرد رنگهای روشن دید مارا به طرف فضای قابل رؤیت جلب می کند.
تأکید بوسیله شکل :
به نسبت اهمیتی که اجسام در چیدن فضاهای داخلی دارند برای تأکید بیشتر ابتدا فرم شاخص ، سپس فرم های اصلی و فرعی را به تناسب تزیین می کنیم . سطوح زاویه دار ، دید را به طرف اشیاء هدایت می کند . بطوریکه زوایای دیوار، پر قدرت ترین نقاط تأکید در منزل، محسوب می شوند .
تأکید بوسیله بافت :
برای تأکید روی عناصر ، بافت آنها را ملایم یا خشن انتخاب می کنیم . از آنجائیکه بافت خشن جذابتر است ، لذا ارتباط بیشتری با فضا بر قرار میکند .

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- نتیجه تأکید روی عناصری که ارزش کمتری دارن،چیست؟

الف ) ایجاد طرحی یکنواخت
ب ) ایجاد طرحی خسته کننده
ج )ایجاد طرحی یکنواخت و خسته کننده
د ) اهمیت بیشتر آنهاو ایجاد تنوع در زندگی
 

 

  2- تأکید روی تعداد زیادی شئ به طور مساوی باعث می شود ،……………. .

الف) تمامی اشیاء دارای اهمیت شوند .
ب ) جلوه ای ویژه ای پدید آید .
ج ) در اثر هنری شلوغی و اغتشاش پدید آید .
د ) بر جذابیت دیداری افزوده شود.
 

 

  3- تأکید روی عناصر بصری به وسیله کدام عنصرصورت نمی گیرد؟

الف) نور
ب ) رنگ
ج ) شکل و بافت
د ) جرم
 

 

  4- پر قدرت ترین نقاط تأکید در منزل کدام است ؟

الف) زوایای دیوار
ب ) سقف اتاق
ج ) ورودی خانه
د ) کف منزل
 

 

  5- کدام بافت به لحاظ تأکید جذابتر است؟

الف) بافت نرم - بافت سنگین
ب ) بافت خشن
د ) بافت سبک
 

 

  قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه
استاد ایزد پناه

اهداف درس :
دانشجو باید پس از اتمام درس بتواند ارتباط ورودی را با فضاهای خانه بیان کند .
خصوصیات ورودی را شرح دهد .
شرح درس :
خصوصیات ورودی :
ورودی خانه باید فضایی برای جالباسی و جا کفشی داشته باشد . ورودی باید دارای رنگهای شاد و جذاب باشد . بهتر است ورودی در کنار فضای سبز باشد . تورفتگی و رنگهای شاد باعث ایجاد جذابیت در نما می شود. ورودی را می توان با گلدان تزیین کرد.
ارتباط ورودی با فضاهای خانه :
ورودی باید با پارکینگ ارتباط مستقیم داشته باشد . همچنین ورودی باید باپله های اصلی ارتباط داشته باشد . پله ها رابط اصلی ورودی ، با سایر فضا ها هستند . همچنین پله ها رابط بین فضای زیر زمین و پارکینگ با ورودی هستند . ورودی باید با رختکن رابطه داشته باشد. ورودی باید نزدیکترین فاصله رااز حمام و توالت داشته و دورترین فاصله را از اتاق خواب داشته باشد . همچنین ورودی باید فاصله نزدیکی با اتاق نشیمن،آشپزخانه و غذا خوری داشته باشد.
 

 

  سوالات چهار گزینه ای:
1- کدام مورد باعث سبب ایجاد جذابیت در نمای ورودی میشود؟

الف) استفاده از گلدان
ب) استفاده از رنگهای شاد
ج) تورفتگی در دیوار
د)رنگهای تیره
 

 

  2- ورودی بایستی با کدام مورد ارتباط مستقیم داشته باشد ؟

الف) پارکینگ
ب) پله های اصلی
ج) پله های فرعی
د) پارکینگ و پله های اصلی
 

 

  3-ورودی باید ……………

الف) فاصله نزدیکی با حمام و تؤالت داشته باشد .
ب)‌ نزدیکترین فاصله را با اتاق خواب داشته باشد .
ج) دورترین فاصله را با اتاق نشیمن داشته باشد .
د) دورترین فاصله را با آشپزخانه داشته باشد .
 

 

  4- دورترین فاصله ورودی با کدام یک است ؟

الف) اتاق نشیمن
ب) اتاق خواب
ج) اتاق پذیرایی
د) آشپزخانه
 

 

  5- نزدیکترین فاصله ورودی با کدام بخش از منزل است ؟

الف) اتاق نشیمن
ب) آشپزخانه
ج) توالت
د) اتاق پذیرایی
 

 

 

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس هفتم : وحدت
قسمت اول : طراحی تجسمی/قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
دانشجوباید پس از پایان این درس بتواند عنصر وحدت را در آثار هنری(حداقل سه اثر) تشخیص دهد .
در آثار هنری خود بین اجزاوعناصر مختلف عنصر وحدت را ایجاد نماید.
شرح درس :
انسانها علیرغم داشتن خلق و خوهای متفاوت، می توانند روی موضوعی وحدت داشته باشند وبا اصل قرار دادن آن به آرامش دیداری برسند .
وحدت :
اگردر طراحی ، معماری و تزیینات داخلی ، عناصر مختلف به نحوی در همدیگر ادغام شوند که یک کل واحد را تشکیل دهند ، عنصر وحدت بوجود آمده است .این کل واحد باعث یکپارچه شدن عناصر می شود که بر خلاف جهت پراکندگی است ، و از لحاظ دیداری استحکام دارد . پراکندگی زمانی حادث می شود که عناصر در کنار هم باشند ولی رابطه ای از لحاظ رنگ، بافت و فرم با همدیگر نداشته باشند . اگر مجموعه عناصر با کل فضا خوب ترکیب شود یک تنوع دیداری و بالانس به وجود می آید ،که همان ایجاد وحدت بین عناصر همانند با عناصر غیر همانند است . مهمترین و اصولی ترین کار در ایجاد وحدت بین اشیاء، پیدا کردن نقطه مشترک بین عناصراست . قرار دادن یک زمینه در محیط باعث ایجاد وحدت بین اشیا ءآن محیط می گردد .
مثال :
فرض کنید می خواهیم وحدت را دریک زمینه ایجاد کنیم .در این زمینه اشیاء و عناصری وجود دارند که هر کدام دارای یک رنگ مجزا هستند و هیچ کدام با هم بالانس ندارند . رنگی که برای زمینه انتخاب می کنیم باید طوری باشدکه بین همه اجزاء ارتباطی بوجود بیاورد . لذا استفاده از رنگهای خنثی در پس زمینه باعث ایجاد وحدت بین اشیاء زمینه می شود

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- هنگامی که در طراحی، معماری وتزیینات داخلی ، عناصر مختلف به نحوی در همدیگر ادغام شوند که یک کل واحد را تشکیل دهند کدام عنصر از عناصر طراحی تجسمی پدید آمده است ؟

الف) وحدت
ب ) تناسب
ج ) تعادل
د ) تأکید
 

 

  2- عنصر پراکندگی چه زمانی در یک اثر هنری به وجود می آید؟

الف ) زمانی که عناصر در زمانهای مختلف در کنار هم قرار گیرند .
ب ) زمانی که عناصر در کنار هم باشند ولی با هم اختلاف داشته باشند
ج ) زمانی که عناصر در کنارهم نباشند ولی به لحاظ رنگ، فرم و بافت باهم ارتباط داشته باشند .
د ) زمانی که عناصر در کنار هم باشند ولی به لحاظ رنگ، بافت و فرم با هم رابطه ای نداشته باشند
 

 

  3- مهمترین و اصولی ترین کار در ایجاد وحدت بین اشیاء چیست ؟

الف ) پیدا کردن نقطه اختلاف اشیاء
ب ) پیدا کردن نقطه مشترک بین عناصر
ج ) قرار دادن یک زمینه در محیط
د ) استفاده از رنگ های متناسب
 

 

  4- کدام مورد باعث ایجاد وحدت بین اشیاء با رنگ های مختلف که دارای بالانس نیستند می شود؟

الف ) استفاده از رنگ های شاد
ب ) استفاده از رنگ های مختلف
ج ) استفاده از رنگ های خنثی در پس زمینه
د ) استفاده از رنگهای سرد
 

 

  قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه
استاد ایزد پناه

اهداف درس :
دانشجو باید پس از پایان این درس بتواند فضای کلی آشپزخانه و محل استقرارآن در خانه را توضیح دهد.
انواع آشپزخانه ها را نام برده و درباره هر کدام توضیح دهد .
شرح درس :
کلیاتی درباره آشپزخانه :
وجود آشپزخانه در ساختمان ضروری است . آشپزخانه باید در ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با غذا خوری و ورودی باشد. برای هر مرکز کار یک پریز جداگانه لازم است . باید برای تهیه غذا روی سطح میز ها جای کافی وجود داشته باشد . تهویه هم به صورت طبیعی و هم به صورت مصنوعی از ملزومات کار در آشپزخانه است . آشپزخانه باید در ارتباط نزدیک با سرویس های بهداشتی باشد .جهت باز شدن درهای کابینت ، باید بر خلاف جهت حرکت شخص در آشپزخانه باشد . آشپزخانه باید در نمای شمالی ساختمان واقع شود. وسایل آشپزخانه باید در ارتباط خوبی با همدیگر باشند .

مثلث کار :

 

در آشپزخانه سه فعالیت عمده انجام می شود که عبارتند از : نگهداری مواد غذایی ، شستشو و پخت و پز به عبارت دیگر مثلث کار آشپزخانه از سه رأس نگهداری ، شستشو و پخت و پز تشکیل می شود . رفت و آمد در آشپزخانه باید از مثلث کار ،جدا باشد .
اشکال مختلف آشپزخانه :
آشپزخانه
L و مثلث کار که قابلیت عملی برای OPEN شدن دارد .

 


آشپزخانه
V و مثلث کارکه دارای سه ضلع عمود بر هم است . از یک ضلع آن می توان برای OPEN کردن آشپزخانه استفاده کرد .
شکل خطی آشپزخانه که در آن همه وسایل در یک خط قرار می گیرند و در ارتباط با هم هستند. در این شکل مثلث کار وجود ندارد .
آشپزخانه کریدوری که در آن وسایل در دوطرف چیده می شوند و امکان
OPEN شدن آن بسیار کم است .

 


آشپزخانه شبه جزیره ای که از یک طرف کاملاً باز و از طرف دیگر به نحوی بسته است . از اطراف نیز بسته است .

 


آشپزخانه جزیره ای ، که در آن یکی از وسایل مثلث کار در یک ضلع قرار گرفته است و بقیه می توانند در سه ضلع دیگر قرار بگیرند .
آشپزخانه
OPEN که امکان مشاهده قسمت های دیگر خانه را فراهم می کند .  

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- آشپزخانه در کدام نمای سا ختمان واقع است ؟

الف)‌ شمالی
ب)‌ جنوبی
ج) شرقی
د) غربی
 

 

  2-رئوس مثلث کار آشپزخانه کدام است؟

الف) نگهداری مواد غذایی و پخت و پز و استراحت
ب) شستشو و پخت و پز غذاخوری
ج) پخت وپز نگهداری مواد غذایی و غذاخوری
د) شستشو و پخت و پز و نگهداری مواد غذایی
 

 

  3- در آشپزخانه کریدوری……..

الف) همه وسایل در یک خط قرار دارند .
ب) وسایل در دو طرف آن چیده می شوند و امکان
Open
شدن آن بسیار کم است .
ج) از یک طرف کاملاً باز و از طرف دیگر به نحوی بسته است .
د)‌ یکی از وسایل مثلث کار در یک ضلع قرار گرفته است وبقیه می توانند در سه ضلع دیگر قرار گیرند .
 

 

  4-درآشپزخانه Open ،………

الف ) امکان مشاهده قسمت های دیگر خانه وجود دارد .
ب)‌وسایل در دو طرف چیده می شود .
ج) سه ضلع عمود بر هم وجود دارد.
د) همه وسایل در یک خط هستند .
 

 

  5-در کدام شکل، ازاشکال آشپزخانه مثلث کار آشپزخانه وجود ندارد ؟

الف) خطی
ب) جزیره ای
ج) شبه جزیره ای
د) کریدوری
 

 

  6-در آشپزخانه جزیره ای …………

الف ) یکی از وسایل مثلث کار در یک ضلع قرار گرفته است و بقیه می توانند در سه ضلع دیگر قرار گیرند .
ب)‌وضعیت به گونه ای است که یک طرف کاملاً باز و از طرف دیگر به نحوی بسته است. از اطراف نیز بسته است .
ج) امکان مشاهده قسمت های دیگر خانه وجود ندارد .
د) همه وسایل در یک خط قرار دارند
 

 

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس هشتم : تنوع
قسمت اول : طراحی تجسمی/قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه

اهداف درس :
دانشجو باید پس از اتمام درس بتواند :
معنا و مفهوم تنوع را بیان کند .
انواع تنوع را دسته بندی نماید .
در طراحی یک اثر هنری،در کنار عنصر تعادل تنوع را نیز بوجود آورد.
شرح درس :
تنوع :
یکی از دلایل پیشرفت انسان ، وجود حس تنوع طلبی دراواست . تمام تحولات و اختراعات بشر مبتنی بر این غریزه ذاتی اوست . انسان با داشتن تفکر ، جستجو و تحقق در زمینه علوم مختلف به اختراعات جدیدی نائل می شود . از طرف دیگر هنرمندان نسبت به سایرین از لحاظ فکری ، ذوق و سلیقه دارای ارزشهای والاتری هستند . نقشهای فنی را با توجه به شرایط فرهنگی و آتی جامعه طراحی می کنند . لذا پیشرفت فن آوری (تکنولوژی) منوط به پیش بینی شرایط آتی جامعه است.
اقتصادی بودن تنوع :
اقتصاد ، رابطه مستقیمی با حس تنوع طلبی انسان دارد . محصولاتی که طراحی می شوندباید طوری باشندکه همه بتوانند از آن استفاده کنند. ساده ترین شکل ایجاد تنوع، عوض کردن رنگ و جنسیت وسایل خانه است . استفاده از طراحی شلوغ در چیدمان باعث ایجاد اغتشاش می شود .
رابطه تعادل و تنوع :
تعادل، برقراری بالانس یا هم وزنی در سوژه است . اشیاء درون اتاق باید طوری تزئین شوند که تعادل بصری و تنوع در فضا به وجود آید .با عوض کردن زاویه و جهت نور در محیط نیز می توان تنوع ایجاد کرد . قرینه سازی فرم های موجود در صحنه با وجود ساده بودن حالت سکون و یکنواختی دارد .
استفاده از عناصر پیچیده باعث تحرک بیش از حد و اغتشاش در فضا می شود و لذا ایجاد روابط منطقی بین عناصر موجود با توجه به فرم ، رنگ ، بافت و سایز (اندازه) باعث ایجاد تنوع میشود . بااستفاده از وسایل تزئینی ساده ، تابلوو قلمدان نیز میتوان تنوع ایجاد کرد . انتخاب فرم باید علاوه بر الگو و قابل استفاده بودن به نحوی در راحتی انسان از لحاظ فضا سازی ، نشستن و برخاستن و شاد بودن مؤثر باشد . تنوع به سه شکل ساده ، پیچیده و پایدارتقسیم بندی می شود.

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- ساده ترین شکل ایجاد تنوع در خانه …………

الف) تعمیر وسایل خانه است .
ب)‌عوض کردن رنگ وسایل خانه است
ج) عوض کردن جنس وسایل خانه است
د) عوض کردن بافت وسایل خانه است
 

 

  2- کدام یک از موارد زیر باعث ایجاد تنوع نمی شود ؟

الف) وسایل تزیینی ساده مثل تابلو و قلمدان
ب)‌ایجاد روابط منطقی بین عناصر موجود با توجه به فرم ، رنگ ، بافت و سایز
ج) استفاده از عناصر پیچیده
د) انتخاب فرم مناسب و قابل استفاده جهت راحتی انسان
 

 

  3- تنوع به چه شکل هایی ظاهر می شود ؟

الف) ساده ، پیچیده ، پایدار
ب)‌ساده و پایدار
ج) پایدار و پیچیده
د) ساده و پیچیده
 

 

  قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه
استاد ایزد پناه

اهداف درس :
دانشجوبایدپس از پایان درس بتواند :
اجزاء ساختمان آشپزخانه را نام برده و کاربرد هرجزء را در دو سطر بنویسید.
دریک موقعیت عملی چیدمان داخلی آشپزخانه را با استفاده از معلومات خود به نحو مطلوبی آرایش دهد .
شرح درس :
ساختمان آشپزخانه :
ساختمان آشپزخانه به 8 بخش تقسیم می شود .
بخش اول :
کف آشپزخانه است.ایزوله کردن کف آشپزخانه به خاطر شرایط خاص آن الزامی است. می توان برای ایجاد عایق رطوبتی از دو شیوه قیر گونی و ایزولاسیون ـ ایزوگام استفاده کرد. . در شیوه قیر گونی برای اطمینان بیشتر از دویا سه لایه قیر گونی استفاده می شود . ایزوگام لایه ای ظریف ،بدون چین و چروک واطمینان بخشی است که با استفاده از حرارت چسبانده می شود. می توان کف آشپزخانه را با سنگ ،سرامیک و کف پوش های پلاستیکی مفروش کرد ،البته گاهی اوقات درز های بین سنگ و سرامیک محل تجمع مواد غیر بهداشتی می شود . می توان برای عدم تجمع آلودگی ها در بین درزها از سنگ و سرامیک با ابعاد بزرگ استفاده کرد . اصولاً سنگها بر اساس جلوه وکارآرایی دارای قیمت های متفاوتی هستند . سنگ گوهره پر مصرف ترین سنگ در صنعت ساختمان سازی است اما این سنگ جاذب آب است و ایجاد گرد و غبار می کند .
بخش دوم :
دیوار آشپزخانه است . برای ایمن شدن دیوار ها در برابر رطوبت عایق رطوبتی کف را تا 80 سانتی متر از دیوار ها بالا می آورند . در دیوار پشت کابینت ها از رنگ کاشی و سنگ ارزان استفاده می شود . بعلت متغیربودن جای یخچال اجاق گاز و غیره دیوار پشت آنها را با کاشی مرغوب می پوشانند . بهتر است در آشپزخانه از رنگ روغنی براق استفاده شود .
بخش سوم :
سقف آشپزخانه است . در سقف آشپزخانه باید از مصالحی که جاذب رطوبت نبوده و قابل شستشو باشند استفاده کرد . رنگ آمیزی سقف آشپزخانه بوسیله رنگهای روغنی براق صورت می گیرد.
بخش چهارم :
حرارت و برودت در آشپزخانه است ،که اهمیت زیادی دارد . در بعضی از اقلیم ها ممکن است فضای آشپزخانه به شوفاژ یامنبع حرارتی دیگری که از انرژی برق تغذیه می شود نیاز داشته باشدو یا برعکس به سرمایش نیاز داشته باشد .
بخش پنجم :
پنجره و هواکش است . پنجره جهت عبور و مرور نور و هواتعبیرمی شود . لذا پنجره از ملزومات آشپزخانه است و طول استانداردآن نباید کمتر از دو متر باشد . برای تخلیه هوای داخل آشپزخانه از هواکش استفاده می کنند . هواکش ها به اشکال مختلف و د رفضاهای مختلف بکار می روند. برای استفاده بهتر از هواکش ها ،در بسیاری از مسیر های عبور هوا لوله های دودکش قرار می دهند و بعد از آن هواکش را نصب می کنند که هوا را بطور مستقیم به بالاترین سطح ساختمان برساند .
بخش ششم :
تأسیسات ، آب ،فاضلاب و گاز است . آب سرد و گرم برای ظرفشویی ، دستشویی و حمام لازم و ضروری است .
بخش هفتم :
برق است . هر کدام از وسایل برقی آشپزخانه باید دارای یک پریز مجزا باشند . از نکات مهم در ایمنی آشپزخانه ،سیم اتصال زمین است . معمولاً دو تا سیم فاز و نول داریم . یک سیم سوم نیز داریم که سیم اتصال زمین است . این مسئله درمورد وسایل آشپزخانه اهمیت فراوان دارد.
بخش هشتم :
آشپزخانه در صورتی که
OPEN نباشد دارای درب است . شکل کلی درب آشپزخانه باید دارای سطحی صاف ورنگی براق باشد اصولاً فضای آشپزخانه نباید دارای پرز یا اختلاف سطحی خاص باشد که نتوان براحتی آن را تمیز کرد .  

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- کدامیک از مشخصات سنگ گوهره نیست ؟

الف) پر مصرف ترین سنگ در صنعت ساختمانی است.
ب) جاذب آب و رطوبت است .
ج) ایجاد گرد و غبار می کند .
د) بسیار شکننده و ظریف است .
 

 

  2- رنگ آشپزخانه بهتر است چگونه باشد ؟

الف) روغنی مات
ب) پلاستیک براق
ج) روغنی براق
د) پلاستیک مات
 

 

  3- طول استاندارد پنجره آشپزخانه چقدر باید باشد ؟

الف) نباید کمتر از دو متر باشد .
ب) 5/2 متر باید باشد .
ج) بیشتر از یک متر باشد .
د) لزوماً 3 متر باید باشد

 

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس نه : خط
قسمت اول : طراحی تجسمی/قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
پس از پایان این درس دانشجو باید بتواند :
خط را تعریف کرده و انواع آن را به طور مختصر توضیح دهد .
تأثیرات روحی و روانی انواع خطوط بر افراد را تجزیه و تحلیل کند .
شرح درس :
خط زمینه همهء کارهای هنری است و تأثیرگذارترین عنصر در بین عناصر بصری است .
انسان با دیدن خطوط مختلف دچار حساسیت مختلفی می شود . خطوط می توانند از لحاظ نمادین نقش هدایت کننده داشته باشند . مانند خطوط عابر پیاده . کاربرد خطوط در هر یک از رشته های هنری متفاوت است . مثلاً نقش خطوط در مینیاتور و قلم گیری و معماری داخلی بسیار متفاوت است. به طوریکه در هر کدام کاربری خاص دارد. به عبارت دیگر ارزش خطوط نسبت به کارایی آنها متفاوت است .
واکنش چشم و مغز ما نسبت به خطوط غریزی است .
تأثیرات روحی و روانی خطوط در محیط زندگی :
ما در دنیای هستی با خطوط ارتباط داریم . آنها را لمس و تجربه می کنیم . مثلاً برای کسب آرامش روحی در کنار ساحل دریا قدم می زنید . به افق نگاه می کنید و آرامش می یابید . این آرامش به لحاظ وجود خط افقی انتهای دریا در افق است . یعنی خطوط افقی در انسان ایجاد آرامش و سکون می کنند . امروز با پیدا شدن آهن و مصالح دیگر و ضریب استقامت بالای آنها ارتفاع ساختمانها روز به روز بلند تر می شود .به طوریکه ساختمانها زوایای تند و تیز دارند و خیابانها تنگ و تاریک هستند . این زوایای تند و تیز برجها ، حالت خشکی و سرد بودن به محیط می دهد . و انسان در مقابل آنها احساس فشار و پوچی می کند . به عبارت دیگر خطوط عمودی با زاویه تند حس اسارت و پوچی را به انسان القاء می کنند .
بافت ساختمانها در شهرهای کوچک ، از مصالح طبیعی و بومی تشکیل شده است . در این شهرها چشم انداز ها تا افق می رود و طلوع و غروب خورشید به راحتی مشاهده می شود و انسان در این فضا احساس آرامش می کند . تنوع خطوط در بافت قدیمی شهر ها باعث ایجاد جذابیت دیداری می شود . روشنایی روز و تأثیرات روحی و روانی آن بر انسان در شهرهای با بافت قدیمی مشهودتر است .انسان در مقابل خطوط نیز احساس نا امنی می کند . مانند خطوط دهانه ی کوهها. به عبارت دیگر خطوط شکسته با ارتفاع زیاد باعث القاء ترس در انسان می شود .
خط مورب :
خط مورب خط عمودی است که ایستایی خودش را از دست داده است . هیچ انسانی نمی تواند بصورت مورب بایستد ، در مشاهدهء خط مورب آرامش وجود ندارد .

 

  سئوالات چهار گزینه ای:
1- تأثیرگذارترین عنصر در بین عناصر بصری ………… است .

الف)نقطه
ب) خط
ج) دایره
د) رنگ
 

 

  2- نقش خطوط در مینیاتور ، قلم گیری و معماری داخلی …… است .

الف) متفاوت
ب) متشابه
ج) هماهنگ
د) متعادل
 

 

  3- خطوط افقی چه احساسی در انسان ایجاد می کنند ؟

الف) امنیت
ب)امتداد
ج) آرامش
د) شتاب
 

 

  4- خطوط عمودی چه احساسی به انسان القاء می کنند ؟

الف) امنیت
ب) آرامش
ج) نشاط
د) اسارت و پوچی
 

 

  5- تنوع خطوط در بافت قدیمی شهرها باعث …… می شود .

الف)ایجاد جذابیت دیداری
ب)ایجاد اغتشاش و شلوغی
ج) ایجاد سردرگمی و پریشانی
د)ایجاد تأکید
 

 

  6- در مشاهده ی کدام خطوط احساس آرامش وجود ندارد ؟

الف) خطوط دهانه کوهها
ب) خطوط مورب
ج) خطوط افقی
د) خطوط قائم
 

 

  قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه
استاد ایزد پناه

اهداف درس :
پس از اتمام درس دانشجو قادراست :
وسایل آشپزخانه را شناسایی کرده و هر کدام را تعریف نماید .
مشخصات و عملکردهر کدام از وسایل آشپزخانه رادر چندسطرتوضیح دهید.
ـ کابینت :
از جمله وسایل موجود در آشپزخانه ،کابینت با معیار استاندارد است . به دلیل چیدمان خیلی جالب و یکنواختی که کابینت میتواند داشته باشد وسایل شخصی ، لباسشویی و غیره را داخل کابینت قرار میدهند .
ـ انواع کابینت :
کابینت به دو صورت فلزی و چوبی وجود دارد.بدلیل جلوگیری از زنگ زدگی و پوسیدگی همچنین به منظورایجاد استحکام بیشتر درساخت بدنه کابینتهای فلزی و چوبی از فلزات رنگی و صفحات مرغوب چوبی استفاده می کنند .
ـ مدل کابینت :
انواع مدلهای کابینت به سه صورت زمینی ، دیواری و وسط دیوار در بازاروجود دارد .

 

 

 

 

 


ابعاد کابینت :
به منظورتسلط مصرف کننده بر قفسه هاعمق بخش دیواری و زمینی کابینت به ترتیب 60تا50 تا 30 سانتی متراست .
ـ رویه کابینت :
معمولاً روی کابینت را با صفحات سنگی می پوشانند . بزرگی ابعاد صفحات سنگی روی کابینت باعث بالارفتن کیفیت آن می شود. نئوپان عمدتاً بصورت فشرده و مقاوم ساخته می شود و روی آن روکش خاصی را طراحی کرده و می چسبانند که رنگ و نقش آن متفاوت است .
ـ روکش :
روکش به صورت براق یا زبر است . نوع براق آن ضمن لیز بودن خوب پاک می شود . نوع زبر آن خصوصیات معکوس نوع براق را دارد . ( یعنی خوب پاک نمی شودولیز نیست.)
البته ممکن است در روکش ها به منظور زیبایی از رنگهای پولیستراستفاده شود .
 

ـ یخچال :
در آشپزخانه یخچال ، فریزر و یخچال فریزر پهلوی هم وجود دارند که نوع اخیر به برق و شبکه آب خانه وصل می شود . برای سهولت در انجام کار بهتر است یخچال چند در داشته باشد .
ـ اجاق خوراک پزی :
اجاق خوراک پزی به دو صورت رومیزی و کابینتی عرضه میشود و گرمای خود را از برق و گاز میگیرد . (انشعاب گاز اجاق گازی به دو صورت کپسولی و شهری می باشد) اجاقهای کابینتی مجهز به فر هستند.اما در صورتی که از کپسول استفاده شود محفظه ی جای فر، محل نگهداری کپسول می شود . ظرفیت اجاق گاز را با شعله آن می سنجند .(یک شعله یا شش شعله)
ـ ابعاد روی اجاق گاز :
ابعاد روی اجاق خوراک پزی معمولاً‌بین 60تا 100 سانتی متر است.
ـ هود و ابعاد آن :
ابعاد هود های روی اجاق گاز که به منظور هواکشی طراحی شده اند دقیقاً همان ابعاد روی اجاق گاز است . فاصله هودتا اجاق گاز (به منظور دسترسی مصرف کننده با بست وسایل ) باید رعایت شود .
ـ ظرف شویی :
ظرف شویی به دو صورت روکار و توکار در بازار موجود است . بسته به نوع مصرف خانواد ه ها دارای ابعاد گوناگون و مدلهای متفاوت است . در ضمن ممکن است یک لگن یا دو لگن داشته و علاوه بر آن یک سینی یا دو سینی داشته باشد .
ماشین لباسشویی :
این دستگاه نیاز به
‎‎
‏‏‏‏‏آب سرد ، گرم و فاضلاب دارد و به دو صورت ساخته می شود . در نوعی از آنها ورودی لباس از پهلو است و معیار اندازه آن به کیلو است . نوع دیگر آن لباس از بالا درون ماشین ریخته می شود. البته استعمال نوع اخیر بیشتر در حمام است .
اتصال سیم
Earth به زمین در ماشین لباسشویی حائز اهمیت است .  

‌دستگاه توستر :
این دستگاه برای برشته کردن نان به کار میرود .
دستگاه ساندویچ ساز :
موادلازم برای تهیه ساندویچ در دستگاه ساندویچ ساز ریخته میشود تا در اثر گرما پخته شوند.
دستگاه مایکروفر :
از جمله ملزومات ضروری آشپزخانه است که امروزه مورد استفاده بیشتر مردم است

 

 

 

 

 

 

 

  سئوالات چهار گزینه ای
1- انواع مدل های کابینت عبارتند از …………. .

الف) زمینی دیواری
ب) دیواری وسط دیوار
ج) زمینی دیواری وسط دیوار
د) فلزی چوبی دیواری
 

 

  2- ظرفیت اجاق گاز را چگونه می سنجند ؟

الف)بر اساس شعله
ب) بر اساس استفاده ازکپسول
ج) بر اساس داشتن حجم بالا
v د) بر اساس داشتن فر

 

پودمان دکوراسیون و تزیینات داخلی خانه

 

  درس دهم : تضاد(کنتراست)‌
قسمت اول : طراحی تجسمی/قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه

استاد صنیعی پور
اهداف درس :
پس از اتمام درس دانشجو قادر است :
تضاد را تعریف کرده و نقش آن را در زیبایی آثار هنری توضیح دهید .
انواع تضاد را نام برده و هر کدام را در چند سطر شرح دهد.
شرح درس :
تضاد در تمامی کره زمین وجود دارد ودر آثار هنری باعث ایجاد زیبایی می شود . تضاد باعث ایجاد وحدت و جذابیت در دیدار بصری شده و نیز عاملی برای انتقال اندیشه ها و احساسات به طریقه ای ساده تر به بیننده است .عنصر تضاد در برابرعنصر هماهنگی ضمن ایجاد لذت بصری باعث ایجاد تعادل می شود . یعنی می توان از طریق تضاد تعادل را نیز ایجاد کرد .
روز و شب ، سرما و گرما، نسبت خاک به دریا نمونه هایی از تضاد هستند . تضاد ها می توانند در شکل، اندازه ، رنگ،بافت ، جهت ،موقعیت ،فرم ،نور و چیدمان ایجاد شوند . تضاد درآثارهنری هنرمندان ،گاهی علاوه بر موضوع ،در فرم و رنگ نیز ایجاد می شود . مثلًاوقتی می خواهیم شیءای را روی صفحه ای به صورت برجسته نشان دهیم ،می توان از عامل تضاد برای نمایان شدن آن استفاده کرد . به عبارت دیگر ایجاد تضاد (کنتراست) عاملی برای مجزا نمودن شکل یا شیء از زمینه است . انواع تضاد ها عبارتند از : تضاد در شکل ،تضاد در جهت ،تضاد در پراکندگی . اشیاء و اشکال متضاد در آثارهنری مکمل یکدیگرند و باعث ایجاد زیبایی می شوند .

 

  سئوالات چهار گزینه ای :
1- تضاد در دیدار بصری باعث ایجاد چه عاملی می شود؟

الف) وحدت
ب) جذابیت
ج)تکثیر و اغتشاش
د) تعادل
 

 

  2- از نتایج استفاده از تضاد در طراحی تجسمی …… است .

الف)لذت بصری
ب)ایجاد تعادل
ج) ایجاد وحدت و جذابیت
د)تمام موارد
 

 

  3- کدام عنصر باعث ایجاد تضاد نمی شود ؟

الف) شکل
ب)اندازه
ج)جرم
د) جهت
 

 

  4-انواع تضادها عبارتند از…………… .

الف)تضاد در شکل ، جهت و پراکندگی
ب)تضاد در شکل ، پراکندگی و فرم
ج) تضاد در چیدمان و نور
د) تضاد در موضوع و فرم
 

 

  قسمت دوم : تزئینات داخلی خانه
استاد ایزدپناه

اهداف درس :
پس از پایان درس دانشجو باید بتواند
نقش نور را در فضای آشپزخانه بررسی کند .
انواع وسایلی را که برای تزئین آشپزخانه به کار می روند نام برده و درباره کارکردهای هر کدام چند سطر بنویسید .
در یک موقعیت عملی با انواع وسایل تزئینی،آشپزخانه ای را به صورت مطلوب تزئین کند
شرح درس :
نور در آشپزخانه :
برای تزئین آشپزخانه از نور طبیعی و مصنوعی استفاده می کنیم . پنجره در ارائه نور طبیعی به آشپزخانه از اهمیت زیادی بر خوردار است . معمولاً‌ پنجره می تواند در صورت مشرف بودن به فضای سبز یکی از تابلوهای آشپزخانه باشد . پنجره رابطی است بین آشپزخانه و فضای خارج که بهتر است در مقابل منظره ای زیبا قرار داشته باشد .
پرده در آشپزخانه :
اگر آشپزخانه ما بدلیل محدودیت فضای خارج، از نور زیادی برخوردار نباشد از پرده هایی که حالت توری دارند استفاده می کنیم . در صورتیکه آشپزخانه در معرض تابش شدید نور باشد از پرده هایی که بتوانند جلوی نور را بگیرند استفاده می کنیم به عبارت دیگر نوع جنس پرده باید متناسب با میزان نور داخل آشپزخانه، انتخاب شود .
امروزه نورهای مصنوعی در انواع مختلف مثل هالوژن – فلورسنت با لامپ هایی که از سقف آویزان شده و دارای پایه ای روی زمین با روی میز هستند طراحی شده اند ومی توان ازآنها برای تأمین نور دلخواه استفاده کرد.
به طور کلی بهتر است در آشپزخانه نور مخفی باشد . معمولاً تابش نور مسقیم ناراحت کننده بوده و انعکاس زیبایی ندارد.همچنین معمولاً‌ لامپ های هالوژن را زیر کابینت یا گچبری مخفی می کنند . لامپ های هالوژن بسیار زیبا بوده و پدیده جدیدی در طراحی خانه و مخصوصاً آشپزخانه هستند .به تازگی لامپهای جدید 220ولتی که نیاز به ترانس ندارند به بازار آمده اند . البته این لامپهای برق زیادی مصرف می کنند اما نورشان نسبت به بقیه لامپها بیشتر است .
رنگ در آشپزخانه :
نور عاملی است که بوسیله آن رنگها مشاهده می شوند . رنگها هر کدام پیام ، حالت و خصوصیتی خاص دارند . رنگها بیان کننده شخصیت اشخاص و رساننده پیامهای مختلفی می باشند . آگاهی از این مسائل باعث می شود که برای بیان احساس درونی مان ، از ابزار درست استفاده کنیم .می توان باارائه یک رنگ خاص در آشپزخانه یا جابجایی رنگها و در کنار هم قرار دادن آنها ،احساس و اندیشه درونی مان را به بیننده انتقال داد .اصولاً رنگ وسایل آشپزخانه باید مناسب و آرام بخش باشد .
 

طرح کابینت:
امروزه طرح کابینت های موجود در بازار بسیار متفاوت است . بعضی از آنها به جای اینکه یک درب مسدود داشته باشند دارای یک بخش پنجره ای یا شیشه ای هستند که وسایل زیبا و جذاب را در آنها قرار می دهند .

 

 

 

 

 

 

 


میز و صندلی :
صندلی های داخل آشپزخانه باید به دلیل استفاده کوتاه مدت براحتی جابجاشوند .موارد کاربرد این صندلی ها منحصراً در آشپزخانه است . میز ها در آشپزخانه اشکال مختلفی دارند .انتخاب و کاربرد هر یک از انواع میزها با توجه به فضای آشپزخانه و وسعت یا محدودیت آشپزخانه ، همچنین سلیقه افراد صورت می گیرد .

 

 

 

 

 


ظرفشویی و آبچکان :
معمولاً در کنار ظرفشویی، آب چکان طراحی می شود که وسیله ای مناسب برای خشک کردن ظرفها است .
گل و گیاه :
هرگز برای تزئین آشپزخانه از گل های مصنوعی استفاده نکنید ، زیرابرای بیننده پیام عشق و علاقه ندارند و آتش زا هستند .
 

 

  سئوالات چهار گزینه ای:
1- بهتر است نور در آشپزخانه چگونه بتابد ؟

الف) مستقیم
ب) مخفی و غیر مستقیم
ج) زیاد
د)اندک
 

 

  2- رنگ وسایل آشپزخانه چگونه باید باشد ؟

الف) آرام بخش و مناسب
ب) پر تحرک
ج) آرام بخش و پر هیجان
د) خنثی
 

 

  3- گل های مصنوعی به چه دلیل در تزیین آشپزخانه مورد استفاده قرار نمی گیرند ؟

الف) زیرا پیام عشق و علاقه ندارند .
ب) زیرا آتش زا هستند .
ج) زیرا مصنوعی هستند و کهنه می شوند .
د) مورد الف و ب صحیح است .

 

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٩   |    نظرات []   |    لینک ثابت

پودمان آشپزی و سفره آرایی
بخش اول

 

  جلسه اول - شناخت و کاربرد انواع کارد

درس آشپزی 1
هدف از این درس آشنایی با بخش‏ها، وسایل، مواد و روش
های کار برای نگهداری، تولید و چگونگی آماده سازی و مصرف و طبخ مواد غذایی است برخی از سر فصل درسی آشپزی (1) عبارتند از :
- وسایل آشپزخانه
- مواد غذایی
- انواع طبخ
- تزئین دور غذا

درس آشپزی (1) 2 واحد دانشگاهی است

 

 

آشپزی نظری و عملی
شناخت و کاربرد انواع کارد

بخش اول
جلسه اول

مقدمه :

در این برنامه آشپزی را از مقطع مقدماتی تا متوسطه برای شما تدریس می کنیم ، این درس شامل ٨ فصل و ٣۴ برنامه است . در این برنامه ها در مورد کلیه ابزارهای آشپزی ، تجهیزات ، کلیه مواد و موارد مصرف آنها ، کاربرد ابزارها و تجهیزات بحث می کنیم . فصل اول در مورد آشنایی با کلیه ابزارهای آشپزی است و بخش اول د رمورد کلیه کاردها و کاربرد آنها می باشد.
یکی از اساسی ترین ابزار آشپزی کارد است که اصولاً در کارهای صنعتی ، آشپزخانه منازل و ... مورد استفاده قرار می گیرد و به منظور برش و تهیه مواد برای طبخ غذا به کار می رود .
آشپزی مانند تمام حرفه های دیگر نیاز به هنر و تکنیک دارد که در این ٣۴ جلسه تمامی آنها را آموزش خواهیم داد .
اصلی ترین ابزاری که ما در اختیار داریم کارد آشپزخانه است . ویژگی این کارد دسته نسبتاً متناسب آن است به طوریکه دست به آن گره می شود و معمولاً تیغه بزرگ و بلندی دارد . بسیاری از برش ها ، خرد کردن یا ریز کردن مواد به وسیله این کارد انجام می شود .

کارد اسپانسر یا حلقه کن :
این کارد دسته بسیار مناسبی دارد تیغه آن به صورت دنده دنده می باشد که برش مواد را راحت تر می کند . معمولاً برای برش انواع گوشت قبل و بعد از طبخ و برای بسیاری از مواد غذایی سخت استفاده می شود .
کارد فیله کردن یا استخوان گیر : دسته آن طوری که راحت تر در دست قرار می گیرد و یک تیغه نسبتاً کوتاهتر از دو کارد قبل دارد و برای فیله کردن گوشت و نیز برای استخوان گیری گوشت و مرغ استفاده می شود .
کارد دیگری وجود دارد که برای برش سبزیجات ، مواد غذایی نرم ، مواد غذایی که نباید له شوند و بتوان به وسیله آن ریزه کاریهایی انجام داد استفاده می شود و از ویژگیهای آن دسته کوتاه و تیغه باریک و نسبتاً بلندتر از دسته اش می باشد .

کارد مخصوص تزئین :
در تهیه غذاها و به طور کلی آشپزی ، دکور و تزئین غذا از اهمیت فراوانی برخوردار است . از ویژگی های این کارد تیغه و دسته نسبتاً همسان و بسیار تیز است و اصولاً برای تزئینات و ریزه کاریها استفاده می شود .

کارد پوست کن :
از یک تیغه و دو قسمت شیاری تشکیل شده است که به وسیله آن پوست سبزیجات را به راحتی می توان جدا کرد .

قیچی :
قیچی برای برش گوشت ، مواد غذایی ، سبزیجات سخت و مواردی که نمی توان از کارد استفاده کرد مورد استفاده قرار می گیرد . که یک لبه آن دنده دنده و لبه دیگر آن تیغه صاف است .  

 

  کاربرد کاردها :

در ابتدا یک ساقه کرفس داریم ، برای خرد کردن کرفس و استفاده از کارد ، سر کارد را روی تخته اهرم می کنیم و با حرکت از بالا به پایین از کارد استفاده می کنیم وقتی که می خواهیم کار ریز کردن را سریع انجام بدهیم باید دست را روی مواد بگذاریم طوری که پنجه ها به طرف داخل باشد و مواد را ریز می کنیم .
باید به منظور صحیح گرفتن کارد و صحیح ریز کردن کار تمرین و ممارست شود.
 

 

  کاربرد کارد پوست کن :

به فرض می خواهیم هویجی پوست کنیم ، هویج را از بالا به پایین پوست می کنیم .  

 

  کاربرد کارد حلقه کن :

از کارد برش مواد پروتئینی ( چه قبل و چه بعد از طبخ ) را آسان می کند .  

 

  کاربرد کارد مخصوص تزئین :

در برش موادی مثل گوجه فرنگی به صورت گل مورد استفاده قرار می گیرد.  

 

  سر فصل هایی از آشپزی (1) تدریس می شود : ۱- آشنایی با ابزار آلات آشپزی

الف ) آشنایی با انواع کاردها و کاربرد آنها
ب ) آشنایی با تخته کار ، رنده و کاربردهای آنها
ج ) آشنایی با انواع صافی ، ترازو ، همزن و کار با آنها
د ) آشنایی با انواع قابلمه ، تاوه و کار با آنها
 

 

  ۲- آشنایی با تجهیزات آشپزی

الف ) گاز فر ، چدن و کارایی آنها
ب ) یخچالهای ایستاده ( زیر صفر ، بالای صفر )
ج ) مرغ دم کن ، دستگاه سرخ کن ، کباب پز و کارایی آنها
 

 

  ۳- انواع خمیر و پخت آنها

الف ) طرز تهیه خمیر پاستا
ب ) طرز پخت خمیر پاستا
ج ) انواع برش پاستا
د ) طرز تهیه خمیر پیتزا
ه ) طرز تهیه خمیر غذاهای نانی
 

 

  ۴- سبزیجات

الف ) شناخت انواع سبزیجات ، تمیز کردن و خرد کردن آنها
ب ) طریقه پخت انواع سبزیجات
ج ) طرز تهیه استاک سبزیجات
 

 

  ۵- مرغ و گوشت

الف ) استیک کردن و خرد کردن مرغ
ب ) سرخ کردن و خوراک کردن مرغ
ج ) سوته کردن مرغ و تهیه آب مرغ
د ) رست بیف کردن مرغ ( پخت خشک )
ه ) طرز تهیه استیک گوشت
و ) رستینگ کردن و قهوه ای کردن گوشت
 

 

  ۶- ماهی و موجودات دریایی

الف ) پاک کردن و فیله کردن ماهی
ب ) پاک کردن و طبخ میگو
ج ) پخت و سرخ کردن ماهی
د ) بخار پز کردن ماهی و طرز تهیه استیک
ه ) سوخاری کردن ماهی
 

 

  ۷- تخم مرغ

الف ) طریقه صحیح پخت تخم مرغ
ب ) پوره تخم مرغ
ج ) اسکرمیل کردن تخم مرغ ( تخم مرغ همزده شده در روغن )
د ) پخپیگ کردن تخم مرغ ( پخت در آب جوش )
 

 

  8 - تهیه سس ها

الف ) معرفی سس ها
ب ) سس پنیر و سس خامه
ج ) سس مایونز و سس مادر
د ) سس سفید
ه ) سس پرتغال
 

پودمان آشپزی و سفره آرایی
بخش اول

 

  جلسات دوم الی چهارم
شناخت و کاربرد انواع قابلمه و ماهیتابه / شناخت و کاربرد انواع سرخ کن و کباب پز / شناخت و کاربرد صافی ها ، ترازوها ، همزن ( مفتول )

در جلسات قبل درباره ابزارهای آشپزی و کارایی آنها ، انواع کارد و کاربرد آنها ، مراحل آماده سازی طبخ را توضیح دادیم . در جلسه پیش توضیح دادیم که برای طبخ نیاز به وسیله ای است( قابلمه ) که به صورت غیر مستقیم حرارت را به مواد برساند و مواد را خوب بپزد .

 

  قابلمه از اجزاء مختلف تشکیل شده است :

در پوش ( از جنس شیشه یا جنس خود قابلمه ) ، دسته قابلمه ( که به وسیله آن می توان قابلمه را جا به جا کرد ) و معمولاً جنس آن از انواع پلاستیک می باشد . اگر از جنس فلز باشد حرارت را انتقال می دهد و هنگامیکه قابلمه حرارت می بیند مسلماً دسته های آن داغ خواهد شد زمانیکه بخواهیم قابلمه را جا به جا کنیم دست ما می سوزد . بنابراین بایستی دسته آن از نوعی طراحی شود که حرارت را انتقال ندهد .
خود قابلمه به صورت یک صفحه سطح در داخل که لبه دارد و لبه آن بسیار بزرگ و بلند است تا حجم زیادی از مواد در آن جای گیرد و حرارت را کاملاً در یک نقطه متمرکز کند و مواد را خوب بپزد .
محفظه داخلی قابلمه بایستی از جنسی باشد که در برابر حرارت مقاوم باشد یعنی طوری نباشد که با مقدار کمی حرارت و پخته شدن مواد جنس داخلی قابلمه از آن جدا نشود و با مواد غذایی مخلوط نشود .
معمولاً جنس داخل قابلمه تفلون است زیرا مواد غذایی به تفلون نمی چسبد و یا از جنس لعاب استفاده می شود یا از جنس فلزهای دیگری که در بازار یافت می شود.
زیر قابلمه باید از جنسی باشد که در مقابل حرارت مقاوم باشد ، سیاه نشود و دوده نگیرد . نکته مهم این است که اندازه قابلمه مورد مصرف بستگی به حجم مواد قابل استفاده دارد .
آیا حجم مواد با حجم آبی که می ریزیم نسبتی دارد ؟ قابلمه و حجم موادی که داخل قابلمه است باید با حجم آب سنخیت داشته باشد یعنی اگر حجم مواد در داخل قابلمه بیش از حد باشد و آب کم باشد آب سریعاً تبخیر خواهد شد و مواد خوب نمی پزد بنابراین سعی کنیم تناسبی بین مواد و آب برقرار باشد بطوریکه آب کاملاً روی مواد را بپوشاند . اگر آب زیاد باشد و مواد داخل قابلمه کم باشد آب خیلی دیرتر تبخیر می شود و پس از پخته شدن مواد مقدار زیادی آب باقی می ماند که باعث له شدن مواد می شود .
 

 

  قسمت عملی :

قابلمه را روی شعله آتش می گذاریم و داخل آن آّ می ریزیم و یک تکه سینه مرغ را داخل قابلمه می گذاریم به طوریکه آب روی آن را بپوشاند ، و درب قابلمه را می گذاریم تا اینکه حرارت در داخل قابلمه جمع شود و کار طبخ را آسانتر کند . برای جلوگیری از تبخیر زیاد مایعات می بایستی در قابلمه گذاشته شود .  

 

  آیا قابلمه علاوه بر پخت در سرخ کردن مواد نیز کارایی دارد ؟

گاهی اوقات برای طبخ غذا می خواهیم از روغن با حجم زیاد استفاده کنیم و این کار را نمی توان در ماهی تابه انجام داد به دلیل اینکه ارتفاع دیواره اش بسیار کوچک است و نمی توان روغن زیاد داخلش ریخت و باید آن را داخل قابلمه طبخ داد.  

 

  ماهیتابه :

برای سرخ کردن مواد در روغن با حجم کم از ماهیتابه استفاده می شود . ماهیتابه تشکیل شده از : سطح مسطح ، لبه هایی با ارتفاع کم و دسته .  

 

  انواع ماهیتابه :

برخی ماهیتابه ها دو دسته دارند و برخی دیگر یک دسته بلند دارند . سرخ کردن به طریق مختلف است ، حجم روغن می تواند 4/1 تابه باشد ولی حجم زیاد نه .
اگر حجم مواد زیاد باشد ، یا بخواهیم به طور شناور مواد را سرخ کنیم بایستی از ماهیتابه هایی که لبه های بلند دارند استفاده کنیم .
برای سرخ کردن مواد غذایی جنس ماهیتابه مهم است امکان دارد موادی که استفاده می کنیم موادی باشند که قابلیت چسبندگی داشته باشند یا موادی باشند که چربی دار باشد و مواد به کف ماهیتابه بچسبد . بنابراین برای مواد غذایی که چسبندگی دارند سعی می کنیم از جنس تفلون استفاده کنیم . البته جنس بیرونی آن نیاز نمی باشد که از تفلون باشد و فقط باید از جنسی باشد که در برابر حرارت مقاوم باشد . ولی اگر بخواهیم استیک تهیه کنیم که قدرت چسبندگی آن کم است می توانیم از ماهیتابه چدنی استفاده کنیم . و یا برای تهیه موادی که چسبندگی زیادی ندارند می توان از ماهیتابه هایی با جنسهای دیگر استفاده کرد . بنابراین جنس ماهیتابه مهم است . بنابراین با توجه به نوع مواد غذایی باید ماهیتابه تهیه کرد.
 

 

  قسمت عملی :

برای تهیه همترگر بایستی روغن کمی در داخل ماهیتابه بریزیم زیرا حجم زیاد روغن باعث می شود که گوشت آن از هم جدا شود و نیز باید با حرارت ملایم سرخ شود .
ماده غذایی را از پایین داخل ماهیتابه بگذاریم و از بالا آن را پرت نکنیم و برای غذایی مثل همبرگر بایستی از ماهیتابه تفلون و از یک کفگیر صفحه تخت استفاده کنیم و توسط آن همبرگر را پشت و رو کنیم تا سرخ شود .
 

 

 

جلسه سوم
شناخت و کاربرد صافی ها ، ترازوها ، همزن ( مفتول )

در جلسات گذشته در مورد وسایل آشپزی ، کاردها و کاربرد آنها بحث کردیم . در این جلسه در مورد یکی از ابزارها یعنی صافی یا آبکش صحبت می کنیم .
آبکش انواع مختلف و کارایی های مختلفی دارد . تفاوت بین آبکش ها در روزنه ها (که کوچک یا بزرگ هستند ) می باشند و جنس این روزنه ها باید از فلز ضد زنگ باشد .
یک نوع صافی وجود دارد که دسته آن دارای عایق چوبی است و داخل قابلمه یا ماهیتابه قرار می گیرد و برای موادی که در روغن با حجم زیاد سرخ می شوند مورد استفاده قرار می گیرد و مواد ، داخل این صافی سرخ می شوند تا اخلالی در سرخ شدن مواد ایجاد نشود . این وسیله باری موادی به کار می رود که بسیار ریز باشند.
 

 

  صافی ریز :

صافی های کوچکتری وجود دارد که روزنه های آن بسیار ریز هستند . هنگامیکه برنج را آبکش می کنیم چون برنج نشاسته دارد روی آن آب سرد می ریزیم تا خنک شود و به هم نچسبد .
برای ماکارونی از صافی با روزنه درشت استفاده می کنیم و روی ماکارونی نیز آب می ریزیم ، کنار می گذاریم تا آب آن برود .
نوع دیگر صافی ، به طور ثابت و فنری ، قالب قابلمه درون آن قرار می گیرد . هنگامیکه آب در قابلمه به جوش آمد صافی که قالب ماهیتابه یا قابلمه است را داخل آن قرار می دهیم و این دو واقع ظرف اصلی ما است و ماکارونی خام را داخل این صافی می ریزیم و می گذاریم تا کاملاً پخته شود . بعد از اینکه ماکارونی پخته شد ماهیتابه را بیرون می آوریم و دوباره کاملاً آن را شستشو می دهیم .
صافی دیگری وجود دارد که برای شستشوی مواد غذایی ، سبزیجات و گوشت و غیره ... استفاده می شود .
 

 

  ترازو :

برای اینکه مواد غذایی متناسب باشند و غذای خوبی درست شود باید وزن مواد رعایت شود . ترازو دارای قسمتهای زیر می باشد :
- یک صفحه مسطح مثل ساعت ( دارای درجه بندی به گرم و کیلو گرم است).
- یک کاسه روی ترازو .
قسمتی روی ترازو اهرم مانند است و یک صفحه تخت روی آن می باشد هنگامیکه مواد را داخل آن می ریزیم به اهرم فشار می آورد و عقربه ( در جهت عقربه های ساعت ) به شروع حرکت کرده و وزن آن را مشخص می کند .
 

 

  مفتول :

وسیله ای است که مواد غذایی مایع یا گاهی اوقات مخلوط با جامد را با هم مخلوط می کند.
همزن دارای یک دسته و میله هایی است که در همدیگر به صورت عمودی پیچیده اند .
این میله ها داخل مواد می شوند و فضایی را ایجاد می کنند که مواد با هم مخلوط شوند و این ا زویژگیهای مفتول دستی است .
یک نوع مفتول برقی هم وجود دارد که همان کار را با ساختار شکلی متفاوت انجام می دهد . دو میله بلند فلزی دارد که نسبتاً هلالی هستند و یک متوری دارد که خیلی سریع میله های همزن را به چرخش در می آورد و مواد را کاملاً مخلوط می کند . این دستگاه برای موادی مثل سفیده تخم مرغ که باید خیلی سریع هم زده شود کارایی بسیاری دارد .
 

 

 

جلسه چهارم
شناخت و کاربرد انواع سرخ کن و کباب پز

در جلسات گذشته در مورد کارایی ابزارها صحبت کردیم . برای آشپزی نیاز به یکسری وسایل است که برای کارهایی که باید با دست انجام شود از آنها استفاده می کنیم مثل کارد و بقیه وسایل . از ماهیتابه برای سرخ کردن ، از گاز برای حرارات دادن . در تجهیزات آشپزخانه از دستگاهی به نام سرخ کن که مواد زیادی را در آن سرخ می کنند استفاده می شود که هم در صنعت و هم در منازل کارایی دارد .
ساختار آن مثل گاز فر است ولی تفاوت آن این است که دستگاه سرخ کن چون ، شعله پخش و فر ندارد . دستگاه سرخ کن از یک بدنه و شیر گاز برای کم و زیاد کردن حرارت تشکیل شده است .
قسمت عمده دستگاه حفره و محفظه ای است که روی دستگاه تعبیه شده است و ارتفاع زیادی دارد . این محفظه محل قرار گرفتن روغن است ، داخل دستگاه سوراخی قرار دارد که نقش آن تصفیه روغن است زیرا پس از مدتی ، احتمالاً خرده های غذا داخل روغن می ماند و این سوراخ آن را تصفیه می کند و به وسیله صافی این مواد را می گیرد و مجدداً روغن را به داخل آن محفظه بر می گرداند . داخل محفظه یک ترموستات تعبیه شده که وظیفه آن تنظیم دما می باشد .
درجه حرارت روغن نباید از 180درجه سانتیگراد بیشتر باشد ، زیرا می سوزاند و احتمال احتراق آن بالا می رود .
سبد یا صافی ، کف دستگاه سرخ کن قرار دارد که مواد غذایی داخل آن قرار می گیرد و کاملاً سرخ می شود ، سپس صافی را بیرون می آوریم که در همان جا کار روغن گیری و آب گیری انجام می گیرد ، دستگیره ای به صورت میله ای روی صافی نصب شده که روی دستگاه قرار می دهیم و تمام روغن مواد گرفته می شود . در زیر سرخ کن دستگاه ، شعله پخش کن بزرگی وجود دارد که با جداره زیر روغن در ارتباط است و آن را داغ می کند . در قسمت پایینی دستگاه دربی وجود دارد که به صورت کابینت عمل می کند و می توان روغن و مواد را داخل آن قرار داد .
 

 

  عملکرد سرخ کن توضیحی برای سرخ کردن مواد :

از سرخ کن برای موادی با حجم زیاد و سفت استفاده می کنیم . سیب زمینی از متداولترین موادی است که در روغن با حجم زیاد استفاده می شود . روغن را کاملاً داغ می کنیم . برای اطلاع از داغ شدن روغن ، یکی از سیب زمینی ها را داخل روغن می ریزیم و در صورت سرخ شدن سیب زمینی و آمدن روی سطح روغن ، متوجه داغ شدن آن می شویم و با قاشقی سیب زمینی را بر می داریم و مواد را داخل سبد ریخته و داخل روغن قرار می دهیم و سرخ می کنیم ، مواد پس از سرخ شدن روی رغن می آیند . سپس سبد را بیرون کشیده و بر روی میله دستگاه قرار می دهیم .
شما شاید در خانه منقل و کباب پز که با ذغال کار می کند دارید . ذغال معایبی دارد از جمله اینکه : دیر روشن می شود ، خاکستر ایجاد می کند و روی غذا می چسبد و نهایتاً آتش یکنواختی ایجاد نمی کند و مواد به صورت نسوخته در می آید .
بنابراین دستگاهی به نام کباب پز صنعتی ساخته شده که عملکرد آن همان کباب پز دستی یا منقل است و تفاوت آن با منقل این است که از ذغال استفاده نمی شود .
ذغال مصنوعی به صورت عرضی داخل کباب پز نصب شده . در زیر این ذغال ، شعله پخش کن به صورت طولی وجود دارد که ذغالها را داغ کرده و ذغالها حرارت را به کباب ها منتقل می کنند .
امتیاز کباب پز این است که آتش داخل کباب پز به صورت یکنواخت و کباب را یکسان پخت می کند و از خود خاکستر باقی می گذارد . نیازی به ذغال و جا به جایی آن نیست و قابل کنترل است .
بر روی دستگاه کباب پز وسیله ای به نام شلف قرار دارد و به صورت میله میله است ، فضای بین آنها باز است تا حرارتی که از زیر میله ها می آید گذر کند . علت استفاده از این وسیله این است که برخی از مواد را نمی توان داخل سیخ قرار داد و باید روی آن بگذاریم که دقیقاً اندازه کباب پز تعبیه شده و روی آن قرار می گیرد ، حرارت کامل به مواد غذایی می رساند و ساختار آن از فلز ضد زنگ است .
زیرا کباب ها ، آب دارند و زمان کباب شدن روی دستگاه می ریزید و اگر ضد زنگ نباشد ، امکان زنگ زدن دستگاه وجود دارد .
زیر ذغال ، شعله پخش کن وجود دارد . در زیر دستگاه پایه ای نصب شده که قابل تغییر و تحرک است و می توانید بر اساس استاندارد و قد خودتان آن را تغییر دهید .
 

 

  طریقه پخت کباب به وسیله کباب پز :

کباب را روی کباب پز قرار می دهیم و هیچگونه تغییری در روی ذغال نخواهیم داد و کامل پخته می شود . زمان پخت خیلی سریع و یکسان می باشد ، خاکستر و دود ندارد و تمام قسمتهای گوشت ، یکسان پخته می شود

 

پودمان آشپزی و سفره آرایی
بخش اول

 

  جلسات پنجم الی هشتم
سرخ کردن مرغ در روغن با حجم کم و زیاد/شناخت و کاربرد استاک گوشت و ریز کردن /چاک و فیله کردن ماهی/چاک و فیله کردن ماهی

 

  مقدمه :

در برنامه قبل راجع به تکنیک های آشپزی صحبت کردیم و روشهای طبخ را برایتان توضیح دادیم ولی در این جلسه در مورد سرخ کردن مرغ در روغن بحث خواهیم کرد.  

 

  برای سرخ کردن با روغن دو حالت وجود دارد :

1- از روغن با حجم کم استفاده می کنیم که به پن فراین معروف است .
2-از روغن با حجم زیاد استفاده می کنیم و مواد را در داخل آن شناور می کنیم و به دی فراین معروف است .
 

 

  روش سرخ کردن در روغن با حجم کم :

در این روش باید تلاش کنیم که برنامه زمانی سرخ کردن مواد غذایی را رعایت کنیم یعنی مواد چه مدتی طول می کشد تا سرخ شوند . مثلاً مرغ دیر سرخ می شود ، گوشت سریعتر سرخ می شود و غیره ... .
مرغ را خرد می کنیم و به وسیله افزودنیهای نمک ، فلفل و ادویه جات آن را مزه دار می کنیم و مدتی می گذاریم تا مرغ درون این مواد بماند .
ماهیتابه باید از جنس تفلون باشد تا مواد به آن نچسبد . ماهیتابه را روی حرارت قرار داده و مقدار کمی روغن در ماهیتابه می ریزیم اگر حجم روغن زیاد باشد حالت دی فراین می شود و کاملاً سرخ نمی شود زیرا پوششی روی آن نیست تا به صورت طلایی و خوب برای ما تهیه شود .
هنگام تهیه مواد غذایی یا در زمان سرخ کردن مواد غذایی بایستی دستها و مواد غذایی خشک باشند زیرا در غیر اینصورت روغن آتش زا می شود .
در ضمن مواد غذایی را نباید از بالا داخل روغن بریزیم بلکه بایستی آن را از نزدیک در روغن بریزیم تا از پاشیدن روغن جلوگیری شود .
برای بهتر سرخ کردن مرغ ، بایستی حرارت یا شعله بسیار کم باشد تا خوب سرخ شود . زیرا در حالت پن فراین اگر داخل گوشت مرف نپخته باشد ایجاد مسمومیت می کند . زمانی که گوشت مرغ در روغن است بایستی به آرامی آن را بدون اینکه دستهایمان خیس باشد جا به جا کنیم تا کاملاً سوخاری و سرخ شود . گاهی قبل از طبخ مرغ آن را سرخ می کنند و بعد می پزند .
 

 

  سرخ کردن مرغ در روغن با حجم زیاد یا دی فراین :

3/2 ظرف را روغن می ریزیم ، روغن را داغ می کنیم . ( حرارت مناسب برای دیفراین کردن مرغ 180 درجه سانتیگراد می باشد ) . قبل از اینکه مواد یا گوشت مرغ را داخل روغن بریزیم بایستی به مرغ با آرد سوخاری و تخم مرغ پوشش دهیم . البته به جای آرد سوخاری از آرد نشاسته یا آدر ذرت نیز می توان استفاده کرد .
برای تهیه آن چند تخم مرغ مثلاً 3 عدد تخم مرغ را داخل ظرف گودی می ریزیم و با مفتول یا همزن آن را هم می زنیم و گوشت مرغ را در داخل آن غلط می دهیم . تخم مرغ به چسبندگی آرد و طلایی و سرخ شدن مرغ کمک می کند . سپس آن را به آرد آغشته می کنیم و تکان ملایمی می دهیم تا آرد اضافی آن بریزد و در داخل روغن با حجم زیاد می گذاریم تا سرخ شود . لذا در حالت دی فراین کردن رنگ گوشت مرغ قهوه ای رنگ است در حالیکه در روش پن فراین ، رنگ آن طلایی .
 

 

 

جلسه ششم
شناخت و کاربرد استاک گوشت و ریز کردن

مقدمه :

در این جلسه راجع به گوشت و مشتقات آن ، طریقه پخت آن و آماده سازی آن بحث خواهیم کرد . در جلسه گذشته راجع به مشتقات مرغ از جمله آب مرغ یا استاک مرغ مطالبی ارائه شد و طرز تهیه آن و چگونگی استفاده از سبزیجات و کاربرد آن بیان شد . استاک سفید را برای غذاها و سوپ هایی که سفید رنگ هستند توضیح دادیم .
در این جلسه در مورد مشتقات و استاک گوشت بحث خواهد شد . در غذاهایی که رنگ قهوه ای یا تیره دارند و غذاهایی که در آنها گوشت قرمز به کار رفته استفاده از استاک قهوه ای و آب گوشت بسیار مهم است . طرز تهیه استاک ها با یکدیگر متفاوت است . برای تهیه استاک مرغ از اسکلت مرغ و قسمتهایی که زیاد مورد استفاده نیست استفاده می کنیم . اما برای تهیه استاک قهوه ای از استخوان قلم استفاده می کنیم . در تمام گوشت خونابه وجود دارد که دارای میکروب است و باید شستشو داده شود ، ابتدا استخوان ها را شستشو می دهیم بدین صورت که آنها را داخل یک ظرف قرار داده ، آن را شسته و از خونابه پاک می کنیم ، سپس داخل ظرف گوشت ، آب می ریزیم بطوریکه آب روی گوشتها را بگیرد ، به آن نمک می افزاییم و به مدت نیم ساعت در آن نگه می داریم تا خونابه های آن بیرون ریخته و گوشت تمیز شود سپس داخل صافی می ریزیم تا کاملاً آب آن گرفته شود .
تفاوت استاک گوشت و مرغ در این است که ما اولاً استخوان ها را تفت می دهیم ، یعنی قابلمه را روی شعله قرار داده ، روغن داخل آن می ریزیم وقتی روغن کاملاً داغ شد استخوان ها را به آرامی داخل آن می ریزیم تا تمام چربی گوشت به صورت روغن در آمده و عصاره گوشت بیرون آید تا طعم و مزه استاک به دست آید ، حرارت را کم می کنیم و در هنگام حرارت دادن آن را جابه جا کرده تا سرخ شه و روغن آن به دست آید .
 

 

  طرز تهیه استاک :

گفتیم در استاک مرغ از سبزیجات سخت شامل کرفت ، هریج ، پیاز ، تره فرنگی و از این قبیل مواد که طعم دهنده هستند و عصاره آن خوش طعم است استفاده می شود.  

 

  طرز تهیه استاک گوشت :

مواد را خرد می کنیم ، هویج و کرفس را نیز خرد می کنیم و در این فاصله استخوانهای داخل قابلمه را جا به جا می کنیم ، پیاز و گوجه فرنگی ( به دلیل استاک باید همرنگ غذا باشد از گوجه فرنگی در استاک مرغ استفاده نمی کنیم زیرا رنگ غذا را به حالت قرمز در می آورد . ) به یک اندازه برش می دهیم . در ین زمان چربی های گوشت داخل قابلمه گرفته شده و مواد سخت را داخل آن می ریزیم . زمانیکه کاملاً تفت داده شد ، گوجه فرنگی را داخل آن می ریزیم ( زیرا گوجه فرنگی سریع له می شود ) و باید با هم سرخ شوند تا حدی که سرخ شدند مقداری آب که فقط روی سبزیجات را بگیرد داخل آن ریخته و سپی از نمک استفاده می کنیم و آن را روی حرارت می گذاریم تا سبزیجات کاملاً نرم شوند . بعد از اینکه سبزیجات نرم و پخته شدند مقداری آب که کاملاً روی گوشت و سبزیجات را بگیرد داخل آن ریخته تا استاک خوبی به دست آوریم . برای از بین بردن بوی زمخت گوشت از برگ بو استفاده می کنیم که همان برگ عادی و برگ درخت است . با این تفاوت که عطر خاصی دارد و یا از فلفل سائیده شده استفاده می کنیم تا طعم فلفل بیشتر باشد سپس به مدت ۴ الی ۵ ساعت منتطر می مانیم تا عصاره آنها به دست آمده و استاک خوبی داشته باشیم .
یکی دیگر از روشهای خرد و ریز کردن گوشت استفاده از چرخ گوشت است .
روش دیگر دستگاه فوتروسی سو و یا خرد کن گوشت با دست است .
به وسیله چاقو لایه نازکی را برش می زنیم و به طریقه دلخواه ریز می کنیم اما اگر بخواهیم به وسیله دستگاه فوتروسی سو گوشت را خرد کنیم ابتدا گوشت را به قطعات کوچکتر برش می زنیم و سپس در داخل دستگاه قرار داده و ریز می کنیم .
 

 

 

جلسه هفتم
چاک و فیله کردن ماهی

مقدمه :

یکی دیگر از مود غذایی و پروتیینی ، ماهی است در این جلسه درباره تمیز کردن و آماده کردن ماهی توضیحاتی داده می شود . ماهی یک غذای پروتیینی است که زیاد مورد مصرف قرار می گیرد . انواع ماهی :
 

 

  1- با استخوان
2- بی استخوان
3- استخوان سفت و نرم و غیره وجود دارد .

قبل از آماده کردن ماهی ، باید آن را از هر میکروب و آلودگی پاک کرد ؛ زیرا برای سلامتی زیان آور است . ماهی ها به صورت پوستی و یا پولکی هستند.
از آنجا که پولک ماهی مورد مصرف نیست ، باید پولک و بال های ماهی را از آن جدا کرد . یکی از روشهای مصرف ماهی این است که به صورت باشد .
برای آماده کردن این نوع طبخ ابتدا بالها و دم ماهی را با قیچی برش می زنیم سپس به وسیله کاردی تیز شکم ماهی را از ناحیه زیر گلو برش می زنیم و خونابه و اجزاء زائد درون آن را تمیز شستشو می دهیم .
برای این کار از صافی استفاده می کنیم و داخل ماهی را کاملاً شستشو می دهیم . بعد از شستشو ماهی پولک ماهی را می گیریم . ( چاقو را به صورف افقی می گیریم و پولکهای ماهی را به صورت عمودی یعنی از بال به پایین یا پایین به بالا بر می داریم ) . سپس ماهی را شستشو می دهیم و به مدت نیم ساعت در آب نمک قرار می دهیم .
 

 

  سرخ کردن یا پخت ماهی ( اگر به حالت در بسته نباشد ) :

ماهی را با روش خاصی خرد می کنیم در مرحله اول اگر بخواهیم ماهی را به صورت شکم پر بپزیم و یا اینکه به حالت در بسته بپزیم احتیاج نیست آن را خرد کنیم و به همین صورت با سر و دم می توانیم سرخ و طبخ کنیم . اما اگر بخواهیم در داخل روغن با حجم زیاد یا حجم کم سرخ و سوخاری کنیم باید برش نازک بدهیم و برای سرخ کردن آماده کنیم . بنابراین در این روش نیازی به دم و سر ماهی نیست و آنها را جدا می کنیم . سپس ماهی را از وسط برش می دهیم و به صورت فیله در آورده و آن را قطعه قطعه می کنیم و برای سرخ شدن تیغ های ماهی را جدا می کنیم .
برای فیله کردن از ماهی هایی که استخوان نرم دارند استفاده می کنیم . ماهی حلوا پولک ندارد . باید بالهای ماهی را با قیچی جدا کنیم و برای جدا کردن بالهای سخت ماهی از چاقو استفاده می کنیم .
سپس از قسمت پایین گردن ماهی یک برش می دهیم ، بعد از وسط ماهی از طرف بالا یک برش می دهیم و از پوست گردن شروع می کنیم . برش ها را بیشتر می کنیم و از زیر از بالای استخوان برش می زنیم و ماهی را به صورت فیله در می آوریم .
 

 

 

جلسه هشتم
تهیه استاک ماهی و بخار پز کردن ماهی

مقدمه :

در جلسات گذشته پیرامون شستشو ، فیله کردن ، روشهای طبخ ، آب پز کردن و سرخ کردن ماهی توضیحاتی را ارائه می دادیم . ماهی نیز مانند سایر پروتئینها ، دارای مشتقاتی می باشد که یکی از مشتقات آن ، استاک یا آب ماهی است . از اسکلت و استخوانهای ماهی برای تهیه استاک ماهی استفاده می شود و از آن در غذاهایی که دارای ماهی ، سوپ ماهی و یا در تهیه غذاهایی که جانوران آبی در آن می باشد مورد استفاده قرار می گیرد . بنابراین باید جایگاه استاک و عصاره مواد پروتئینی را بدانیم که هر کدام با توجه به رنگ ، مزه و بو آنها در تهیه غذاها به کار می روند . برای تهیه استاک باید مواد آن دقیق باشد .
 

 

  طرز تهیه استاک ماهی :

ابتدا سبزیجات سخت مانند کرفس ، هویج ، پیاز ، اسفناج را آماده می کنیم و در اندازه های درشتی خرد می کنیم . برای تهیه استاک از استخوانها ، تیغها و سر ماهی استفاده می کنیم . استخوانهای موجود را در داخل صافی شستشو می دهیم ، سبزیجات را داخل قابلمه می ریزیم و با قاشق مناسب مخلوط می کنیم . بعد از آن اسکلت های ماهی را به مواد اضافه می کنیم و با افزودن نمک و کمی فلفل سیاه آن را خوش طعم می کنیم . ( از فلفل سیاه برای اینکه استاک تغییر رنگ ندهد استفاده می نمائیم ) سپس روی مواد آب می ریزیم و قابلمه را روی حرارت قرار می دهیم . فرق بین استاک ماهی و بقیه استاکه این است که: استخوانهای ماهی بوی زمختی می دهد برای از بین بردن آن از لیموترش حلقه شده استفاده می کنیم و به مواد اضافه می نماییم . از سبزی جعفری نیز می توان استفاده کرد و نیازی به خرد کردن آن نمی باشد .  

 

  نوع دیگر طبخ :

همانگونه که گفته شد ماهی را هم می توان پخت و هم سرخ کرد . اما روش دیگری وجود دارد که می توان بدون روغن آن را پخت . برای اینکه حالت ماهی حفظ شود از روش بخار پز استفاده می کنیم . یعنی آب و روغن تماس مستقیم با غذا ندارد و آب به صورت بخار می باشد .  

 

  دو روش پختن ماهی عبارتند از :

الف ) عدم وجود دستگاه بخار پز : در این روش از ماهی شیر که استخوان و تیغ ندارد استفاده می کنیم و آن را به وسیله آب لیمو ، نمک و فلفل طمع دار می کنیم.
ب ) با دستگاه بخار پز : بخار پز به این صورت است که باید بین آب و مواد غذایی فاصله باشد و آب بخار شود تا بتواند ماده غذایی با بپزد . برای خوش طعم کردن ماده غذایی ، از سبزیجات سخت استفاده می کنیم .

طرز تهیه :

مواد را خرد کرده و همراه حلقه های لیموترش و برگ جعفری داخل قابلمه ریخته و روی آن آب می ریزیم . برای بخار پز کردن ماهی صافی هم اندازه روی قابلمه می گذاریم و ماهی را داخل آن قرار داده و درپوشی روی صافی گذاشته و قابلمه را روی شعله قرار می دهیم ، در اثر حرارت بخار تولید شده و مواد را می پزد .

بخار پز کردن توسطه دستگاه :
مواد را خرد کرده و همراه سبزی جعفری و لیموترش حلقه شده و آب در داخل مخزن مواد غذایی می ریزیم و ماهی فره دار شده را در داخل ظرف قرار می دهیم و درپوش را می گذاریم .

 

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٩   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسه اول
شناخت و کاربرد تخته کار و رنده

 

  مقدمه:

در جلسه قبل کلیه ابزارهای آشپزی، از جمله انواع کارد، کاربردهای آنها و چگونگی استفاده از آنها را بیان کردیم. همانطور که گفته شد کارد از دسته و تیغه ای تشکیل شده و در کارهای خرد کردن، ریز کردن و غیره … مورد استفاده قرار می گیرد. هنگام استفاده از کارد برای جلوگیری از آسیب به میز، از تخته کار استفاده می شود.
تخته کار، تخته ای است که مربوط به کار آشپزی می باشد و در کارهایی
 

 

  تخته کار دو نوع است:

۱) پلاستیک فشرده
۲)
چوبی
سعی کنید از تخته کار با جنس پلاستیک فشرده استفاده کنید؛ زیرا هنگام کار، براده از خود بر جای نمی گذارد. اما تخته چوبی بعد از خرد کردن مواد و برخورد چاقو با بدنه از خود براده بر جای می گذارد که ممکن است داخل غذا شود و با مصرف غذا خطراتی را به بار آورد. مواردی که هنگام استفاده از تخته باید رعایت شود عبارتند از: بعد از هر بار استفاده، کاملاً آن را شستشو دهید و خوب آن را خشک کنید. اگر موادی که دارای آلودگی هستند روی تخته باقی بماند و سپس مواد مصرفی را روی آن بگذاریم، آلودگیها وارد مواد مصرفی شده و باعث بیماریهای متعددی می گردد. بنابراین باید تخته را خوب شستشو داده و با پارچه ای خوب تمیز کنیم که آلودگی نداشته باشد.
هنگامی که بعضی از مواد را روی تخته کار، برش می دهیم، مانند سبزیجات از خود رنگ به جای می گذارند و موادی مثل پیاز، رنگ سبزیجات را به خود می گیرند و رنگ آنها تغییر می کند، در نتیجه رنگ غذا نیز تغییر پیدا می کند. در صورتی که در تهیه غذا، رنگ، بو، غلظت، شکل و … برای ما مهم است. بنابراین باید این نکات را رعایت کنیم تا رنگ غذا عوض نشود و در تهیه غذا مشکلی ایجاد نشود.
تخته کار باید سفید باشد، نمی تواند رنگ دیگری داشته باشد. ما سعی می کنیم تمام ابزارهایی که در آشپزخانه استفاده می کنیم حتی المقدور به رنگ سفید باشد. زیرا آشپزخانه یک مکان حساس است و در آن از رنگ سفید استفاده می شود چون آلودگی را به خوبی نشان می دهد. در حالی که اگر از تخته کار رنگی، مخصوصاً تیره باشد، مسلماً میکروب را نمی توان تشخیص داد.
 

 

  قسمت عملی کار:

در قسمت تئوری گفتیم که برای خرد کردن مواد روی تخته، کارهای دیگری را نیز انجام می دهیم. همچنین از برشها و ریز کردنها صحبت کردیم. در اینجا ریز کردن کرفس را روی تخته کار آموزش می دهیم. برای خرد کردن به نکات زیر توجه کنید:
دستهایتان مقداری خوابیده باشد و پنجه ها را به داخل متمایل کنید تا سطح صافی روی قسمت انگشتها ایجاد شود و دست را به حالت موازی با خود قرار دهید، کار را در قسمت جلوی انگشتان اهرم کنید تا کار راحتتر انجام شود. سر چاقو را روی تخته بگذارید و تکان ندهید، چاقو را به حالت عمودی از بالا به پایین حرکت دهید، سبزی را خرد کنید.
 

 

  رنده:

رنده نقش اساسی در برش، ریز کردن و خلال کردن مواد دارد. رنده از یک دسته پلاستیکی و یک صفحه مسطح فلزی تشکیل شده است. این صفحه حاوی روزنه هایی موازی است و در قسمت پایین این روزنه ها برآمدگیهایی به وجود آمده که بسیار تیز هستند. عمل برش توسط آنها انجام می گیرد.
این روزنه ها انواع مختلفی دارند: درشت – ریز – متوسط – بسیار ریز. رنده در چهار بعد تهیه شده است. برای استفاده از رنده باید دستمان را روی دستگیره بگذاریم و پایین رنده را با تخته کار مماس کنیم و رنده را روی تخته کار بگذارید به طوری که چهار بعد رنده روی تخته کار قرار گیرد.
اصولاً برای برش مواد سخت از رنده استفاده می کنیم، اگر بخواهیم از مواد نرم استفاده کنیم مواد له می شوند. دستمان باید در انتهای مواد غذایی قرار گیرد. با حرکت عمودی از بالا به پایین مواد، رنده می شوند و نباید به سمت بالا برگشت. زیرا تیغه ها برش از سمت پایین با بالا نمی دهند. تا جایی که مواد در دستمان است برش می دهیم و هنگامی که به انتها رسیدیم بقیه را کنار می گذاریم. (سعی نکنید که همه مواد را تا انتها برش دهید.) جنس سطح برنده رنده بایستی از فلز باشد زیرا بُرندگی آن بیشتر است و ماندگار است

 

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسه دوم
شناخت و کاربرد گاز، فر، چدن

 

  مقدمه:

در جلسات قبل در مورد ابزارهای آشپزی و کاربرد آنها صحبت کردیم. همانطور که گفته شد مواد چگونه برش می خورند، چه ابزاری مورد نیاز است، چگونه طبخ می شوند و غیره ….
وقتی که صحبت از آشپزی و طبخ می کنیم باید اطلاعاتی در این زمینه داشته باشیم. مثلاً اولین بار غذا چگونه درست شد و به چه صورت طبخ شد؟ زیرا در قدیم اصولاً غذا پخته نمی شد و آشپزی وجود نداشت. غذاها به صورت خام مصرف می شد. اما در حدود
۳۰۰
هزار سال پیش با کشف آتش و ذغال سنگ، به تدریج غذا نیز طبخ شد.
آتش یکی از اساسی ترین مواردی است که در طبخ غذا مورد استفاده قرار می گیرد. اما از آتش چگونه استفاده کنیم؟ آتش به طرق مختلفی می تواند تهیه و یا استفاده شود: تعدادی چوب را آتش بزنیم و با ذغال آنها، غذا درست کنیم. ولی درست ترین و عملی ترین راه تهیه آتش، اجاق گاز است که اصولاً با آن آشنایی دارید.
 

 

  گاز صنعتی:

تفاوت بین گاز خانگی و گاز صنعتی در این است که: گاز صنعتی گازی است که در صنعت به کار برده می شود و در گاز صنعتی ظرافتها به کار نخواهد رفت. گاز خانگی کارآیی گاز صنعتی را ندارد. در گاز صنعتی از چدن برای زدن استیک و دیگر غذاها که در این رده قرار می گیرند، استفاده می شود. ولی در گاز خانگی احتیاج به چدن نداریم. از گاز صنعتی می توان در خانه استفاده کرد ولی از گاز خانگی نمی توان در صنعت استفاده کرد. زیرا در گاز صنعتی ظرافتی به کار نرفته، بسیار مقاومتر ساخته شده، عمل بیشتری دارد و تحمل سنگینی بیشتری را دارد، ولی گاز خانگی بدین صورت نیست. گاز خانگی برای مصرف خانگی و مصرف پخت ۴ و ۵ و ۶ نفر است. گاز صنعتی برای تهیه غذا با حجم زیاد است. بنابراین باید مقاومت زیادی داشته باشد و مقاومت نمی تواند تناسبی با ظرافت داشته باشد ولی در گاز خانگی چون ظرافت به کار رفته آنچنان مقاومتی وجود ندارد. گاز صنعتی از سه قسمت تشکیل شده است:
۱)
شعله پخش کن: که برای حرارت غیر مستقیم به کار می رود.
۲)
اجاقهایی که دو شعله پخش کن روی آنها قرار گرفته است.
۳)
شعله پخش کنهایی که روی این گازها قرار گرفته است.
در گازهای خانگی لوله ای از زیر، گاز را وارد شعله ها می کند. گاز از طریق شعله پخشکنها پخش می شود. زیرا حرارت باید به تمام سطح ظرفی که روی شعله قرار گرفته برسد. شعله پخشکنها باید استاندارد باشند. زیرا در صورت سرریز شدن غذا بر روی شعله، ایجاد خطر کرده و در سوخت اختلال ایجاد می کند. برای استفاده از گاز نمی توان مستقیماً از شعله پخش کن استفاده کرد. باید فاصله ای بین شعله پخ کن و ظرف وجود داشته باشد. برای ایجاد این فاصله در گازهای خانگی و صنعتی، از یک فلز که دارای میله هایی است، استفاده می شود.
گاز توسط شیرهایی کنترل می شود. به وسیله این شیرها گاز را می توان روشن و خاموش کرد. یکی از قسمتهایی که در گازهای خانگی و صنعتی موارد مصرف بسیار زیادی دارد، فر است. فر، مثل گاز، شعله ای دارد و روی شعله یک فلز مسطح قرار گرفته که گرما را پخش می کند و اصولاً برای غذاهایی به کار می رود که گرما باید تمام سطوح آن را فرا گیرد و از همه طرف به داخل غذا رسوخ کند. فر، از طبقات مختلفی تشکیل شده است که هر طبقه آن مخصوص طبخ یک نوع غذا است. دارای یک شیر گاز است که شعله زیر فر به وسیله آن کنترل می شود. درجه بندی بر حسب سانتیگراد و فارنهایت است. در بعضی از گازها نوع فر به وسیله آن کنترل می شود. درجه بندی بر حسب سانتیگراد و فارنهایت است. در بعضی از گازها نوع غذا و درجه حرارت مورد نیاز آن ذکر شده است. وقتی غذا را داخل فر قرار می دهیم به وسیله شیر حرارت مورد نیاز را تنظیم می کنیم. این یکی از راههای بسیار متداول برای طبخ غذا در منزل و کارهای صنعتی خواهد بود.
 

 

  مصرف چدن در کارهای صنعتی:

در مواردی که نمی خواهیم از روغن زیاد استفاده کنیم و یا قصد استفاده از روغن را نداریم. چدن را به کار می بریم. اصولاً این غذاها قبلاً با روغن خوب ترکیب شده، مزه دار شده اند، روی چدن سرخ می شوند.
هنگام استفاده از چدنهای جدید در ابتدا غذا روی آنها می چسبد ولی بعد از مدتی استفاده، غذا دیگر نمی چسبد و طبخ آن بسیار راحت و آسان است. غذاهایی مانند نیمرو و استیک را که با روغن کم تهیه می شوند، می توان با چدن طبخ نمود. قبل از استفاده از چدن شعله های زیر آن را باید روشن کرد. این شعله ها اشکال مختلفی دارند: از جمله: عمودی، یک شعله و به صورت دو شعله. بعد از داغ شدن چدن، غذایی را که به وسیله، نمک، فلفل و روغن مزه دار شده برای سرخ شدن داخل چدن می گذاریم. چدن همان کار ماهیتابه را انجام می دهد با این تفاوت که دارای سطح بزرگتر و کارایی بیشتری است.
در گازهای صنعتی و غیره سعی کنید شیرهای اطمینانی قرار دهند تا در صورت سوخت ناقص یا نشتی، جریان گاز را متوقف کنند و از خطر انفجار جلوگیری کنند.
فلز به کار رفته در گاز باید ضد زنگ باشد، زیرا در هنگام سرریز شدن غذا بر روی گاز امکان دارد که گاز زنگ بزند و عمر آن کاهش یابد. یک نکته دیگر این است که قد گاز باید استاندارد باشد تا کار روی آن راحت باشد و روی گاز، فر و چدن کاملاً تسلط داشته باشیم.
فلز داخل فر باید از فلز ضد زنگ باشد و عملکرد سطح پایینی فر مانند چدن است، با این تفاوت که در آن بسته می شود، گرما را نگه می دارد و به غذا وارد می کند.
در صورت سرریز شدن غذا باید آن را کاملاً تمییز کرد و شعله ها را به وسیله برسهای سخت کاملاً تمیز کرد. بعد از استفاده از چدن، بایستی آن را با کاردک تمییز کرد. (البته باید از خاموشی و سردی آن اطمینان حاصل کرد.) قبل از قرار دادن غذا در فر، بایستی آن را با درجه حرارت مناسب روشن کرد، تا گرما داخل فر پخش شود و غذا را آماده کند. بعد از آماده شدن غذا بایستی فر را خاموش کرد.
 

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسات سوم و چهارم
شناخت و کاربرد یخچالها و.../شناخت و کاربرد خردکردن مرغ و...

جلسه قبل راجع به اجاق گاز، کارآیی و قسمتهای تشکیل دهنده آن توضیحاتی ارایه دادیم. ولی مسأله مهم این است که قبل و بعد از طبخ غذا، مواد غذایی را باید در جایی نگهداری کنیم. زیرا قابلیت فاسد شدن را دارند و سرما مانع فاسد شدن مواد غذایی می شود.
یخچال وسیله ای بسیار عالی و مطمئن برای نگهداری مواد غذایی است. اصولاً یخچالها در دو نوع زیر صفر و بالای صفر موجود می باشند.
یخچال زیر صفر یخچالی است که سرمای آن مواد را به نقطه انجماد می رساند و حالت یخ زدگی پیدا می کنند و مدت نگهداری مواد بیشتر می شود. در صورت قرار گرفتن مواد در یخچال بالای صفر، طعم و مزه آنها عوض می شود. بنابراین مواد را باید در یخچال زیر صفر نگهداری کرد چون برای نگهداری به مدت طولانی بسیار مناسب است. اما یخچال بالای صفر، یخچالی است که به مواد سرما می دهد اما یخ زده نمی شوند و به نقطه انجماد نمی رسند و در سرمای متعادلی قرار می گیرند و به همین دلیل مدت نگهداری مواد در آن کمتر است.
اصولاً در یخچالهایی که زیر صفر هستند گوشتها و بعضی از مواد خاص را نگهداری می کنند و در یخچالهایی که بالای صفر هستند مواد خوراکی مثل آب لیمو، سس و موادی که احتیاج به فریز کردن ندارند، نگهداری می کنند.
یخچال صنعتی ایستاده و ویترین هم داریم، حتی یخچالهایی که به صورت خوابیده و از بغل در .... نیز وجود دارد. جنس یخچالها باید از فلز ضد زنگ باشد زیرا در غیر این صورت اگر موادی که آب دارند را داخل یخچال بگذاریم و آب آنها روی سطوح یخچال بریزد باعث زنگ زدن آن می شود و مواد غذایی در اثر برخورد با آن میکروب به خود می گیرند.
مسأله مهم در نگهداری مواد در یخچال این است که مواد باید تفکیک شده در داخل یخچال قرار گیرند، زیرا اگر رنگهای متضادی داشته باشند امکان دارد رنگ آنها با یکدیگر ترکیب شود و نیز اگر مواد دارای طعم خاصی باشند، طعم همدیگر را بگیرند.
نکته مهم دیگر این است که مواد را باید مواد را تمییز کرده و بعد داخل یخچال بگذاریم، زیرا اگر مواد تمییز نباشند، باعث آلودگی یخچال می شوند. همچنین اگر آبی داخل یخچال ریخت باید آن را با پارچه تمییز کرد. پس در استفاده از کلیه ابزارهای آشپزخانه باید بهداشت، ایمنی و کارآیی را رعایت کنیم.
 

 

  دستگاه فود پروسسور یا دستگاه خرد کن:

دستگاه خرد کن به علت داشتن تیغه متحرک، دارای کارآیی چندگانه و اجزای متفاوتی است. سه دستگاه که حاوی دکمه هایی است که چرخش دورانی دارد و دور حرکت موتور را تنظیم می کند؛ روزنه ای که مواد از آن وارد دستگاه می شوند؛ در پوش که دور آن واشری است که مانع خروج مواد غذایی خرد شده می شود؛ کاسه، که مواد غذایی از روزنه داخل آن می شوند؛ تیغه ای داخل کاسه قرار دارد که بسیار برنده است و هنگام استفاده باید نکات ایمنی را رعایت کنیم. کارهایی از قبیل خرد کرده پیاز، هویج و غیره را که با دست انجام می دهیم، را می توان با این دستگاه انجام داد.
این دستگاه قابلیت خرد کردن مواد سخت و گوشت تکه شده را دارد. بدین صورت که مواد را داخل دریچه آن ریخته و دستگاه را روشن می کنیم تا مواد را خرد کند. همچنین برای تهیه بکین پودر نیز می توان گوشت پخته را با این دستگاه خرد کرد.
 

 

  جلسه چهارم شناخت و کاربرد خردکردن مرغ و پخت (رست) مرغ در فر

در این جلسه در مورد شناخت مواد و تکنیکهای آشپزی صحبت می کنیم. باید بدانیم که مواد غذایی از چه اجزایی تشکیل شده و به چه صورت هستند و چه رنگ و طعمی دارند؟ می خواهیم طرز صحیح برش یک مرغ را به شما آموزش دهیم، زیرا هر یک از اعضای مرغ در غذاها مورد استفاده قرار می گیرند.
ابتدا مرغ را شستشو می دهیم، سپس ران مرغ را برش داده، حفره ایی ایجاد می شود، کمی ران را تاب داده و با کارد برش می زنیم و ران بعدی را به همین صورت برش می زنیم. بعد از آن دو بال را با کتف، از سینه جدا می کنیم، سپس با کار قسمت پشت مرغ را از سینه جدا می کنیم، غضروف وسط سینه را برش می دهیم داخل سینه و پشت مرغ را شستشو می دهیم تا از خونابه ها پاک شوند. سپس تمامی اجزای مرغ را داخل صافی ریخته و با آب شستشو می دهیم. (سرکتفها قابل مصرف نیستند.)
 

 

  طریقه پخت مرغ:

گاهی اوقات مرغ را به صورت درسته طبخ می کنیم. یکی از طرقی که مرغ، خرد نشده و می خواهیم آن را خرد کنیم روش رست کردن است. رست به این معناست که موادی را که در اختیار داریم داخل روغن یا آبی نمی ریزیم و حرارتی که از تمام فر به طور مستقیم به مرغ می خورد آن را کاملاً می پزد.  

 

  پخت (رست) مرغ به صورت کامل در فر:

بعد از اینکه مرغ درسته را شستشو داده و کاملاً پاک کردیم، قسمتهای سر بال را که مصرفی ندارند دور می ریزیم. اگر مرغ را بخواهیم داخل فر قرار دهیم، باید شکل زیبایی داشته باشد. برای اینکه حفره های ایجاد شده در مرغ از هم جدا نشود، (برای زیبایی و جلوگیری از خرد شدن مرغ بعد از رست شدن) با نخ پنبه ای و سوزن مخصوص آشپزی از پایین پاهای مرغ را به صورت ضربدر می بندیم. برای اینکه روی مرغ سرخ و طلایی شود (از ماهیتابه و روغن با حجم کم یا حجم زیاد استفاده نمی کنیم.) یک تکه کره را در دمای عادی اتاق می گذاریم تا از حالت انجماد درآید. سپس با کارد یا چنگال روی بدن مرغ مالش می دهیم. مرغ را داخل ظرف پیرکس قرار داده و داخل فر می گذاریم. هنگامی که مرغ را از داخل فر بیرون می آوریم، می بینیم که مقداری روغن داخل ظرف است، این روغن را روی مرغ می ریزیم و دوباره آن را داخل فر قرار می دهیم تا با حرارت، کاملاً طلایی شود. دمای فر به صورتی است که مرغ طلایی می شود. برای جلوگیری از سوختن پوست مرغ، روی آن را ورقه ای از آلومینیوم می کشیم و مجدداً داخل فر قرار می دهیم تا گوشت مرغ کاملاًً پخته شود.  

 

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسات پنجم و ششم
شناخت و کاربرد تهیه استاک مرغ و... / شناخت و کاربرد تهیه خوراک گوشت و ...



در این جلسه تکنیکهای آشپزی و روشهای پخت مرغ را ادامه می دهیم. آشپزی بر خلاف ظاهر ساده، کار بسیار سختی است زیرا باید به جوانب مختلفی توجه داشت. مرغ دارای مشتقاتی است که یکی از مشتقات آن، عصاره آن است که اهمیت بسیاری دارد. آب مرغ را استاک نیز می گویند. استاک مرغ را وایت استاک یا آب مرغ سفید یا عصاره سفید نیز می گویند. آب گوشت را براون استاک (
Brown Steak) یا استاک قهوه ای نیز می نامند. از استاک مرغ می توان برای تهیه سوپ، سوتر، آش و درست کرده غذا استفاده کرد. البته اگر از غذاهای مرغی استفاده می کنیم از آب مرغ، غذاهای گوشتی از آب گوشت، غذاهای ماهی از آب ماهی، غذا یا سوپ سبزیجات از آب سبزیجات استفاده می کنیم و استاک باید متناسب با نوع غذا باشد، اگر رنگ آن با رنگ ماده غذایی متضاد باشد مسلماً غذای ما رنگ ظاهری خوبی نخواهد داشت.

 

  استاک مرغ:

برای تهیه استاک مرغ به اسکلت مرغ که شامل استخوان، غضروف، بال و تمام قسمتهایی که زاید است و بوی بدی ندارد احتیاج داریم، (تا استاک بوی زُخم ندهد.)
برای تهیه استاک به سبزیجات سخت (برای از بین بردن بوی زُخم و طعم دادن به آن) احتیاج داریم که شامل پیاز، کرفس، هویج و تره فرنگی می باشد. مواد ذکر شده را خرد کرده و داخل قابلمه می ریزیم، سپس اسکلت مرغ، مقداری نمک و فلفل و آب داخل قابلمه می ریزیم (به طوری که آب روی مواد را بپوشاند) و روی شعله قرار می دهیم. در ابتدای پخت مقداری کف روی مواد به وجود می آید که با قاشق آن را می گیریم و بعد درب قابلمه را می گذاریم و حدود
۳ الی ۴
ساعت زمان برای پخت لازم است. بعد از اینکه استاک پخته شد آن را از صافی رد می کنیم.
متد دیگر طبخ مرغ، روش سوته کردن مرغ نام دارد. منظور از سوته کردن مرغ، طبخ مرغ با حجم کم روغن به همراه مایعات است. که همان سرخ کردن مرغ در روغن با حجم کم است با این تفاوت که: در سرخ کردن مرغ با حجم کم روغن، ابتدا روغن ریخته و مرغ را در آن قرار می دهیم، اما در این روش بعد از ریختن کمی روغن، برای طعم و عطر غذا، کره به آن اضافه می کنیم.
در سرخ کردن مرغ با حجم کم روغن، مرغ کمی خشک می شود و روی آن طلایی و سوخاری می شود ولی در سوته کردن بدین صورت نیست، نیاز به استفاده از مایع مثل آب مرغ، آب و رب گوجه فرنگی است تا از رطوبت و طعم آن مایع به منظور جلوگیری از خشکی مرغ استفاده شود.
مقداری روغن داخل ماهی تابه ریخته و قدری که ما به آن اضافه می کنیم، گوشت مرغ را با فلفل و نمک خوش طعم می کنیم و داخل روغن قرار می دهیم تا سرخ شود. بعد از اینکه مرغ سرخ شد شعله را کم می کنیم و از آب مرغی که قبلاً تهیه کرده ایم آهسته داخل روغن (روی مرغ) می ریزیم تا مایع غلیظ شود و از خشکی مرغ جلوگیری کند و آن را خوش طعم کند.
 

 

  جلسه ششم شناخت و کاربرد تهیه خوراک گوشت و سرخ کردن

 

  مقدمه:

در این جلسه راجع به تهیه، طبخ و آماده سازی گوشت صحبت می کنیم. یکی از راههای طبخ گوشت اصطلاحاً خوراک کردن یا استیو است. استیو یک واژه بین المللی است و به معنی گوشت را همراه با یک سری سبزیجات سخت پختن است. در اینجا به جای کرفس فرنگی از سیب زمینی استفاده می شود. و این در تهیه خوراک به ما کمک می کند. خوراک گوشت سرشار از پروتئین، نشاسته و سایر مواد تأمین کننده بدن انسان است. خوراک یا استیو کردن فقط یک پایه است، یعنی غذا را به صورت خوراک در می آوریم و می توان هر ماده دلخواه دیگر را برای تغییر مزه و رنگ به آن اضافه کرد و غذا را به ذائقه خود درآورد.  

 

  طرز تهیه:

گوشتها را به اندازه دو بند انگشت و پهنای مناسب خرد می کنیم و داخل روغن تفت می دهیم. سپس سیب زمینی را برش عرضی می دهیم، هویج را خرد می کنیم، پیار را نیز خرد می کنیم و به گوشت اضافه می کنیم. مواد را داخل روغن تفت می دهیم. مایعات به آن اضافه می کنیم تا مواد کاملاً پخته شوند. طریقه طبخ گوشت به روش پن براین:
ماهیتابه را روی حرارت گذاشته، روغن را داخل ماهیتابه می ریزیم صبر می کنیم تا داغ شود. به گوشت نمک و فلفل اضافه می کنیم تا خوش طعم شود. سپس داخل روغن می گذاریم تا سرخ شود. درجه حرارت گوشت و مرغ متفاوت است، زیرا مرغ دیرتر از گوشت سرخ و پخته می شود. اگر داخل گوشت خون باشد و یا خام باشد و مصرف شود، امکان دارد مسمومیت ایجاد نکند ولی اگر مرغ خون داشته باشد یا خام باشد به احتمال زیاد مسمومیت ایجاد می کند و مشکل ساز می شود. تفاوت طبخ گوشت و مرغ در این است که طبخ گوشت در روغن، موجب آب انداختن آن می شود و خوراک حالتی شبیه استاک مرغ پیدا می کند.
 

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسات هفتم و هشتم
شناخت و کاربرد سرخ کردن (پن فراین) /ماهی در روغن حجم کم و پخت ماهی در فر و ...



در این قسمت در مورد نحوه پاک کردن ماهی، شستشو، فریز کردن و کارهای مورد نیاز در زمینه آماده سازی ماهی برای طبخ صحبت می کنیم.

 

  شستشو و آماده کردن ماهی:

برای فیله کردن یا برش ماهی باید از چاقوی بزرگ که مخصوص این کار است استفاده کرد. شکم ماهی را برش کامل می دهیم، آبشش و خون مردگی در داخل شکم ماهی را از بدن ماهی جدا می کنیم. (زیرا آلودگی و میکروب آن بسیار خطرناک است) به وسیله قیچی مخصوص آشپزخانه بالهای ماهی را جدا می کنیم. برای از بین بردن بوی زخم ماهی از لیمو، نمک و فلفل استفاده می کنیم. بدین صورت که کلیه قسمتهای ماهی را، لیموترش یا آب لیمو و نمک زده و با دست فلفل را روی ماهی می ریزیم و مقداری روغن نیز روی ماهی می ریزیم تا تمام قسمتهای ماهی به روغن آغشته شود.
در جلسات گذشته توضیح دادیم، هنگامی که مرغ را دی فراین می کنیم و برای اینکه پوست روی آن خراب نشود یا نسوزد، بایستی روی آن پوششی از تخم مرغ و آرد سفید قرار دهیم. در اینجا نیز آرد را کمی تفت می دهیم و سپس روی تمام قسمتهای ماهی پخش می کنیم. (برای دی فراین کردن احتیاج به ماهیتابه داریم زیرا برای استفاده از روغن با حجم کم مناسب است و داخل آن باید تفلون باشد تا از سوخت و چسبیدن غذا جلوگیری کند.)
روغن را داغ می کنیم تا برای سرخ کردن ماهی آماده شود، ماهی را تکان می دهیم تا آرد اضافه ریخته شود. سپس در روغن قرار می دهیم و با حرارت کم، ماهی را سرخ می کنیم تا تمام قسمتهای ماهی پخته شود. هر دو قسمت ماهی را به وسیله چنگال مخصوص آشپزی و کف گیر (یکی را اهرم قرار می دهیم و با دیگری ماهی را بر می گردانیم.) سرخ می کنیم. چنانچه به دلیل کلسترول و چربی بالا نخواهیم از روغن استفاده کنیم، جهت پخت ماهی روشهای دیگری داریم. برای پخت ماهی دو روش داریم:
 


روش اول: از ماهی ای که استخوان یک سره دارد (مثل شیرماهی) استفاده کنیم. قبل از پخت ماهی آن را فیله می کنیم و با آب لیمو، نمک و کمی فلفل مزه دار می کنیم و در ظرف پیرکس قرار می دهیم. (در صورت عدم استفاده از روغن برای اینکه گوشت نچسبد از آب، آب لیمو یا هر چیز مایعی که گوشت را مرطوب نگه دارد استفاده می کنیم تا به پخت ماهی کمک کند.) سپس ظرف را داخل فر گذاشته، درب فر را می بندیم تا حرارت خارج نشود و گوشت ماهی کاملاً پخته شود.

روش دوم: از ورق آلومینیوم استفاده می کنیم. بدین صورت که ورق آلومینیوم را به اندازه ماهی برش می دهیم، سپس کمی روغن روی ورق می مالیم تا چرب شود برای جلوگیری از سوختن ماهی آن را به وسیله آب لیمو، نمک و فلفل مزه دار می کنیم. سپس آن را داخل فویل می گذاریم و می پیچیم (طوری که دو سر فویل بسته شود و حرارت به ماهی منتقل شود تا ماهی پخته شود) بعد از اینکه آماده شد آن را داخل فر قرار می دهیم.  

 

  جلسه هشتم شناخت و کاربرد کباب پز (گریل)، سوخاری کردن ماهی

مقدمه:

در جلسات گذشته مطالبی پیرامون ماهیها، آماده کردن، پخت و سرخ کردن آنها ارائه دادیم. گفتیم ماهی را می توان به اشکال مختلف پخت از جمله در روغن با حجم کم یا در روغن با حجم زیاد، آب پز و بخار پز و می توان مشتقاتی از آن به دست آورد. راههای دیگری نیز برای پخت ماهی وجود دارد، مثلاً ماهی را کباب پز کنیم (از گریل استفاده کنیم.)
گریل یعنی ماهی را بدون دخالت روغن، آب و بخار، پخت دهیم. بدین صورت که بدون استفاده از سیخ روی گریل ماهی کباب، تهیه کنیم.
هنگام استفاده از ماهیهایی که استخوان درشت دارند باید آنها را به صورت استیک یا برشهای کلفت در آوریم. کباب پز را روشن کرده تا داغ شود و میله های گریل نیز داغ شوند. بعد از شستشو و فیله کردن، ماهی را به آبلیمو، نمک و فلفل آغشته کرده، سپس روی گریل می گذاریم و با حرارت پایین آن را سرخ می کنیم تا هر دو قسمت ماهی پخته شود.
چنانچه در منزل دستگاه گریل نداشته باشیم از تابه های مخصوص گریل استفاده می کنیم. (تابه های گریل، تابه هایی هستند که درون آنها خطهای برجسته ای وجود دارد و از این خطها برای گریل استفاده می شود.)
 

 

  روش دیگر پخت ماهی:

اکنون دی فراین یا سرخ کردن ماهی در روغن با حجم کم را برای شما توضیح می دهیم. ماهی را فیله کرده، تمام استخوانها و تیغ آن را گرفته، آن را با آبلیمو و فلفل مزه دار می کنیم تا بوی زُخم آن از بین برود. یک عدد تخم مرغ را داخل ظرفی می شکنیم، فیله را داخل تخم مرغ غلت می دهیم تا کاملاً آغشته به تخم مرغ شود. بعد از آن داخل آرد سوخاری قرار می دهیم، داخل ماهیتابه با روغن حجم کم قرار می دهیم و هر دو طرف ماهی را با حرارت کم سرخ می کنیم تا طلایی رنگ شود. بعد از اینکه ماهی کاملاًً سرخ شد، آن را روی دستمال مخصوص آشپزخانه قرار می دهیم تا روغن آن کاملاً گرفته شود.  

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسات نهم و دهم
طرز تهیه خمیر پاستا/ طرز تهیه تاپینگ



در جلسه قبل، راجع به تکنیکهای آشپزی و روشهای تهیه مواد پروتئینی (مرغ، گوشت، ماهی، جانوران دریایی و پخت آنها ) صحبت کردیم. بدن ما علاوه بر پروتئینها، به مواد نشاسته ای و ویتامینها نیز نیاز دارد، پس باید با چگونگی تهیه آنها آشنا باشیم. در این جلسه پیرامون تهیه خمیر نشاسته و چگونگی طبخ آن توضیحاتی را بیان می کنیم.
پاستا از جمله موادی است که موارد مصرف زیادی دارد. پاستا یک نوع خمیر است و ماکارونی و فتو چینو از مشتقات آن می باشد.

 

  مواد لازم برای تهیه خمیر پاستا (برای ۴ نفر ):

آرد: ۱۴۰ گرم
تخم مرغ: 2 عدد
نمک: به مقدار کافی
 

 

  طرز تهیه خمیر پاستا:

برای تهیه مواد خمیر، نیاز به تراز و صافی می باشد. ابتدا به وسیله صافی آرد را الک کرده (دستکش دستمان می کنیم تا آرد به دستمان نچسبد)، سپس آرد را روی یک صفحه صاف (مثل میز) ریخته و وسط آن را باز می کنیم، تخم مرغها را داخل آرد شکسته و مقداری نمک هم به آن اضافه می کنیم و سپس، هم می زنیم و از کناره های آرد به تخم مرغ اضافه می کنیم تا خوب مخلوط شود سپس با دست آن را ورز می دهیم تا خمیر عمل آید. بعد از آماده شدن خمیر آن را گرد و صاف می کنیم.  

 

  جلسه دهم طرز تهیه تاپینگ

 

  مقدمه:

در جلسه قبل پیرامون خمیرها و نقش آنها در آشپزی صحبت کردیم. یادگیری تکنیکهای تهیه خمیر بسیار مهم است. مثلاً پیتزا، برای تهیه پیتزا ابتدا بایستی خمیر آن را تهیه کرد. خمیر غذاها انواع متفاوتی دارد و هر خمیر تکنیک خاصی دارد.
تاپینگ به معنای پرکردن و سطح چیزی را گرفتن است. خمیر را آماده می کنیم، روی خمیر را از مواد دیگری پر می کنیم. محتویات خمیر به دلخواه آشپز می باشد مثلاً محتویات از سبزیجات، گوشت، مرغ و ماهی یا هر چیز دیگر ... و بایستی در فر گذاشته شود. خمیر استفاده شده در پیتزا، خمیر تاپینگ است.
 

 

  مواد لازم:

مایه خمیر: یک قاشق مربا خوری
شیر:
۲۸۰
گرم
تخم مرغ:
۳
عدد
کره:
۱۰۰
گرم
آرد سفید گندم: به مقدار لازم
 

توجه:
بعد از اینکه مایه خمیر با مواد مخلوط شود در برابر گرما فعال شده، بزرگ می شود و حالت پوکی می گیرد.
شیر بایستی ولرم باشد، مایه خمیر را در شیر خوب مخلوط کرده و هم می زنیم و به مدت نیم ساعت در جای گرم می گذاریم، بماند. سپس تخم مرغها را در داخل ظرف جداگانه ای می شکنیم و هم می زنیم، بعد به مواد اضافه می کنیم. در مرحله بعد آراد را الک کرده، کره را آب کرده یا به تکه های نسبتاًً کوچکی برش می زنیم و به آرد اضافه می کنیم، با دستکش آن را کاملاً با آرد مخلوط می کنیم تا حفره هایی داخل آن ایجاد شود. سپس مواد آماده شده را به آن اضافه کرده (آرد را کم کم داخل مواد می ریزیم تا اینکه سفت شود.)، بعد از اینکه خمیر سفت شد با دست ورز می دهیم تا اینکه خمیر دلخواه ما تهیه شود. درون این خمیر را می توان با مواد غذایی پر کرد و داخل روغن با حجم زیاد گذاشت.
 

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسات یازدهم الی سیزدهم
شناخت سبزیجات (کدو، بادنجان و پیاز )

در جلسه قبل راجع به سبزیجات، سیب زمینی، هویج، پوست کندن، برش و طبخ آنها صحبت کردیم. در این جلسه در مورد انواع سبزیجات، موارد مصرف از آماده سازی و طبخ آنها و همچنین در مورد پیاز صحبت خواهیم کرد.

 

  طریقه برش پیاز:

پیاز یکی از سبزیجات سخت است که کاربرد بسیاری دارد و در تهیه انواع غذاها مورد مصرف قرار می گیرد و جزو سبزیجات میو پرس است.
ابتدا پیاز را شسته و با کارد ابتدا و انتهای آن را برش می زنیم، سپس پیاز را از وسط برش طولی داده و آن را به دو نیمه تقسیم می کنیم، بعد آن را برش عمودی داده و ریزتر می کنیم. (اگر بخواهیم ریزتر شود یک برش افقی دیگر به آن می زنیم.) این روش برای سرخ کردن پیاز یا پیاز داغ است. روغن را در ماهی تابه ریخته و پیاز را داخل آن می ریزیم و آن را سرخ می کنیم. پیازی را که سرخ می کنیم سه حالت دارد:
 

 

  1– حالت کرم رنگ:

یعنی غذایی که می خواهیم در آن پیاز داغ استفاده کنیم رنگ کرم داشته باشد.  

 

  2– غذاهایی که رنگ طلایی دارند:

یعنی پیازی را که سرخ می کنیم طلایی یا کرم پررنگ باشد.  

 

  3– غذاهای که رنگ تیره دارند

(مانند قورمه سبزی)، پیاز داغ باید قهوه ای باشد.  

 

  روش طبخ بادنجان:

یکی دیگر از سبزیجات سخت بادنجان است که جزو سبزیجات میوه پرس نمی باشد. پوست بادنجان تازه، بنفش براق است، ولی اگر بادنجان پیر و مانده باشد پوست آن شل است. برای استفاده از بادنجان دو حالت وجود دارد:
با استفاده از کارد پوست کن، یک ردیف از بادنجان را پوست کرده و ردیف دیگر را پوست نمی کنیم. به طوری که حالت راه راه به خود بگیرد. برای زیبایی کار قسمت سبزی که در ابتدا بادنجان است را برنمی داریم، بلکه بر پهنه پایینی آن یک برش می زنیم و جدا می کنیم، بادنجان پوست کنده را حلقه حلقه برش می زنیم.
بادنجان را می توان در روغن سرخ کرد و چون روغن زیادی به خود می گیرد، برای سلامتی مضر است، به همین دلیل آن را روی فویل یا ظرف مناسبی می گذاریم و با فلفل و نمک آن را خوش طعم می کنیم. در صورت تمایل مقداری روغن به آن مالیده و داخل فر می گذاریم
 

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسه چهاردهم
آماده سازی گل کلم جهت طبخ ...



در جلسه گذشته در مورد سبزیجات سخت و روشهای طبخ آنها صحبت کردیم. در این جلسه در مورد سبزیجات سخت که هم به صورت سرد و هم گرم مورد استفاده قرار می گیرند، بحث خواهیم کرد.
برخی از سبزیجات را نمی توان به صورت سرد مصرف کرد مانند بادنجان، سیب زمینی و کدو و برخی از سبزیجات مانند گل کلم را می توان به صورت شور، پخته و داخل غذا استفاده کرد. گل کلم دارای گوشت، سبزی و برگ است.

 

  آماده ساختن گل کلم جهت طبخ:

ابتدا برگها و مواد زائد آن را کنده و گل کلم ها را داخل ظرف بزرگ می ریزیم و روی آنها آب می ریزیم و برای مدتی آن را داخل آبی قرار می دهیم. سپس گل کلمها را داخل صافی می ریزیم تا آب آن گرفته شود. آن را هم می توان با آب پخت و هم بخار پز کرد. اما چون گوشت نرمی دارد اگر آنرا با آب بپزیم گل کلمها از یکدیگر جدا می شوند.
برای بخار پز کردن گل کلم، ابتدا داخل قابلمه آب می ریزیم، سپس گل کلمها را داخل صافی ریخته و داخل قابلمه می گذاریم و در پوشی روی آن می گذاریم. کلم انواع مختلف با طعمهای مختلف دارد. از جمله کلم براکلی که همان عملیات گل کلم را که توضیح دادیم روی آن انجام می دهیم. اما در اینجا روش متداولتری به نام طبخ برانشه یا نیم پز کردن را معرفی می کنیم. آب را داخل قابلمه می ریزیم تا جوش بیاید و کلم را به مدت
۳ الی ۵ دقیقه داخل آن می ریزیم. برای این کار ابتدا بایستی کلم را در روغن غلطاند، زیرا پوشش می خواهد و سپس در روغن سرخ کرد.  

 

  آماده سازی گوجه فرنگی، قارچ، تره فرنگی جهت پخت

در جلسات قبل در مورد سبزیجات نرم و سخت و عملیاتی که روی آنها انجام می شد، بحث کردیم. در این جلسه در مورد سه نوع از موادی که نرم هستند و در کار آشپزی مورد استفاده زیاد قرار می گیرند، صحبت می کنیم.  

 

  گوجه فرنگی:

برای پوست کندن گوجه فرنگی، ابتدا آب را داخل قابلمه می ریزیم تا جوش بیاید، سپس گوجه فرنگی را برای مدت کوتاهی داخل آن می ریزیم تا نیم پز شود، بعد آن را از قابلمه بیرون می آوریم و پوست می کنیم.
روش دیگر اینکه گوجه فرنگی را فیله می کنیم. بدین صورت که گوجه فرنگی را از وسط، دو نیمه می کنیم و نیمه ها را از وسط برش می زنیم، مواد و هسته داخل این برشها را دور می ریزیم.
 

 

  قارچ:

ابتدا ساقه قارچ را جدا کرده و دور می ریزیم، سپس قارچها را داخل صافی ریخته و شستشو می دهیم. قارچ را به دو صورت بخار پز و تفت داده، می توان طبخ کرد.
در تفت دادن به جای روغن می توان از کره استفاده کرد. کره را داخل ماهی تابه می ریزیم تا کمی گرم شود، سپس قارچها را داخل آن می ریزیم و تفت می دهیم. برای جلوگیری از سیاه شدن قارچ، هنگام تفت دادن، مقداری آب لیمو می ریزیم، تا زمانی که آب قارچ گرفته و تبخیر شود آن را تفت می دهیم.
 

 

  تره فرنگی:

شکل ظاهری تره فرنگی شبیه پیازچه است؛ با این تفاوت که تره فرنگی بزرگتر است. پوست نازکی که روی آن است را می کنیم و سر و ته آن را جدا می کنیم (دور می ریزیم). سپس آن را حلقه حلقه کرده و داخل صافی می ریزیم و شستشو می دهیم تا آبچکان شود. بعد داخل ماهی تابه روغن ریخته و تره فرنگی را داخل آن می ریزیم و کمی تفت می دهیم تا نرم شود. آن را داخل سوپ، غذا یا در کنار غذا می توان استفاده کرد.  

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسات پانزدهم الی هفدهم
طرز تهیه انواع سس /طرز تهیه سس سرد مایونز / سس پرتقال و قارچ

 

  مقدمه:

سس در کنار غذا، همراه با غذا یا قبل از غذا صرف می شود. سسها ذائقه ساز غذای ما هستند. غذاهایی مثل استیک یا جوجه کباب حتماً احتیاج به سس دارند. سسها دو نوع هستند:
۱)
سس گرم
۲) سس سرد


یک سری سسهایی وجود دارد به نام سسهای بارویکیو و سسهای مرینیت که برای مزه دار کردن مواد غذایی مثل جوج کباب استفاده می شوند.
برای تهیه جوجه کباب آن را به مدت یک روز در داخل زعفران، آب لیمو، پیاز و غیره، می خوابانیم تا کاملاً مزه دار شود، این عمل مزینیت کردن نام دارد. بعد از این مرحله آن را کباب می کنیم. باربکیو، سسی است که با کره، زعفران، آب لیمو و غیره تهیه می شود و آن را برانشین می کنیم. یعنی بوسیله یک برس، وقتی کباب روی آتش یا کباب پز قرار گرفته، آن را روی کباب می کشیم تا مزه سس روی کباب بماند. تکنیک و پایه اولیه سس را اصطلاحاً رَوْ می گویند.
 

 

  طرز تهیه باربکیو:

۱) مقدار ۵۰ گرم کره را داخل ماهیتابه می ریزیم تا داغ شود، ۲ قاشق غذا خوری آرد به کره اضافه می کنیم و هم می زنیم تا گلوله نشود و به رنگ کرم در آید.
۲)
مقداری کره را داخل ماهیتابه ریخته تا داغ شود، یک قاشق غذاخوری آرد به کره اضافه می کنیم و پیوسته بهم می زنیم تا به رنگ طلایی درآید. پایه ساخت هر دو را رَوْ گویند.
۳ ) مقداری کره را داخل ماهیتابه ریخته، می گذاریم تا داغ شود، ۱ یا ۲ قاشق آرد به کره اضافه می کنیم و پیوسته بهم می زنیم تا قهوه ای رنگ شود. از این مواد می توان برای تهیه حلوا استفاده کرد. بنابراین رنگ رو، کرم، طلایی و قهوه ای است و سسهایی که تهیه می کنیم به رنگهای سفید، روشن، تیره، طلایی، قرمز یا سیاه هستند. رنگ رو باید با رنگ سس یکی باشد. یعنی نمی توان رویی را که رنگ قهوه ای دارد در یک سس سفید استفاده کرد.  

 

  طرز تهیه سس بشامل:

برای تهیه سس بشامل، ابتدا یک پیاز را کاملاً ریز می کنیم. یک عدد سیر را دو قسمت می کنیم و با کارد آن را ریز می کنیم. سپس کمی روغن را در ماهیتابه می ریزیم، پیاز و سیر را درون روغن می ریزیم تا نرم شوند، سپس آرد را اضافه کرده و تفت می دهیم. مقداری آب مرغ که از قبل تهیه کرده ایم، به مواد اضافه می کنیم و پیوسته مواد را بهم می زنیم تا گلوله نشوند. یک فنجان شیر به مواد اضافه می کنیم مقداری نمک نیز به مواد اضافه کرده، دایم بهم می زنیم و حرارت می دهیم تا غلیظ شود. این سس را به مدت یک هفته می توان در یخچال نگهداری کرد. بیشتر از این مدت نمی توان نگه داشت چون فاقد مواد نگه دارنده است.  

 

  جلسه شانزدهم طرز تهیه سس سرد مایونز

جلسه قبل در مورد سسها، تقسیم بندی آنها، اهمیت آنها در آشپزی، مواد و مصرف آنها و انواع آن (سسهای گرم و سرد) صحبت کردیم. سسهای سرد موارد مصرفی زیادی دارند (برای درست کردن سالاد و استفاده بعد از غذا). یکی از پرمصرف ترین سسها، سس مایونز است که در تهیه سالاد و موارد دیگر مورد استفاده قرار می گیرد.
تفاوت سسهایی که در منزل درست می شود با سسهایی که از بازار خریداری می شود در این است که سسهایی که در منزل درست می شوند فاقد مواد نگه دارنده هستند و فقط برای چند روزی قابل مصرف می باشند و حتماً باید در یخچال نگهداری می شوند، و از مواد به کار رفته بهداشتی در آنها مطمئن هستیم.
 

 

  مواد لازم:

زرده تخم مرغ: ۳ عدد
سرکه: یک قاشق غذاخوری
نمک به مقدار کافی
سس خردل: یک قاشق مربا خوری
روغن مایع:
۶۰۰ گرم  

 

  طرز تهیه:

زرده های تخم مرغ را داخل یک ظرف پیرکس می ریزیم و با همزن برقی هم می زنیم، مقداری کم روغن به آن اضافه کرده و هم می زنیم تا غلظت خوبی پیدا کند. مجدداً این کار را تکرار می کنیم تا وقتی که نیمی از روغن مصرف شود، بعد سس خردل و سرکه را به آن اضافه کرده و همراه قاشق با هم مخلوط می کنیم، روغن باقیمانده را به همان صورت اول به سس اضافه می کنیم و با هم زن، بهم می زنیم.  

 

  جلسه هفدهم سس پرتقال و قارچ

 

  مواد لازم برای تهیه سس پرتقال:

آب پرتقال: یک فنجان
آب لیمو: یک قاشق غذاخوری
کره:
۵۰
گرم
آب مرغ: یک فنجان
آرد: دو قاشق غداخوری
نمک و فلفل: به مقدار کافی
 

 

  طرز تهیه:

قابلمه ای را روی حرارت گذاشته و کره را داخل آن می ریزیم تا داغ شود، سپس آب مرغ و آب پرتقال را داخل آن ریخته و هم می زنیم،نمک، فلفل و آبلیمو را هم به آن اضافه می کنیم و هم می زنیم، سپس از روی حرارت برمی داریم.  

 

  مواد لازم برای تهیه سس قارچ:

کره: ۵۰ گرم
پیاز: 1 عدد
استاک مرغ: یک فنجان
قارچ
آرد: یک قاشق غذا خوری
خامه: یک قاشق غذاخوری
 

 

  طرز تهیه:

قابلمه ای را روی حرارت گذاشته و کره را داخل آن می ریزیم تا داغ شود، پیاز خرد شده را به آن اضافه می کنیم و تفت می دهیم، سپس قارچ را تفت می دهیم (ساقه قارچ را جدا کرده و قسمت سر آن را به شکل حبه ای خرد می کنیم)، آرد را به آن اضافه کرده و هم می زنیم، سپس استاک مرغ را به آن اضافه می کنیم و خوب هم می زنیم، هنگامی که سس غلیظ شد، قابلمه را از روی حرارت بر می داریم تا مواد داخل آن خنک شود و سپس به آن خامه اضافه می کنیم و مجدداً روی حرارت می گذاریم تا غلیظ شود. از این سس در انواع استیک و گوشتهای سوخاری می توان استفاده کرد.  

آشپزی نظری و عملی
بخش دوم

 

  جلسات هجدهم و نوزدهم
طرز تهیه کانا به مرغ سیر طلایی شده/ کوکتل میگو، پنیر طلایی

 

  مقدمه:

به عنوان شروع گالی تُست داریم. تُست به معنای نان تُست شده، سیو تُست شده یا سیر طلایی شده است.  

 

  مواد لازم:

نان باگت: یک عدد
سالامی: چهار برش ، چهار برگ
پنیر پیتزا: به مقدار کافی
گوجه فرنگی: 3 عدد
سیر: 2 عدد
روغن زیتون: به مقدار لازم
 

 

  طرز تهیه:

سر نان باگت را به شکل لوزی با کاردی که تیغه دنده دنده دارد، برش می دهیم. وسط نان را نیز به صورت لوزی برش می دهیم و قسمت بالای نان را (که برشته است) از قسمت پایین جدا می کنیم. (به جای نان باگت می توان از نان تست یا نانهای مشابه استفاده کرد.)
سیر را دو نیمه کرده روی نان مالش می دهیم، تمام قسمتهای نان را به روغن زیتون آغشته می کنیم. سالامی را از وسط نصف می کنیم، مقداری از گوشه های آن را، می زنیم و روی نان قرار می دهیم. دو برش حلقه ای به پنیر می زنیم، (در حدود نیم سانتیمتر باشند) به صورت حلقه ای روی نان قرار می دهیم. دو برش خیلی باریک به گوجه فرنگی می زنیم و روی پنیر قرار می دهیم. مقداری نمک به مواد اضافه می کنیم و به مقداری روغن زیتون به گوجه فرنگی اضافه می کنیم و با دست مالش می دهیم. یک ظرف پیرکس یا سینی مناسبی را چرب کرده، مواد را داخل آن می چینیم، ظرف را داخل فر قرار می دهیم تا پنیر کاملاً آب شود و گوجه فرنگی طلایی شود.
 

 

  مواد اولیه:

نان تست: ۵ الی ۶ عدد
پیازچه:
۵ الی ۶
شاخه
سینه مرغ پخته: یک عدد
سس مایونز: یک پیمانه
جعفری و بادام زمینی: جهت تزئین
فلفل سبز تند:
۵ الی ۶
عدد

سینه مرغ، پیازچه و فلفل را کاملاً ریز کرده، با هم مخلوط می کنیم، سپس سس مایونز را بر مواد اضافه می کنیم. مقداری از مواد را روی نان تست قرار می دهیم و با کارد مواد را در تمام قسمتهای نان پخش می کنیم. یک نان تست دیگر روی این مواد قرار می دهیم، از وسط برش می دهیم به صورتی که این نان تست به شکل دو مثلب درآید و دوباره روی این برش یک برش دیگر می زنیم که به شکل چهار مثلث درآید. این تکه های مثلث را داخل بشقاب قرار می دهیم. مقداری از سس را روی نان مالش می دهیم، مقداری جعفری خرد شده روی این کاناپه ها می ریزیم و مقداری بادام زمینی خرد شده را هم روی آنها قرار می دهیم.
 

 

  جلسه نوزدهم
کوکتل میگو، پنیر طلایی

این جلسه یکی از شروع کننده های ساده راآموزش خواهیم داد.  

 

  مواد لازم:

زرده تخم مرغ: یک عدد
کره:
۱۵
گرم
آب:
۲/۳
فنجان
روغن
تخم مرغ کامل: یک عدد
نمک و فلفل: به مقدار کافی
کاهو و کلم: به مقدار کافی
پنیر:
۱۵۰
گرم
تذکر: پنیری که تهیه می شود غیر از پنیر لیقوان یا تبریز باشد، مثلاً پنیر چدار، پامی زان و غیره باشد و باید آن را رنده کرد.  

 

  طرز تهیه:

روغن را داخل قابلمه می ریزیم تا داغ شود، سپس آب را به آن اضافه می کنیم، کره و آرد به آن اضافه کرده و آنها را مخلوط می کنیم، تخم مرغ را شکسته (داخل یک ظرف) و با زرده تخم مرغ مخلوط می کنیم و بعد به مواد اضافه می کنیم و هم می زنیم.
نمک، فلفل و پنیر (پنیر پیتزا) رنده شده را به مواد اضافه می کنیم و کاملاً مخلوط می کنیم تا غلظت داشته باشد. در این زمان که روغن داغ شده است. با قاشق مواد را به صورت گلوله درآورده و داخل روغن سرخ می کنیم. (به روش دی فراین) بعد از سرخ شدن از داخل روغن درآورده، کاهویی را با کارد ریز می کنیم و کنار ظرف غذای آماده شده قرار می دهیم. آیا می توان این پیش غذا را کنار بشقاب به همراه غذای اصلی استفاده کرد؟
چون این پیش غذا سرخ کردنی است، می توان آن را در کنار غذاهایی که از پروتئین و غیره ... تهیه می شوند، استفاده کرد و تزئین خوبی هم برای غذا است. این غذا در زبان بین المللی
Golden Cheese یا پنیر طلایی نام دارد.  

 

  کوکتل میگو:

در جلسه قبل گفتیم شروع کننده ای وجود دارد که داخل آن از موجودات دریایی استفاده می شود، کوکتل میگو یک پیش غذای بسیار خوبی است.  

 

  مواد لازم:

میگو : ۸ عدد
تخم مرغ سفت شده:
۱
عدد
لیموترش:
۲
عدد
جعفری برا ی تزئین
سس مایونز جهت کوکتل
کاهو: 6 یا 7 برگ
پیازچه: 4 و
۵
شاخه
خیارشور:
۲
عدد
گوجه فرنگی: یک عدد
 

 

  طرز تهیه:

در ابتدا بایستی سس این کوکتل را که نام آن تاتار است، تهیه کرد. مواد تشکیل دهنده این سس عبارت است از: خیارشور، جعفری، پیاز ریز شده، کمی آب لیموترش و نمک، جعفری، پیازچه و خیار شور را ریز کرده به سس مایونز اضافه می کنیم. سپس یک حلقه لیموترش را آب گرفته و به مواد اضافه می کنیم و کاملاً مواد را بهم می زنیم. در مرحله بعد از یک لیوان پایه دار استفاده می کنیم. کاهو را ریز کرده داخل لیوان می ریزیم و مقداری از مواد را روی کاهو قرار می دهیم. سپس یک گوجه فرنگی را به صورت حلقه ای برش می دهیم، یک حلقه از گوجه فرنگی را روی مواد قرار می دهیم و میگوها را کنار لیوان تزئین می کنیم. یک حلقه از لیموترش را ما بین میگوها قرار می دهیم و یک عدد تخم مرغ را که پخته بودیم به صورت اسلایس یا حلقه ای برش می زنیم و بالای گوجه فرنگی قرار می دهیم. تعدادی از برگهای جعفری را روی تخم مرغ می گذاریم.  

 

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٩   |    نظرات []   |    لینک ثابت

مسکو 860 ساله شد

860 سالگرد تاسیس شهر مسکو ، پایتخت روسیه برگزار شد.یوری لوژکوف شهردار مسکو اطلاع داد که در این جشن ، هیئت هایی از 26 کشور جهان حضور یافتند.

 به گزارش خبرگزاری «نووستی» دیروز جشن 860-مین سالگرد تاسیس شهر مسکو، پایتخت فدراسیون روسیه برگزار شد. "یوری لوژکوف" شهردار مسکو اطلاع داد که در مراسم جشن هیئت هایی رسمی از 26 کشور جهان حضور یافتند.

لوژکوف در دیدار خود با هیئت های خارجی گفت: "من خوشحالم که با افرادی به استقبال جشن 860-مین سالگرد تاسیس مسکو می رویم که با آنان در حل مسائلی بسیار دشوار همکاری داریم".

در کل برای شرکت در مراسم جشن روز تولد مسکو، 37 هیئت از 26 کشور جهان و در کل بیش از 100 نفر برای انجام دیدار رسمی وارد پایتخت شدند. از جمله هیئت هایی از سازمان های بین المللی یونیسف و یونسکو نیز حضور داشتند

تاریخچه مسکو :

دانیل الکساندروویچ، کوچکترین پسر الکساندر نوسکی، که حکومت در مسکو را پایه گذاری نمود (که طبق رسم غربی Muscovy نامیده می شود.)، در نهایت از سوی تاتارها از روسیه تبعید گردید. به دلیل جایگاه مناسب این شهر در کنار سیستم مرکزی رودخانه روسیه و احاطه شدن توسط جنگلها و تالابهای محافظت شده، در ابتدا تنها تیول ولادیمیر بود اما به زودی موقعیت مرکزی خود را پیدا کرد. عامل اصلی ارتقاء مسکو، همکاری حکام آن با مافوقهای مغولی خود بود، که به آنها عنوان سلطان بزرگ اعطا می گردید و به عنوان نمایندگان مغولها به جمع آوری باج و خراج ازقلمروهای تحت نفوذ روسیه می پرداختند. موقعیت اجتماعی این قلمرو زمانی بیشتر تقویت گردید که آن تبدیل به مرکز کلیسای ارتودوکس شد. رئیس آن مرکز، در سال 1299 از کییف به ولادیمیر گریخت، و چند سال بعد مراکز دائمی کلیسا را در مسکو تاسیس نمود.

تا اواسط قرن 14، قدرت مغولها رو به تنزل نهاد، و سلاطین بزگ (روسی) احساس کردند می توانند علنا" مخالفت خود را نسبت به سیطره (یوغ) مغولها نشان دهند. در سال 1380، کولیکوفو در کنار رود دن، خان مغول را شکست داد، و اگرچه این پیروزی حاصل از یک مبارزه سخت به حکومت تاتارها در روسیه پایان نداد، اما اعتبار و وجهه بزرگی برای سلطان بزرگ به همراه داشت. پایه قدرت روسیه هم اکنون محکم شده بود، و تا اواسط قرن چهاردهم، قلمرو آن تا حدود زیادی دراثر خرید و فروش (تجارت)، جنگ، و ازدواج گسترش یافت

 

 



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٩   |    نظرات []   |    لینک ثابت

هشت معماى بزرگ کیهان


مارک سینسل
ترجمه: احمد آرین خو

پیشرفت هاى پدید آمده در مسیر کشفیات، در سده گذشته، افق هاى تازه اى را براى درک منشا و خاستگاه کیهان به روى ما گشوده است، لکن هنوز راز و رمزهاى بزرگى باقى است و سالیانى خواهد گذشت تا ستاره شناسان این رموز را کشف کنند.
ممکن است از یاد برده باشیم که در حدود یک قرن پیش، هیچ کس سیاره پلوتو را مشاهده نکرده بود و همین طور ستاره شناسان معتقد بودند که جهان هستى محدود به سر حدات ناحیه درخشانى به نام راه شیرى است.این تصویر از عالم در حالى که ما به قرن ۲۱ پا گذاشته ایم به مراتب پیچیده تر شده است. نظریه نسبیت عام که توسط آلبرت اینشتین ارائه شده است توضیح مى دهد که چگونه گرانش موجب خمیدگى فضا- زمان مى شود و بدین وسیله بیان مى دارد که هر جرم مانند توپ بولینگى که بر روى یک تشک قرار دارد، فرورفتگى اندکى را در سیستم فضا - زمان ایجاد مى کند. در هر حال اینشتین به اشتباه معتقد بود که عالم بدون تغییر است. براى این که نظر خود را در معادلاتش لحاظ کند یک ساختار جدید ریاضى را فرض کرد (ثابت کیهان شناختى)، که این مورد تامین کننده یک نیروى دافعه است که از سقوط عالم در اثر نیروى گرانش خود پیشگیرى مى کند.
ریاضیدان گمنامى به نام الکساندر فریدمن که اهل روسیه بود دریافت که ایده هاى اینشتین در رابطه با گرانش مى تواند بیانگر تفسیرى کاملاً متفاوت باشد، یعنى عالم هستى به جاى آن که پایدارى و ثبات داشته باشد به سوى انبساط و گسترش پیش مى رود.کیهان شناسى بلژیکى به نام جورج لومتر (Georges Lemaitre) که یک کشیش کاتولیک بود، نیز از فرضیه جهان در حال انبساط جانبدارى مى کرد.وى در سال ۱۹۲۷ بیان کرد که انتقال مشهور دوپلر در نورى که از سحابى ها (که البته امروزه آن سحابى ها را کهکشان مى نامیم) به ما مى رسد و به سوى طول موج هاى بلندتر میل مى کند بیانگر این نکته است که سحابى ها از زمین دور مى شوند. بدین ترتیب نشان داد که عالم در حال انبساط است.لومتر فرضیه اى را بنیان نهاد که بر طبق آن عالم هستى، از اندازه اى کوچک آغاز شده و تا رسیدن به مقیاس ایده آل خود به پیش مى رود. البته اینشتین این فرضیه را تایید نکرد.در هرحال در سال ۱۹۲۰ ادوین هابل با بهره گیرى از میزان درخشندگى ستارگان متغیر، موفق به ایجاد معیارى براى محاسبه فاصله کهکشان ها شد.
هابل دریافت که هرچه یک کهکشان از زمین دورتر باشد، با سرعت بیشترى از ما فاصله مى گیرد.امروزه معتقدیم که انبساط مذکور، در حقیقت انبساط و گسترش فضا است و نه حرکت کهکشان ها در فضا. (مفهومى که هابل هیچ گاه آن را به طور کامل نپذیرفت)در سال ۱۹۴۸ جورج گاموف و رالف آلفر با بهره گیرى از ایده لومتر و همچنین مشاهدات هابل، نظریه «انفجار بزرگ» خود را ارائه کردند.آنها مدعى شدند که انفجار کیهانى، موجب تشکیل ماده اولیه اى شده است که بى نهایت داغ بوده و در ضمن حاوى نوترون ها و پس مانده هاى حاصل از انهدام آنها بوده است.این ایده عجیب یک پیش بینى قابل آزمایش را در خود نهفته داشت که براى سالیانى از نظر دور مانده بود:«باقى مانده سرد مهبانگ در قالب تابش ریزموج از زمین قابل آشکارسازى است.» در سال ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ رابرت ویلسون و آرنو پنزیاس، دانشمندان لابراتوار اى تى اند تى بل (AT&Tbell) از یک رادیو تلسکوپ که براى دریافت اطلاعات از نخستین ماهواره ارتباطاتى طراحى شده بود، استفاده کردند تا علائم مربوط به تابش فراگیر ریزموج را آشکار سازند.
وجود این پارازیت ، کاملاً مستقل از جهت قرارگرفتن آنتن بود. آن دو مجدداً تلسکوپ را تنظیم و آن را تمیز کردند اما سیگنال مذکور همچنان وجود داشت.
این پارازیت رادیویى صرفنظر از این که پنزیاس و ویلسون تلسکوپ خود را به سوى خورشید و یا کهکشان راه شیرى نشانه بروند به شکل سابق خود باقى مى ماند و این مورد بیانگر این مطلب بود که تابش موردنظر، منشاء خورشیدى و یا کهکشانى ندارد. پنزیاس و ویلسون به زودى دریافتند که این پارازیت همان تابش مایکروویو است که گامو و آلفر پیش بینى کرده بودند.
با توجه به موارد فوق، دیگر انفجار بزرگ مطلبى دور از ذهن نبود.در هرحال نظریه انفجار بزرگ مانند تمامى نظریه هاى عظیم قرون گذشته و احتمالاً تمام نظریه هاى بزرگى که در آینده ارائه خواهند شد، بیش از آن که به ابهامات پاسخ روشنى بدهد، سئوالات تازه اى را بر سر راه دانشمندان قرار داد.
در سال ۱۹۹۸ گروه هاى جداگانه اى از ستاره شناسان که سرپرستى آنها برعهده برایان اشمیت (از رصدخانه هاى سایدینگ اسپرینگ و مونت استروملو، واقع در وسترن کریک استرالیا) و سول پرلماتر (آزمایشگاه ملى لورنس واقع در برکلى _ کالیفرنیا) بود به ثبت درخشندگى ابرنواخترهاى دوردست پرداختند تا میزان کندشدن انبساط عالم را محاسبه کنند.هر دو گروه به یافته هایى نائل شدند که هر جزء آن به نوبه خود به اندازه یافته هاى پنزیاس و ویلسون، در رابطه با ریزموج پس زمینه کیهانى غیرمنتظره بود.«کهکشان هاى دوردست که دربردارنده ابرنواختر هستند با سرعتى که با گذشت زمان کاهش پیدا کند از ما دور نمى شوند، بلکه این کهکشان ها با شتاب از ما دور مى شوند.»این کشف مانند تمامى پیشرفت هاى غیرمنتظره علمى که در گذشته روى داده است، مجموعه اى از سئوالات را در رابطه با موضوع مورد بحث پدید آورد. معماهایى که در ذیل مورد بحث قرار خواهند گرفت نشانى از دستاوردهاى سترگ قرن گذشته است و در عین حال ما را آگاه مى سازد که هنوز راه درازى در پیش داریم.
۱- جهان هستى در چند بعد خلاصه مى شود
فى الواقع به جز در نمایش هاى شعبده بازى هیچ کس یک خرگوش را از یک کلاه خالى بیرون نمى آورد، براى ما که در جهانى سه بعدى زندگى مى کنیم. مگر نه؟ ولى شاید هم این طور نباشد. فیزیکدان ها به طور سنتى عالم هستى را با بهره گیرى از چهار بعد ترسیم و تفسیر مى کنند: سه بعد فضایى آشنا و دیگرى بعد زمان.مدل مذکور به ما کمک مى کند تا براى همه چیز توضیح و تفسیرى داشته باشیم، از خمیدگى نور ستارگان در هنگام عبور از کنار خورشید گرفته تا شکل گیرى سیاهچاله ها. اکنون فیزیکدانان به این مطلب مى اندیشند که احتمالاً باید چند بعد فضایى دیگر را به سیستم کنونى بیفزایند.مسئله سلسله مراتب موجبات تحریک فیزیکدانان را فراهم مى سازد. به بیان ساده تر آنان نمى دانند که چرا نیروى جاذبه گرانشى به شدت از سه نیروى بنیادین دیگر یعنى الکترومغناطیس، نیروى قوى و نیروى ضعیف، ضعیف تر است. دو فیزیکدان به نام هاى لیزا راندال از موسسه فناورى ماساچوست در کمبریج و رامان ساندرام از دانشگاه جان هاپکینز در بالتیمور (مریلند) تفسیرى ارائه کرده اند که بر طبق آن بعد دیگرى به ابعاد کنونى اضافه مى شود.در مدلى که آن دو ارائه دادند ما در دنیاى چهار بعدى زندگى مى کنیم و ذرات گراویتون که حامل نیروى گرانشى هستند، در بعدى دیگر واقع اند.اختلافى کوچک در بعد پنجم، میان این دو جهان، موجب کاهش چشمگیر نیروى گرانشى مى شود.نظریه پردازان تئورى ریسمان حتى از این هم فراتر مى روند. آنها چهار نیروى بنیادین فیزیک را در یک مدل یازده بعدى یکپارچه مى سازند، که در آن، حلقه هاى بسیار کوچک و قطعات ریسمانى، بنیادى ترین ذرات هستند.اما حتى خوش بین ترین نظریه پردازان تئورى ریسمان نیز تردید دارند که در آینده نزدیک بتوانند این ریسمان ها را مشاهده کنند.نظریه مذکور پیش بینى مى کند که این ریسمان ها ۱۰۰ میلیون میلیارد برابر کوچکتر از ریزترین ذرات زیراتمى هستند. (منظور ذراتى است که توسط نیرومندترین شتاب دهنده هاى ذرات ایجاد شده اند.)اما در این بین شواهد دال بر بعد پنجم مى تواند بسیار زودتر به دست ما برسد. راندال و ساندرام پیش بینى مى کنند که شتابدهنده بزرگ هادرون، واقع در جنوا که قرار است در سال ۲۰۰۷ شروع به کار کند مى تواند انرژى کافى را براى نفوذ یک گراویتون به دنیاى ما فراهم سازد.
2- جهان چگونه شکل گرفت
میان کیهان شناسان بر سر زمان شکل گیرى عالم قابل رویت، این اجماع وجود دارد که جهانى که ما مى توانیم ببینیم، زائیده رویدادى است که بین ۱۳ تا ۱۴ میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است.در مدت یک میکرو ثانیه پس از واقعه مذکور، عالم آشامه اى (سوپى) بى اندازه داغ بوده که حاوى کوارک ها و دیگر ذرات عجیب بوده است.
در همان اثنا که این سوپ داغ در حال خنک تر شدن بود، کوارک ها متراکم شدند و موجبات تشکیل پروتون ها و نوترون ها و همین طور ذراتى از این دست منجمله هادرون ها و مزون ها را فراهم کردند.هنگامى که جهان هستى در زمانى معادل یک ثانیه به بلوغى خاص رسیده بود، دیگر به جز نوترون ها، پروتون ها، فوتون ها، الکترون ها و نوترینوها چیز دیگرى وجود نداشت.مجموعه اى از واکنش هاى هسته اى در دویست ثانیه بعدى، موجبات تشکیل هسته سه عنصر اولیه را که کوچکترین عناصر هستند فراهم ساخت.
امواج صوتى حاصل از پژواک مهبانگ که در شرف محو شدن بود در درون سیال بى اندازه داغ و چگال جهان، که هنوز در نخستین دوره رشد خود بود، مانند موج درون یک دریاچه انتشار مى یافت.یک گروه متراکم از الکترون هاى آزاد با بار منفى که توسط پروتون ها (که بار مثبت دارند) کشیده مى شدند، با جزر و مد این سیال همراه مى شدند، در این مسیر فوتون ها در برخورد با ذرات باردار مذکور، جمع آورى و محصور مى شوند.در آن هنگام که جهان سیصد و هشتاد هزار سالگى خویش را پشت سر گذاشته بود به اندازه کافى سرد شده بود که اتم ها براى شکل گیرى مجال پیدا کنند.این اتفاق موجب شد که فوتون هاى محصور، آزاد شوند و آنگاه روشنایى جهانى هستى را فرا گرفت.فوتون هاى رها شده حامل اطلاعات در رابطه با نوسانات چگالى و دما در عالم نوپا در قالب الگویى از تغییرات درخشندگى بودند.
ستاره شناسان به این تابش باستانى که از دوران هاى نخستین حیات عالم بر جاى مانده است (که البته نخستین بار توسط پنزیاس و ویلسون مشاهده گردید)، عبارت ریزموج پس زمینه اى کیهانى اطلاق مى کنند.
هنگامى که ستاره شناسان تلسکوپ هاى ریزموج مانند کاوشگر پس زمینه کیهانى و یا جایگزین آن (کاوشگر ناهمسانگردى موج) به نام ویلکینسون را به جهت خاصى نشانه رفتند و آنگاه دماى کهموج زمینه اى کیهانى را محاسبه کردند، تابشى را مشاهده کردند که دمایى در حدود ۷/۲ درجه سیلسیوس بالاتر از صفر مطلق داشت (یا به عبارتى ۷/۲ درجه کلوین).هنگامى که جهت مخالف را بررسى کردند مجدداً ۷/۲ درجه کلوین را به دست آوردند. البته نوساناتى هم وجود داشت که ناچیز بود و در حالت بیشنیه به حدود یک واحد در صدهزار مى رسد.هر انفجارى که موجبات یکنواختى کنونى عالم را فراهم آورده باشد کیهان شناسان را شیفته خود مى کند. حالتى که در آن گویى تمامى اجزاى عالم نوپا به یکدیگر مرتبط و متصل بوده است.حال سئوال اینجاست که چنین امرى چگونه امکان پذیر است؟آلن گات (۱۹۲۵ م) در حالى که در اواخر دهه ۷۰ میلادى بر روى مسئله فوق در حال تفکر و بررسى بود به درک حیرت انگیزى نائل شد که چنین بود: چه مى شد اگر جهانى که امروز براى ما رویت پذیر است به شکل حباب بسیار کوچک و در عین حال فوق العاده یکنواختى پدیدار شده باشد و به ناگاه با چنان سرعتى منبسط شده که فرصتى براى تغییر و دگرگونى نیافته است.
نظریه تورم گات نه تنها یکنواختى موجود در تابش زمینه کیهانى به میزان یک واحد از صد هزار را توضیح مى دهد بلکه این فرض را مطرح مى کند که وضعیت توده اى مورد نظر خود برخاسته از نوسانات کوانتومى واقع شده در طول مدت تورم است.
کیهان شناسان بر این امر توافق دارند که نوسانات بسیار کوچک در عالم نوپا به وسیله نیروى گرانشى تقویت شده است تا توده هاى بزرگى را که امروزه مشاهده مى کنیم تشکیل بدهد، البته هنوز لازم است که تمامى جزئیات مورد بررسى و تحلیل قرار گیرد.
در ضمن نظریه گات پیش بینى قابل آزمایشى را بیان مى دارد که چنین است: جهانى که به صورت حبابى متورم شده است، در اصطلاح کیهان شناختى تخت به نظر مى رسد. تخت به این معنى است که در یک فضاى تخت هرگز دو خط موازى یکدیگر را قطع نمى کنند حتى اگر آن دو تمامى عالم را بپیمایند. در سال هاى اخیر ستاره شناسان با محاسبه اندازه هاى زاویه اى تغییرات تابش زمینه کیهانى که البته بسیار کم است، بارها (و اکنون در موسسه فناورى ماساچوست) پیش بینى گات را مورد آزمایش قرار داده اند.در هر بار آزمایش، آنان، به نتیجه اى به جز تخت بودن عالم هستى دست نیافتند. مارتین وایت اخترفیزیکدان دانشگاه برکلى (کالیفرنیا) مى گوید: مورد مذکور ساده ترین راه حلى است که مى توان براى معادله اینشتین ارائه کرد لکن مى تواند جهان را به طور دقیقى توضیح دهد.هیچکس بر این امر وقوف کامل ندارد که چه چیزى موجبات پیشروى این تورم را فراهم کرده است.فیزیکدان ها لیست طویلى از مدل ها را براى عالم در حال انبساط پیشنهاد کرده اند ولى اغلب این راه حل ها پایه و اساس کاملاً فیزیکى ندارند و براى سهولت کار از یک سرى ملاحظات و حذفیات ریاضى نیز در آنها استفاده شده است.
ادوارد راکى کولب، اخترفیزیکدان شتابدهنده فرمى مى گوید: «پس از بررسى تمامى تئورى هاى موجود درباره مبحث تورم و انبساط عالم به این نتیجه مى رسیم که هنوز نظریه اى کامل در این مورد در اختیار نداریم.»


نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٢۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

غنی‌سازی اورانیوم یعنی چه؟


استفاده اصلی از انرژی هسته‌ای، تولید انرژی الکتریسته است. این راهی ساده و کارآمد برای جوشاندن آب و ایجاد بخار برای راه‌اندازی توربین‌های مولد است. بدون راکتورهای موجود در نیروگاه‌های هسته‌ای، این نیروگاه‌ها شبیه دیگر نیروگاه‌ها زغال‌سنگی و سوختی می‌شود. انرژی هسته‌ای بهترین کاربرد برای تولید مقیاس متوسط یا بزرگی از انرژی الکتریکی به‌طور مداوم است. سوخت اینگونه ایستگاه‌ها را اوانیوم تشکیل می‌دهد.
چرخه سوخت هسته‌ای تعدادی عملیات صنعتی است که تولید الکتریسته را با اورانیوم در راکتورهای هسته‌ای ممکن می‌کند.

اورانیوم عنصری نسبتاً معمولی و عادی است که در تمام دنیا یافت می‌شود. این عنصر به‌صورت معدنی در بعضی از کشورها وجود دارد که حتماً باید قبل از مصرف به صورت سوخت در راکتورهای هسته‌ای، فرآوری شود.
الکتریسته با استفاده از گرمای تولید شده در راکتورهای هسته‌ای و با ایجاد بخار برای به‌کار انداختن توربین‌هایی که به مولد متصل‌اند تولید می‌شود.

سوختی که از راکتور خارج شده، بعداز این که به پایان عمر مفید خود رسید می‌تواند به عنوان سوختی جدید استفاده شود.

فعالیت‌های مختلفی که با تولید الکتریسیته از واکنش‌های هسته‌ای همراهند مرتبط به چرخه‌ سوخت هسته‌ای هستند. چرخه سوختی انرژی هسته‌ای با اورانیوم آغاز می‌شود و با انهدام پسمانده‌های هسته‌ای پایان می‌یابد. دوبار عمل‌آوری سوخت‌های خرج شده به مرحله‌های چرخه سوخت هسته‌ای شکلی صحیح می‌دهد.

اورانیوم
اورانیوم فلزی رادیواکتیو و پرتوزاست که در سراسر پوسته سخت زمین موجود است. این فلز حدوداً 500 بار از طلا فراوان‌تر و به اندازه قوطی حلبی معمولی و عادی است. اورانیوم اکنون به اندازه‌ای در صخره‌ها و خاک و زمین وجود دارد که در آب رودخانه‌ها، دریاها و اقیانوس‌ها موجود است. برای مثال این فلز با غلظتی در حدود 4 قسمت در هر میلیون (ppm4) در گرانیت وجود دارد که 60 درصد از کره زمین را شامل می‌شود، در کودها با غلظتی بالغ بر ppm400 و در ته‌مانده زغال‌سنگ با غلظتی بیش از ppm100 موجود است. اکثر رادیو اکتیویته مربوط به اورانیوم در طبیعت در حقیقت ناشی از معدن‌های دیگری است که با عملیات رادیواکتیو به وجود آمده‌اند و در هنگام استخراج از معدن و آسیاب کردن به جا مانده‌اند.
چند منطقه در سراسر دنیا وجود دارد که غلظت اورانیوم موجود در آنها به قدر کافی است که استخراج آن برای استفاده از نظر اقتصادی به صرفه و امکان‌پذیر است. این نوع مواد غلیظ، سنگ معدن یا کانه نامیده می‌شوند.
- چرخه سوخت هسته‌ای (شکل هندسی) (عکس)

استخراج اورانیوم
هر دو نوع حفاری و تکنیک‌های موقعیتی برای کشف کردن اورانیوم به کار می‌روند، حفاری ممکن است به صورت زیرزمینی یا چال‌های باز و روی زمین انجام شود.

در کل، حفاری‌های روزمینی در جاهایی استفاده می‌شود که ذخیره معدنی نزدیک به سطح زمین و حفاری‌های زیرزمینی برای ذخیره‌های معدنی عمیق‌تر به کار می‌رود. به‌طور نمونه برای حفاری روزمینی بیشتر از 120 متر عمق، نیاز به گودال‌های بزرگی بر سطح زمین است؛ اندازه گودال‌ها باید بزرگتر از اندازه ذخیره معدنی باشد تا زمانی که دیواره‌های گودال محکم شوند تا مانع ریزش آنها شود. در نتیجه، تعداد موادی که باید به بیرون از معدن انتقال داده شود تا به کانه دسترسی پیدا کند زیاد است.

حفاری‌های زیرزمینی دارای خرابی و اخلال‌های کمتری در سطح زمین هستند و تعداد موادی که باید برای دسترسی به سنگ معدن یا کانه به بیرون از معدن انتقال داده شوند به‌طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از حفاری نوع روزمینی است.

مقدار زیادی از اورانیوم جهانی از (ISL) (In Sitaleding) می‌آید. جایی که آب‌های اکسیژنه زیرزمینی در معدن‌های کانه‌ای پرمنفذ به گردش می‌افتند تا اورانیوم موجود در معدن را در خود حل کنند و آن را به سطح زمین آورند. (ISL) شاید با اسید رقیق یا با محلول‌های قلیایی همراه باشد تا اورانیوم را محلول نگهدارد، سپس اورانیوم در کارخانه‌های آسیاب‌سازی اورانیوم، از محلول خود جدا می‌شود.
در نتیجه انتخاب روش حفاری برای ته‌نشین کردن اورانیوم بستگی به جنس دیواره معدن کانه سنگ، امنیت و ملاحظات اقتصادی دارد.
در غالب معدن‌های زیرزمینی اورانیوم، پیشگیری‌های مخصوصی که شامل افزایش تهویه هوا می‌شود، لازم است تا از پرتوافشانی جلوگیری شود.

آسیاب کردن اورانیوم
محل آسیاب کردن معمولاً به معدن استخراج اورانیوم نزدیک است. بیشتر امکانات استخراجی شامل یک آسیاب می‌شود. هرچه جایی که معدن‌ها قرار دارند به هم نزدیک‌تر باشند یک آسیاب می‌تواند عمل آسیاب‌سازی چند معدن را انجام دهد. عمل آسیاب‌سازی اکسید اورانیوم غلیظی تولید می‌کند که از آسیاب حمل می‌شود. گاهی اوقات به این اکسیدها کیک زرد می‌گویند که شامل 80 درصد اورانیوم می‌باشد. سنگ معدن اصل شاید دارای چیزی در حدود 1/0 درصد اورانیوم باشد.
در یک آسیاب، اورانیوم با عمل سنگ‌شویی از سنگ‌های معدنی خرد شده جدا می‌شود که یا با اسید قوی و یا با محلول قلیایی قوی حل می‌شود و به صورت محلول در می‌آید. سپس اورانیوم با ته‌نشین کردن از محلول جدا می‌شود و بعداز خشک کردن و معمولاً حرارت دادن به صورت اشباع شده و غلیظ در استوانه‌های 200 لیتری بسته‌بندی می‌شود.
باقیمانده سنگ معدن که بیشتر شامل مواد پرتوزا و سنگ معدن می‌شود در محلی معین به دور از محیط معدن در امکانات مهندسی نگهداری می‌شود. (معمولاً در گودال‌هایی روی زمین).
پس‌مانده‌های دارای مواد رادیواکتیو عمری طولانی دارند و غلظت آنها کم خاصیتی سمی دارند. هرچند مقدار کلی عناصر پرتوزا کمتر از سنگ معدن اصلی است و نیمه عمر آنها کوتاه خواهد بود اما این مواد باید از محیط زیست دور بمانند.

تبدیل و تغییر
محلول آسیاب شده اورانیوم مستقیماً قابل استفاده به‌عنوان سوخت در راکتورهای هسته‌ای نیست. پردازش اضافی به غنی‌سازی اورانیوم مربوط است که برای تمام راکتورها لازم است.
این عمل اورانیوم را به نوع گازی تبدیل می‌کند و راه به‌دست آوردن آن تبدیل کردن به هگزا فلورید (Hexa Fluoride) است که در دمای نسبتاً پایین گاز است.
در وسیله‌ای تبدیل‌گر، اورانیوم به اورانیوم دی‌اکسید تبدیل می‌شود که در راکتورهایی که نیاز به اورانیوم غنی شده ندارند استفاده می‌شود.
بیشتر آنها بعداز آن که به هگزافلورید تبدیل شدند برای غنی‌سازی در کارخانه آماده هستند و در کانتینرهایی که از جنس فلز مقاوم و محکم است حمل می‌شوند. خطر اصلی این طبقه از چرخه سوختی اثر هیدروژن فلورید (Hydrogen Fluoride) است.


نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٢۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

مثلث برمودا


مطمئنا کسانی که سنشان بیشتر از 20 سال است، دیوید کاپرفیلد و شیرین کاری هایش را به خاطر دارند؛ عبور از دیوار چین، نصف شدن توسط اره برقی و ...، اما از میان همه این شیرین کاری ها، یکی از همه ترسناک تر به نظر می رسید: دیوید کاپرفیلد در برمودا . قرار نیست امروز پرده از اسرار دیوید کاپرفیلد برداریم، امروز قرار است با خوفناک ترین منطقه جغرافیایی جهان و اسرار آن آشنا شویم: مثلث برمودا

پیشینه
واژه مثلث برمودا اولین بار در سال 1964 توسط وینسنت گادیس استفاده شد. او در مقاله ای با همین نام برای اولین بار از مفقود شدن تعداد زیادی هواپیما و کشتی در مثلث برمودا خبر داد. پیش از او جورج.اکس.سندز هم در سال 1952 به این اتفاقات عجیب اشاره کرده بود. در سال 1969 جان والاس اسپنسر کتابی با نام برزخ گمشده در مورد مثلث برمودا نوشت و کمی بعد از آن، مثلث شیطان دیگر نام شناخته شده در جهان به شمار می رفت، اما رازآلودگی این منطقه جغرافیایی مربوط به قرن حاضر نیست. اولین بار افسانه برمودا در نوشته های کریستف کلمب- کاشف نامی - مطرح شده است. با مطالعه نوشته های روزانه او مشخص می شود که اولین مشکل او در کشف دنیای جدید در دریای سارگاسو پدید آمده است. در یادداشت های او آمده است که خدمه با دیدن پرندگان دریایی انتظار داشتند در فاصله کوتاهی به خشکی برسند، اما حتی چند روز دل دریا را شکافتن هم آنها را به ساحل یا حتی جزیره کوچکی نرساند. او در همین یادداشت ها به تاریخ چند روز بعد، فرود آمدن شهاب بزرگی را از آسمان به صورت توپی از نور که از بالا افتاده است ثبت می کند. کلمب در همین یادداشت ها می نویسد که چند روز بعد او و چند نفر از خدمه اش نورهای رقصانی را در افق مشاهده کرده اند.

این دست گزارش ها در مورد برمودا چه از سوی کلمب و بعدها دیگر دریانوردان، همیشه این منطقه جغرافیایی را به منطقه ای وهم آلود تبدیل کرده است. از روزی که کلمب به عنوان اولین انسان از دنیای قدیم در این منطقه پا گذاشته است تاکنون، اتفاقات ناگوار و مشکوکی در این منطقه پیش آمده، بخصوص در یکصد سال گذشته که با عبور هواپیماها از این منطقه، ترافیک آن سنگین تر هم شده است. در همین دوره تا به حال یکهزار نفر جان خود را در برمودا از دست داده اند، اما در اینجا مسئله ای مهمتر از مرگ انسان ها مطرح است؛ این افراد چگونه کشته شده اند؟ یا اگر کمی خرافاتی باشیم آیا اصلا کشته شده اند یا نه؟

موقعیت جغرافیایی
مثلث برمودا در شرق فلوریدای آمریکا در اقیانوس اطلس قرار دارد. مثلث، واژه مناسبی برای این منطقه نیست، چون درواقع این منطقه یک بیضی (یا شاید دایره ای بزرگ) است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. گفته می شود طول جغرافیایی کرانه غربی برمودا 80 درجه است و روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی در آن روی هم منطبق هستند، قرار دارد. در این نقطه هیچ انحرافی در عقربه قطب نما محاسبه نمی شود، اما نظر دیگری در این مورد وجود دارد که می گوید کرانه غربی برمودا 6 درجه با مرکز تلاقی شمال حقیقی و مغناطیسی اختلاف درجه دارد. به هر حال همان طور که مشاهده می شود ابهامات در مورد این مثلث شیطانی بسیار زیاد است. بارزترین ویژگی اقلیمی برمودا گرما و باران بسیار زیاد است. بارش سالانه و طبیعی باران در این منطقه 60 اینچ (152 سانتی متر) برآورده می شود. این میزان، برآورد بارش سالانه آن است، اما گفته می شود هربار که یک توفان استوایی یا هاریکین (توفان های پرقدرت تر از توفان های استوایی مثل کاترینا) به این منطقه می رسد، ده ها اینچ باران فقط در عرض چند ساعت بر سطح منطقه باریده می شود. برمودا در بین جغرافی دانان به خاطر تغییرات ناگهانی آب و هوایی و پدید آمدن توفان، بسیار مشهور است، به گونه ای که در چندین مورد گزارش شده است که پدیده های اقلیمی فقط در عرض چند ثانیه شکل گرفته اند. بادهای بسیار سهمگین و بارش های سیل آسا هم همیشه از ویژگی های این پدیده های اقلیمی که معمولا توفان هستند، به شمار می روند.
در زیر دریا هم وضع به همین منوال است. توپوگرافی کف اقیانوس در این منطقه یکی از عجایب روزگار به شمار می رود. باور عموم بر این است که این منطقه از اقیانوس بسیار کم عمق است. این قضیه در مناطقی از مثلث برمودا که به فلوریدا نزدیک است، صادق است، اما فقط چند مایل دورتر از آن، جایی که صفحه قاره ای اطلس شمالی شکسته می شود، ناگهان عمق آب به 12 هزار فوت می رسد. عمیق ترین منطقه مثلث برمودا با نام گودال پورتوریکو در 100 مایلی شمال پورتوریکو قرار دارد که عمق آن 30هزار فوت تخمین زده می شود. این الگوی بسیار نامنظم توپوگرافی باعث شده است که تا به امروز هیچ نقشه دقیق و واضحی از این منطقه ارائه نشود. دانستنی های جغرافی دانان در مورد سطح کف اقیانوس در این منطقه بسیار محدود است و گفته می شود در کف آن انواع غارها و پستی و بلندی های کوچک و بزرگ وجود دارد، البته محدودیت دانستنی های ما از کف اقیانوس ها تنها به این منطقه محدود نمی شود، با این حال اخیرا دانشمندان با جریانی پرقدرت در زیر جریان های معمولی اقیانوسی در این منطقه برخورد کرده اند که دقیقا برخلاف جریان های معمولی حرکت می کند. این جریان پنهان تاثیرات زیادی بر آب های منطقه می گذارد. یکی از اسرارآمیزترین آنها، به وجود آمدن احجام بزرگ و سفیدی ست که فقط از طریق ماهواره ها دیده می شوند. شاید تطابق شمال حقیقی و شمال مغناطیسی در این منطقه باعث وجود آمدن این پدیده های غریب و تا حدی ترسناک می شود.

در مورد خاصیت مغناطیسی این منطقه هم باید گفت چندی پیش تحقیقی گسترده در این مورد از سوی ایالات متحده انجام گرفت. یکی از نتایج جالب آن، عدم وجود میدان های بزرگ و شدید مغناطیسی ست؛ چیزی که خلبانان هواپیماها و خدمه کشتی ها همیشه آن را مطرح می کنند. البته دانشمندان معتقدند نباید این گفته را نادیده گرفت، چون هنوز چیزهای بسیار زیادی در مورد میدان مغناطیسی مثلث برمودا وجود دارد که بر آنها پوشیده است.
در شرق مثلث برمودا، همان طور که گفته شد دریای سارگاسو قرار دارد. این دریا، یکی از عوامل اصلی مشهور شدن برموداست. در این منطقه از اقیانوس اطلس چند جزیره کوچک و چند دسته جلبک شناور بزرگ قرار دارد. بین این جزایر و جلبک ها جریان آب گرمی درجهت عقربه های ساعت وجود دارد که تاثیر زیادی بر شرایط اقلیمی منطقه می گذارد و همیشه آن را آرام و مه آلود نگه می دارد. این دریا همان دریایی ست که کلمب در آن گرفتار شده بود و به شوخی به ملوانان خود گفته بود که هرگز نخواهند توانست از آن خارج شود. یکی دیگر از ویژگی های این دریای خوف انگیز، قابلیت آن برای کشیدن اجسام خارجی به درون خود است، به گونه ای که گفته می شود سارگاسو، قلب آهنربایی اطلس است.

افسانه ها
افسانه هایی که در مورد مثلث برمودا در میان مردم جهان وجود دارد بسیار عجیب و هولناک است. اولین موارد آنها همان طور که اشاره شد به یادداشت های روزانه کریستوف کلمب بازمی گردد، اما این یادداشت ها در برابر موارد بعدی بسیار معمولی تر و حتی گاهی منطقی تر به نظر می رسند. عجیب ترین افسانه مثلث برمودا پرواز 19 است که در دسامبر 1945 اتفاق افتاد. این هواپیما در ساعت 2:10 از پایگاهی در ایالت فلوریدا به هوا بلند شد. این پرواز، پروازی آزمایشی برای آزمایش بمب های جدید ارتش آمریکا بود. یک ساعت پس از پرواز، خلبان پرواز با رادیو اعلام کرد که هیچ کدام از سیستم های او کار نمی کنند. ایستگاه زمینی از خلبان خواست به سمت شمال تغییر مسیر دهد. چند دقیقه بعد ارتباط این پرواز به همراه تمامی خدمه اش با زمین قطع شد و دیگر هیچ وقت اثری از لاشه هواپیما یا جسد خدمه اش یافت نشد. این اتفاق در 5:50 بعدازظهر اتفاق افتاد. در ساعت 6:20 قایق نجات دامبو برای یافتن هواپیمای پرواز 19 راهی منطقه شد، اما هوای توفانی مانع کار آنان شد و پس از آن هرگز اثری از پرواز 19 یافت نشد.

در مورد اکثر تراژدی های مثلث برمودا چند نکته مشترک وجود دارد. در بیشتر آنها ارتباط رادیویی کشتی ها و هواپیماها تا آخرین لحظه با پایگاه زمینی برقرار بوده و همیشه پیام های غیرعادی مخابره می شده است که حاکی از عدم کنترل آنان روی دستگاه ها و ابزارها بوده یا چرخش عقربه های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی، آن هم در روز صاف و آفتابی یا تغییراتی غیرعادی در آب ها که تا لحظاتی قبل آرام بوده اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی آنها مخابره می شوند.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی، دستگاه ها و ابزارهای قایق های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان، دوباره شروع به کار کرده اند. در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت شده است: خطری همانند یک خنجر هم اکنون بسرعت می آید. ما نمی توانیم فرار کنیم . جالب است بدانید پس از مخابره این پیام، کشتی ناپدید شد و هرگز یافت نشد.
اما عجیب ترین داستان برمودا به یک پرواز مسافری مربوط می شود. ارتباط راداری این هواپیمای مسافربری در حالی که برای فرود آماده بود، ناگهان قطع شد و 10دقیقه، هیچ ارتباطی - چه راداری یا رادیویی - با فرودگاه فلوریدا نداشت. پس از 10 دقیقه هواپیما دوباره در صفحه رادار ظاهر شد و بسیار عادی در باند فرود آمد، اما خلبان و خدمه آن از آنچه افراد پایگاه می گفتند اظهار بی اطلاعی می کردند، زیرا تا آنجا که به آنها مربوط بود هیچ اتفاق غیرعادی نیفتاده بود، جالب اینکه ساعت های تمام سرنشینان 10 دقیقه از زمان واقعی عقب تر بود، درحالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه، وقت اصلی را با فرودگاه کنترل کرده بود و در آن هیچ اختلاف زمانی بین فرودگاه و هواپیما وجود نداشت. آیا واقعا هواپیما 10 دقیقه از بعد زمان و مکان زمین خارج شده بود؟ آیا هواپیما برای 10 دقیقه به بعد زمان و مکان دیگری منتقل شده بود؟ اینها سئوالاتی ست که به نظر می رسد هرگز پاسخ منطقی برای آنها پیدا نخواهد شد و همگی به حضور شیطانی مثلث برمودا در آن منطقه مربوط می شود.

حقیقت برمودا
دلایل منطقی و غیرمنطقی زیادی برای توجیه پدیده های غیرطبیعی مثلث برمودا ارائه شده است که به بعضی از آنها اشاره خواهد شد.

آب و هوای استوایی: این منطقه از لحاظ اقلیمی، یکی از بحرانی ترین مناطق اقیانوسی دنیا به شمار می رود. همان طور که گفته شد ممکن است در عرض چند دقیقه، توفانی عظیم در آن پدید بیاید؛ توفانی که می تواند هر هواپیما یا شناوری را در چند لحظه نابود کند. جالب است بدانید اکثر این توفان ها حتی توسط ماهواره ها هم شناسایی نمی شوند.
دریانوردان آماتور: طبق آمارها در این منطقه در جهان بیش از هر جای دیگر درخواست کمک می شود (حدود 8 هزار مورد در سال یا به عبارتی بیش از ۲۰ مورد در روز). اکثر این درخواست ها از سوی ملوانان آماتور و غیرحرفه ای ست که با داشتن ذهنیت منفی از برمودا، هر پدیده ای را در این منطقه، پدیده ای ماورای زمینی می دانند.

زلزله های زیرزمینی: هرچند تا به حال هیچ پدیده زمینی در این منطقه رسما ثبت و گزارش نشده است، دانشمندان زلزله های زیادی را در کف اقیانوس در منطقه مثلث برمودا کشف کرده اند. این زلزله ها می توانند در مناطق کم عمق تر باعث پدیده های مخربی همچون سونامی شرق آسیا شوند.

جریان آب خلیج: این جریان اقیانوسی بسیار پرقدرت است و حتی گزارش شده که سرعت آن در برخی مناطق به پنج مایل بر ساعت هم می رسد. این جریان برای اینکه قایق ها را چندصد مایل به این طرف و آن طرف بکشاند، کافی ست؛ خصوصا اگر خدمه کشتی برای مقابله با این جریان آمادگی قبلی نداشته باشند. این جریان در ترکیب با مغناطیس غیرمعمولی منطقه می تواند باعث هر پدیده پیش بینی نشده ای باشد.

تئوری حباب های گازی: نظریه حباب های گازی نظریه ای عجیب، اما منطقی به نظر می رسد که از سوی برخی دانشمندان مطرح می شود. این دسته از دانشمندان بر وجود میزان بسیار زیادی هیدرات گازی در این منطقه اعتقاد دارند که این گازها باعث ایجاد چگالی زیادی در آب می شود و همین امر می تواند باعث بروز پیامدهای ناگواری شود.

علاوه بر این نظریه های علمی، نظریات غیرمعقول و ماورایی زیادی هم در مورد اتفاقات برمودا ارائه شده است که بیشتر از سوی انسان های خرافاتی عنوان و پذیرفته می شوند.
برخی معتقدند موجوداتی فرازمینی این منطقه را برای انتخاب نمونه های آزمایشگاهی خود که انسان ها باشند انتخاب کرده اند و هرچند وقت یک بار یک یا چند نمونه را با خود به فضای ماورای زمین می برند. با این حال حتی همین انسان ها هیچ گزارشی از دیده شدن بشقاب پرنده ها منتشر نکرده اند. برخی دیگر می گویند مثلث برمودا محلی ست که شهر گمشده آتلانتیس در آن قرار دارد، البته این نظریه هم در حد همان موجودات فضایی ست و نمی توان آن را باورپذیر دانست. در این مورد نظریات دیگری هم وجود دارد که همگی از نظر علمی غیرقابل توضیح هستند.
به هر حال تا روزی که علم انسان دانش محور، اسرار این مثلث شیطانی را حل نکند، ایده های غیرعلمی ادامه خواهد داشت.

مثلث اژدها
دریای شیطان و مثلث اژدها در دریای فیلیپین در شرق سواحل چین به خاطر بلعیدن یکباره شناورها و خدمه اش مشهور است. در حالی که طبق افسانه های محلی و بومی، این منطقه متعلق به سلسله های پادشاهی گمشده ای است که در زیر دریا مستقر شده اند، دانشمندان معتقدند این منطقه هم همانند مثلث برمودا در دیگر سوی جهان دارای خواص مغناطیسی ویژه ای ست.
افسانه دیگری در مورد مثلث اژدها وجود دارد که طبق آن اژدهایی در اعماق آب های این منطقه زندگی می کند و هر گاه که اژدها حرکت می کند، امواج وحشتناکی در پی حرکت او به وجود می آید. به هر حال دولت ژاپن در سال 1950، این منطقه را منطقه خطرناک معرفی کرد و به ماهیگیران و دیگران توصیه کرد به این منطقه سفر نکنند. در سال 1952 هم شناوری تحقیقاتی از جانب دولت ژاپن برای بررسی ابهامات موجود به دریای شیطان ارسال شد که هیچ گاه باز نگشت و تمام 9 محقق و 22 سرنشین آن برای همیشه مفقود شدند


نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٢۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

به نام خدا
سلام
جهان هستی و خلقت بر زوجیت استوار شده است، زوجیت قانون حیات و بقاست. در میان انسانها حساسترین انتخاب در طول زندگی، انتخاب همسر است که براساس آن نهاد خانواده شکل می گیرد.
والاترین هدف و کارکرد خانواده تکمیل هویت و تأمین آرامش همسران است.
در سایه آرامش، انسانها به رشد و بالندگی مناسب دست می یابند و خلاقیت های خود را بروز می دهند.
مهر و محبت، صمیمت و وفاداری از مهم ترین عوامل پایندگی و تقویت نهاد خانواده است، همچنان که حفظ کانون خانواده یکی از اصیل ترین تکالیف هر یک از همسران محسوب می شود.
شایسته است همسران با شناخت کامل تفاوتهای یکدیگر و یادگیری روشهای ابراز محبت و دستیابی به تفاهم، سعادت خود و خانواده را بیمه نمایند و از کوتاهترین لحظه های با هم بودن بیشترین بهره ها را ببرند، از این رو در این شماره مهارتهای همسرداری اشاره می نماییم.
قلبتان شاد و دستتان پر مهر باد


تعریف همسرداری
مهارتی است که زن و شوهر (زوجین) با شناخت توانمندیها، تفاوتها و حساسیتهای یکدیگر بتوانند به نیازهای جسمی، عاطفی ، روانی وجنسی طرف مقابل پاسخ دهند. به طوری که هر دو احساس رضایت خاطر نموده به آرامش نسبی دست یابند.

تفاوتهای روانشناختی زنان و مردان در زندگی مشترک
- میزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمینان آنان از «دوست داشته شدن» رابطه مستقیمی دارد، در حالیکه مردانی زمانی از اعتماد به نفس کافی برخوردارند که بتوانند درخواستهای همسران خود را برآورده کنند.
- زنان دوست دارند برای حل شدن یک موضوع درباره آن صحبت کنند(حتی اگر وقت زیادی صرف نمایند)، در حالی که مردان این عمل زنان را پرحرفی تلقی می کنند.
- زنان دوست دارند که شوهرانشان محبت خود را ابراز کنند و به آنان بگویند که چقدر دوستشان دارند، اما مردان فکر می کنند که همسرانشان باید بدانند که «من فقط او را دوست دارم ، نیازی به گفتن نیست»
- وقتی مردان از زنان خود حمایت می کنند، آنان را در حل مشکلاتشان توانمندتر می سازند، و به زندگی امیدوارتر و علاقه مندتر می کنند.
- زنان فرمان بردن را دوست دارند ولی معتقدند این فرمان بردن باید عاشقانه باشد، در این صورت حاضر به هر گونه ایثار و فدارکاری خواهند بود.
- هنگامی که مردان دیر می کنند، زنان با سؤالهای «چرا دیگر کردی؟ » کجا بودی؟ و ...» در حقیقت دلواپسی و نگرانی توأم با عشق و علاقه را به همسر خود ابراز می کنند. اما شوهران فکر می کنند که همسرانشان می خواهند آنها را زیر سوال ببرندو افراد بی مسؤولیت و غیر مطمئین جلوه دهند.
- وقتی شوهران فکر می کنند که برای زندگی و همسرشان مفید هستند، احساس ارزشمندی و توانمندی می نمایند ولی زنان زمانی این احساس را دارند که فکر کنند برای همسرانشان عزیز هستند.
- مردان پس از گوش کردن به صحبت های همسر خود بلافاصله می خواهند مشکل را حل کنند، بنابراین به راهنمایی آنان می پردازند، در صورتی که شاید زنان فقط می خواستند احساساتشان را بیان کنند.
- زنان میزان ارزشمندی و علاقه شوهرانشان را به خود با میزان برآورده شدن خواسته هایشان محک می زنند.
- مردان یا باید سعی کنند خواسته های منطقی آنان را برآورده کنند و یا آنان را با دلایل صحیح متقاعد سازند.

کلیدهای برقراری ارتباط صحیح با خویشان همسر
1 – به خانواده همسرمان نیز به اندازه خانواده خود احترام بگذاریم.
2 – با خانواده همسر خود همانگونه رفتار کنیم که با خانواده خود رفتار می نماییم.
3 – به هیچیک از خانواده ها اجازه دخالت در زندگی خود را ندهیم. در صورتی که خانواده ها قصد راهنمایی داشته باشند، فقط از تجریه های آنن استفاده کنیم و تصمیم نهایی را با مشورت همسر خود اتخاذ نماییم.
4 – در صورت بروز اختلاف، از در میان گذاشتن موضوع یا نزدیکترین خویشاوندان نیز پرهیز کنیم، زیرا اینکار موجب گسترش دامنه اختلاف می شود.
5 – در حضور خویشان به همسر خود بیشتر توجه کنیم و او را در گفتگوها شرکت دهیم.
6 – در صورت بروز مشکل از سوی خانواده زن یا مرد، عضو همان خانواده باید مشکل را حل کند، زیرا هر یک از همسران به خوبی خانواده خود را می شناسند و بهتر می توانند چاره جویی نمایند.
7 – از چشم هم چشمی و حسادت بپرهیزیم.
8 – به آداب و رسوم خانواده همسرمان احترام بگذاریم، چنانچه برخی از آنها را صحیح نمی دانیم هرگز آنان را به خاطر پایبندی به آداب و رسوم خود استهزا نکنیم.
9 – لازم است گاهی همسران به تنهایی به دیدار خانواده خود بروند (اینکار موجب ارضای محبت مادر و فرزندی می شود)
10 – این واقعیت را بپذیریم که علاوه بر همسر، پدر و مادر حق مسلمی بر گردن ما دارند، بنابراین در صورت ضرورت ، هر یک از همسران باید بخوبی از خانواده خود حمایت کنند.

آشنایی با برخی از مهارتهای همسرداری
1 – شاد باشیم : شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.
2 – صبور باشیم : اگر رفتار همسرمان را خوشایند نم دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.
3 – منطقی رفتار کنیم: مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و بجای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی طرفانه قضاوت کنیم.
4 – کم توقع باشیم : از همسرمان آن قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ بدهد.
5 – مثبت نگر باشیم: با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بد بینی را از خود دور کنیم ، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه های خوب زندگی را فراموش نکنیم.
6 – خوش بین باشیم ، داشتن نگاه خوش بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می شود.
7 – یکدل باشیم : درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می شود و یکدلی به وجود می آورد.
8 – شنونده خوبی باشیم : هنگامی که همسرمان با ما صحبت می کند حتی الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرفهای او توجه داریم.
9 – مشوق همسر خود باشیم : برای رفتارها و صحبت های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت های موفق گذشته او را تشویق کنیم تا آینده بهتری داشته باشد.
10 – به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم: آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می برد ما هستیم.
11 – خوش قول باشیم : برای حرفها و قول های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسؤول بدانیم خوش قولی نشانه احترام به خود و همسر است.
12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.
13 – ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم : سعی کنیم با همسر خود درباره مسایل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می باشد.
14 – با یکدیگر مهربان باشیم : همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم ، خوبی هایش را بازگو کنیم، برایش خوبی خواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را بکار ببریم با مهربانی می توانیم مالک قلبهای یکدیگر باشیم و رابطه گرم و صمیمی برقرار کنیم.
15 – محبت پذیر وقهر گریز باشیم : منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکار است . تلاش کنیم که آیینه زندگیمان شفاف و بدون غبار کدورت باشد.
16 – راستگو باشیم : صداقت و راستی از بهترین سرمایه های زندگی مشترک است . هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه های زندگی را سست می کند.
راستی کن که راستان رستند**************در جهان راستان قوی دستند
17 – محیط خانواده را با صفا کنیم: فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.
18 – به ارزشهای دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم : ارزشها از ارکان و ستونهای اصلی خانواده محسوب می شوند و مقید بودن به ارزش ها موجب دوام و استحکام خانواده می شود و اصالت آن را حفظ می کند.
19 – به نیازهای همسر توجه کنیم: رفتار دلنشین و توام با متانت موجب می شود خواسته های خود را به راحتی بیان کند.
20 – بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم: در سایه سلامت جسمی و روانی می توانیم به هدفهای خود برسیم ، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.
21 – با یکدیگر مشورت کنیم: هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن ، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاهتر می شود.
22 – قدر شناس باشیم : از همسرمان به خاطرانجام وظایف ، مسؤولیت ها و همکاریهایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه های خاصی نیازمند نیستیم!
23 – احساس مسؤولیت داشته باشیم : هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که بر عهده گرفته اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.
24 – برنامه ریزی کنیم: در حقیقت برنامه ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می بخشد.
25 – الگوی خوبی باشیم : طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.
26 – خود را به جای همسرمان بگذاریم : دنیا را از دریچه نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم «اگر من جای او بودم چه می کردم ؟»
27 – به خواسته ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم: فراموش نکنیم که ازدواج پیمان هکاری و تشریک مساعی است.
28 – میانه رو متعادل باشیم : حضرت علی (ع) فرموده اند «خیر الامور اوسطها» پس اگر در تمام امور زندگی ( خوردن ، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و ...) اعتدال را رعایت کنیم کمتردچار مشکل می شویم
29 – با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم: یک جمله شورانگیز می تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.
30 – روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم : عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی ، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می کند.
31- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه سختیهای زندگیمان را می پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می شود.
32 – همسر خود را راضی کنیم: باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشین هیچوقت ما را ترک نمی کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی گذارد.
33 – با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته تر است.
34 – برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم : باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.
35 – سختی ها و مشکلات محیط کار را درحد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم : همفکری بار مشکلات را سبک تر می نماید.
36 – فرمان ندهیم : نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم. متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.
37 – تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم: افکار مزاحم مانند خوره ، سلامت روانی انسان را از میان می برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پا گیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.
38 – از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم : زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می شود.
39 – روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم : هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می شود. هرگز نباید از نقطه ضعف ها به عنوان اسلحه ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.
40 – مقابله به مثل نکنیم : از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل ، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٢۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

عادات خوب بهداشتى مسلماً به حفظ حافظه یارى مى رسانند، ولى مغز در سنین بالا احتمالاً نیاز به کارهاى بیشترى دارد تا همواره فعال و آماده باقى بماند.
اگر ۵۰ سال یا بیشتر دارید، احتمالاً گاهى پیش آمده که متوجه افت توانایى تان در به خاطر آوردن مطالب و چیز ها شده اید. شاید نمى توانید به خاطر آورید که چه وقت به دو وارد انبارى شدید، یا اسامى دوستان یا افرادى را که در یک مهمانى با آنها برخورد کرده اید فراموش مى کنید.
در حالى که بیشتر مردم متوجه تغییراتى در حافظه با بالا رفتن سن مى شوند، ولى تنها درصد اندکى _ حدود ۱۰درصد ۶۵ساله ها - دچار زوال عقل واقعى مى شوند که در واقع افت جدى و پیشرونده حافظه و توانایى هاى شناختى است. این از دست دادن قابل توجه کارکرد ذهنى نه به دلیل پیرى بلکه ناشى از اختلالات عضوى، آسیب ها یا بیمارى عصبى است. عادات بهداشتى خوب کمک مى کنند که کارکرد شناختى حفظ شود و خطر زوال عقل کاهش یابد. مطالعات نشان داده اند که اگر خانم ها از نظر جسمى فعال باشند، استراحت و خواب کافى کنند، سیگار نکشند، روابط اجتماعى خوبى داشته باشند، الکل مصرف نکنند و از غذاهاى پر رشته (گیاهى) با چربى هاى اشباع شده و ترانس کمتر استفاده نمایند، کمتر دچار افت شناختى یا زوال عقل مى شوند. عوارض مشکلات جسمى یا دارو ها، در خانم هایى که به پزشک مراجعه مى کنند، کمتر است.
تغییرات طبیعى مربوط به سن در مغز از سرعت برخى فرآیند هاى شناختى مى کاهند، و یادگیرى مطالب جدید یا تمرکز ذهنى و عدم پراکندگى ذهنى را قدرى دشوار مى سازند. مشکلات زود گذر در حافظه (کلید را کجا گذاشته ام؟) بیشتر پیش مى آیند. این تغییرات طبیعى تلقى مى شوند، ولى مى توانند دلسرد کننده باشند. خبر خوب این که به خاطر چندین دهه پژوهش، بیشتر ما مى توانیم ذهن خود را به کمک راهبرد هاى اثبات شده متکى به خویش روشن تر و فعال تر سازیم. در اینجا به چندین توصیه براى حفظ توانایى به خاطر آوردن با وجود بالا رفتن سن اشاره مى کنیم.
۱- به خودتان باور داشته باشید
افسانه هاى رایج پیرامون پیرى مى توانند به حافظه آسیب رسانند. حافظه یادگیرندگان میان سال و مسن تر مى تواند با قرار گرفتن در معرض گفته هاى کلیشه اى درباره پیرى و حافظه بد عمل کند و برعکس اگر آنها را در معرض پیام ها راجع به حفظ حافظه در دوران کهولت سن قرار دهیم خوب عمل خواهد کرد. اگر تصور کنید که داشتن حافظه خوب یا بد خارج از اراده کنترل تان است، در این صورت احتمال تلاش زیادى براى حفظ مهارت هاى حافظه تان نخواهید کرد و با بالا رفتن سن متوجه افت بیشتر قدرت شناختى تان خواهید شد. باور به این که مى توانید حافظه تان را بهبود بخشید و تبدیل این باور به عمل با کسب مهارت هاى بیشتر و بهتر و چالش با ذهن خویش، حافظه تان را همواره روشن و فعال نگاه مى دارد.
۲- در استفاده از مغزتان اصل صرفه جویى یادتان نرود
اگر نیازى به صرف انرژى زیاد براى به خاطر آوردن این که کلید هایتان را کجا گذاشته اید یا تاریخ جشن تولد دختر بزرگتان چه وقت است ندارید پس بهتر است آن را صرف به خاطر سپردن مطالب جدید و مهم تر سازید.
براى آن که اطلاعات مورد نیاز روزمره همواره در دسترس تان باشد، بهترین کار این است که از تقویم، دفترچه یادداشت، نقشه، فهرست هاى خرید، پوشه ها و کتابچه هاى آدرس در کامپیوترتان استفاده کنید. محلى را در خانه براى قراردادن عینک، کیف پول، کلید ها و سایر اقلامى که مورد استفاده دائمى تان هستند، تعیین کنید. برطرف کردن شلوغى و به هم ریختگى در منزل یا دفتر کارتان کمک زیادى به کمتر شدن پراکندگى خاطرتان خواهد کرد و لذا موجب خواهد شد که به روى اطلاعات جدیدى که مى خواهید به خاطر بسپارید، متمرکز شوید.
۳- افکارتان را مرتب و منظم کنید
اطلاعات جدیدى که به صورت تکه هاى کوچک تر تقسیم شده اند (مثل شماره تلفن یا شماره ملى چند قسمتى) راحت تر به خاطر سپرده مى شوند تا یک فهرست طولانى مثلاً تمام شماره هاى حساب هاى بانکى تان یا نام همه افراد در کلاس درس تان اگر فهرستى طولانى براى به خاطر سپارى دارید، آن را به تکه هاى کوچک تر تقسیم کنید (مثلاً در کلاس درس، کودکان را براساس ردیف صندلى که بر روى آن مى نشینند یا دختر یا پسر بودنشان تقسیم کنید) و یا به الگوهاى تکرارى (مثلاً ارقام تکرارى یا تمام کودکانى که موى بلند دارند) توجه نمایید.
۴- از تمام حس هایتان بهره بگیرید
هرچه از حس هاى بیشتر در یادگیرى استفاده کنید، مغزتان بیشتر درگیر نگهدارى حافظه مى شود. به عنوان مثال، همه مى دانند که بوها در به خاطر آوردن خاطرات گذشته هاى دور بسیار موثرند، به ویژه خاطراتى که اثر عاطفى نیرومندى نیز بر روى ما داشته اند مثلاً همه با پختن نان و شیرینى توسط مادر بزرگ هایمان را با بو کردن آنها به راحتى به خاطر مى آوریم.
نتایج تحقیقى که در مجله «نورون» (مه ۲۰۰۴) منتشر گردید، نشان داده شد که بوها مى توانند در بهبود حافظه براى موضوعات پیش پا افتاده و روزمره نیز مفید باشند. به افراد بزرگسال یک رشته تصاویر بى تفاوت از لحاظ عاطفى، که هر یک با نوعى رایحه و بو همراه بوده نشان داده شد. از آنها نخواستند که آنچه را که دیده اند به خاطر بسپارند. سپس مجموعه تصاویرى، این بار بدون رایحه هاى قبلى به آنها مجدداً نشان داده شد و از آنها خواسته شد که آنها را که پیش از این دیده بودند به خاطر آورند. به خاطر آوردن در مورد کلیه تصاویر فوق، به ویژه آنهایى که با رایحه اى دلپذیر همراه بودند، بسیار عالى بود. در تصویر بردارى از مغز، دانشمندان دریافتند که حتى اگر رایحه هاى قبل با تصاویر همراه نباشند، به محض مشاهده آن تصاویر آن بخش از مغز که ناحیه اولیه بویایى به حساب مى آید (قشر هرمى مغز) فعال مى شود.
۵- مغزتان را توسعه دهید
بخش هایى از مغز که درگیر یادگیرى از طریق خواندن با صداى بلند، کشیدن تصویر، یا نوشتن اطلاعات بر روى کاغذ هستند (حتى اگر هرگز به یادداشت هایتان هم رجوع نکنید) بسیار وسیع اند. صرف مشاهده تصاویر، به خاطر سپردن و درک آن را آسان تر مى سازد. در واقع با این کار، ناچارید با دقت بیشتر به اطلاعات بپردازید.
۶- با صداى بلند تکرار کنید
وقتى که دوست دارید چیزى را که به تازگى شنیده اید یا درباره آن اندیشیده اید به خاطر بسپارید، آن را به صداى بلند تکرار کنید. مثلاً اگر همین حالا کسى نامش را به شما گفته، آن را در صحبت ها خطاب به وى یا درباره همانجا تکرار کنید. اگر چیزى را در جایى غیر معمول قرار مى دهید، نام آن محل را به روى کاغذى یادداشت کنید و یا آن را به صداى بلند براى خود بگویید و این که از درخواست تکرار اطلاعات توسط دیگران هیچ ابا نورزید.
۷- فاصله بیندازید
تکرار، اگر با زمان بندى مناسبى صورت گیرد، ابزارى از این هم قوى تر براى یاد گیرى است. به جاى آن که در زمان کوتاهى مطالب زیادى را براى خود تکرار کنید (کارى که اغلب براى امتحانات مى کنند و مغز را بیشتر از گنجایش اش پر مى کنند)، مطالب ضرورى را در فواصل زمانى که به تدریج طولانى تر مى شوند- مثلاً نخست ساعتى یک بار، بعد هر چند ساعت یک بار و سپس روزى یک بار- تکرار کنید. این طرز فاصله اندازى به ویژه در مورد اطلاعات پیچیده، مثلاً براى مسلط شدن بر جزئیات وظیفه تازه اى که به ما محول شده، بسیار مفید و موثر است. در مطالعات پژوهشى ثابت شده که تکرار و نمایش جزئیات با فاصله زمانى هم در افراد سالم و هم کسانى که دچار مشکلات شناختى جسمى (مثل MS) هستند، حافظه را بهبود مى بخشد.
۸- از یاد افزار ها (Mnemonic) استفاده کنید
یاد افزار ابزار خوبى براى به خاطر سپردن یک رشته از اسامى است. براى یاد افزار هم مى توان از حرف اول کلمات استفاده کرد.
براى افراد مسن یک یاد افزار به ویژه موثر بیان یک داستان است، یعنى قصه کوتاهى که هر بار نقل کردن آن یادآورى اش را براى بار آینده آسان تر مى سازد. مثلاً جمله «بچه عینکم را داخل کیف پولم گذاشت» موضوعاتى را در رابطه با بچه، عینک و کیف پول به خاطرتان مى آورد.
۹- با خودتان به چالش بپردازید
پرداخت به فعالیت هایى که نیاز به تمرکز و استفاده از حافظه دارد، به حفظ مهارت هایتان که با گذشت زمان ممکن است رو به افول گذارند، کمک مى کند. بحث کردن پیرامون مطالب موجود در کتب، حل کردن جداول کلمات متقاطع، پرداختن به دستورالعمل هاى جدید، رفتن به مسافرت و انجام پروژه ها و سرگرمى هاى جدیدى که نیاز به مهارت هایى دارند که براى شما آشنا یا راحت نیستند، از جمله این فعالیت ها هستند. در اینجا نیز از تمام حس هایتان کمک بگیرید: مثلاً سعى کنید مواد موجود در فلان غذایى را که در رستوران میل مى کنید حدس بزنید، مجسمه سازى و سفالگرى را امتحان کنید یا قدرى هم به موسیقى بپردازید.
۱۰- در دوره هاى تقویت حافظه شرکت کنید
دوره هاى تقویت حافظه روزبه روز معمول تر و متداول تر مى شوند. یکى از این دوره ها را که توسط کارکنان بهداشتى یا متخصصان روانشناسى یا باز توانى شناختى برگزار مى شوند، انتخاب کنید. دوره هایى که به باز ى هاى کامپیوترى یا تمرکز ذهنى مى پردازند، چندان مفید نیستند و معمولاً کمکى به باز توانى شناختى و رفع مشکلات روزمره حافظه نمى کنند. دوره اى را برگزینید که بیشتر به راه هاى عملى اداره چالش هاى روزمره مى پردازد.
نتایجى که از یک دوره تقویت حافظه حاصل مى شود، بستگى به تلاشى دارد که صرف آن مى کنید، طبق یک گزارش ارائه شده در اجلاس سالانه «انجمن روانشناسى آمریکا» در جولاى ۲۰۰۴ توانایى به خاطر آوردن نام ها و مطالب کمتر بستگى به سن و سلامتى دارد و بیشتر وابسته است به انگیزه تمرین و تلاش افرادى که در این دوره ها شرکت مى کنند. و باز هم سلامتى و بهداشت را فراموش نکنید. اگر یک مشکل بهداشتى حافظه تان را تهدید مى کند، احتمالاً موقعیت چندانى در اجراى استراتژى هاى بهبود حافظه نخواهید داشت.



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٢۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

آیا سرما خورده اید؟

1- مستقیما به رختخواب بروید و نصف فنجان شربت به دانه و نصف لیوان آب داغ بنوشید و درست و حسابی عرق بریزید. اگر هنوز تب دارید بعد یک ساعت دوباره اینها را بنوشید.

2- سر خود را با یک دستمال گرم بگیرد

3- دو فنجان آب داغ را روی چند عدد برگ تمشک و آنرا به مدت چند ساعت روی حرارت ملایم قرار دهید تا به خوبی دم بکشد. سپس آنرا بنوشید.

4- آب چغندر تازه را به نسبت نصف به نصف مخلوط کنید.

5- شیره کاربری را به عنوان تب بر بنوشید.

6- چای یا شیر داغ با عسل بنوشید. ( یک قاشق سوپ خوری عسل برای یک فنجان چای )

7- 100 گرم عسل را با آب یک عدد لیمو مخلوط کرده با چای صرف کنید.



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٢۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

قدرت اعداد



سال ها پیش در یکی از کلاس های ریاضیات مدارس آلمان، آموزگار برای اینکه مدتی بچه ها را سرگرم کند و به کارش برسد؛ از آنها خواست تا مجموع اعداد از یک تا صد را حساب کنند. پس از چند دقیقه یکی از شاگردان کلاس گفت: مجموع این اعداد را پیدا کرده و حاصل عدد ۵۰۵۰ می شود. با شنیدن این عدد معلم با حیرت فراوان او را به پای تخته برد تا روش محاسبه خود را توضیح دهد. به نظر شما این شاگرد باهوش که بعدها یکی از بزرگ ترین و معروف ترین ریاضیدانان دنیا شد، چه روشی را به کار بست؟ او اعداد یک تا صد را به ردیف پشت سرهم نوشت، سپس بار دیگر همین اعداد را بالعکس، این بار از صدتا یک، درست در ردیف زیرین اعداد قبلی نوشت. طوری که هر عدد زیر عدد ردیف بالاتر قرار گرفت.وی مشاهده کرد که مجموع هر کدام از ستون های به وجود آمده ۱۰۱ است. سپس نتیجه گرفت که صد تا عدد ۱۰۱ داریم که حاصل مجموع آنها می شود ۱۰۱۰۰=۱۰۱*۱۰۰. پس از آن تنها کافی بود که این مجموع به دست آمده نصف شود یعنی:
۵۰۵۰=۲/۱۰۱۰۰

شاید «شارل فردریک گاوس» شاگرد با ذکاوت کلاس که این روش جالب را به کاربرد، آن هنگام نمی دانست، روش بسیار کارا و مفیدی را برای جمع بستن رشته ای از اعداد ارائه داده است که تا سالیان سال مورد استفاده ریاضیدانان خواهد بود.اکثر مفاهیم ریاضی به قدری با زندگی روزمره ما گره خورده است که تمام مردم بدون آگاهی داشتن و واقف بودن به آن، از کنارش می گذرند و تنها کاربر خوبی هستند و بس! حتماً تا به حال با این عبارات در رادیو، تلویزیون یا موارد مختلف دیگر برخورد کرده اید: «وزارت آب و یا وزارت نیرو اعلام کرده است که میزان پرداختی قبض ها به صورت تصاعدی بالا می رود و از مصرف کنندگان تقاضا نمود که نهایت صرفه جویی را درمصرف آن داشته باشند.» حتماً در بیشتر موارد نیز از اینکه هزینه مصرف آب یا برق شما بسیار گران شده است گله مند و شاکی بوده اید و بسیار تعجب کرده و یا شاید هم فکر کرد ه اید که اشتباهی رخ داده است! اما در واقع این چنین نبوده است. بلکه این وزارتخانه ها و جاهای دیگر از این قبیل با به کار بردن یک مفهوم ساده ریاضی که از روابط جالب بین اعداد نشات می گیرد، تلاش نموده اند با این روش اندکی از مصرف سرانه انرژی های مفید در کشور بکاهند. بسیاری از رشته های اعداد در ریاضیات از قاعده و قانون خاصی پیروی می کنند. بدین صورت که مثلاً هر عدد نسبت به عدد قبلی خود به اندازه ثابتی کاهش یا افزایش می یابد، به این رشته از اعداد تصاعد «عددی» (حسابی) گویند. برای مثال در رشته اعداد ۱، ۴، ۷، ۱۰، ۱۳ و ... هر عدد نسبت به عدد قبلی خود سه واحد بیشتر است. حال رشته ای از اعداد را در نظر بگیرید که در آن هر عدد نسبت به عدد ماقبل خود به اندازه توان هایی از یک عدد ثابت افزایش یا کاهش یافته باشد. به این رشته از اعداد تصاعد «هندسی» گویند.

برای مثال رشته اعداد ۱، ۲، ۴، ۸، ۱۶ و... را در نظر بگیرید. اگر کمی دقت کنید متوجه می شوید که هر عدد نسبت به عدد قبلی خود، دو برابر شده است. به عبارت دیگر در این رشته از اعداد با توان هایی از عدد ۲ و یا اعداد دیگر مواجه هستیم.

یعنی :...و۲۴، ۳ ۲، ۲ ۲۲۱۲۰،، به ترتیب از چپ به راست می شود ...و ۱۶، ۸، ۴، ۲۱،

اگر کمی حوصله کنید و با ما همراه باشید مثال ها و داستان های جالبی از خاصیت شگفت آور این رشته از اعداد خواهید خواند که حتماً متعجب می شوید.

در گذشته های دور، یکی از پادشاهان هندوستان به ازای یاد دادن سرگرمی خوبی به او، جایزه بزرگی تعیین کرد. می دانید که هندی ها در ابداع و اختراع روابط شگفت انگیز بین اعداد بسیار توانا هستند و تاریخچه بلندی در این زمینه دارند. روزی یکی از همین دانشمندان متبحر کار با اعداد، نزد پادشاه رفت و بازی شطرنج را به او آموخت. کسی چه می داند، شاید بازی شطرنج از همان زمان اختراع شده باشد.این مرد زیرک به ازای سرگرمی خوبی که به پادشاه آموخته بود از وی خواست تا به ازای ۶۴ خانه شطرنج به او گندم دهد. بدین ترتیب که از یک دانه گندم برای خانه اول آغاز کند و به هر خانه شطرنج که رسید تعداد دانه های گندم را نسبت به خانه قبل دو برابر افزایش دهد. مثلاً برای روز چهارم پادشاه می بایست تعداد ۱۶=۲۴ دانه گندم به مرد فاضل بدهد. مرد خردمند شرط کرد که در صورت عدم توانایی پرداخت این گندم ها از سوی پادشاه می باید تاج و تخت هندوستان را برای همیشه ترک کند. پادشاه نیز با کمال میل پذیرفت و در دل به بی خردی آن ناشناس خندید. مسلماً در روزهای اول مشکلی وجود نداشت. اما مشکل اصلی از آنجا شروع می شد که این اعداد به صورت شگفت آوری بزرگ می شدند. در روز دهم تعداد ۱۰۲۴=۲۱۰ دانه گندم باید پرداخت می شد که تعداد زیادی نیست. اما روز بیستم تعداد قابل ملاحظه ای می شود یعنی ۵۷۶/۰۴۸/۱=۲۲۰ دانه گندم. فکر می کنید وقتی که به روز آخر یعنی خانه شصت و چهارم برسید چه اتفاقی بیفتد. درست حدس زده اید پادشاه ما به ....=۲۶۴ دانه گندم نیاز دارد که این تعداد گندم با تمام دانه های شن و ماسه موجود بر روی زمین برابری می کند! در روزهای آخر این شرط تازه پادشاه هند متوجه شد که چه کلاه بزرگی سرش رفته است اما چاره ای جز کناره گیری از تاج و تخت نبود!مثال های بسیاری از این دست موجود است که به قدرت شگرف اعداد و بیشتر از آن به قدرت تفکر انسان هایی که راه سود بردن از آن را بدانند اشاره می کند.


نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٢۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

مشخصات فنی برج میلاد

 

فناوری ساخت برجهای بلند در دنیا عمر زیادی ندارد برجهای بلند از این جهت اهمیت زیادی دارند که برای چندین منظور مورد استفاده قرار می گیرند ، از طرفی برای انجام یک طرح بزرگ چند منظوره طبعاً باید توان فنی و مهندسی در زمینه های مختلف در کشور موجود باشد . همچنین باید شرایطی فراهم کرد که همه بتوانند در کنار هم و با برنامه ریزی کار کنند . وقتی کشوری فناوری موشکی دارد یعنی که مهندسی های مکانیک ، هواو فضا ، شیمی ، متالوژی ، کامپیوتر وبرق ومخابرات پیشرفته ای دارد و مهمتر اینکه میتوانداین فناوری هارا در کنار هم قراردهد و محصول نهایی تولید کند .

برج هم چنین چیزی است . برای ساختن یک برج ، باید توان مهندسی عمران و سازه ، مهندسی معماری ،‌ مهندسی مکانیک ، برق ، مخابرات و همچنین قدرت تولید و کنترل ساخت قطعات ، تاسیسات و …وجود داشته باشد و البته شرایطی که این فناوری ها بتواند کنار هم کارکنند .
ایده ساختن یک برج مخابراتی ـ تلویزیونی در تهران حدود 8 سال پیش مطرح شد . سپس مطالعات دقیق برای برسی امکان و چگونگی ساخت آن انجام شد تاینکه طرح در سال 75 رسماً شروع به کار کرد طرح به طور کلی تشکیل شده است از برج و ساختمان راس آن ، مرکز جشنواره ها و همایش های بین الملل، مجموعه تجارت جهانی ، هتل پنج شتاره و پارک ای تی .
در ادامه مقاله به تحلیل و برسی هریک از قسمتهای ذکرشده طرح پرداخته خواهد شد :

برج و ساختمان راس آن :
این برج چند منظوره با هدف ساختن سازه ای به یاد ماندنی و به عنوان نمادی برای شهرتهران و به منظور رفع نیازهای مخابراتی و تلویزیونی تهران ساخته شده است .
برج میلاد تشکیل شده از ستون اصلی سازه و راس . ستون اصلی یک سازه بتونی با مقطع هشت ظلعی است که حدود 80 هزار تن وزن دارد و ارتفاع آن به 315 متر میرسد این بدنه که اصطلاحاً شفت نامیده می شود به جدید ترین روش ساخت یعنی قالب لغزان ساخته شده است . عملیات ساخت بدنه دی ماه 77 شروع شد و دی ماه چهار سال بعد به پایان رسید . سازه راس برج میلاد مرتفع ترین ساختمان 12 طبقه دنیاست . با اینکه فقط سه برج بلند تر از برج میلاد در دنیا وجود دارد ،‌در هیچ کدام چنین عمارتی در ارتفاع تعبیه نشده است . ساخت یک سازه به بلندی 68 متر با اجزای لوله ای شکل از نظر سازه یک کار پیچیده و دشواراست حالا به آن اضافه کنید که این سازه عظیم باید در ارتفاع 300 متری از سطح زمین نصب شود، یعنی جایی که سرعت باد سرسام آور است و البته باید کاملاً‌ایمن باشد آ نقدر که مردم بتوانند به راحتی از امکانات آن استفاده کنند.

 

 

 

دقت کار فنی در ساختمان برج به قدری است که همه قطعات برای خودشان شناسنامه ای دارند که تمامی مشخصات قطعه شامل اینکه ماده اولیه قطعه چه بوده ، از کجا تهیه شده ، قطعه کجا تولید شده و چه کسی مسؤل کنترل و بازرسی آن بوده است . برای کارهایی مثل جوش دادن قطعات هم این فرایند طراحی شده است ، به طوری که معلوم است یک جوش کی انجام شده چه کسی جوشکار آن بوده و چه کسانی کنترل و تایید کر ده اند .
برج مخابراتی ـ تلویزیونی میلاد همچنین نماد اقتدار و عزم ملی ملت مسلمان ایران و جمهوری اسلامی ایران خواهد بود تاسیس موزه انقلاب اسلامی نیز عاملی است که می‌تواند برای اشاعه فرهنگ ملی تأثیر به سزایی داشته باشد وجود این بخش در کنار سایر اجزا مجموعه قداست و ویـژگی جهت دهنده‌ای داشته باشد . هدف اصلی مرکز ارتباطات بین المللی تهران ، فراهم سازی تسهیلات به منظور توسعه و ساماندهی ارتباطات و همکاری ‌های بین المللی در جهت شکوفایی اقتصاد کشور و آزاد سازی اقتصاد کشور از صادرات تک محصولی است . مجموعه مرکز تجارت بین المللی ، مرکز جشنواره ها و همایش‌ها و هتل به عنوان یک مجموعه کامل در کنار برج مخابراتی تهران از مزیت نسبی به وجود آمده ، بهره خواهند داشت. هر چند هر یک از فعالیت‌های مرکز می‌توانند اهداف مستقلی را تعقیب کنند اما در مجموع این اهداف از سویی در راستای هدف اصلی و برای تحقق آن به کار گرفته می‌شوند به همین لحاظ ابتداء اهداف اصلی هر یک از فعالیت‌ها مورد بررسی قرار گرفته و سپس سایر اهداف آن مورد توجه قرار می‌گیرد . کارکردهای عمده این برج به شرح زیر است.

ایجاد و گسترش شبکه دسترسی بدون سیم به اطلاعات Wireless Access Network
زیرساخت مناسب برای سیستم های جدید تلویزیونی دیجیتال MVDS , DVB)
بهینه سازی پوشش رادیو تلویزیونی FM,UHF,VHF)
گسترش و بهینه سازی پوشش شبکه های بی سیم و پی جو .
ایجاد جاذبه گردشگری و بهره مندی از فضاهای گردشگری، تجاری و فرهنگی (رستوران گردان، سکوی دید ، گالری هنری ، گنبد آسمان ، موزه انقلاب اسلامی)
برج میلاد با ارتفاع کل 435 متر چهارمین برج بلند مخابراتی - تلویزیونی دنیا است که شامل ساختمان سرسرا (لابی) در پای برج با زیربنای 16000 مترمربع ، شافت بتنی به ارتفاع 315 متر ، سازه راس 12 طبقه با زیربنای بیش از 12000 مترمربع ـ که یکی از بزرگ ترین سازه راس برج های مخابراتی ـ تلویزیونی دنیا است ـ و یک دکل فلزی 120 متری است . در سه طرف بدنه برج 6 آسانسور شیشه ای ، هر یک با ظرفیت 25 نفر قرار خواهند گرفت که با سرعت متوسط 7 متر بر ثانیه ، بازدید کنندگان را به بالای برج منتقل خواهد کرد.

هتل پنج ستاره بین المللی:
هتل پنج ستارة مرکز چند منظوره ارتباطات بین المللی تهران برای پذیرایی بازرگانان و سیاحت کنندگان داخلی و خارجی از اهمیت خاصی برخوردار است .
ساخت چنین بنایی با دارا بودن زمینه‌های معماری کم نظیر ایران و بهره مندی از فن آوری موجود می‌‌تواند ضمن نشان دادن توان فنی، صنعتی معماری متخصصان داخلی گویای پیشرفت ملی در عرصه رفاهی نیز باشد . با توجه به کمبود هتل مجهز پنج ستاره در تهران که در حال حاضر تعداد آنها فقط 4 عدد است افزایش چنین امکاناتی یک نیاز مبرم می‌باشد همچنین کشور برای برگزاری کنفرانس‌های ملی و بین المللی به هتل‌های مجهز نیاز دارد امروزه هتل‌ها فقط جایگاهی برای استراحت نیست و دارای کاربردهای فراوان دیگر است. هتل‌ها علاوه بر اطاق استراحت، رستوران، سالن‌ها و فضاهای ورزشی و تفریحی یکی از بزرگ‌ترین مراکز خرید شهر نیز محسوب می‌شوند تا ضمن جلب گردشگران و افزایش تقاضای خرید از فروشگاه‌های هتل ، تقاضای اقامت را نیز افزایش دهد .

هتل چند منظوره مرکز ارتباطات تهران دارای 18 طبقه ، 500 اتاق و 16 سوئیت است . علاوه بر آن تعدادی سالن جهت برگزاری همایش‌ها و کنفرانس‌های محدود، کافه و رستوان و مراکز تفریحی و ورزشی در آن در نظر گرفته شده است برای برخی از صرفه جوئی‌های اجتماعی تعیین بهاء بسیار دشوار است. به طور مثال نزدیکی مرکز همایش‌ها با هتل باعث صرفه جویی در وقت و زمان برگزارکنندگان اجلاس‌های بین المللی می‌شود . همچنین ضریب امنیتی هیات‌های شرکت کننده افزایش و هزینة اسکورت و محافظت از این هیات‌ها کاهش می‌یابد . ترافیک شهری با توجه به محدود بودن رفت و آمدها کاهش یافته به تبع آن آلودگی هوا و صدا به میزان قابل توجهی تقلیل داده می‌شود . میزان تصادفات و خسارت مالی ناشی از رفت و آمد به حداقل می‌رسد. محیط اطراف هتل مرکز همایش رونق و در عوض از امکانات عمومی می‌توان برای احداث بزرگراه‌ها و سایر فعالیت‌های اجتماعی بهره جویی کرد .

مرکز ارتباطات بین المللی تهران (مجموعه یادمان) :
مکان مجموعه یادمان با ویژگی خاص و منحصر به فرد ، پس از بررسی و مطالعه 17 نقطه مختلف شهر تهران، در تپه‏های کوی نصر برگزیده شد . محل این مجموعه موقعیتی بسیار استثنایی از حیث ارتفاع ، موقعیت و راه های دسترسی دارد . این مجموعه از چهار طرف به چهار بزرگراه اصلی تهران یعنی بزرگراه های رسالت ، شیخ فضل الله نوری ، شهید همت و بزرگراه شهید چمران متصل است . همچنین پیش بینی یک خط اختصاصی از یکی از ایستگاه‏های مترو و تدارک امکانات حمل ونقل هوایی برای ارتباط سریع با فرودگاه پیش بینی شده است . در ادامه به معرفی تک تک اجزای این مجموعه و بررسی نقش هرکدام می‌پردازیم و زیرساختهای پیش بینی شده برای این مجموعه را اجمالاً بررسی می‏کنیم .

مرکز جشنوار ه ‏ها و همایش های بین المللی:
ارتباطات رودررو با وجود پیشرفت گسترده وسایل ارتباطی هنوز نیز از مهمترین و موثرترین شیوه ‏های ارتباطات تجاری، علمی و فرهنگی است. نقش فناوری‏های جدید اثربخش‏تر کردن ارتباطات رودررو و کاهش ارتباطات غیر ضروری است نه حذف آن . به همین دلیل یک مجموعه جامع برای ایجاد ارتباطات تجاری و فرهنگی بایستی توجه ارتباطات زنده و گسترده رودررو را نیز مورد توجه قرار دهد . به این منظور و برای ایجاد فضائی برای تبادل آرا و افکار ، مرکز جشنواره ها و همایش‌های بین المللی تهران به عنوان یکی از ارکان مرکز ارتباطات بین المللی تهران (مجموعه یادمان) به منظور برگزاری همایش‌های ملی و بین المللی و در راستای هدف اصلی آن و برای رفع نیازهای کلان شهر تهران ـ که سالهاست از کمبود یک محل مناسب برای همایش‌های بزرگ و در سطح بین المللی رنج می برد ـ ، ساخته خواهد شد. در حال حاضر در شهر تهران، ساختمان های مناسبی نظیر ساختمان اجلاس سران و سالن همایش های بین المللی صدا و سیما به منظور برگزاری اجلاس های رسمی و بین المللی به ویژه با کارکرد سیاسی ـ اجتماعی در کشور طـراحی و ساخته شده است که پاسخگـوی نیازهای سطوح مختلف نیز می‏باشد . لیکن با توجه به نیاز روز افزون به فضاهای فرهنگی برای برگزاری جشنواره‏های موسیقی ، فیلم ، نمایشگاه‏های هنری و کنفرانس ها و همایش های علمی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی ، امکانات موجود از نظر کارایی تکافوی نیاز را ننموده و از این بابت در کلان شهر تهران نارسائی های متعددی مشهود است .

این مرکز ، یک ساختمان مربع شکل به ابعاد حدود 80 متر و ارتفاع 42 متر می باشد و دارای زیربنای حدود 50000 متر مربع در 8 طبقه است . سالن اصـلی ویژه میهمانان مرکز همایش ها و جشنواره ها با ظرفیت 1500 نفر یکی از بزرگ ترین سالن های موجود است . علاوه بر سالن ‏اصلی این مرکز 8 سالن فرعی با ظرفیت 60 تا 200 نفر طراحی شده است . همچنین برای برگزاری همایش های بزرگ می ‏توان از سالن های کنفرانس هتل ، مرکز تجارت بین المللی و مرکز فن آوری اطلاعات و ارتباطات نیز استفاده کرد . مطالعات معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشانگر آنست که نیازهای پیش گفته در تاسیس یک مرکز جشنواره نه تنها تا‏کنون مرتفـع نشده بلکه فاصله زیادی با استانداردهای بین المللی به لحاظ کیفی و کمی در زمینه این سالن ها وجود دارد ، ضمن آنکه کیفیت فنی و اکوستیک هیچ یک از سالن های شهر تهران در اندازه های بین المللی نیست و فضای مناسبی برای برپایی چنین مراسمی وجود ندارد.

مرکز فن آوری اطلاعات و ارتباطات :
ارتباطات و اطلاعات عنصر اصلی توفیق درفعالیت های تجـاری دنیای امروز است . به منظور توجه مؤثر به این مـهم و با هـدف دسـتیابی به مرکزی برای برقراری ارتباطات بین المللی در همة اشکال آن ، مـرکز ارتباطات بین المللی تهران (مجموعه یادمان) طراحی شد. ترکیب اجزای مختلف این مجموعه به گونه ای است که تمامی امکانات مورد نیاز برای ایجاد ارتباطات مهم تجاری، علمی و فرهنگی را ممکن می سازد. بازار رو به رشد فن آوری اطلاعات و ارتباطات و نقش غیر قابل انکار آن در ایجاد تغییرات اساسی در نحوه کسب و کار بشر به وسیله تسریع فعالیت‌ها و ایجاد ارزش افزوده برای آنها ، باعث شده است تا کشورهایی که برای خود در اینده دنیا به دنبال جایگاهی شایسته هستند توجه به این امر و حضور در بازار گسترده تجارت الکترونیک و تجارت‏های مرتبط با فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات و صنایع مربوطه را مدنظر قرار دهند.  نگرش کشورهایی چون دوبی، مالزی، سنگاپور و هند و همچنین اختصاص قسمت اعظم بودجه های توسعه ای کشورهای صنعتی به صنایع مرتبط با فن‌آوری ارتباطات و اطلاعات ، شاهدی بر این مدعاست . در همین جهت مجموعه مرکز تجارت بین المللی و مرکز فن آوری اطلاعات و ارتباطات (پارک فن‌اوری اطلاعات) به‏منظور گسترش ، تسهیل و تشویق امر تجارت ، به ویژه تجارت الکترونیک و ایجاد فضایی برای ارتباطات و گسترش دانش فن‌آوری اطلاعات و ازتباطات ایجاد خواهد شد . اهم اهداف این مجموعه به قرار زیر است: ارتقا و بهبود موجودی تکنولوژیکی صنایع کشور ، به منظور بسط و توسعه قدرت رقابت آنها در بازارهای داخلی و به ویژه بین المللی با تأمین مکانی برای رشد صنایع کوچک و متوسط متکی بر فن آوری‌هایپیشرفته کاهش زمان مورد نیاز در فرایند تجاری کردن دستاوردهای پژوهشی ، به ویژه برای شرکت ها و صنایع نوپا با ایجاد ارتباط بین صنایع ، موسسات دولتی , دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی آسان سازی همکاری و تشریک مساعی بخش های دولتی و خصوصی با محوریت یک نهاد عمومی همچون شهرداری . جذب بخش خصوصی داخلی و شرکت های فن آوری اطلاعات ایرانی واقع در خارج از کشور به منظور صادرات خدمات فن آوری اطلاعات و در اختیارگرفتن آخرین دست آوردهای این صنعت تأکید بر فعالیت مشترک (خارجی ـ ایرانی) به منظور تسهیل فرایند انتقال تکنولوژی به صنایع کشور تأسیس مرکزی برای تحقیقات و ایجاد فرصت های شغلی برای متخصصین عالی فن آوری اطلاعات و پیشگیری از فرار مغزه ایجاد هم افزایی Synergy از طریق برقراری ارتباط بین شرکتهای مستقر در پارک و ظرفیت سازی به منظور تجاری ساختن فعالیت های داخلی تحقیقاتی برای ارائه در بازارهای جهانی زمینه‏های مختلف استفاده از فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات می توانند در این مجموعه مورد توجه قرار گیرند

مطالعات میکروژئودزی و رفتارسنجی ژئوتکنیک برج میلاد:
این مطالعات از اواخر سال 1377 و هم زمان با شروع بتن‌ریزی بدنه برج ، آغاز و سیستم مربوط به آن طراحی شد و هدف آن ، بررسی حرکت‌های احتمالی افقی و ارتفاعی محوطه پیرامون برج و بدنه بتنی آن می‌باشد.
سیستم طراحی شده شامل شبکه سه بعدی خارج برج (9پیلار میکروژئودزی که در محوطه اطراف برج مستقر شده) است. شبکه سه بعدی روی بدنه برج (20 نقطه نشانه در 5 تراز مختلف ارتفاعی برج) و شبکه ترازیابی (8 نقطه در محوطه اطراف و 7 نقطه پای بدنه برج) است. این نقاط به عنوان نقاط مبنا هستند و در مقاطع مختلف زمانی و براساس پیشرفت عملیات اجرایی برج ، مختصات آنها قرائت و با مراحل قبل مقایسه می‌شود. به این ترتیب ،کلیه حرکت‌های افقی و ارتفاعی محوطه و بدنه برج به دست می‌اید. این حرکت‌ها با مقادیر تئوری مقایسه می‌شوند و سپس تصمیمات لازم فنی و اجرایی گرفته می‌شود. لازم به ذکر است دستگاه‌هایی که در این مشاهدات مورد استفاده قرار می‌گیرد دارای دقت و حساسیت بسیار زیادی می‌باشد ، ضمن آن که هر مشاهده چندین بار صورت می‌گیرد تا خطاها به حداقل برسد.
تاکنون چهار مرحله مشاهدات میکروژئودزی انجام شده و گزارش‌های مربوط ارسال گردیده است. زمان این مراحل خردادماه 78 ، مهرماه 78 ، اسفندماه 80 و اردیبهشت ماه 82 بوده است. مقدار جابجایی های مسطحاتی و ارتفاعی بر اساس آخرین مشاهدات به شرح ذیل می باشد :
شبکه‌ی سه بعدی خارج برج
حداکثر جابجایی مسطحاتی پیلارهای 9 گانه نسبت به اولین مرحله مشاهدات خرداد ماه 78 حدود 4 میلی متر و نسبت به مرحله قبلی مشاهدات ( اسفند 80 ) حدود 2 میلی متر است . ضمن آن که هیچ کدام از پیلارها حرکت ارتفاعی نداشته اند .
شبکه‌ی سه بعدی روی بدنه‌ی برج
تراز 2/49 متر :
نقاط نشانه در این تراز برج حرکت مسطحاتی معادل حداکثر 7/4 میلی متر نسبت به مهر ماه 78 و 6/1 میلی متــر نسبت بــه اسفند ماه 80 داشته اند . مقــدار جابجایی عمودی ( نشست ) ایــن نقاط حدود 25 میلی متر نسبت به مهر ماه 78 سه میلی متر نسبت به اسفند ماه 80 می باشد .
تراز 2/145 متر:
نقاط این تراز حرکت مسطحاتی معادل حداکثر 25 میلی متر نسبت به مهر ماه 78 و 6 میلی متر نسبت به اسفند ماه 80 داشته اند و مقدار نشست این نقاط نیز حدود 51 میلی متر نسبت به مهر ماه 78 و 3 میلی متر نسبت به اسفند ماه 80 می باشد .
لازم به ذکر است حرکت های مسطحاتی در این ترازها مطابق پیش بینی ها است . در تراز 2/145 هم قاعدتاً باید حرکت های مسطحاتی بیش از ترازهای پائین تر باشد. علت آن هم می تواند مواردی از قبیل کاهش قطر بدنه اصلی ، خطای بیشتر قرائت ، تأثیر باد ، تابش یک طرفه آفتاب به بدنه برج و تغییرات حرارتی باشد . این موارد در ارتفاع های بالاتر تأثیر بیشتری دارد. در مورد نشست ها نیز با توجه به تغییر شکل الاستیک بدنه بتنی برج و تغییر شکل های ناشی از خزش بتن و همیــن طور نشست پی بــرج این مقادیر مطابق روابط تئــوری و قابل پیش بینی می باشد .
شبکه‌ی تراز‌یابی
نقاط محوطه اطراف برج نسبت به مشاهدات تیرماه 78 تغییرات ارتفاعی را نشان نمی دهد و نسبت به اسفند ماه 80 نیز تورمی حداکثر معادل 2 میلی متر را نمایان می سازد که به نظر می رسد عمده آن در حد خطاهای موجود باشد . نقاط پای بدنه برج نیز نسبت به تیر ماه 78 نشستی معادل 9 میلی متر داشته و نسبت به اسفند ماه 80 تغییری نداشته است . جابجایی این نقاط تقریباً معادل نشست پی برج می باشد که کمتر از مقدار پیش بینی شده نشست پی برج می باشد .
نتیجه : خوشبختانه تغییراتی که در مجموعه برج و محوطه اطراف آن مشاهد شده در حد تغییرات قابل پیش بینی بوده و هیچ حرکت نامتعادل و نگران کننده ای موجود نیست.



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٢۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

ذرات تا بی‌نهایت ادامه دارند

خلاصه ای از تئوری معروف او:

دکتر حسابی یکبار تابستان برای مدت کوتاهی به ایران بازگشت و در خانه ای متعلق به آقای جمارانی تابستان را سپری می کرد و در همین ایام در حین مطالعات به این فکر افتادند که علت وجود خاصیتهای ذرات اصلی باید در این باشد که این ذرات بی نهایت گسترده اند و هر ذره ای در تمام فضا پخش است و نیز هر ذره ای بر ذرات دیگر تاثیر می گذارد. به این ترتیب به فکر آزمایشی افتاد که این نظریه را اثبات و یا نفی کند . او با خود فکر کرد اگر این تئوری صحیح باشد باید چگالی یک ذره مادی به تدریج با فاصله از آن کم شود و نه اینکه یک مرتبه به صفر برسد و نباید ذره مادی شعاع معینی داشته باشد. پس در اینصورت نور اگر از نزدیکی جسمی عبور کند باید منحرف شود و پس از اینکه محاسبات مربوط به قسمت تئوری این نظریه را به پایان رسانید پس از بازگشت به امریکا به راهنمایی پرفسور انیشتین در دانشگاه پرنیستون به تحقیقات در این زمینه پرداخت. پرفسور انیشتین قسمت نظری تئوری را مطالعه کرد و دکتر حسابی را به ادامه کار تشویق کرد. دکتر حسابی به راهنمایی پرفسور انیشتین به تکمیل نظریه پرداخت سپس یک سال دیگر در دانشگاه شیکاگو به کار پرداخت و آزمایشهایی در این زمینه انجام داد. وی با داشتن یک انتر فرومتر دقیق توانست فاصله نوری را در عبور از مجاورت یک میله اندازه بگیرد و چون نتیجه مثبت بود آکادمی علوم آمریکا نظریه دکتر حسابی را به چاپ رسانید. برخی همکاران از نامأنوس بودن و جدید بودن این فکر متعجب شدند و برخی از این نظریه استقبال کردند.

شرح آزمایشهای انجام شده و نتیجه آن:

در اثبات این نظریه اگر در آزمایش, نور باریک لیزر از مجاورت یک میله وزین چگال عبور داده شود, سرعت نور کم می شود. در نتیجه پرتو لیزر منحرف میگردد. هرگاه پرتو لیزر بطور مناسبی از میان دو جسم سنگین که در فاصله ای از هم قرار دارند عبور داده شود انحراف آن هنگام عبور از مجاورت جسم اول و سپس از مجاورت جسم دوم به خوبی معلوم میشود و این انحراف قابل عکسبرداری است. این آزمایش گسترده بودن ذره را نشان می دهد. بر طبق این آزمایش انحراف زیاد پرتو لیزر فقط در اثر پراش نبوده بلکه مربوط به جسم است. بر حسب این نظریه هر ذره, مثلاً الکترون, کوارک یا گلویون نقطه شکل نیست بلکه بی نهایت گسترده است و در مرکز آن چگالی بسیار زیاد بوده و هر چه از مرکز فاصله بیشتر شود آن چگالی بتدریج کم می شود. بنابراین یک پرتو نور از یک فضای چگالی عبور کرده و شکست پیدا میکند و انحراف می یابد.

اختلاف تئوری بی نهایت بودن ذرات با تئوریهای قبلی:

در تئوریهای قبلی هر ذره قسمت کوچکی از فضا را در بر دارد یعنی دارای شعاع معینی است و خارج از آن این ذره وجود ندارد ولی در این تئوری ذره تا بی نهایت گسترده است و قسمتی از آن در همه جا وجود دارد. در تئوریهای جاری نیروی بین دو ذره از تبادل ذرات دیگر ناشی می شود و این نیرو مانند توپی در ورزش بین دو بازیکن رد و بدل می شود و این همان ارتباطی است که یبن آنها حاکم است و در تئوریهای جاری تبادل ذرات دیگری این ارتباط میان دو ذره را ایجاد میکند. مثلاً نوترون که بین دو ذره مبادله می شود, اما در تئوری دکتر حسابی ارتباط بین دو ذره همان ارتباط گسترده ایست که در همه جا بعلت موجودیت آنها در تمام فضا بین آنها وجود دارد.

ارتباط این تئوری با تئوری نسبیت انیشتین:

تئوری انیشتین می گوید: خواص فضا در حضور ماده با خواص آن در نبود ماده فرق دارد, به عبارت ریاضی یعنی در نبود ماده, فضا تخت است ولی در مجاورت ماده فضا انحنا دارد. اگر بگوییم یک ذره در تمام فضا گسترده است در هر نقطه از فضا چگالی ماده وجود دارد و سرعت نور به آن چگالی بستگی دارد به زبان ریاضی به این چگالی می توان انحنای فضا گفت.

ارتباط فلسفی این تئوری با فلسفه وحدت وجود:

در این نگرش همه ذرات جهان بهم مرتبط هستند. زیرا فرض بر این است که هر ذره تا بی نهایت گسترده است و همه ذرات جهان در نقاط مختلف جهان با هم وجود دارند.یعنی در واقع قسمت کوچکی از تمام جهان در هر نقطه ای وجود دارد.



نویسنده : سید اصغر قدس - ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam
تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به سید اصغر قدس مي باشد.کپی برداری از مطالب با ذکـر نام و آدرس وبلاگ مجاز میباشــد